• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

عبور از سيروان (40)


نبرد خونين بر روي ارتفاع بيلته (2)

ما روزهاي اول توانستيم يك دستگاه لودر از فرمانداري پاوه كمك بگيريم. يك تيم كمك‌دهنده به سرپرستي گروهبان اسدزاد از اركان تحت امر قرار گرفت و يك دستگاه تانك نيز از دستة تانك مستقر در شمشير به ما مأمور شد و روز سومِ عمليات گروهبان علي شكوري نيز با يك قبضه 106 ميلي‌متري باقي‌ماندة در بنه يگان وارد صحنة نبرد شد.

جنگ تحمیلی ، ارتش جمهوری اسلامی ایران، خاطرات دفاع مقدس، خاطرات فرماندهان ارتش جمهوری اسلامی ایران، نیروی زمینی ارتش

اين درجه‌دار كه خبره در تيراندازي با تفنگ 106 ميلي‌متري بود، به علت دندان درد شديد روزهاي اول درگيري نتوانست ما را همراهي كند و براي انهدام يا مورد اصابت قرار دادن نقاط مظنون عدم حضور وي احساس مي‌شد؛ به طوري كه هنگام ورودش به محل درگيري مورد استقبال و تشويق رزمندگان قرار گرفت و براي او ابراز احساسات كرده و نداي تكبير سر دادند. گروهبان شكوري با آتش دقيق 106 ميلي‌متري خود پاسگاه مركزي نوسود كه يك قبضه تيربار دشمن روي آن مستقر بود و چند سنگر اطراف آن را در هم مي‌كوبيد و به سرعت تغيير مكان مي‌داد. لودر اعزامي از پاوه در اثر بي‌احتياطي راننده‌اش جيپ حامل 106 گروهان را منهدم نمود كه فرماندار با توجه به حساسيت مأموريت در همان روز يك دستگاه جيپ نو مخصوص حمل تفنگ 106 ميلي‌متري به يگان ما مأمور نمود، ولي تلاش ما براي دريافت وسايل سنگري به جايي نرسيد و فرمانده گردان حاضر نشد از پليت‌هاي موجود در انبار چيزي به يگان واگذار كند. معلوم هم نبود آنها را براي چه مصرفي در نظر گرفته است؟ معاون گردان به سرگروهبان گروهان دستور داده بود تا سنگرهاي موجود در مزيدي را تخريب كرده و مصالح آن را براي ما بفرستد. گروهبان ملكي كه با تعدادي سرباز يك دستگاه زيل را براي اين مأموريت به مزيدي مي‌برد، در اثر برف زياد موفق به اجراي مأموريت نمي‌شود. ملكي مي‌گفت زيل ما در داخل برف و گل‌ گير كرد و با كمك تراكتور اهالي مزيدي آن را بيرون كشيديم. اين راه حل هم نتيجه نداد. ما همچنان بدون وسايل سنگري زير گلولة دشمن به سر مي‌برديم. چند روز اول محل استراحت شب خود را چاله‌اي شبيه چالة سرويس خودروها در نزديكي پاسگاه انتخاب كردم. در اين چاله كه توسط چند پله پايين مي‌رفت و ديوار سيماني و مستحكم آن بر مقاومتش مي‌افزود و مكاني تميز و در وسط منطقه بود، براي درازكش فقط جاي يك نفر را داشت، مقداري ايرانيت هم روي يك قسمت آن انداختم تا از ريزش باران به داخل آن جلوگيري شود. روزي در اثر تلاش زياد و از فرط خستگي داخل سنگر رفتم تا مدت كوتاهي استراحت كنم. چند دقيقه از نشستنم نگذشته بود كه انفجار گلولة توپ يا خمپاره‌اي كه در يك قدمي چاله به زمين اصابت كرده بود، ورق ايرانيت را بر سرم خرد نمود. چون كلاه آهني بر سر داشتم، قطعات خرد شدة ايرانيت، سنگ‌ريزه، خاك و شن زيادي كه بر سر و دوشم ريخت، جراحتي بر جاي نگذاشت و به طور عجيبي سالم ماندم. البته اثرات موج گرفتگي كه بر چشمان و گوش و سرم وارد شد، در دراز‌مدت هم باقي ماند. اصابت گلولة توپ چاله‌هاي محل استراحت سربازان را نيز منهدم مي‌نمود؛ به طوري كه اثاثية 14 نفر در يك روز به كلي از بين رفت. در اثر گلوله‌باران عراقي‌ها چندين نفر نيز مجروح شدند؛ از جمله چند نفر از سربازان ژاندارمري، گروهبان آسيابان و ستوان كريمي از ناحية دست و گروهبان بختياري از ناحيه پا مورد اصابت تير مستقيم تك‌تيراندازان قرار گرفتند.

