• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

بازخوانی جنگ تحمیلی (44)


بیشتر از همه مسئولان، شخص فرماندهی نزاجا جناب سرهنگ علی صیادشیرازی نگران و دلواپس خطوط جبهه‌ها بودند که بیشتر مناطق پدافندی در طول 1608 کیلومتر مرز مشترک با عراق در کنترل و مسئولیت نزاجا قرار داشته بود. سؤالاتی که همواره فکر فرماندهی نزاجا را به خود مشغول می‌کرد و با من در میان می‌گذاشت، عبارت بودند از اینکه: چکار باید بکنیم؟ آیا فقط دفاع کنیم؟ آیا حمله بکنیم؟ در کجا؟ و یا کدام واحدها؟ مگر می‌شود از خطوط دفاعی نیرو برداشت کرد؟ آیا می‌توانیم هم حمله بکنیم و هم دفاع بکنیم؟ آیا نزاجا فقط انبار لجستیک سپاه باشد؟ چگونه واحد‌های آماده شهادت را سازماندهی کنیم که قابل مقایسه با نیروهای بسیجی باشد؟ چگونه گردان‌های توپخانه‌ای که در اختیار سپاه گذاشته شده را پس بگیریم؟ در این صورت تکلیف این واحدهای سپاه بدون آتش پشتیبانی چه می‌شود؟ فرقی نمی‌کند، سرباز و بسیجی همه از مردم و همین کشور هستند.

دفاع مقدس، جنگ تحمیلی، معارف جنگ، شهید صیاد شیرازی، شهدای جنگ تحمیلی، امام خامنه ای،جنگ تحمیلی ، ارتش جمهوری اسلامی ایران، خاطرات دفاع مقدس، خاطرات فر

سال 1365

ارتش عراق از همان هفته دوم جنگ استراتژی دفاع را انتخاب کرد؛ بهتر است بگویم به او تحمیل کردیم. بدیهی است که ماندن سربازان برای مدت زیادی در سنگر موجب ضعف روحیه و انگیزه می‌شود. همان که ارتش‌ها به آن بیماری سنگر می‌گویند. در اواخر سال 1364 به توصیه مستشاران روسی و آمریکایی و یا خود ژنرال‌های عراقی تصمیم گرفتند برای رهایی از این حالت با ایجاد تحرک و روحیه در سربازان عراقی، دست به حملاتی هرچند محدود بزنند. برای این کار دستورالعمل فرماندهی کل نیروهای مسلح عراق به سپاه‌ها ابلاغ شد که هر سپاه در منطقه مسئولیت خودش دست به حمله بزند و تقدم هم در جایی باشد که ایرانی‌ها در خاک عراق حضور دارند. این سپاه‌ها هم از تاریخ 16/12/1364 ظرف پنجاه روز تا مورخ 6/2/1365 مبادرت به سیزده حمله به مواضع نیروهای ایران کردند که پنج حمله آنان در خاک عراق بود، مثل حملات مورخ 15/12/1364 در چوارتا، 13/1/1365 در منطقه مریوان(دره شیلر و کانی‌مانکا)، 16/1/1365 در شاخ‌شمیران، 4/2/1365 سیدکان، 6/2/1365 جزایر مجنون و هشت حمله عراقی‌ها به مواضع نیروهای ما که در خاک ایران صورت گرفت، مثل عملیات مورخ 16/12/1364 در مهران، سومار، حاج‌عمران و غیره.

این توضیحات را به عنوان مقدمه‌ای عنوان کردم برای اینکه بدانیم حملات عراق ما را از خواب غفلت بیدار کرد. متوجه شدیم که خطوط دفاعی ما آن‌قدر ضعیف است که هر کجا عراق حمله کند شکسته می‌شود. چه خط متعلق به واحد‌های ارتش باشد چه سپاه پاسداران. نتیجه این شد که فرماندهان دیگر فقط دغدغه اجرای حمله را نداشتند، از این به بعد به فکر تحکیم خطوط پدافندی هم بودند.

خطوط پدافندی از نظر علمی قابل قبول نبود. نه نیروی تأمینی در جلو خط اصلی داشت و نه مواضع مستحکم و نه آتش‌های روانه شده پشتیبانی لازم وجود داشت و نه واحدهای احتیاط متحرکی در عقب داشتیم. این وضعیت موجود عامل دیگری بر تضعیف روحیه بود، چه در رده‌های سربازی و چه در رده‌های راهبردی.

