• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
نرم افزارهای کاربردی موبایل
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

توپخانه در سد  و تثبیت متجاوز (46)


بخش چهارم: نحوۀ استقرار و اقدامات گروه55 توپخانه در جبهۀ نبرد غرب دزفول و شوش

نویسنده: سرتیپ‌دوم توپخانه ستاد احمد وکیلی

جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ


خاطراتی از جبهۀ نبرد شمالی منطقۀ عملیاتی جنوب درخصوص عملکرد مؤثر گروه55 توپخانه در این جبهه

سخن نویسنده

وفا قرین راستی است. تقدیم به شهدا و رزمندگان گمنام اوائل جنگ تحمیلی که در آن شرایط بسیار سخت و دشوار، بدون هیچ چشم‌داشت، توانستند ماشین جنگی صدامیان نابه‌کار را متوقف و شرف، مردانگی و ازخودگذشتگی را به آیندگان رهنمون شوند.

دشمن به قصد حافظ اگر دم زند، چه باک        منت خدای را که نیستیم شرمسار دوست

به احتمال بسیار قوی، جنگ سخت‌ترین تجربۀ زندگی انسان­ها بوده، هست و خواهد  بود. هر روزِ نبرد روزی پر از چالش­های باورنکردنی و خاطره‌آمیز است که احتمال دارد در هر لحظۀ آن با واقعیتی نو و تازه روبه‌رو شوید و اندک وقتی هم برای تصمیم‌گیری، مقابله و ایستادگی با آن­ نداشته باشید. فرصتی بسیار اندک، برای گرفتن تصمیمی بس بزرگ. پیچیدگی شرایط جنگ ضریب اشتباهات و تصمیم‌گیری­های آنی را بالا برده و درعوض، صحنه­هایی سرشار از تجربه و خودساختگی را در بر دارد. شرح وقایع میادین نبرد، روایت فراز و فرود برای تجربه‌اندوزی است؛ بنابراین هرچه از وقایع و اتفاقات جنگ تحمیلی، به‌خصوص اوایل آن، باتوجه به جو انقلاب و کمبود امکانات و شرایط نامناسب ارتش و ارتشیان مظلوم نگاشته شود، باز هم به کارهای نو نیاز است.

بدین انگیزه بود که من هم بر آن شدم که با مروری بر خاطرات درون خفته و محو شده در اثر مرور زمان و نگاهی بس گذرا بر یادداشت­های اوایل دوران دفاع مقدس، گزیده­ای از مطالب را دست‌چین و به رشته تحریر درآورم؛ باشد که مورد قبول حق‌تعالی و هم‌رزمان دلاور قرار گیرد برای آیندگان سودمند باشد.

 

وضعیت گروه55 توپخانه پس از پیروزی انقلاب اسلامی

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در حالی به فرماندهی گروه منصوب شدم که گردان­های گروه از درگیری در شهر اصفهان رهایی یافته و مدت زیادی از آموزش تخصصی به‌دور بودند. ازطرفی، باتوجه به جو موجود، نظم و انضباط به‌دست فراموشی سپرده شده بود و از تعمیر و نگهداری هیچ خبری نبود. وسایل و تجهیزات نیز مستهلک و فرسوده شده بودند. نقل و انتقالات و تقلیل خدمت سربازی از دو سال به یک سال هم مشکلات را دوچندان کرده بود. نبود واحد لجستیکی در گروه و وابستگی آن به مرکز توپخانه و اضطراب و نگرانی کارکنان از آینده، مشکلات عدیده­ای در کنترل و هدایت گروه ایجاد کرده بود. در چنین اوضاع و احوالی، اگر قاطعیت، جسارت، شهامت و ازخودگذشتگی نبود، ادارۀ یگان مربوطه امکان نداشت.

به یاری پروردگار و با کمک، هم‌فکری و هم‌یاری کارکنان فداکار و صمیمی گروه، در مدت کمی با تجدید سازمان، تشکیل کلاس­های آموزشی و نگهداری و در تقدم همه، سعی در نظم دادن و تأکید بر انضباط (با تحمل انگ­ها و مواردی دیگر) و سرانجام، تعمیر و نگهداری و تشکیل یگان پشتیبانی غیرسازمانی از کارکنان متخصص وظیفه، گروه بر مشکلات فائق و کم کم به روال منظم و کارآمد درآمد تا آمادۀ اجرای مأموریت‌های محوله باشد.