يك روز صبح زود با روشنايي هوا گشتي در اطراف پايگاه زدم. در مراجعت گروهبان شكوري، رانندة بولدوزر و يك سرباز كمك دهندة بهداري را در كنار آتشي ديدم كه از تخته و چوب برافروخته بودند. سرماي صبحگاهي مرا نيز به سمت آتش كشيد و چند دقيقه‌اي چهارنفري گرداگرد آتش سرپا ايستاديم و مشغول صحبت بوديم. با اينكه با چنين كارهايي كه نوعي بي‌احتياطي بود، مخالفت مي‌كردم ولي سرماي آن ساعت از روز مرا قانع كرد تا طلوع آفتاب آنها را آزاد بگذارم. ناگاه انفجار شديد گلوله‌اي در كنار ما فاجعه‌اي به وجود آورد. شدت انفجار باعث شد تا هر كدام به گوشه‌اي پرتاب شويم. بعد از لحظاتي به خود آمدم. گرچه موج انفجار تعادلم را به هم زده بود و صداي انفجار در سر و گوشم دردي ايجاد كرده بود، آسيب عمده‌اي به بدنم نرسيده بود؛ مگر تركش كوچكي كه به چانه‌ام خورده بود كه احتمالاً ريگ پرتاب شده‌اي بود و مقدار كمي خون‌ريزي داشت. به سراغ ديگران رفتم. رانندة بولدوزر در كنارم افتاده بود و مانند گوسفندِ سر بُريده‌اي خون از گلويش فوران مي‌كرد. تركش برنده‌اي به گلويش اصابت كرده بود و خرخره‌اش را قطع كرده بود. باند جنگي همراه خود را باز كرده و گلويش را بستم تا خون‌ريزي قطع شود. او كارش ساخته بود و گرچه هنوز دست و پا مي‌زد اما اميدي به ادامة حياتش نمي‌رفت؛ به طوري كه قبل از رسيدن به بيمارستان پاوه در بين راه به شهادت رسيد. در گوشه‌اي ديگر صداي فرياد سرباز كمك دهندة بهداري شنيده مي‌شد. او مرا صدا مي‌زد و مي‌گفت جناب سروان سوختم، سوختم! به دادم برس! خود را به او رسانيدم. تركشي آتشين شكم او را پاره كرده و روده‌هايش را بيرون ريخته بود و داخل شكمش اعضاي داخلي را مي‌سوزاند. بچه‌هاي كمك دهندة بهداري را با فرياد احضار كردم تا بر بالاي سرش برسند و زخم او را موقتاً پانسمان نمايند. اين سرباز زنده ماند اما جانباز گرديد و ديگر هيچ گاه به يگان بر نگشت. سرباز دیگری مرا صدا كرد و گفت شكوري هم اين جا افتاده است. به بالينش رفتم. او بيهوش افتاده بود. صدايش زدم. جوابي نداد اما يك بار دهانش را باز كرده و پلكي به هم زده و چشمانش را بست! احساس كردم صدايم را شنيد اما قادر به تكلم نيست. اين ندا و اشارة پلك چشم در واقع وداع و آخرين ارتباط دو يار و همكار صميمي بود. تركش درشتي به سرش اصابت كرده و مغزش خون‌ريزي نموده بود. جمجه‌اش شكسته و خون از آن جاري بود. به كمك افراد بهداري شكاف سرش را بستيم. بلافاصله او را نيز داخل اتاق وانت سيمرغ و كنار كمك رانندة بولدوزر قرار داده و روانة بيمارستان پاوه نموديم. وانت به سرعت به حركت درآمد. از پشت سر تا جايي كه خودرو در پيچ جاده از ديد ما پنهان شد، او را مشايعت كرديم و به ناچار با حسرت از او دل كنديم. مي‌دانستم ديگر او را نخواهيم ديد؛ و بار ديگر جواني متعهد و جدي و متخصص در كاربرد تفنگ 106 ميلي‌متري به نام شكوري ما را حمايت نخواهد كرد. بدين‌سان يكي از مخلص‌ترين، شجاع‌ترين و صادق‌ترين درجه‌داران گروهان كه هميشه آماده به رزم و گوش به فرمان بود، از بين ما رفت. حتي افراد وظيفه جديدالورود نيز به شايستگي و فداكاري او اعتماد داشتند و عروج او حقيقتاً ضربه‌اي روحي براي همة ما بود و جداً متأثر شديم.

پس از اين حادثه و با بررسي و دقت بيشتر متوجه شديم كه يك دستگاه تانك عراقي ها در تپه وزلي و پايين‌تر از دكل مخابرات نوسود در موضعي از پيش تهيه شده فرو رفته و هنگام تيراندازي به روي سكوي آتش بالا مي‌آيد و دوباره به سنگرش فرو مي‌رود. آن روز صبح نيز قبل از طلوع آفتاب با مشاهدة ما در اطراف آتش دوربين تيراندازي را روي جمع ما تنظيم كرده و با شليك گلوله‌اي دو نفر را شهيد و يك نفر را مجروح و از ردة عمليات خارج كرد و مرا نيز دچار موج انفجار و ناراحتي روحي نمود.

