• صفحه اصلی
  • درباره هیئت معارف جنگ
  • مطالب

    Warning: Attempt to read property "ID" on null in /home/xolfir1/maarefjang.ir/wp-content/themes/mega-mag/elementor/widgets/ar_post_special.php on line 40

    .

    اخبار آموزشی

    .

    اخبار فرهنگی

    .

    کتاب نگار

    .

    مناسبت ها

    .

    تولید محتوا

    جدید ترین اخبار

    معارف جنگ، سربازان را برای مقابله با جنگ نرم آماده می‌کند
    معارف جنگ، سربازان را برای مقابله با جنگ نرم آماده می‌کند

    39

    ۳۰ تیر ۱۴۰۵

    سالگرد شهادت سرلشکر خلبان عباس دوران
    سالگرد شهادت سرلشکر خلبان عباس دوران

    41

    ۳۰ تیر ۱۴۰۵

    ارزش های دفاع مقدس، از جنگ ۸ ساله تا جنگ ۴۰ روزه
    ارزش های دفاع مقدس، از جنگ ۸ ساله تا جنگ ۴۰ روزه

    31

    ۳۰ تیر ۱۴۰۵

    بمناسبت ۳۰ تیرماه روز خلبان
    بمناسبت ۳۰ تیرماه روز خلبان

    45

    ۳۰ تیر ۱۴۰۵

    امیر سرتیپ آراسته: تبیین تاریخ دفاع مقدس، رمز اقتدار امروز ایران است
    امیر سرتیپ آراسته: تبیین تاریخ دفاع مقدس، رمز اقتدار امروز ایران است

    68

    ۲۸ تیر ۱۴۰۵

    سالروز رحلت آیت الله العظمی بهاءالدینی قدس سره
    سالروز رحلت آیت الله العظمی بهاءالدینی قدس سره

    53

    ۲۸ تیر ۱۴۰۵

  • کتابخانه
امروز
چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۵
خانه > معصومه فانی نوبندگانی

  

معصومه فانی نوبندگانی
معصومه فانی نوبندگانی
معصومه فانی نوبندگانی

۴ اسفند ۱۴۰۴

وقتی جنگ شروع شد، همه ما به بیمارستان آمدیم و تا ساعت ۱۰ یا ۱۱ شب، همه کارکنان، در بیمارستان بودند.  فردای آن روز هم، مجروحی به بیمارستان نیاوردند. عصر چهارشنبه بود. وقتی امیر ربیعی نژاد را به بیمارستان آوردند، وضعیت پایش خیلی خراب بود. استخوان قلم پایش دو سه تکه شده بود و زیر آن استخوان هم، تمام گوشت و پیاش رفته بود. وضعیت او برای ما خیلی ناراحت کننده بود و خیلی وضعیت بدی داشت. دکتر ارتوپد ما، دکتر منوچهر فرهمند، خیلی خوب و باوجدان بود و کارش هم خیلی عالی بود. قسمت های دیگر بدن امیر ربیعی نژاد هم ترکش خورده بود. برای او کارهای زیادی انجام دادیم. وقتی میخواستیم پای او را پانسمان کنیم باید دو سه نفر بهیار می آمدیم، رگ و پی او را در دست می گرفتیم و یک بهیاردیگر هم با دستکش وگاز خیس، روی آن قسمت از پایش میکشید. او از این کاری که ما میکردیم خیلی درد میکشید، ولی صبور بود. خیلی صبور و مؤدب بود. او فرد با ادب و باشخصیتی بود. هم خودش و هم خانواده اش، خیلی مؤدب و باکلاس بودند. مادر خانمش دائم کتاب دعا دستش بود و بالای سر او نشسته بود. حدود سه یا چهار ماه در بیمارستان بود و بعد، او را به آلمان اعزام کردند. او جزء اولین مجروح های ما بود و بقیه مجروح ها را از آبادان و خرمشهر می آوردند، که کلاه سبزها هم جزء آنها بودند.

امیر سیاری هم که بعدا فرمانده نیروی دریایی شد، مجروح جنگی ما بود که کولوستومی شد. او مجروح فوق العاده باشعور و باکمالی بود.

وقتی پیشنهاد دادند که خانم های پرستار و بهیار هم به منطقه جنگی بروند، دکتر بیمارستان که الان هم فوت کرده گفت :

  • من به هیچ عنوان اجازه نمیدهم که خانم ها به منطقه جنگی بروند و همه آقایان باید به منطقه جنگی بروند.

