• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

سخنرانی امیر حسینی- در جمع کارشناسان معاونت پژوهش وزارت ارشاد 04/03/1398


سلام علیکم؛

بسم اللّه الرحمن الرحیم الحمدللّه رب العالمین و صل اللّه علی سیّدنا محمد و آله طاهرین.

جلسه امروز به مناسبت بزرگداشت روز سوم خرداد و روز آزادی خرمشهر برگزار می شود و موضوع مورد بحث خرمشهر است ، عنوانی هم که انتخاب شده «خرمشهر الگوی وحدت ملی» واقعاً عنوان پر مسمایی است اما باید این بحث به نوعی شکافته شود که چطور ­شد خرمشهر از یک موقعیت جغرافیایی و یک شهر می­تواند به یک الگو و حتی یک آرمان تبدیل شود که بتوانیم در آینده تاریخ هم از ارزش ها و پتانسیل این آرمان استفاده کنیم.

جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ

من دو یا سه نکته را در این فرصت کوتاه با دوستان مطرح می­کنم. به نظر من، دفاع مقدس و جنگ ایران و عراق را باید با سه دیدگاه ملی، منطقه ای و بین المللی بررسی کنیم تا بتوانیم جامعیت را در مورد آن لحاظ کنیم. اینکه ما در 31 شهریور 1359در چه شرایطی قرار داشتیم؟ بعد ملی این بود که به هر حال ما با همسایه غربی مشکل داشتیم و همسابه غربی با ما مشکل ژئوپولیتیک داشت و یک اختلاف سنتی که شاید در طول پانصد سال این اختلافات وجود داشت. از زمانی که امپراطوری عثمانی و از زمانی که امپراطوری ایران یعنی زمان صفویان تشکیل شد. ما درگیری­هایی با همسایه غربی داشتیم. آخرین درگیری ما جنگ هشت ساله ایران و عراق بود و دلیل اولی آن هم مسائل مرزی بین دو کشور بود.

در درگیری­های قبلی که چیزی حدود 24-25 جنگ را با همسایه غربی در طول500 سال اخیر داشتیم دلایل متعدد دارد ولی عمده ترین آنها مسائل مرزی ­است که باعث اختلاف و درگیری بوده است. از زمانی هم که امپراطوری عثمانی فروپاشید و کشوری بنام عراق در همسایگی ایران در سال 1920م تشکیل شد، بویژه از زمانی که حزب بعث در این کشور حاکم گردید، این اختلافات تشدید شد. آنها دنبال این بودند که مشکلات خود را با همسایه شرقی خود حل کنند. موقعیت و مسائلی که بعد از انقلاب علیه جمهوری اسلامی ایران به وجود آمد، در ابتدای انقلاب این فرصت را در اختیار عراقی­ها گذاشت که آنها وارد این کارزار شوند برای اینکه در درجه اول مشکل مرزی خود را با ما حل کنند.

