• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

عبور از سيروان (42)


حدود ساعت 4 صبح يورش سربازان عراقي در مقابل پايگاه شيخان آغاز شد. شعلة آتش تفنگ دشمن از صدها نقطه ديده مي‌شد و شليك گلولة آر.پي.جي‌7 آنها حكايت از حضور يك گروهان يا دستة تقويت شدة آر.پي.جي‌زن مي‌كرد. ما در گروهان خود پنج قبضه آر.پي.جي7 سازماني داشتيم اما اينك يك يگان با موشك انداز به ما حمله كرده بود. اين در شرايطي بود كه مدافعين پايگاه اكثراً مجروح، موج گرفته يا شهيد شده بودند و نيروي ناچيز باقي‌ مانده با مشكل كمبود مهمات و گير كردن تفنگ‌هاي ژـ 3 مواجه بودند.

جنگ تحمیلی ، ارتش جمهوری اسلامی ایران، خاطرات دفاع مقدس، خاطرات فرماندهان ارتش جمهوری اسلامی ایران، نیروی زمینی ارتش،دفاع مقدس، جنگ تحمیلی، معارف جنگ،

تكِ هماهنگ شدة تيپ عراقي (2)

در تاريكي ابتداي شب نيروهاي پيادة دشمن تا نزديكي مواضع ما جلو آمده و پس از استقرار در خط احتمالي گسترش تقاضاي آتش تهيه كرده بود. عراقي‌ها تصميم داشتند پس از انهدام كامل پايگاه‌ها با سهولت و بدون برخورد با مقاومت وارد پايگاه‌ها شوند اما اجراي آتش نيروي ما بر روي نفرات پيادة دشمن باعث شد تا آنها زودتر آتش نزديك را نيز شروع نمايند. عناصر تك‌ور پيادة عراقي با راهنمايي و كمك افراد خائن منسوب به احزاب  دموكرات و كومله از مسيرهاي شناخته شده و به درستي به خط هجوم و موضع تك رسيده بودند. آتش دوربرد تيربارها و تانك‌‌ها كه به طور دقيق پايگاه شيخان را هدف قرار مي‌دادند بيشترين تأثير را داشت و باعث مي‌شد تا رزمندگان ما نتوانند به درستي روي محل پيشروي نيروهاي پياده تيراندازي نمايند. در طول ساعت‌ها تيراندازي مهمات سنگين ما تقريباً تمام شد. و مهمات سلاح سبك نيز در حال اتمام بود. تنها آتش كمكي ما يك قبضه خمپاره‌انداز 120 ميلي‌متري مستقر بر روي تپة بيلته و در داخل گروهان دوم بود كه خدمة آن قبضه تحت نظر ستوان دوم افشنگ براي ما اجراي آتش مي‌كردند. افشنگ كه خود ناظر انبوهي از حجم آتش دشمن بود، مرتباً مي‌پرسيد كجا را بزنيم؟ آدرس تپة سرباز، تپه وزلي و تشار را به او مي‌دادم.

 گزارش‌هاي ما به فرمانده گردان جدي تلقي نشده بود. بنابراین نيروي كمكي براي تقويت ما اعزام نشد و حتي آتش پشتيباني توپخانه هم به درستي اجرا نگرديد. سرهنگ دوم ابراهيم‌زاده گفته بود دو، سه نفر دموكرات تيراندازي مي‌كنند و اين‌ها اين همه سر و صدا راه انداخته و درخواست كمك مي‌كنند! نيروي احتياط و پشتيبان خط اول را پاسداران بومي و مأمور تشكيل مي‌دادند كه در روستاي نيسانه و چند كيلومتر پشت سرِ ما مستقر بودند. طبق هماهنگي‌هاي قبلي با ناصر كاظمي طراح و رهبر عمليات پاسداران و ابراهيم همت فرمانده سپاه پاوه، قرار بود تا در صورت هجوم دشمن و نياز، نيروي احتياط وارد عمل شود و يگان ما را تقويت نمايد. آن شب با همت در ارتباط بودم و درخواست كمك كردم. همت هم به من قول مساعدت داد و گفت دستور حركت به نيروهاي مستقر در نيسانه را صادر كرده‌ام اما خبري از آنها نبود. نيروي مقاومت پايگاه‌ها تحليل مي‌رفت و پيشروي دشمن آشكار شد. چند بار درخواست خود براي كمك از همت را تكرار كردم. هر بار او مي‌گفت نيروها در حال نزديك شدن به شما هستند، اما هيچ‌گاه اين نيروي كمكي وارد عمل نشد. بعد از عمليات علت را از آقاي طاهر گوني‌فروش فرمانده نيروي احتياط پرسيدم. او گفت حجم آتش دشمن راه پيشروي را مسدود كرده بود و نفرات ما نتوانستند از سد آتش بگذرند. طاهر، فرد شجاعي بود، ولي شدت آتش دشمن اجازه الحاق به نيروهاي تحت امر او را نداده بود.