 

اعزام یگان‌های توپخانه به اقصینقاط کشور

استقرار واحدهای گروه در اقصی‌نقاط کشور، قبل از شروع جنگ تحمیلی، این هشدار را به ناآگاهان و مغرضان داد که چنانچه ارتش وجود نداشته باشد، امکان جلوگیری از تجاوز تا بن دندان مسلح ارتش عراق امکان‌پذیر نیست و کسی نمی­تواند با دست خالی و با تفنگ از تجاوز هوایی، زمینی و دریایی دشمن بعثی جلوگیری کند.

اکنون به برخی از اعزام نیروها در سال 1358 و نیمۀ اول سال 1359 به مناطق داخلی و مرزی مورد تهدید که امکان تهاجم هوایی و تجاوز زمینی ارتش عراق در آن مناطق متصور بود، اشاره می­کنم:

 استقرار یگان‌های پدافند هوایی در مناطق مختلف کشور:

- اعزام یک آتشبار به بندرعباس در اواسط سال 1358 که پس از اتمام مأموریت، به یگان اصلی ملحق شد.

- اعزام یک آتشبار شلیکا و تعدادی توپ23م‌م پدافند هوایی از نیمۀ دوم اردیبهشت 1359 به پالایشگاه نفت اصفهان.

- اعزام ششقبضه توپ23م‌م پدافند هوایی به ذوب آهن اصفهان.

- اعزام پنجقبضه توپ23م‌م پدافند هوایی به پایگاه هوانیروز اصفهان.

- اعزام دو قبضه توپ23م‌م پدافند هوایی به پلی‌اکریل اصفهان.

- اعزام چهار قبضه توپ23م‌م پدافند هوایی به فرودگاه شهرستان یزد.

- اعزام یک آتشبار پدافند هوایی شلیکا و تعدادی توپ23م‌م پدافند هوایی به فرودگاه و پالایشگاه آبادان.

- اعزام تعدادی توپ23م‌م پدافند هوایی، همراه گردان­های توپخانۀ صحرایی گروه اعزامی به مهران و دهلران.

- اعزام تعدادی توپ23م‌م پدافند هوایی برای حفاظت از سدهای آبی و کارخانۀ نیشکر خوزستان که عبارت بودند از: حفاظت از سد کارون و دز، هشت قبضه توپ23م‌م و حفاظت از کارخانه نیشکر هفت‌تپه، دو قبضه توپ23م‌م

به این ترتیب درمجموع، 23 قبضه توپ23م‌م و یک آتشبار پدافند هوایی شلیکا در استان خوزستان مستقر شده بود.

 

 

 

اعزام یگان‌های توپخانه صحرایی به مناطق مرزی

یگان‌های توپخانه صحرایی اعزامی به مناطق مرزی در نیمه اول اردیبهشت‌ 1359، عبارت بودند از:

- گردان399 توپخانۀ130م‌م به مهران، به فرماندهی سرگرد حسین تشکری

- گردان323 توپخانۀ 155م‌م خودکششی به دهلران، به فرماندهی سرگرد منوچهرگلناری.

 