این یک نگاه ملی است؛ اما عراقی­ها پا را فراتر گذاشتند و سعی کردند این اختلاف را در سطح منطقه مطرح نمایند. لذا همان ابتدا سایر کشورهای عربی را هم به میدان طلبیدند. بنابراین یکی از موضوعاتی که عراقی ها برای مشارکت اعراب منطقه در این جنگ مطرح کردند، اختلاف ایران و امارات عربی متحده بر سر جزایر سه گانه بود که این جزایر را اشغال شده از سوی ایران خواندند و اعلام کردند ایران بایستی از این جزایر رفع اشغال کرده و به اعراب پس بدهد. یعنی یک عاملی شد برای اینکه کشورهای عرب منطقه هم در جنگ ایران و عراق، به عنوان پشتیبان عراق حاضر باشند. البته ما به عنوان کشور ایران از گذشته دور با اعراب منطقه اختلا فات سنتی تحت عنوان عرب و عجم، بحث شیعه و سنی و ... داشتیم و این اختلافات همواره دستمایه رقابت ژئوپلیتیک بین ایران و کشورهای عربی منطقه بویژه بین ایران و عربستان سعودی بوده است و در این جنگ نیز، هراس حکومت سعودی از انقلاب اسلامی عامل دیگری بود مبنی بر پشتیبانی از اقدامات متجاوزانه صدام حسین و رژیم بعث عراق، لذا اتحادیه عرب، کنفرانس طائف و حتی سازمان کنفرانس اسلامی برای حمایت از عراق در میدان بودند. اما نگاه بین­المللی این بود که ما در آن زمان در فضای دو قطبی شرق و غرب و جنگ سرد قرار داشتیم. در آن زمان دو ابر قدرت حاکم بر جهان بودند که عمده جنگ­هایی که بعد از جنگ جهانی دوم در منطقه و در دنیا صورت می­گرفت به نوعی نیابتی از سوی این دو ابر قدرت بود. یک طرف آن شرقی­ها بودند و شوروی به عنوان رهبر بلوک شرق از آن حمایت می کرد و طرف دیگر غربی­ها بودند و آمریکا به عنوان رهبر بلوک غرب از طرف دیگر جنگ حمایت می کرد. مثل جنگ کره یا ویتنام، حتی جنگ اعراب و اسرائیل، جنگ هند و پاکستان و ... اینها جنگ­هایی بودند که این دو ابر قدرت آنها را هدایت می­کردند و هرکدام یک سمت جنگ قرار می­گرفتند.

 اما انقلاب اسلامی که با شعار نه شرقی نه غربی آمده بود، وضعیت دنیا را تغییر داد، لذا در یک اتفاق نادر در جنگ ایران و عراق، هر دو ابر قدرت در یک جبهه واحد در برابر ما قرار گرفتند. بنابراین، فضا یک فضای خیلی سختی بود که ما در آن قرار گرفتیم. بنابراین مقاومت در این جنگ هشت ساله تنها در مقابل اشغال­گری­های عراقی ها و رژیم بعث نبود، بلکه در مقابل دو ابرقدرت شرق و غرب و اقمار آنها بود که همه آنها جبهۀ عراقی را پشتیبانی می کردند. یک سند این مدعا، کتاب آقای کنت آر تیمرمن بنام «ناگفته های جنگ ایران و عراق» است که در ایران ترجمه شده است. وی که یک روزنامه نگار آمریکایی و کارشناس خاورمیانه است، اسناد پشتیبانی های تسلیحاتی 34 کشور جهان از عراق را در این کتاب آورده است.

به هر حال، اکنون می­رسیم به اینکه چطور خرمشهر از یک نقطه در جنوب­غربی­ترین موقعیت روی نقشه ایران یا یک قطعه­ای از سرزمین ایران در انتهای رودخانه کارون و در جایی که این رودخانه با رودخانه اروند تلاقی پیدا می­کند، چگونه به یک الگو برای وحدت ملی ایرانیان تبدیل شده­است؟ برای توضیح این مطلب باید عرض­کنم؛ خرمشهر در جنگ ایران و عراق، دو نقش اساسی بازی کرده است. یکی نقش مقاومت و دیگری نقش پیروزی که هر دوی اینها نقش­های ارزشمندی است و باعث شد خرمشهر به عنوان نقطه عطف جنگ ایران و عراق و دفاع مقدس مطرح باشد. اما نقش مقاومت؛ خرمشهر 34 روز اول جنگ را مقاومت کرده یعنی من می­توانم بگویم که این 34 روز زمان طلایی یا «گلدن تایم» دفاع ملت ایران در مقابل رژیم بعث عراق بود. ما یعنی نیروهای مسلح ما در شرایطی قرار نداشتند که بتوانند با یک دفاع حساب شده مقابل ارتش عراق، مانع اشغالگری او بشوند. چون وضعیت سیاسی و امنیتی ما در داخل بسیار متفاوت از امروز و بی ثبات و به هم ریخته بود، ارتش ما زیر پنجاه درصد استعداد بود، درگیری­های ما در کردستان و سایر نقاط آشوب زده، آنچه در اختیار داشتیم را به خود مشغول کرده بود، لذا این34روز مقاومت یک زمان طلایی بود که ما خودمان را بازیابی کنیم. در واقع خرمشهر فداکاری و از خود گذشتگی کرد. البته این نکته حائز اهمیت است که در جغرافیای تهاجم عراق، ارتش متجاوز صرفاً به خرمشهر حمله نکرد،  بلکه عراقی­ها حداقل از هشت محور مهم در مرزهای غربی ما وارد کشور شدند. از بالا اگر تصور کنید از مریوان، از قصر شیرین به سمت سرپل ذهاب، از سومار به سمت گیلانغرب و نفت شهر، از میمک، از مهران و صالح آباد و ایلام، پایین­تر بیاییم از دهلران به سمت عین خوش و دزفول، از فکه به سمت شوش و اندیمشک و دزفول و از چزابه به سمت اهواز، همینطور از شلمچه به سمت اهواز و خرمشهر و آبادان. این محورهایی بود که همزمان ارتش مجهز عراق که 12 لشکرو15 تیپ مستقل در قالب سه سپاهی که آنها را سازماندهی کرده بود، تجاوز خود را آغاز کرد ولی ما در مناطق غربی کشور از شمال؛ صرفاً لشکر 64 را در ارومیه و مناطق شمال­غرب داشتیم که همزمان با تجزیه طلبان نیز درگیر بود، لشکر 28 را در سنندج داشتیم که در مریوان و سقز و مناطق مربوط به خودش باز با تجزیه طلبان درگیر بود، لشکر 81 زرهی را در کرمانشاه و مناطق مرزی داشتیم و لشکر 92 زرهی را در اهواز و خوزستان با حدود 600 کیلومتر مرز داشتیم.