خب، غیرت مردهای ما اجازه نمیداد که ما در نوک پیکان جنگ قرار بگیریم. ما هم به این همه غیرت و دلسوزی مردانمان افتخار میکردیم. بیمارستان هم روی دست خانم ها میگشت، چون همه آقایان در منطقه بودند و به همین خاطر، در بیمارستان هر کاری که مربوط به ما بود یا نبود انجام میدادیم.  اصلا این مسئله در میان نبود که بگوییم این مجروح، مرد است و من زن هستم، حالا برای او سوند بزنم؟! اصلا از این صحبت ها نبود. ما همه کارها را انجام میدادیم و همه این مسائل را تحمل میکردیم، چون دیگر باید آچار فرانسه می بودیم و همه کاری انجام میدادیم. ما بهیاران، در دوران جنگ واقعا زحمت کشیدیم.

یک مجروح آبادانی داشتیم به نام حسن، حالا فامیلش را یادم نمی آید. کل باسن و رانش تا سر زانویش رفته بود و همه استخوان هایش شکسته بود. دو تا از بهیاران مرد می آمدند او را بیهوش میکردند و من با یکی دیگر از بهیاران زن، به سرعت او را پانسمان میکردیم وملحفه اش را تعویض میکردیم. وضع این بیچاره، خیلی خراب بود. او سه ماه بیهوشی میگرفت تا بتوانیم او را پانسمان کنیم. زخم او آنقدر عمیق بود که باید او را بیهوش میکردیم تا پانسمان کنیم. وقتی بعد از سه ماه بیهوشی گرفتن، زخمهایش تا حدی بهتر شد، دکتر فرهمند به ما گفت :

حالا دیگه اول زجرکشیدنتونه.

خب، او هرروز بیهوش میشد و حالا دیگر معتاد شده بود و ما باید او را ترک میدادیم. او بعد از بیهوشی، مورفین میگرفت تا دردش ساکت شود و بتوانیم از قسمت باسن تا زانویش را پانسمان کنیم. خب، قسمت وسیع و بلندی از پایین تنه اش از بین رفته بود و ما چارهای جز این کار نداشتیم. بعد دیگر، روز زجر کشیدن ما شروع شد. ترک دادن او هم کار خیلی سختی بود. او از شب تا صبح سر ما داد و فریاد میکرد و مرتب به ما بد و بیراه میگفت تا بالاخره بعد از چند ماه توانستیم او را ترک بدهیم.

یک مجروح داشتیم که اهل سی سخت یاسوج و اسمش برق علی صادقی بود. خدایا به من کمک کن تا بتوانم وضعیتش را تعریف کنم. دکتر فرهمند، دو تا تخت را گذاشته بود روی هم و او را روی تخت بالایی خوابانده بود و پای او هم به سقف اتاق وصل بود، یعنی پایش از سقف آویزان بود، چون باید لگنش کشش پیدا میکرد. من برای اینکه بتوانم پای او را پانسمان کنم باید دو تا صندلی ارج می گذاشتم روی هم و میرفتم روی صندلی می ایستادم، چون از قسمت لگن تا پایین پای او شکسته بود.

یک مجروح دیگر داشتیم به نام جمالی که اهل کازرون بود. ریه طرف راستش تخلیه شده بود و یک حفره بزرگ داخل سینه اش بود. وقتی میخواستیم او را پانسمان کنیم، بیست عدد گاز داخل بدنش می گذاشتیم تا جای آن حفره را پر کند. یک برادر کوچک هم داشت که همان جا بالای سر او میچرخید. ما هم روزی دو بار او را پانسمان میکردیم، یکبار صبح و یکبار هم شب، چون از سینه اش ترشحات زیادی بیرون می آمد. خیلی از مریض ها به همین صورت بودند و صبح یکبار باید آنها را پانسمان میکردیم و عصر هم یکبار.

یک سرباز را از جبهه آوردند، ترکش گلوله به پایش اصابت کرده بود و کل گوشت پشت ساق پایش آویزان بود. گوشت پای او مثل شاخ، زده بود بیرون و هیچ دکتری نمیتوانست او را عمل کند. یکی از دکترها رفته بود پرس و جو کرده بود و طریقه عمل کردن او را یاد گرفته بود. آن سرباز را به اتاق عمل برد و عملش هم موفقیت آمیز بود و پایش را به خوبی جراحی کرد.

بهیاران و پرستارانی که مجرد بودند، یک هفته پشت سر هم در بیمارستان میماندند و به خانه نمیرفتند. برای خوابیدن، دو تا صندلی کنار هم میگذاشتیم و روی آنها دراز میکشیدیم و شبانه روز به مدت یک هفته تمام و یا بیشتر، به مجروح ها خدمت رسانی میکردیم.

