• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

عبور از سيروان (85)


سه ماه بر روي ارتفاعات كماجر (2)

شليك گلوله‌هاي تانك و نفربر دشمن از اطراف نوسود به روي پايگاه گروهان با روشنايي روز شروع و تا تاريكي شب به صورت متناوب ادامه داشت و گاهي به اوج مي‌رسيد و جهنمي از آتش ايجاد مي‌شد. مشاهدة مجروحين و شهدا صحنه‌هاي رقت‌باري ايجاد كرده و باعث ترس و وحشت پرسنل شده بود. بيشتر اوقات كار و فعاليت سنگرسازي تعطيل مي‌شد و افراد در داخل پناهگاه‌ها براي ساعت‌ها زمين‌گير مي‌شدند. 

جنگ تحمیلی ، ارتش جمهوری اسلامی ایران، خاطرات دفاع مقدس، خاطرات فرماندهان ارتش جمهوری اسلامی ایران، نیروی زمینی ارتش

. اين وضعيت گاهي باعث بروز رفتارهاي غيرعادي و يا مبادلة پيام‌ها و صحبت‌هاي نامربوط و خنده‌داري مي‌شد. افسر وظيفه‌اي داشتيم به نام ورقي از اهالي دزفول كه خيلي احتياط مي‌كرد و بيشتر اوقات را در پناهگاهي كه زير تخته سنگي حفر كرده بود به سر مي‌برد. او مي‌گفت تعجب مي‌كنم از عده‌اي كه شاهد شهادت و جراحت همرزمان خود هستند و باز هم بي‌احتياطي مي‌كنند. يك روز كه شدت گلوله‌باران عراقي‌ها زياد بود و غذاي ظهر هم به محل رسيد، این افسر وظيفه از پناهگاه خود خارج نمي‌شد. او كه فرمانده دسته بود، مي‌بايست بر تقسيم آب و غذا نظارت كند تا به درستي تقسيم شود. او را صدا زده و گفتم عراقي‌ها هم مشغول صرف ناهار هستند، از زير سنگ بيا بيرون! با خنده گفت: اطميناني نيست! و به او گفتم اگر دير بيرون بيايي جيرة غذايي‌ات قطع مي‌شود. او گفت حاضرم آب و غذا نگيرم و همين جا بمانم! به او گفتم تو در آينده در سمت يك مدير و مسئول و چه بسا يك وكيل و وزير مشغول به كار می شوی، حال از زير بار مسئوليت ادارة يك دسته طفره مي‌روي؟ او كه رعايت ارتباطات و احترامات را مي‌كرد، به جمع سربازان پيوست و تلاش نمود تا غذا و آب به سرعت تقسيم و از تجمع افراد جلوگيري شود. او سپس نزدم آمد و گفت جناب سروان از صبح تا حالا چندین گلوله در مجاورت سنگر شما منفجر شده، مجروحين را هم كه ديدي! آيا اين سنگر كه نه ورق آهني روي آن قرار گرفته و نه تير آهن يا تراورسي دارد و سقف آن با مقداري پلاستيك و خاك و سنگ‌ريزه پوشانيده شده، در مقابل گلولة توپ و تانك مقاومت دارد؟ به او گفتم ديواره‌اش كم و بيش جلو تركش را مي‌گيرد! ستوان وظيفه گفت اگر ما همين طور اين جا بمانيم بالاخره گلوله‌اي به سقف اصابت مي‌كند، پس بايد فكري كرد؟! به او گفتم امكاناتي وجود ندارد و چاره‌اي نيست جز اينكه حداكثر استفاده را از زمين بكنيم؛ با حفر كانال و جان پناه!