حالا ببینید این دفاع چگونه انجام شد در این 34 روز. تازه یک مقوله مهم­تری در فضای امنیتی کشور داشتیم به نام کودتای نقاب که دو ماه قبل از جنگ اتفاق افتاد که این کودتای نقاب به نظر من هدفش براندازی نبود، هدف اصلی آن، بی اعتماد کردن مردم نسبت به سامانه دفاعی کشور و ارتش بود و این بی اعتمادی باعث شد که بسیاری از کارشناسان و فرماندهان موثر سطح عالی و میانی و درگیر با مناطق مرزی جابجا و یا دستگیر شوند، ضمن اینکه تخریب روحیه شد برای کارکنان ارتش و فضا را محدود کرد. به همین دلیل ارتشی­ها هیچ حرکتی قبل از 31 شهریور نداشتند، هیچ رزمایش و آموزشی در برنامه­ها و اسناد آن روز نبود. اینها محدودیت­هایی بود که در سامانه دفاعی کشور به وجود آمد لذا این 34 روز بسیار ارزشمند بود که ما بتوانیم در 1000 کیلومتر مرز خط دفاعی مقابل عراق ایجاد کنیم و ارتش بهترین استفاده را از این 34 روز انجام داد.

البته خرمشهر هم تنها نماند ولی نیروی کافی برای دفع تجاوز را نداشت. عمده نیروهایی که در خرمشهر دفاع می­کردند، طبق اسناد موجود؛ گردان دژ لشکر 92 زرهی اهواز، تکاوران نیروی دریایی پادگان دریایی خرمشهر که یک گردان تکاور حدود 700 تا 800 نفر بودند، سپاه پاسداران خرمشهر که یک سپاه شهری و تشکیل شده از جوانان خرمشهری و مجموعه انسان­هایی که دلشان تپیده برای دفاع از کشور و از ساکنین خرمشهر که باقی ماندند برای دفاع و همچنین افرادی که از سایر نقاط کشور به صورت متفرقه و غیر سازمانی برای دفاع آمده­اند. اما در روز سوم و چهارم ارتش به این نتیجه می­رسد که آخرین نفرات خودش را هم اعزام کند، که شامل افسرانی بودند که در حال پایان دوره آموزش در دانشگاه افسری بودند و نیز دانشجویان سال سوم. اینها را ارتش اعزام می­کند و اینها فرماندهی گروهها را بر عهده می­گیرند یعنی افراد معمولی که به صورت داوطلبانه برای دفاع آمده بودند را جمع می­کنند در قالب گروه­های پیاده در مقابل ارتش عراق مقاومت می­کنند. این مقاومت که برادر عزیزمان جناب آقای لطیفی در فیلم "روز سوم" قطعه­ای از آن را به تصویر کشیدند که واقعاً یک فداکاری بی مثال است و هنوز کسی نتوانسته عمق این فداکاری و دفاع را نشان دهد، به تصویر بکشد و حتی بنویسد. من برای شما فقط توضیح می­دهم از شلمچه که عراق وارد شده­است تا خرمشهر حداکثر حدود 15 تا 20 کیلومتر است یعنی یک دوچرخه سوار می­تواند ظرف مدت نیم ساعت از شلمچه تا خرمشهر را رکاب بزند یا حتی یک انسان پیاده در ازای هر یک ساعت 5 کیلومتر ظرف 3 الی 4 ساعت به خرمشهر برسد ولی ارتش مجهز عراق که یک لشکر زرهی و نیروی مخصوص است، 34 روز طول می­کشد تا به پل خرمشهر برسد، چون بعد از پل را هم ارتش عراق نتوانست اشغال کند.