تحمل ناملایمات بهخاطر شرایط حساس کشور

این دو گردان تا نیمه‌های دوم تیر 1359 در محل مأموریت خود به‌طور کامل مستقر بودند؛ ولی در این تاریخ، با تدبیر نزاجا، یک‌سوم از یگان‌ها به اصفهان مراجعت کردند. مطمئناً این اقدام نزاجا به‌منظور تعویض نوبه­ای یگان‌ها، به‌علت طولانی شدن مدت مأموریت و جلوگیری از خستگی کارکنان بود؛ اما این عمل سر و صدای زیادی، چه در مطبوعات و چه توسط بعضی از کارکنان ناآگاه، ایجاد کرد. به‌طوری ‌که روزنامۀ انقلاب اسلامی با درج مطالبی، چگونگی احضار یگان‌ها از مرز را زیر سؤال برد و خواستار محاکمۀ دستور دهندگان و مجازات آنها شد. به یاد دارم در مراسمی که به مناسبت عرض خیرمقدم و تجلیل از تلاش یکی از یگان‌های مراجعت کننده تشکیل داده بودیم، یکی از همین افراد، سخن مرا قطع کرد و خواهان علت و چگونکی برگشت یک‌سوم از گردان­های توپخانه شد و مطالب دیگری از این قبیل را مطرح کرد. قصدم از بیان این خاطره این است که فرماندهی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و حتی در اوائل جنگ مستلزم داشتن تحمل هر نوع انگ و حتی برچسب خیانت بود. اگر فرمانده صبر و حوصله و شکیبایی و بردباری نداشت، یک روز هم نمی­توانست طاقت بیاورد. خلاصۀ مطلب، صبر ایوب نیاز بود. البته ناگقته نماند که جو موجود و نهادهای تازه شکل گرفته و یگان‌های تجدید سازمان شده ایجاب می‌کرد که چنین باشند.

در چنین جو و اوضاع و احوال، تحرکات و جابه‌جایی نیروهای عراق نشان دهندۀ تجاوز نزدیک ارتش عراق بود و نیروی زمینی ارتش به یگان‌های تابعه آماده‌باش کامل داده بود که آمادگی داشته باشند تا در اسرع‌ وقت به مناطق مربوطه اعزام شوند. بنابراین به یگان‌های گروه ابلاغ شد که کارکنان خود را در جریان بگذارند تا نسبت به سر و سامان دادن زندگی خصوصی و همچنین تأمین کسورات و نیازمندی­های خود در حد مقدورات اقدام کنند و به‌محض ابلاغ، به محل مأموریت جدید اعزام شوند. منطقۀ مأموریت گروه55 توپخانه استان خوزستان تعیین شده بود؛ جایی که واحدهای گروه از ماه­ها قبل در آنجا مستقر شده بودند.

 

تجاوز وحشیانۀ دشمن و حرکت گروه55 توپخانه به منطقۀ عملیاتی 

با حملۀ سراسری نیروهای متجاوز در سی و یکم شهریور 1359، اجرای مأموریت گروه حتمی‌شد و نزاجا خواستار گزارش زمان آمادگی اعزام قرارگاه و یگان‌های گروه در اسرع وقت شد. از یکم تا ششم مهرماه، کلیۀ پیش‌بینی­های لازم انجام شد؛ ازجمله: اعزام تیم پیشرو به سرپرستی سرگرد اعتمادی‌فر (رئیس رکن 4 گروه) به منطقۀ خوزستان برای انجام هماهنگی و هرگونه اقدام لازم در تاریخ 3/7/1359؛ درخواست واگذاری تعدادی واگن مورد نیاز راه­آهن از طریق سازمان مربوطه، درخواست تأمین کسری افسر برای رکن3 گروه از مرکز توپخانه و نزاجا، درخواست و دریافت جیرۀ خشک و پوشاک و وسائل هدایت آتش اضافی از مرکز توپخانه.

 همان‌گونه که قبلاً بیان شد، گروه فاقد یگان پشتیبانی بود و مرکز توپخانه می­بایستی احتیاجات گروه را توسط یگان پشتیبانی خود تأمین می‌کرد. به هر صورت، تا جایی که می‌توانستیم، پیش‌بینی‌‎های لازم را انجام و آمادگی حرکت گروه را به نزاجا اعلام کردیم. باتوجه به اینکه یگان‌ها عملاً روابط عمومی نداشتند و این وظیفه مهم را سازمان تازه‌تأسیس عقیدتی سیاسی انجام می‌داد، انتظار این بود که این سازمان پیش‌بینی‌های لازم را انجام و حرکت گروه را به مبادی مربوطه اطلاع دهد. همچنین چنانچه امکان داشت، نسبت به دریافت کمک­های مردمی اقدام کند و ارگا­ن­ها و سازمان­های ذی‌ربط را در جریان حرکت ما قرار دهد.