حدود ساعت 4 صبح يورش سربازان عراقي در مقابل پايگاه شيخان آغاز شد. شعلة آتش تفنگ دشمن از صدها نقطه ديده مي‌شد و شليك گلولة آر.پي.جي‌7 آنها حكايت از حضور يك گروهان يا دستة تقويت شدة آر.پي.جي‌زن مي‌كرد. ما در گروهان خود پنج قبضه آر.پي.جي7 سازماني داشتيم اما اينك يك يگان با موشك انداز به ما حمله كرده بود. اين در شرايطي بود كه مدافعين پايگاه اكثراً مجروح، موج گرفته يا شهيد شده بودند و نيروي ناچيز باقي‌ مانده با مشكل كمبود مهمات و گير كردن تفنگ‌هاي ژـ 3 مواجه بودند.

تفنگ‌هاي ژـ 3 در اثر تيراندازي زياد و داغ شدن و به ويژه هنگام گرد و خاك و كثيفي جان لوله دچار گير در آلات متحرك مي‌شوند و با وجود بُرد خوب و اثر بخشي گلوله اين عيب عمده را دارند. آن شب كه خود در كنار رزمندگان به دشمن شليك مي‌كردم، سه بار اسلحه‌ام را عوض كردم.

يك دستگاه تانك مأمور به گروهان كه عقب‌تر از ما و در پيچ جاده پارك كرده بود تا از گلولة توپ دشمن محفوظ بماند، در اين نبرد دفاعي شركت نکرده بود. گروهبان دوم براتعلي همتي را فرستادم تا به راننده‌اش ابلاغ نمايد كه سريعاً با آتش تيربار و توپ خود به دشمن تيراندازي كند. همتي برگشت و گفت خدمه‌اش حاضر به همكاري نيستند! يك نفر پزشكيار شجاع و متعهد از پاسداران همراه ما بود. او در طول مأموريت به ويژه آن شب كمك مؤثري نمود. او در كنارم بود و دستورات را به قسمت‌ها ابلاغ مي‌كرد و وضعيت و نارسايي‌ها را به من مي‌گفت. مهمات به پاي كار مي‌آورد و كار پانسمان را به كمك چند نفر سرباز انجام مي‌داد. او و همتي را دوباره نزد فرمانده تانك فرستادم تا وي را وادار به تيراندازي نمايند. اين بار استواري كه فرمانده تانك بود شخصاً پيش من آمد و گفت ما ديد نداريم و جايي را نمي‌بينيم. شب نمي‌شود تيراندازي كرد! به او گفتم روبه‌روي ما همه‌اش هدف است. هر جايي گلوله‌ات اصابت كند دشمن است. سرت را بالا بياور و نگاه كن؛ از هر نقطه‌اي در مقابل ما شليك مي‌شود. نيازي به دقت آنچناني نيست؛ سريعاً تانك را به جلو بياوريد، وسط منطقه را در نظر بگير و اطراف آن را بزن. محور پيشروي دشمن جادة نوسود است و تهديد كردم اگر قصور كنيد جان خودتان در خطر است. هنوز ترديد داشت. به او نهيب زدم كه تا حال قصور كرده‌اي و الان بايد جبران كني! به گروهبان همتي گفتم همراه استوار مي‌روي تا سريعاً وارد عمل شود. هر كدام از خدمه همكاري نكردند او را با تير بزن! استوار قبول كرد و موجودي مهمات را 70 گلوله ذكر كرد. از او خواستم سرعت عمل به خرج دهد. او رفت و همتي را صدا زدم. به او گفتم اگر همكارانش بهانه آوردند، ابتدا يك رگبار چند تيري هوايي شليك كن و سپس به بدنة تانك شليك كن. شايد حاضر به همكاري شوند. خدمة تانك، دستگاه را به نقطة تعيين شده انتقال داده و با سرعت هفتاد گلولة موجود را به سمت دشمن شليك كردند و خوب جنگيدند. در نهايت تانك آنها از ناحية موتور مورد اصابت موشك آر.پي.جي7 دشمن قرار گرفت و از كار افتاد. در اين نبرد استوار فرمانده تانك و يك نفر سرباز خدمه به شهادت رسيدند و نفر بعدي مجروح گرديد. بدين ترتيب خدمة تانك نيز دين خود را ادا كردند.

