• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

عبور از سيروان (7)


مرحلة اول مأموريت گردان 139 در پاوه

حدود يك ماه پس از رجعت گردان 139 از سقز، زمزمة اعزام براي مأموريت پاوه اوج گرفت. در ابتداي امر قرار بر اين بود كه گروهان يكم به وسيلة تعدادي از افراد گروهان سوم تقويت شود و زير امر گردان 111 قرار گيرد و همراه آن گردان در نيمة آبان ماه به پاوه عزيمت نمايد. براي اين مأموريت مقدمات كار فراهم شد و در چند جلسة هماهنگي با فرمانده گردان 111 حضور پيدا كردم. سرهنگ2 ظهوري مرا به شركت در مأموريت تشويق و قول داد گروهان مرا به نوسود نفرستد، بلكه نزد خود در پاوه نگهدارد اما چند روز قبل از عزيمت گردان 111 مأموريت گروهان ما لغو و نزاجا از يگان‌هاي ديگر خود گردان 111 را تقويت نمود و تصميم بر اين شد كه گردان 139 يكجا و تمام و كمال در اواخر پاييز به مأموريت پاوه اعزام شده و گردان 111 را تعويض نمايد.

دفاع مقدس، جنگ تحمیلی، معارف جنگ، شهید صیاد شیرازی، شهدای جنگ تحمیلی، امام خامنه ای،جنگ تحمیلی ، ارتش جمهوری اسلامی ایران، خاطرات دفاع مقدس، خاطرات فر

آماده شدن براي مأموريت

آماده كردن افراد يگان‌ها براي اجراي مأموريت از يك طرف و كمبود امكانات ترابري و تداركاتي از طرف ديگر از مشكلات فرماندهان بود. چرا كه اكثريت افراد يگان‌ها از نظر روحي و رواني آمادگي اجراي مأموريت را نداشتند و اين بار برعكس مأموريت سقز كه تعدادي پرسنل كادر به صورت داوطلب به يگان ما ملحق شدند، پرسنل با تجربه نمودن مأموريت سقز، از دشواري مأموريت در كردستان و خطرات آن آگاهي داشتند و كمبودها و نواقص را به رخ فرماندهان مي‌كشيدند. حتي تعدادي معترض بودند كه چرا بعد از دو ماه دوباره بايد به مأموريت برويم! با توجه به شرايط حاكم، آزادي يك ‌بارة افراد از قيد و بند انضباط، آنان را به سمت تمرد و ايستادگي در مقابل فرماندهان سوق داده بود، به طوري كه يك گروهبان چند نفر را همراه خود كرده و به راحتي به ستاد تيپ مراجعه و از اينكه بنا بر اين است كه به مأموريت برود، به فرماندهي تيپ اعتراض كرد و با بيان كمبودهاي پرسنلي و آمادي، فرمانده را متهم نمود كه او داوطلب اجراي مأموريت مي‌شود و كمبود افراد و روحية پرسنلي كه چند صباحي است از درگيري سقز برگشته‌اند را در نظر نمي‌گيرد؟! سرهنگ محمدعلي قنادان افسر باتدبير و توانايي بود و خود را ملزم به اجراي مأموريت محوله از نيروي زميني مي‌دانست و سرهنگ2 پاك‌سرشت فرمانده گردان نيز ضمن اينكه با افراد ناراضي و معترض بحث و گفتگو مي‌كرد، اجراي مأموريت را امري اجتناب‌‌ناپذير و ضروري بيان مي‌نمود و سعي مي‌كرد با ملايمت و با بي‌خطر و راحت جلوه دادن مأموريت آتي افراد را ترغيب به اجراي مأموريت نمايد. او مي‌گفت مأموريت 40 روز بيشتر طول نمي‌كشد. فرماندهان گروهان هم ضمن درخواست كمبودها و حاضر به كاري و تعمير تجهيزات به امر آموزش و توجيه افراد مي‌پرداختند. به علت كمبود پرسنل، گروهان دوم به طور موقت منحل شد و افراد آن بين گروهان‌هاي يكم و سوم تقسيم شدند. در آن زمان فرماندهي گروهان اركان به سروان حسين عبدالهي و فرماندهي گروهان سوم به سروان شاهمراد نقدي محول شده بود كه اخيراً از لشكر گارد به تيپ 84 منتقل و به جاي ستوان‌يكم آرين‌شكوه منصوب شده بود. مسئوليت گروهان يكم هم بر عهدة من بود.

در هر حال با مساعدت فرماندهي تيپ و به كارگيري امكانات پشتيباني تيپ و ساير يگان‌ها و همچنين اعزام چند دستگاه كاميون از لشكر 92 اهواز ستوني جهت حمل افراد و تجهيزات گردان 139 مهيا شد و اين يگان در اواخر آذرماه سال 58 عزيمت به سوي كرمانشاه را آغاز كرد تا از آن طريق خود را به پاوه برساند.

بنا به تدبير وزير وقت وزارت دفاع ملي (دريادار سيداحمد مدني) مدت خدمت سربازي از دو سال به يك سال تقليل يافت و جمع كثيري از افراد وظيفه از خدمت ترخيص شدند. از طرفي جوانان مشمول خدمت سربازي استقبال چنداني براي ورود به خدمت نكرده و جلب و اجبار آنها نيز عملي نبود. در نتيجه يگان‌ها با كمبود شديد پرسنل مواجه شدند، به طوري‌ كه آمار تقريبي افراد وظيفه به يك چهارم تا يك پنجم استعداد سازماني آن رسيد.