در روز ششم مهر 1359 واگن­ها برای حمل یگان‌های گروه به تعداد کافی آماده و مراتب به گروه اعلام شد. در روز هفتم مهرماه با دستوراتی که از قبل به فرماندهان داده شده بود، اول وقت، بارگیری یگان‌های گروه با نظم و ترتیب و به روال بسیار منطقی شروع شد و در ساعت پانزده و سی دقیقه پایان یافت؛ فرماندهان یگان‌ها برای حرکت، اعلام آمادگی کردند. کارکنان گروه انتظار داشتند ستونی که برای اولین مرتبه بعد از پیروزی انقلاب با این تعداد انواع جنگ‌افزار، به قول معروف توپ سوار بر تانک، عازم جبهه­های جنگ است، به‌نحو هرچند جزئی بدرقه شود؛ شاید این انتظار بی‌موردی بود که افراد گروه داشتند و یا شاید عدم آگاهی ارگان­های شهر اصفهان موجب برآورده نشدن این حداقل توقع کارکنان اعزامی‌ شده بود. به هر حال متأسفانه انتظار بدرقه، بی‌مورد بود؛ نه از بدرقۀ مردمی خبری بود و نه مقامات استانی و عوامل ارشد نظامی منطقه در ایستگاه راه‌آهن حضور داشتند تا باعث دل‌گرمی کارکنان اعزامی فراهم شوند. فکر نمی‌کردیم که چنین شود، احتمال می­رفت کوتاهی از جانب روابط عمومی مرکز توپخانه باشد که مشخص نشد.

 به هر حال، به قول معروف بی‌کس رفتیم و هرچه بود، گذشت. در پایان، از نحوۀ بارگیری و تأمین پدافند ستون اعزامی بازدید و دستورهای لازم درخصوص رعایت نکات ایمنی در حرکت و در توقفگاه­های بین راه به فرماندهان داده شد و قطار حدود ساعت 1700، سوت‌زنان در مسیر اصفهان- کاشان- قم- اراک- ازنا- درود- اندیمشک به حرکت درآمد.

 

استقبال گرم مردم درود از ستون اعزامی

در ساعت حدود 1330 روز هشتم مهرماه، قطار برای نیم ساعت در ایستگاه درود جهت اقامه نماز، خوردن ناهار و رفع سایر احتیاجات ضروری کارکنان توقف داشت. در اینجا بود که بی­خبر با استقبال بی­نظیر و کم‌سابقۀ مردم محل که حدی برای آن متصور نیست، مواجه شدیم. مردم با شادی و سلام و صلوات از ما استقبال کردند و خواهان نابودی و بیرون راندن متجاوز از خاک وطن شدند. آنها اصرار داشتند به آنها قول بدهیم که این خواسته عملی خواهد شد. ما نیز با کمال میل درخواست آنها را قبول کردیم و من به‌وسیله بلندگوی دستی گفتم: به یاری خدای منان و به پشتیبانی شما مردم بزرگوار، به شما قول می­دهم ما سربازان تا آخرین نفس، تا جایی که رمقی در بدن و خونی در رگ­هایمان باشد، خواهیم جنگید تا خواستۀ خود و شما را که همانا نابودی دشمن نابکار و تجاوزگر مکار است، انجام دهیم. در این راه، جان ناقابلمان را که تنها مطاع بی‌قیمت ما جان بر کفان راستین این مرز و بوم اسلامی است، فدا خواهیم کرد. انشاءالله.

در پایان گفته‌هایم مورد تقدیر و تشکر حاضران قرار گرفتم و دعای خیر مردم خوب درود، روشنایی‌بخش راهمان، نیرو دهندۀ قلب­هایمان و قوی کننده ارادۀ آهنین ما در انجام قولمان شد. قطار به حرکت خود ادامه داد و ما را به سوی میعادگاه عشق رهسپار کرد.