 یعنی ارتش عراق تنها توانست فقط سه چهارم خرمشهر را اشغال کند و نه همه آن را!. بنابراین، این مقاومت یک مقاومت از عمق جان است و رزمندگان با خون خود مقاومت کردند. البته اینها نیروهای روی زمین بودند که برای شما شمردم ولی در هر حال آتش توپخانه نیروی زمینی ارتش و پشتیبانی هوایی نیروی هوایی همواره در این دفاع 34 روزه در پشتیبانی از مدافعین وجود داشته است. ولی این 34 روز به نظر من زمان طلایی (گلدن تایم) دفاع مقدس ایران بود که ما توانستیم نیروهای خودی را متمرکز کنیم و در مقابل عراق صف ببندیم، خط پدافندی ایجاد کنیم، یا به عبارت فنی تر تأخیر ایجاد کنیم؛ یعنی سرعت پیشروی را از دشمن بگیریم و نهایتاً آنها را روی زمین هایی که مناسب می دانیم تثبیت کنیم و اجازه ندهیم بیش از این پیشروی کنند.

چون عراقی­ها تمایل داشتند که خوزستان را جدا کنند و یا حداقل زمین های شرق اروند (شط العرب) را تصرف کنند که بر اثر این مقاومت موفق نشدند. اما به نظر من یکی از دلایل موفقیت نیروهای خودی در این زمان طلایی، چینش نیروها در جبهه خوزستان بود. چینش نیروها که احتمالاً بصورت تعجیلی انجام شده بود به این ترتیب بود که در جبهه شمالی مرحوم سرلشکر ظهیر نژاد که در آن زمان فرمانده نیروی زمینی بود به همراه اقای بنی صدر (رئیس جمهور وقت و فرمانده کل قوا) در قرارگاه خود در دزفول مستقر شده بودند و نیروهای موجود در منطقه را در جبهه شمالی فرماندهی می کردند. در جبهه میانی، مرحوم شهید چمران (وزیر دفاع وقت) و مرحوم شهید سرلشکر فلاحی (رئیس ستاد مشترک وقت) و حضرت آیت الله خامنه ای (معاون وزیردفاع وقت و نماینده حضرت امام در ارتش و شورای عالی دفاع) قرارگاه خود را در اهواز قرار داده بودند و نیروهای تحت امر خود را که غالباً نیروهای مردمی و تیپ1 دشت ازادگان از لشکر92 بودند را هدایت می کردند، و در جبهه جنوبی سرهنگ فروزان (فرمانده ژاندارمری وقت) در آبادان مستقر بود و نیروهای موجود در دفاع خرمشهر را فرماندهی می کرد.