ستون‌كشي به كرمانشاه

گفته شد به علت كمبود پرسنل (هر گروهان پياده حدود 40 نفر وظيفه موجودي داشت) دو گروهان پياده در سطح گردان تشكيل گرديد. بنابراين گردان 139 با سه گروهان كه در حقيقت از نظر استعداد وظيفه در حد کمتر از دو گروهان سازماني بود و اينك يك تيپ مستقل، از نظر خودرو و امكانات جابه‌جايي براي اين استعداد كم هم دچار مشكل شده بود و از لشكر 92 چند دستگاه خودرو كمك دريافت كرد! (خودروهاي سازماني گردان 139 در روز 22 بهمن كه پرسنل يگان، خدمت را ترك كردند، در داخل سربازخانة فیشر‌آباد تهران برجاي ماند كه تعدادي از آن آسيب ديد و بقيه به دست مردم افتاد.)

صبح زود روز 30/9/58 يگان حركت را از داخل پادگان بدرآباد آغاز نمود. گروهان يكم به عنوان جلودار ستون، گروهان سوم به فرماندهي سروان نقدي عقب‌دار و گروهان اركان و پرسنل يك آتشبار توپخانه 105 ميلي‌متري از گردان 303 در وسط ستون در حركت بودند. (در اين مرحله فقط پرسنل آتشبارها تعويض شد و توپ‌ها در محل خود در پاوه باقي ماندند) به علت احساس امنيت در مسير تا كرمانشاه ستون يك حركت عادي يا اداري را اجرا مي‌كرد و به جز مراقبت‌هاي معمول و دستورات تأميني شرايط عادي، اقدام خاصي صورت نگرفت و در واقع دغدغة خاطر مسئولين وضعيت نامطلوب خودروها و رانندگان آنان بود كه احتمال خرابي يا تصادف آنها مي‌رفت. به عنوان جلودار با فرمانده گردان در ارتباط بودم و بنا بود در محل‌هاي مناسبي كه ظرفيت توقف تعدادي خودرو را داشت ستون را متوقف نمایم تا بين ابتدا و انتهاي ستون فاصله زياد نشود. سروان نقدي در حوالي «ملاوي» به علت خرابي چند دستگاه خودرو از ستون عقب ماند و ارتباط ما و حتي فرمانده گردان كه وسط ستون در حال حركت بود با وي قطع شد. بعد از يك توقف در سربالايي تنگة «تيل‌كش» آخرين توقف‌گاه مناسب ما فرودگاه اضطراري شاه‌آباد غرب (اسلام‌آباد فعلي) و سه راهي جلوتر از آن بود كه مي‌بايست به سمت شمال شرق تغيير جهت دهيم و به كرمانشاه برويم. در فرودگاه ناهار صرف شد و مدت زيادي توقف كرديم اما نقدي و تعدادي از رانندگان نيامدند. البته رانندگاني كه به ميل خود در جلو قهوه‌خانه‌ها و رستوران‌ها توقف كرده بودند، كم‌كم به ما محلق شدند. اين عده، راننده‌ها و سرنشينان بي‌انضباط خودروها بودند؛ كساني كه خود را از قيد و بند مقررات و كنترل فرماندهان رها شده مي‌پنداشتند و نظم ستون را به هم ريخته بودند. چون ساعات روز به پايان نزديك مي‌شد و از طرفي خبري از نقدي نبود، سرهنگ2 پاك‌سرشت به من گفت در جلو ستون حركت كن و بقية خودروهاي ستون پشت سر شما به حركت در مي‌آيند. ديگر توقف نكن تا خود را به پادگان صالح‌آباد كرمانشاه برساني و در آنجا با همكاري ستوان فتح‌الهي محل اسكان گردان را تعيين و در مورد غذا و سوخت هم اقدام كنيد. نزديك غروب ستون را وارد پادگان صالح‌آباد در جنوب شهر و مجاورت سراب قنبر نمودم. ابتدا از ستوان فتح‌الهي خبري نبود. به افسر نگهبان مراجعه كردم و او پس از بررسي و كسب تكليف يگان ما را به آسايشگاه‌هاي گردان مهندسي لشكر هدايت نمود. آسايشگاه هر گروهان را تعيين و به افراد يگان‌ها ابلاغ شد تا در ساختمان خود مستقر و افرادي را كه از راه مي‌رسند به محل يگان خود راهنمايي نمايند. کمی بعد ستوان‌يكم عليرضا فتح‌الهي هم در محل حضور پيدا كرد. براي فرماندهان گروهان اتاقي در مجاورت آسايشگاه‌ها و ستاد گردان مهندسي هم به فرماندهي گردان و عناصري از ستادش اختصاص يافته بود. خودروهاي عقب افتادة ستون تا نزديكي نيمه شب و به صورت تك تك وارد پادگان شدند و سروان نقدي پاسي از نيمه شب گذشته در آن سرماي شديد به پادگان رسيد.

 

منبع: عبور از سیروان، سرتيپ2 ستاد علي عبدي بسطامي ، ۱۳۹1، ایران سبز، تهران

1398/9/10 10:45:51 101 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
تویضیحات در موتور جستجو
حدود يك ماه پس از رجعت گردان 139 از سقز، زمزمة اعزام براي مأموريت پاوه اوج گرفت. در ابتداي امر قرار بر اين بود كه گروهان يكم به وسيلة تعدادي از افراد گروهان سوم تقويت شود و زير امر گردان 111 قرار گيرد و همراه آن گردان در نيمة آبان ماه به پاوه عزيمت نمايد. براي اين مأموريت مقدمات كار فراهم شد و در چند جلسة هماهنگي با فرمانده گردان 111 حضور پيدا كردم. سرهنگ2 ظهوري مرا به شركت در مأموريت تشويق و قول داد گروهان مرا به نوسود نفرستد، بلكه نزد خود در پاوه نگهدارد اما چند روز قبل از عزيمت گردان 111 مأمو
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015