نيروي پيادة دشمن كه به ارتفاعات سمت راست ما و به دسته‌هاي 1 و2 گروهان حمله كرده بود، به علت شيب تند ارتفاع و تسلط رزمندگان گروهان به آنها، متحمل تلفاتي شده و موفق به تصرف پايگاه‌ها نشد. بنابراين اكثريت نيروي دشمن كه اينك با نفربر و تانك نيز پشتيباني مي‌شدند، در مسير جاده و اطراف آن به سوي پايگاه شيخان كه در كنار جاده قرار داشت سرازير شدند. از همة افراد خواسته بودم تفنگ به دست بگيرند و در سنگرهاي جلويي بجنگند. شرايط بحراني شده بود؛ حتي بي‌سيم‌چي همراهم، خدمة 81 ميلي‌متري و كمك دهنده‌هاي بهداري؛ همه را براي دفاع بسيج كردم و در آخر چنان مشغول تيراندازي بودم كه به پيام‌هاي بي‌سيمي جواب نمي‌دادم. آتش و دود ناشي از انفجار گلوله‌هاي توپ و موشك آر.پي.جي7 محوطة پايگاه را تيره و تار كرده بود. تيربار كاليبر 50 دستة ژاندارمري در نزديكي سنگر دفاعي‌ام ابتدا جناح چپ و منطقة دور را پوشش مي‌داد. گروهبان شجاعي كه تيرانداز آن بود و با تسلطي كه بر قبضه داشت به شدت روي دشمن تيراندازي مي‌كرد. او از من كمك خواست که دو نفري تيربار را تغيير مكان دهيم تا او بتواند نيروهاي در حال پيشروي در جلو پايگاه را هدف قرار دهد. بدنة تيربار خيلي داغ كرده بود. ناچار شدم عمامة يك نفر جوانمرد كُرد را كه او هم در كنار ما به سمت عراقي‌ها شليك مي‌كرد از سرش بردارم و با استفاده از آن پارچه قبضه را با دست گرفته به موضعي مشرف بر نيروهاي عراقي انتقال داديم. پس از استقرار تيربار آن دلاور مرد ژاندارمري نيروهاي دشمن را زير رگبار تيربار قرار داد. او بي‌امان نوارهاي تيربار را پشت سر هم شليك مي‌كرد و احساس مي‌كردم به خوبي افراد دشمن را درو مي‌كند، اما متأسفانه دقايقي از استقرار او نگذشته بود كه انفجار يك موشك آر.پي.جي7 يا گلولة نفربر در كنار ما سه نفر، باعث شد تا جوانمرد كُرد به شدت مجروح و رو به عقب پرتاب شود و يك چشم آن درجه‌دار غيورِ از جان گذشته نابينا شده و خون از صورتش سرازير شود. گروهبان ناليد و كمك طلبيد. ستوان كريمي را صدا زدم و دو نفري كشان كشان او را به پشت ديواره‌اي كشيدم تا مورد اصابت تير مستقيم قرار نگيرد و در فرصتي به مداواي او بپردازيم. نه كسي در اختيار بود و نه وقت رسيدگي به مجروحين را داشتيم و آنان دچار خون‌ريزي و درد شده و به حال خود رها مي‌شدند. با مجروح شدن گروهبان ژاندارمري، تيربار 7/12 ميلي‌متري آن يگان كه نقش خوبي در سد پيشروي عراقي‌ها داشت بدون خدمه ماند و آتش آن خاموش گرديد.

 

منبع: عبور از سیروان، سرتيپ2 ستاد علي عبدي بسطامي ، ۱۳۹1، ایران سبز، تهران

1398/10/22 9:47:5 133 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
تویضیحات در موتور جستجو
حدود ساعت 4 صبح يورش سربازان عراقي در مقابل پايگاه شيخان آغاز شد. شعلة آتش تفنگ دشمن از صدها نقطه ديده مي‌شد و شليك گلولة آر.پي.جي‌7 آنها حكايت از حضور يك گروهان يا دستة تقويت شدة آر.پي.جي‌زن مي‌كرد. ما در گروهان خود پنج قبضه آر.پي.جي7 سازماني داشتيم اما اينك يك يگان با موشك انداز به ما حمله كرده بود. اين در شرايطي بود كه مدافعين پايگاه اكثراً مجروح، موج گرفته يا شهيد شده بودند و نيروي ناچيز باقي‌ مانده با مشكل كمبود مهمات و گير كردن تفنگ‌هاي ژـ 3 مواجه بودند.
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015