افسر وظيفة ديگري به نام «هادي سريع‌كار» كه ديده‌بان توپخانه بود، در داخل گروهان ما ديدگاهي براي ديده‌باني انتخاب كرده بود. او هم زير آتش شديد دشمن نمي‌توانست به راحتي براي توپخانه ديده‌باني كند و با تماشاي محل اصابت گلوله‌هاي خودي تنظيم تير نمايد. در يكي از روزها شدت آتش عراقي‌ها به اوج رسيده بود و او مي‌خواست روي محل آتشبارهاي دشمن تنظيم تير نمايد، ولي بدون دقت گراهاي نا هماهنگی به مركز هدايت آتش توپخانه مي‌داد؛ در نتيجه گلوله‌ها به هدف نزديك نشده و به شكل پراكنده به زمين اصابت مي‌كردند. يك نفر از مسئولين هدايت آتش به او گفته بود چرا اين چنين تصحيح تير مي‌دهي؟ فاصله‌هاي كم و زياد يا چپ و راست شما متناسب نيست و ما هم گيج شده‌ايم و نمي‌توانيم روي هدف تنظيم تير كنيم! ظاهراً از ترس داخل حفره‌اي رفته‌اي و سرت را بالا نمي‌آوري و به درستي محل اصابت گلوله‌ها را نمي‌بيني! سرت را بالا بياور و گلوله‌ها را هدر نده! يك‌باره متوجه فرياد ستوان سريع‌كار شدم كه با عصبانيت داد مي‌زد و مي‌گفت بله! من مي‌ترسم سرم را بالا بياورم! اما اگر تو اينجا بودي يك ساعت دوام نمي‌آوردي و بلايي سرت مي‌آمد كه... هادي سريع‌كار تنها كسي نبود كه احساس خطر مي‌كرد، بلكه همة ما و پاسداران هر لحظه در انتظار اصابت تركش توپ بوديم. خود را به ديدگاه ستوان سريع‌كار رسانيدم تا آرام‌اش كنم. او كه جواني تنومند و چاق بود، لباس‌هايش در داخل آن حفره روباه و زمينِ خيس محل ديدگاه گِل‌آلود بود و بسيار خسته و فرسوده به نظر مي‌رسيد. اما در مجموع جوان باروحيه و خوش اخلاقي بود. با هم به بررسي مواضع توپخانه و تانك‌هاي دشمن پرداختيم. محل احتمالي توپخانة دشمن در حوالي سوسكان و مجاورت مرز بود ولي تانك‌ها و نفربرهاي دشمن كه بيشترين آسيب را وارد مي‌كردند و از دقت تير آنها صدمه مي‌ديديم در اطراف نوسود موضع گرفته بودند. نيم ساعتي با هم ديده‌باني كرديم و چون غروب بود، به او گفتم بهترين زمان تنظيم تير هنگام طلوع آفتاب است. ستوان سريع‌كار مدت‌ها در داخل گروهان ما ديده‌باني مي‌كرد و انس و الفتي با بچه‌ها پيدا نموده و به كارش هم مسلط شد.

استوار محمدعلي شهوه هم به عنوان ديده‌بان دستة خمپاره‌انداز 120 ميلي‌متري در داخل گروهان حضور پيدا كرد و با پشتكار خوبي كه داشت فعاليت خوبي نمود و همكاري خود را با گروهان در مواضع بعدي و مأموريت‌هاي ديگر نيز ادامه داد تا سرانجام در منطقة حمرين به شهادت رسيد.

در فروردين‌ ماه آيت‌الله مدني امام جمعة تبريز براي ديدار با رزمندگان به جبهة پاوه آمد و با حضور در روستاي نروي با تعدادي به گفتگو پرداخته بود. چون روي ارتفاع بودم و از ورود ايشان با اطلاع نبودم، موفق به ديدارشان نشدم اما سربازان و پاسداران مشكلات جبهه و كمبودها را به اطلاع ايشان رسانيده بودند.

 

منبع: عبور از سیروان، سرتيپ2 ستاد علي عبدي بسطامي ، ۱۳۹1، ایران سبز، تهران

1398/11/23 10:22:38 45 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
تویضیحات در موتور جستجو
سه ماه بر روي ارتفاعات كماجر (2) شليك گلوله‌هاي تانك و نفربر دشمن از اطراف نوسود به روي پايگاه گروهان با روشنايي روز شروع و تا تاريكي شب به صورت متناوب ادامه داشت و گاهي به اوج مي‌رسيد و جهنمي از آتش ايجاد مي‌شد. مشاهدة مجروحين و شهدا صحنه‌هاي رقت‌باري ايجاد كرده و باعث ترس و وحشت پرسنل شده بود. بيشتر اوقات كار و فعاليت سنگرسازي تعطيل مي‌شد و افراد در داخل پناهگاه‌ها براي ساعت‌ها زمين‌گير مي‌شدند. 
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015