بنابراین ما در خوزستان سه محور عمده داریم؛ یکی در شمال خوزستان که با 90 کیلومتر از فکه به دزفول ختم می­شود، این 90 کیلومتر هم برای یگان زرهی که حداکثر 60 کیلومتر بر ساعت سرعت دارد، ممکن است در چند ساعت، یا یک نصفه روز، نهایتاً یک روز به مقصد برسد، اما در محور شمال خوزستان عراق شش روز طول کشید که این مسیر را تا پل کرخه آمد. بنابراین اینجا هم مقاومت بوده­است ولی بین معبرهای ورودی عراق در خوزستان در شمال خوزستان از فکه و عین خوش به سمت دزفول، در منطقه میانی از چذابه و بستان و سوسنگرد تا اهواز و در جنوب از شلمچه به خرمشهر و آبادان تفاوت­ها و ترجیحاتی است که در جای خود بین کارشناسان نظامی بحث های فراوانی وجود دارد.

بسیاری از کارشناسان معتقدند که اگر ارتش عراق می­توانست عمده قوای خود را در شمال خوزستان متمرکز کند و به اندیمشک و دزفول برسد در واقع شاهراه خوزستان به سمت مرکز کشور را قطع کرده بود، کار خوزستان تمام بود و دیگر نیازی نبود در خرمشهر و آبادان و اهواز بجنگد و با این اقدام می توانست خوزستان را جدا شده بداند. یا اگر از معبر میانی از چذابه به اهواز می­رسیدند از نظرراهبردی مرکز خوزستان سقوط کرده بود و دیگر در دنیا اعتباری برای ادامه حکومت ج.ا.ا نمی ماند. ولی در جنوب خوزستان معبر شلمچه تا خرمشهر این فرصت را به ما داد که سایر نیروها با استفاده از این فرصت دفاع خود را در سایر مناطق جبهه به طول بیش از 1000 کیلومتر در سه منطقه کلی جنوب، غرب و شمالغرب کشور ساماندهی نمایند.

 اگر عراق 578 روز این شهر را اشغال کرد ولی نیروهای خودی در این مدت بر توانایی خود افزودند و اقدامات ارزشمندی را در سال اول و دوم جنگ انجام دادند. قریب 155 عملیات کوچک و بزرگ، گسترده و محدود، آفندی و پدافندی، بصورت مستقل و مشترک بوسیله ارتش و سپاه و نیروهای مردمی در سراسر جبهه ها بمنظور تثبیت و فرسوده کردن نیروهای دشمن انجام شد. در نبرد ثامن الائمه، سرپل شرق کارون را از ارتش عراق پس گرفتیم و در سال دوم جنگ در عملیات طریق القدس چزابه و بستان را پس گرفتیم و در عملیاتهای فتح المبین و بیت المقدس شمال و جنوب خوزستان را از فروردین تا سوم خرداد 1361 از دشمن باز ستاندیم و به مرزهای بین المللی رسیدیم و بفضل الهی توانستیم خرمشهر را پس از 578 روز اشغال آن را آزاد کنیم.

 بنابراین، یک نقش خرمشهر نقش مقاومت است اما نقش دوم، نقش پیروزی است. این نکته قابل توضیح است که پیروزی خرمشهر در سلسله عملیات­هایی است که در سال دوم بعد از عملیات ثامن الائمه با طریق القدس و فتح المبین آغاز شد و در واقع به نظر من بیت المقدس یک عملیات راز آلود و رمز آلود است. ببینید ما عملیات طریق القدس را در آخر آذر ماه 1360 با دو ماه پاتک عراق روی چذابه انجام دادیم، چون برای عراق حیثیتی بود که در این عملیات در منطقه میانی خوزستان شکست بخورد. فرصت بعدی در اول فروردین 1361 عملیات فتح المبین را آغاز کردیم که 10 روز طول کشید و یک سرزمین ارزشمند را در شمال خوزستان آزاد کردیم و تا مرز هم پیش رفتیم و اندیمشک و دزفول و شهرهای شمالی خوزستان را از زیر آتش توپخانه دور برد عراق نجات دادیم.

 یک ماه بعد، در اولین دقایق روز یازدهم اردیبهشت سال 1361 عملیات بیت المقدس شروع می­شود و تا سوم خرداد ادامه می یابد. یعنی 25 روز مداوم جنگ و عملیات و درگیری، سه چهار مرحله عملیات، همه هم زیر آتش شدید دشمن و شب و روز عملیات ادامه دارد. اما نیروهای ما هم مختصر هستند، آمار دقیقی از تعداد شرکت کنندگان در عملیات بیت المقدس وجود ندارد ولی برآورد من با بررسی هایی که انجام دادم این است که ما حداکثر 70 هزار نیروی رزمی در صحنه عملیات بیت المقدس داشتیم که از این تعداد شرکت کننده، آمارهای رسمی می گویند که در سه مرحله عملیات 30 هزار نفر شهید و مجروح شدند.