ورود به اندیمشک و تصمیمی که باید گرفته می­شد

در حدود ساعت 2130  تاريخ 8/7/1359 قطار در ایستگاه اندیمشک توقف کرد. گه­گاه صدای انفجار از دور و نزدیک به گوش می­رسید. به‌منظور تماس با گروه پیشرو و چگونگی کارهایی که بایستی انجام شود، از قطار پیاده شدم. سرگرد اعتمادی‌فر (رئیس رکن4 گروه) که همراه گروه پیشرو، چند روز قبل به منطقه اعزام شده بود، با دیدن من جلو آمد. همراه نامبرده، رئیس شهربانی اندیمشک هم حاضر بود. پس از سلام و عرض خسته نباشید، از رئیس رکن 4 سؤال کردم: در این مدت چه کرده­اید؟ مشخص شده که ما باید کجا پیاده شویم؟ او گفت: خیلی اوضاع به‌هم ریخته است. جواب قانع کننده­ای دریافت نکردم، در پی صحبت­های او، رئیس شهربانی گفت: می­دانید که نیروهای ارتش عراق نزدیک هستند و همین روز گذشته پایگاه هوایی واقع در سایت سه‌راهی دزفول- اندیمشک- عین‌خوش- اهواز تخلیه شده است. احتمال تخلیۀ پایگاه دزفول هم می­رود. در پاسخ به گفتم: ما برای همین در حال حاضر در اینجا هستیم که نگذاریم جایی تخلیه یا خدای ناکرده دشمن متجاوز شهری را اشغال کند. آمده­ایم دشمن متجاوز را از مرز و بوممان بیرون رانده و امنیت را برقرار کنیم.

 به هر حال به همراه افسر لجستیک به قسمت عملیات راه‌آهن رهسپار شدیم. در این محل به من خبر دادند که فرماندار اندیمشک پشت خط تلفن است و می­خواهد با شما صحبت کند. از قرار معلوم فرماندار اندیمشک خبردار شده بود که قطاری مملو از تجهیزات و جنگ‌افزار با کارکنان به منطقه وارد شده و خواستار تماس با من شده بودند. از صدایش مشخص بود که جوان است. او خودش را فرماندار اندیمشک معرفی و سپس خوش‌آمدگویی کرد و خواستار آمار یگان‌های ما شد. البته نظر کمک داشت و ادامه داد: ما از هر واحدی که به منطقه وارد می‌شود آمار می‌گیریم. من نیز با تشکر از ابراز لطف ایشان، دادن آمار را به بعد موکول کردم و گفتم بهتر است از پادگان دزفول سؤال و پاسخ بگیرید. در منطقۀ خوزستان، به‌خصوص در شهرهای شمالی این منطقه، مانند شهر اندیمشک، شایع شده بود که جاسوسان حکومت بعثی در منطقه پراکنده شده‌اند و هرگونه رفت و آمد و جابه‌جایی و تحرک نیروهای مستقر و تازه‌وارد را به دشمن اطلاع می­دهند. همچنین باتوجه به بزرگی ستون گروه 55 توپخانه و تنوع جنگ‌افزارهای مستقر روی واگن­های قطار، در شهر دزفول شایع کرده بودند که لشکر اصفهان به اندیمشک وارد شده است؛ به همین خاطر من از دادن آمار ستون، حتی به فرماندار اندیمشک، خودداری کردم.  تلفن بعدی از انجمن اسلامی و بسیج بود که آمار می‌خواستند. پاسخ آنها هم این بود که از پادگان دزفول سؤال شود.

در اینجا لازم می­دانم تعداد و نوع یگان‌های بارگیری شده روی واگن­ها را شرح دهم تا روشن شود چرا بینندگان تصور می‌کردند، لشکر است.

- یک آتشبار 155م‌م خودکششی از گردان323 توپخانه.

- یک آتشبار 130م‌م کششی از گردان399 توپخانه.

- گردان376 توپخانۀ122م‌م کاتیوشا، با سه آتشبار تیر و یک آتشبار ارکان.

- گردان(-) پدافند هواییشلیکا (قبلاً یک آتشبار تیر آن در آبادان مستقر شده بود)، با دو آتشبار تیر و یک آتشبار ارکان.

- آتشبار مستقل 57م‌م خودکششی پدافند هوایی.

- آتشبار مستقل پدافند هواییشلیکا.

- آتشبار ارکان گروه (قرارگاه گروه) با عناصری از ارکان 1،2،3 و4، یگان بهداری و یگان پشتیبانی گروه.

- توپ­های باقی‌ماندۀ دو گردان 365 و 307 پدافند هوایی23م‌م، به فرماندهی سرگرد جبل‌عاملی و سروان کلهرودی.