به این حملات ارتش عراق در آئین‌نامه‌های نظامی هم اشاره شده است که در حالت دفاعی برای جلوگیری از اثرات منفیِ ماندن در سنگر ثابت پیش‌بینی می‌شود. در کتاب‌ها و صحبت‌های برادران سپاه پاسداران، به اشتباه این حملات به نام دوره عملیات پدافند متحرک عراق ذکر شده است. حملات عراق هم حمله بود، نه پدافند. به نظرم باید به جای «پدافند متحرک» عبارت «پدافند فعال» آورده شود.

با این فعالیت‌ها، سپاه‌های ارتش عراق فعلاً ابتکار عمل را در دست گرفته و به طور کلّی ما را در مواضع انفعالی قرار داده است. مشکل کار من به عنوان افسر و مسئول اطلاعات نزاجا خیلی بیشتر شد. قبل از آن مدام به فکر جمع‌آوری اطلاعات برای تک‌های محدود و گسترده، چه مربوط به سپاه پاسداران و چه مربوط به ارتش بودم، که بر مبنای مأموریت نزاجا انجام می‌شد. دشمن هم فقط دفاع می‌کرد، ولی برای خبر داشتن و کسب خبر از حملات احتمالی بعدی عراق، نیاز به تجهیزات و مهم‌تر از همه آموزش سربازان در خط بود. عناصر اطلاعاتی که نمی‌توانستند شخصاً در سرتاسر جبهه‌ها، برای تمام 24 ساعت چشم و گوش باشند. همان‌طوری که در آئین‌نامه‌ها هم نوشته شده، بهترین عامل اطلاعاتی، سربازان، درجه‌داران و افسرانی هستند که متناسب با رده و سازمان در جلو خطوط تماس و سرتاسر جبهه به صورت 24 ساعته و شبانه‌روزی مستقر شده‌اند. جمع‌آوری اخبار از حرکات دشمن و گزارش‌های دقیق از خطوط مقدم به علل ضعف آموزش و عدم توجه فرماندهان و عدم کنترل و غیره به خوبی انجام نمی‌شد. در نتیجه، هر حمله عراق با غافلگیرشدن ما توأم بود. خوشبختانه این حملات سپاه‌های عراق تداوم نیافت و با عکس‌العمل سریع و بموقع نیروهای ما (مانند عملیات کربلا‌1 در مورخ9/4/1365 در مهران)، باز مجبور شد که به فکر دفاع باشد و دوباره به لاک دفاعی فرو رفت.

آنچه مُسلم بود، این حملات اواخر سال 1364 و اوایل سال 1365 برای مدتی  رده راهبردی نظام جمهوری اسلامی را نگران کرد، ولی پس از اندک زمانی که عراق به همان لاک دفاعی خودش پناه بُرد، باز روال خطوط دفاعی بر همان ضعف‌های قبلی ادامه داشت. اصلاً مثل اینکه پدافند جزئی از جنگ نیست.

بیشتر از همه مسئولان، شخص فرماندهی نزاجا جناب سرهنگ علی صیادشیرازی نگران و دلواپس خطوط جبهه‌ها بودند که بیشتر مناطق پدافندی در طول 1608 کیلومتر مرز مشترک با عراق در کنترل و مسئولیت نزاجا قرار داشته بود. سؤالاتی که همواره فکر فرماندهی نزاجا را به خود مشغول می‌کرد و با من در میان می‌گذاشت، عبارت بودند از اینکه: چکار باید بکنیم؟ آیا فقط دفاع کنیم؟ آیا حمله بکنیم؟ در کجا؟ و یا کدام واحدها؟ مگر می‌شود از خطوط دفاعی نیرو برداشت کرد؟ آیا می‌توانیم هم حمله بکنیم و هم دفاع بکنیم؟ آیا نزاجا فقط انبار لجستیک سپاه باشد؟ چگونه واحد‌های آماده شهادت را سازماندهی کنیم که قابل مقایسه با نیروهای بسیجی باشد؟ چگونه گردان‌های توپخانه‌ای که در اختیار سپاه گذاشته شده را پس بگیریم؟ در این صورت تکلیف این واحدهای سپاه بدون آتش پشتیبانی چه می‌شود؟ فرقی نمی‌کند، سرباز و بسیجی همه از مردم و همین کشور هستند.

فرماندهی نزاجا جناب سرهنگ علی صیادشیرازی به مسئولیتش، بموقعیت شغلی‌اش و به حُسن شهرتش در جامعه و در میان رزمندگان واقف بود. به برنامه و سیاست‌ها و سیاست‌کاری‌های سپاه پاسداران هم کاملاً آشنا بود. ضعف و ناتوانی در اتخاذ تصمیم منطقی و عادلانه به علت عدم تخصص و نداشتن یک ستاد قوی در کنار فرماندهی کل و تزلزل در تصمیم‌گیری را هم می‌دانست.