این به معنی آن است که در مجموع 40 هزار نیروی رزمی در سوم خرداد 61 در صحنه عملیات حضور دارند. آن هم نیروهایی که 25 روز مداومت در عملیات داشته و خسته و فرسوده هستند و در واقع تمام توان آنها تحلیل رفته­است. حالا ما به مرز شملچه رسیدیم ولی به خرمشهر نرسیدیم، چه کنیم؟ در صورتی که مرحله چهارم عملیات این بود که ما را به اروند یا به سواحل شطّ العرب برساند. اگر ما به شط العرب می رسیدیم، در این صورت دیگر نیازی نبود داخل خرمشهر شویم چون خرمشهر خود به خود سقوط می کرد. از طرفی پدافندی هم که عراق از خرمشهر کرده بود، دور از انتظار بود که نیروهای ما به سادگی بتوانند به خرمشهر برسند. هرچند  به شلمچه و به پل نو رسیده بودند، ولی خرمشهر در دسترس ما نبود. نیروی کافی هم برای رفتن به خرمشهر نداشتیم لذا فرماندهان دچار تردید بودند. من از شما درخواست می­کنم؛ این قسمت از تاریخ جنگ را مطالعه کنید. عراق با دو لشکر در خرمشهر در حال دفاع از خرمشهر است ولی ما توانی برای ادامه جنگ نداریم. آخرین نیروها که حدود شش هزارنفر نیروی بسیجی از مشهد هستند، توسط چند فروند بوئینگ 747 نیروی هوایی ارتش به منطقه عملیاتی بیت المقدس آورده شدند. لشکر آماده­ای نداریم ولی خرمشهر هنوز آزاد نشده­است. همه آمال و آرزوی ملت ایران این است که خرمشهر آزاد شود.

فرماندهان باید چکار کنند؟ هیچ­کدام از فرماندهان آمادگی برای ریسک ندارند ولی به هر حال اگر کار را رها کنیم دشمن مجدداً سازماندهی خواهد کرد و یک سدّ قوی تری در مقابل ما ایجاد خواهد کرد و ما باید با توان و تلفات بیشتری به رزم ادامه دهیم. چه باید کرد؟ این قسمت را من از دوستان می­خواهم که از زبان شهید بزرگوار صیاد شیرازی بخوانند، ایشان خیلی خوب بیان کردند و من نمی­توانم حالات روحی و روانی و احساسات او را در این بیان منتقل کنم. ولی خلاصه این شد که گفتند؛ تصمیم بگیریم به داخل برویم. بعضی از فرمانده­هان گفتند ما نیرو نداریم، یک این است که شهید عزیز حسین خرازی در تماسی گفته بود من توانستم 600-700 نفر نیرو از نیروهای موجود در صحنه نبرد آماده کنم که به خرمشهر برویم. نظر فرماندهان این است که همه این افراد قتل عام خواهند شد و کسی حاضر نیست بپذیرد، شهید خرازی از آن طرف با بی­سیم اعلام می­کند که من آمادگی دارم به خرمشهر بروم.

فرماندهانی که در سرفرماندهی هستند، می­دانند دو لشکر نیروی عراقی در داخل خرمشهر منتظر ورود نیروهای خودی هستند. به هر حال می­گویند صبر کنید تا ما تصمیم بگیریم. شهید صیاد می گوید، یک مشورت پنج دقیقه­ای با آقای محسن رضایی انجام دادیم و هنوز تصمیم خود را اعلام نکرده بودیم.