من در اورژانس کار میکردم و آن زمان هم، دکتر خیلی کم بود و شب که میشد خودم، هم دکتر بودم و هم افسرنگهبان. افسرنگهبان میخوابید و خودم پیام ها را از تهران میگرفتم و به او اطلاع میدادم. نگاه میکردم، می دیدم سرباز جلو درب نگهبانی خوابش برده، میرفتم او را هم بیدار میکردم. کار داروخانه را هم انجام میدادم، درب بخش داخلی را باز میکردم و آنجا را هم پوشش می دادم.

دسته بندی:

برچسب ها:

معارف جنگ، سربازان را برای مقابله با جنگ نرم آماده می‌کند

ادامه مطلب »

سالگرد شهادت سرلشکر خلبان عباس دوران

ادامه مطلب »

ارزش های دفاع مقدس، از جنگ ۸ ساله تا جنگ ۴۰ روزه

ادامه مطلب »

بمناسبت ۳۰ تیرماه روز خلبان

ادامه مطلب »

معارف جنگ، سربازان را برای مقابله با جنگ نرم آماده می‌کند

ادامه مطلب »

سالگرد شهادت سرلشکر خلبان عباس دوران

ادامه مطلب »

ارزش های دفاع مقدس، از جنگ ۸ ساله تا جنگ ۴۰ روزه

ادامه مطلب »

بمناسبت ۳۰ تیرماه روز خلبان

ادامه مطلب »

   جدیدترین اخبار

معارف جنگ، سربازان را برای مقابله با جنگ نرم آماده می‌کند
معارف جنگ، سربازان را برای مقابله با جنگ نرم آماده می‌کند

🏴معارف جنگ، سربازان را برای مقابله با جنگ نرم آماده می‌کند فرمانده مرکز آموزش…

سالگرد شهادت سرلشکر خلبان عباس دوران
سالگرد شهادت سرلشکر خلبان عباس دوران

📅بمناسبت ۳۰ تیرماه سالگرد شهادت سرلشکر خلبان عباس دوران ‌▪️شهید دوران، حقیقتی شبیه افسانه‌ها…

ارزش های دفاع مقدس، از جنگ ۸ ساله تا جنگ ۴۰ روزه
ارزش های دفاع مقدس، از جنگ ۸ ساله تا جنگ ۴۰ روزه

📆 دوشنبه ۲۲ تیر ۱۴۰۵ نشست تخصصی اساتید با عنوان: ارزش های دفاع مقدس،…

بمناسبت ۳۰ تیرماه روز خلبان
بمناسبت ۳۰ تیرماه روز خلبان

تصاویر دیدار خلبانان عملیات اچ ۳ با امام خمینی(ره)

امیر سرتیپ آراسته: تبیین تاریخ دفاع مقدس، رمز اقتدار امروز ایران است
امیر سرتیپ آراسته: تبیین تاریخ دفاع مقدس، رمز اقتدار امروز ایران است

# امیر سرتیپ آراسته: تبیین تاریخ دفاع مقدس، رمز اقتدار امروز ایران است امیر…

سالروز رحلت آیت الله العظمی بهاءالدینی قدس سره
سالروز رحلت آیت الله العظمی بهاءالدینی قدس سره

📅بمناسبت ۲۸ تیر ۱۳۷۶ – سالروز رحلت آیت الله العظمی بهاءالدینی قدس سره ◾️شهید…

اجرای دوره آموزش معارف جنگ در مرکز آموزش ۰۲ شهید انشایی نزاجا
اجرای دوره آموزش معارف جنگ در مرکز آموزش ۰۲ شهید انشایی نزاجا

آموزش معارف جنگ برای یک دوره سربازان وظیفه اعزامی ۱۴۰۵/۰۴/۰۱ مقاطع تحصیلی ، لیسانس…

◾️۲۷ تیر؛ از تدبیر تاریخی تا تداوم مقاومت در برابر حملات بی‌وقفه استکبار
◾️۲۷ تیر؛ از تدبیر تاریخی تا تداوم مقاومت در برابر حملات بی‌وقفه استکبار

◾️۲۷ تیر؛ از تدبیر تاریخی تا تداوم مقاومت در برابر حملات بی‌وقفه استکبار ▪️مقدمه…

Persian Bank logo-3
Persian Bank logo-4
Persian Bank logo
Persian Bank logo-1
Persian Bank logo-2
LOGO-png-Eng 1
00000 3
آدرس: تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی
تلفن: 22488756-021

صفحه اصلی

کتابخانه

اخبار آموزشی

اخبار فرهنگی

مناسبت ها

تولید محتوا

کتاب نگار

درباره هیئت معارف جنگ

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی می باشد و استفاده از آن با ذکر منبع بلامانع است.حق نشر محفوظ است.