 اینها یک طرف قضیه بود. طرف دیگر وضعیت نامناسب در نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران بود. مثل: کمبود کادرهای فرماندهی در رده‌های پایین مانند دسته و گروهان که به طور کاملاً محسوس و چشمگیر بود؛ کمبود استعدادهای نیروهای وظیفه؛ ضعف شدید روحیه در رزمندگان؛ کمبود تجهیزات؛ کمبود آتش‌های پشتیبانی به علت خرابی توپ‌ها؛ کمبود مهمات و مسئولیت دفاع و پدافند در سرتاسر جبهه‌ها هرچند آبکی و ده‌ها مشکل و کاستی‌های دیگر.

من شاهد بودم در یک جلسه شور ستادی که در ساعت 14:00 مورخ 19/1/1365 در دفتر فرماندهی دانشکده افسری و بعد از جلسه مفصل صبح همان روز در قرارگاه خاتم‌الانبیاء(ص) برگزار شده بود، که بعداً توضیح می‌دهم و برای جمع‌بندی و نتیجه‌گیری از جلسه قبلی بود، فرماندهی نیروی زمینی ارتش جناب سرهنگ علی صیادشیرازی گفت: «امکان ندارد که اقرار کنم نزاجا مرده است و نمی‌تواند حمله کند. حتی با یک گردان. هنوز ما هستیم. هم تدبیر آفندی داریم، هم تدبیر پدافندی. ما مسئول حفظ دستاوردهای ارتش هستیم. لطمات زیادی به روحیه ارتش خورده است.» دلسوزی‌های فرماندهی کل قوا و حتی سپاه پاسداران هم برای نیروی زمینی، برای ارتقاء توان رزمی نزاجا بود که شدیداً به آن نیاز داشتند و بسیار هم بجا و منطقی بود.

ما نیاز به یک عملیات بزرگ داشتیم که دارای اثرات سیاسی هم باشد؛ البته به شرطی که حضرت امام(ره) آن را تأیید کنند. این مهم هم منحصراً در سایه همکاری و وحدت دو نیروی ارتشی و سپاهی عملی می‌شد. در این معادله، جایگاه نزاجا در کجا قرار داشت؟ مشکلات نزاجا آن‌قدر عمیق و گسترده بود که به این زودی‌ها که خواسته فرماندهی کل قوا بود، دچار تحول نمی‌شد.

جایگاه سپاه کاملاً مشخص بود. آنها بر امکانات ملی و مردمی و توانمندی ویژه نیروهای داوطلب شهادت و عاشورایی بسیجی و مردمی، کشاندن افکار عمومی و تدابیر فرماندهی کل قوا به دنبال خود متکی بودند. آنها هیچ‌یک از مشکلات ما و مسئولیت‌های ما در قبال جامعه و کشور را نداشتند و شاید هم درک نمی‌کردند. راهبرد آنها هم کسب قدرت و قبضه‌کردن امور جبهه‌ها بود که با حضور و وجود شخص صیادشیرازی در رأس نزاجا امکان‌پذیر نبود. از اینرو برنامه حذف ایشان را به هر ترفند ممکن پیگیری می‌کردند.

منبع: بازخوانی جنگ تحمیلی ، سرتیپ2 پیاده ستاد عبدالحسین مفید ، ۱۳۹۸، ایران سبز، تهران

1398/8/21 11:38:12 136 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
تویضیحات در موتور جستجو
بیشتر از همه مسئولان، شخص فرماندهی نزاجا جناب سرهنگ علی صیادشیرازی نگران و دلواپس خطوط جبهه‌ها بودند که بیشتر مناطق پدافندی در طول 1608 کیلومتر مرز مشترک با عراق در کنترل و مسئولیت نزاجا قرار داشته بود. سؤالاتی که همواره فکر فرماندهی نزاجا را به خود مشغول می‌کرد و با من در میان می‌گذاشت، عبارت بودند از اینکه: چکار باید بکنیم؟ آیا فقط دفاع کنیم؟ آیا حمله بکنیم؟ در کجا؟ و یا کدام واحدها؟ مگر می‌شود از خطوط دفاعی نیرو برداشت کرد؟ آیا می‌توانیم هم حمله بکنیم و هم دفاع بکنیم؟ آیا نزاجا فقط انبار لجست
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015