قطار حامل یگان‌ها خیلی طولانی بود و توپ­های 155م‌م، شلیکا و 57م‌م که همگی از نوع خودکششی و زره‌دار بودند، به ستون عظمت و هیبتی خاص داده بودند.

    باتوجه‌ به اینکه گروه­های توپخانه، درواقع توپخانه نیروی زمینی ارتش محسوب می‌شوند و عمل کلی قرارگاه­های عمده یا عمل کلی تقویت یا تقویت آتش توپخانه­های لشکری به آنها واگذار می‌شود؛ مناطق عملیاتی هر یک از آنها نیز از قبل مشخص شده بود. به همین انگیزه، از قبل بعضی از یگان‌های توپخانه صحرایی و پدافند هوایی  گروه­های 55، 33 و 22 توپخانه در مناطق مختلف استان خوزستان استقرار داشتند و در ابلاغیۀ نزاجا، محل استقرار گروه 55 توپخانه نیز منطقۀ خوزستان اعلام شده بود. بنابراین لازم بود از لشکر92 زرهی سؤال کنیم که دقیقاً تقدم استقرار یگان‌های توپخانۀ تازه‌وارد گروه در کجا باید باشد. به همین علت به‌محض ورود و توقف قطار در اندیمشک، از محل دفتر عملیات راه‌آهن با ستاد لشکر (قرارگاه عملیاتی) 92 زرهی بارها تماس گرفتم تا سرانجام با رئیس ستاد لشکر (سرهنگ فهندژ سعدی) ارتباط برقرار شد. به نامبرده اطلاع دادم که یگان‌های ما سوار بر قطار در اندیمشک توقف کرده‌اند. تقدم استقرار ما از نظر لشکر کجاست؟ اعلام کنید تا اقدام شود. پاسخ وی چنین بود: نیروهای دشمن در حال پیشروی به سوی شهر اهواز هستند. ما درگیر هستیم. شما بهتر است از معاونت لشکر (سرهنگ ملک‌نژاد) که در دزفول است، بپرسید و تماس قطع شد!

با گرفتن شمارۀ تلفن دریافت شده از رئیس ستاد لشکر، توانستم با معاون لشکر که چند روزی بود در دزفول و در سربازخانۀ تیپ2 زرهی مستقر شده بود، تماس بگیرم. به او اطلاع دادم که گروه55 با یگان‌های توپخانه صحرایی  و پدافند هوایی از اصفهان آمده و در ایستگاه اندیمشک توقف کرده است، از شما می­خواهیم که بفرمایید نیاز لشکر به پشتیبانی آتش توپخانه کجا بیشتر است تا مستقر شویم. هرچه سریع‌تر وضع ما را روشن کنید؛ چون احتمال خطر برای واحدهای ما زیاد است؛ ممکن است مورد اصابت موشک یا گلولۀ توپخانه دشمن قرار گرفته و یا مورد حملۀ هواپیماهای دشمن واقع شویم. جواب خیلی ساده و روشن و به قول معروف مختصر این بود: نمی­دانم، از لشکر سؤال کنید. گفتم: لشکر گفته شما محل را تعیین کنید. گفت: بهتر است از فرمانده تیپ2 دزفول که در حال نبرد با صدامیان است، سؤال شود؛ تصمیم با من نیست، والسلام! حدود یکی دو ساعت شاید هم بیشتر صرف تماس با این و آن گذشت.

خستگی راه و احتمال خطر برای یگان‌هایی­که این مسافت طولانی را تقریباً به مدت 48 ساعت طی کرده و نیاز به استراحت داشتند، مرا کلافه کرده بود و هر آن احتمال اصابت موشک یا گلوله توپخانه به قطار حامل تجهیزات گروه متصور بود. به هر طریق ممکن و با جدیت تمام، پس از نیم ساعت یا بیشتر، توانستم با فرماندۀ تیپ2 دزفول (سرهنگ امرالله شهبازی) تماس بگیرم. وی با یگان‌های مربوطه تقریباً 9 روز در نبرد با متجاوز تا بن دندان مسلح بود و توانسته بود باقی‌ماندۀ تیپ را از رودخانۀ کرخه عبور داده و در شرق رودخانه مستقر کند. او ضمن ابراز خوشحالی از ورود یگان‌های توپخانۀ جدید به منطقه، گفت: من نمی­توانم در این مورد تصمیمی بگیریم، بهتر است لشکر نظرش را بگوید.