يك روز سرگرد حسين شهرام‌فر كه شخصيتي متعهد، حزب‌الهي و انقلابي شناخته شده بود به اتفاق يك نفر سروان و يك نفر استوار از نيروهاي ويژة هوابرد وارد منطقة پدافندي گروهان شد. آنان وضع خط دفاعي و رزمندگان را مشاهده كرده و مشكلات را پرسيدند. شهرام‌فر كه مشكل اصلي را نبود وسايل سنگرسازي و سنگرهاي جان‌پناه ديد، به كمك دو نفر همكار خود و با استفاده از مقداري كيسه گوني و بيل و كلنگ كه غروب روز قبل توسط ستوان يكم عليرضا فتح‌الهي به دستم رسيده بود، يك سنگر استراحت در دل آن تپه ساختند. او فردي قوي و با اراده بود. بلوز خود را درآورد و به كمك دوستانش سنگر كوچكي بنا نمود و ضمن آموزش، درس عبرتي هم به ما داد. او و همكارانش هنگام ظهر مقدار كمي غذا خوردند، نماز را خوانده و تعقيبات نماز را به جا آورده و دعا نمودند. آنها هر يك كتابچة كوچكي از ادعيه همراه خود داشتند و پس از اداي نماز از آن استفاده كردند. شهرام‌فر بچه‌ها را تشويق مي‌كرد تا با امكانات موجود جان‌پناه تهيه كنند. سربازان ما خسته بودند اما اين حركت او بسيار مؤثر افتاد. در اين حين گلولة توپي به داخل مهمات 106 ميلي‌متري گروهان اصابت نمود و پوكة چند گلوله از آنها آتش گرفت. سرگرد شهرام‌فر سريعاً دويد و با پاشيدن آب و خاك در خاموش كردن آنها كمك مؤثري نمود؛ به طوري كه قبل از هر‌گونه انفجاري آتش خاموش شد. در اين كار دستش مجروح شد و از آن خون مي‌چكيد. تيم او تا عصر در كنار ما باقي ماندند و از من خواستند تا در صورت نياز نزد ما بمانند. از او و همراهانش تشكر نموده و گفتم لزومي ندارد، شما تشريف ببريد. آنها نزديك غروب به پاوه برگشتند.

 نيروي دفاعي خط مقدم در شيخان و تپه‌هاي مقابل تشار به لحاظ نداشتن وسايل سنگرسازي و نبود پشتيباني آتش مناسب، و در مقابل آتش پرحجم و متمركز بعثيون عراقي به شدت آسيب‌پذير شده بود و گزارشات ما نيز چندان جدي گرفته نمي‌شد. شايد فرمانده گردان و ستاد او فكر مي‌كردند ما در مقابل عناصر ضدانقلاب هستيم و در نتيجه قدرت آتش و توان آنها به قدري نيست كه نيازي به سنگرسازي و پشتيباني آتش قوي باشد. به هر حال يك روز عصر سرهنگ ابراهيم‌زاده فرمانده گردان و سرگرد حيدري معاون او به اتفاق آقاي كاظمي فرماندار پاوه وارد پايگاه شيخان شدند. از قضا آن ساعت آتشباري دشمن قطع شده بود و اوضاع آرام بود. آنها نگاهي گذرا به منطقه انداخته و به داخل ماشين برگشتند. تعدادي از سربازان و درجه‌داران به فرمانده گردان اعتراض كرده و از او درخواست پشتيباني آتش توپخانه و خمپاره و ارسال وسايل سنگرسازي و غيره را داشتند.

محدوديت مهمات هم عاملي بود كه نارسايي‌هاي پشتيباني آتش را به آن مرتبط مي‌نمودند. مثلاً معاون گردان مي‌گفت سهمية روزانه مهمات 120 ميلي‌متري ده گلوله در روز است؛ البته اگر آن هم درست تيراندازي مي‌شد ما راضي بوديم!

 

منبع: عبور از سیروان، سرتيپ2 ستاد علي عبدي بسطامي ، ۱۳۹1، ایران سبز، تهران

1398/10/18 10:46:14 136 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
تویضیحات در موتور جستجو
نبرد خونين بر روي ارتفاع بيلته (2) ما روزهاي اول توانستيم يك دستگاه لودر از فرمانداري پاوه كمك بگيريم. يك تيم كمك‌دهنده به سرپرستي گروهبان اسدزاد از اركان تحت امر قرار گرفت و يك دستگاه تانك نيز از دستة تانك مستقر در شمشير به ما مأمور شد و روز سومِ عمليات گروهبان علي شكوري نيز با يك قبضه 106 ميلي‌متري باقي‌ماندة در بنه يگان وارد صحنة نبرد شد.
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015