 شهید خرازی مجدداً تماس گرفت که چی شد؟ پس ما حرکت کردیم. شهید صیاد می­گوید؛ ما خود به خود در یک تصمیم انجام شده قرار گرفتیم. بچه­ها رفتند ما هم به خدا توکل کردیم و دعا کردیم ولی ساعتی نگذشته بود که از داخل بی­سیم­ها شنیدیم که عراقی­ها در داخل شهر اللّه اکبر و یاحسین(ع) می­گویند و تظاهرات کردند و با لباس­های سفید آماده تسلیم هستند. خیلی تعجب آور بود. شهید صیاد می­گوید من یک بالگرد درخواست کردم و خودم رفتم و از بالا دیدم که بله تا چشم کار می­کند عراقی­ها آماده تسلیم شدن هستند و اعلام کردیم ما وسیله نقلیه نداریم و خودتان آنها را از طریق جاده خرمشهر – اهواز به سمت اهواز حرکت دهید. شما امروز تصاویر حرکت اسرای عراقی را از جاده آسفالت خرمشهر به سمت اهواز در فضای مجازی می­بینید. دستور دادیم لشکرها و نیروهای ما هم به خط دشتبان بایستند و اینها را مراقبت کنند تا به مقصد برسند.

تخلیه اسرا از داخل خرمشهر به مدت چهار ساعت یعنی تا ساعت 10 صبح طول کشید که اسرا از شهر تخلیه شوند. به هر حال این وضعیت اتفاق افتاده و من از این جهت می­گویم که این آثار چیست؟ این یک راز است، یک رمز است، با هیچ حساب کتابی جور در نمی­آید که 700 نفر به سمت 14500 نفر که آن روز از خرمشهر دفاع می کردند، بروند و پیروز و مسلط برگردند. لذا بنظر من خرمشهر از این جهت رازآلود و رمزآلود است و خدا کمک کرد. خدا شهید کاظمی را رحمت کند که آنجا از طریق بی­سیم خودش اعلام می­کند؛ شاید شنیده باشید که می­گوید خدا خرمشهر را آزاد کرد، اولین نفری که اعلام می­کند شهید کاظمی است. لذا طبق آمار ما برای آزادی خرمشهر قریب به شش هزار شهید تقدیم کردیم.

 حالا یک نگاه تاریخی را در من دو سه دقیقه عرض کنم که خرمشهر برای بار اول نبود که تصرف و اشغال می­شد و حداقل در 200 سال اخیر برای بار سوم یا چهارم بود که اشغال می­شد اما دفعات قبلی ما با کار دیپلماتیک و مذاکره موضوع را حل کردیم و امتیاز دادیم. یکی از امتیازاتی که زمان ناصرالدین شاه داده شده بر اساس معاهده پاریس است. ما رفتیم هرات را که متعلق به ما بود و افغانها اشغال کرده بودند پس بگیریم، از این طرف انگلیسی­ها ما را در بوشهر و خرمشهر تحت فشار گذاشتند و اشغال کردند، مجبور شدیم از هرات صرف­نظر کنیم تا خرمشهر را پس بگیریم اما اینجا قضیه فرق می­کند. این اشغال با خون جوانان ایرانی رفع شده لذا از این بابت قطعه افتخار آمیز از تاریخ نظامی کشور ما است که تا ابد باید درخشش داشته باشد. حدود شش  هزار شهید برای خرمشهر فدا شد تا آزاد شد ولی نام سه شهید کمی پر رنگ­تر است؛ شهید صیاد شیرازی که فرماندهی عملیات را به عهده داشت، شهید حسین خرازی که صحنه عملیات را فرماندهی کرد و همچنین شهید احمد کاظمی. نثار روح همه شهدای فتح خرمشهر، عملیات بیت المقدس و هشت سال دفاع مقدس و این سه شهید بزرگوار صلواتی بفرستید.               

1398/4/17 13:7:45 2400 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
تویضیحات در موتور جستجو
سلام علیکم؛ بسم اللّه الرحمن الرحیم الحمدللّه رب العالمین و صل اللّه علی سیّدنا محمد و آله طاهرین. جلسه امروز به مناسبت بزرگداشت روز سوم خرداد و روز آزادی خرمشهر برگزار می شود و موضوع مورد بحث خرمشهر است ، عنوانی هم که انتخاب شده «خرمشهر الگوی وحدت ملی» واقعاً عنوان پر مسمایی است اما
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015