باتوجه ‌به اوضاع و احوال منطقه و استقرار یگان‌های توپخانۀ گروه از قبل در منطقه دزفول و مروری بر تماس‌های تلفنی و اظهارات مسئولان، به نظرم آمد که اوضاع بیش از این حرف­ها به قول معروف شلوغ است. باید تأمل کرد؛ زیرا پیچیدگی شرایط جنگ، ضریب اشتباه تصمیم‌گیری آنی را بالا می‌برد.

ساعت حدود 2 صبح نهم شهریورماه بود که دستور تخلیه ستون، به‌استثنای آتشبار130م‌م گردان 399 توپخانه، به فرماندهی سروان الماسیه که محل استقرارش از قبل مشخص بود و بایستی در منطقۀ دارخوین مستقر می‌شد، داده شد و به فرماندهان یادآوری کردم که با تفرقۀ نزدیک و برقراری تأمین لازم از هر جهت، به کارکنان استراحت بدهند تا در روشنی هوا نسبت به محل استقرار تصمیم گرفته شود. سپس با تخلیۀ یگان‌های مورد نظر، قطار به سمت اهواز حرکت کرد.

سرانجام در اول وقت روز 9/7/1359، باتوجه به موقعیت استثنایی منطقۀ شمال خوزستان و احتمال پیشروی نیروهای متجاوز بعثی به سمت شهرهای دزفول و اندیمشک؛ همچنین قطع راه­های مواصلاتی ریلی و جاده­ای منطقه و درنتیجه عدم دسترسی مرکز به استان خوزستان از شمال، تصمیم به استقرار در این منطقه گرفته شد. لازم به ذکر است که وجود گردان­های توپخانه گروه در منطقۀ دزفول که قبلاً به‌منظور تقویت آتش توپخانۀ کمک مستقیم تیپ2 زرهی (گردان320 توپخانۀ 155م‌م خودکششی) و گروه­های رزمی مستقر در این منطقه استقرار داشتند، در این تصمیم‌گیری مؤثر بود. از سوی دیگر، پراکندگی و عدم تمرکز سایر یگان‌های توپخانه و نبود کنترل و هماهنگی بین آنها و باتوجه به اینکه توان نیروهای مانوری به تحلیل رفته و آتش انبوه توپخانه می­توانست کمبود نیروی مانوری به تحلیل رفته را تا آمدن نیروهای جدید به منطقه جبران کرده و حرکت متجاوز را سد کند؛ من و سایر اعضای ستاد گروه مجاب شدیم که در شرایط فعلی، بهترین منطقه برای استقرار قرارگاه گروه، جبهۀ دزفول و شوش است.

با شناسایی محلی مناسب، از نظر دسترسی به جاده و نزدیکی به پایگاه دزفول برای داشتن تأمین هوایی ارتفاع بالا، جنگل سازمان آب دزفول، به‌عنوان محل استقرار قرارگاه گروه انتخاب و بلافاصله دستور اشغال آن داده شد.

بدین ترتیب پس از شروع جنگ تحمیلی، در صبح روز نهم مهر 1359 اولین قرارگاه توپخانۀ نیروی زمینی ارتش در منطقۀ شمال خوزستان، توسط گروه55 توپخانه تشکیل و استقرار یافت. به یگان‌های مانوری و توپخانه‌های صحرایی و پدافند هوایی و همچنین سایر سازمان­ها و ارگان‌های موجود در منطقه نیز اعلام موجودیت شد.

 

 

 

 

منبع: توپخانه در سد و تثبیت متجاوز، نجفی راشد و همکاران، محمد، 1396، ایران سبز، تهران

 

1397/9/14 11:52:59 24 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
تویضیحات در موتور جستجو
بخش چهارم: نحوۀ استقرار و اقدامات گروه55 توپخانه در جبهۀ نبرد غرب دزفول و شوش نویسنده: سرتیپ‌دوم توپخانه ستاد احمد وکیلی
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015