• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

عبور از سيروان (52)


در ساعات اولية حركت نه تنها اوركت و لباس‌هاي همه كاملاً خيس شد، بلكه لباس زير هم خيس شد و جريان آب از پشت گردن تا نوك پا بر روي پوست احساس مي‌شد. اما چون جريان باد برقرار نبود و در حركت بوديم زياد اذيت نمي‌شديم. كم‌كم خستگي و تاريكي هوا مزيد بر علت شده و پيوستگي ستون را تضعيف ‌مي‌نمود؛ به طوري كه تعدادي از افراد توقف مي‌كردند يا مي‌نشستند و در نتيجه بين ابتدا و انتهاي ستون فاصله مي‌افتاد. خود را به كاظمي رساندم و به ايشان گفتم كردهاي بومي را كنترل كند تا آهسته‌تر بروند؛ هر وقت ستون نظامي متوقف شد آنها هم بايستند و منتظر رسيدن بقيه باشند. فرماندار هم تقاضا داشت كه به حركت ستون شتاب بيشتري داده شود.

دفاع مقدس، جنگ تحمیلی، معارف جنگ، شهید صیاد شیرازی، شهدای جنگ تحمیلی، امام خامنه ای،جنگ تحمیلی ، ارتش جمهوری اسلامی ایران، خاطرات دفاع مقدس، خاطرات فر

اجراي عمليات (2)

حركت از مبدأ طبق آرايش تعيين شده به سمت هدف‌ها آغاز شد. ساعت حدود 9:30 شب بود. گروهان دوم هنوز آمادة حركت نشده بود ولي تعدادي از افراد آن يگان به ما پيوستند تا همراه نيروي ما پيشروي را آغاز نمايند. هدف گروهان دوم را به ارشد آن قسمت نشان داده و گفتم هدف يگان شما به راست بوده و جهت حركت‌تان با يگان ما متفاوت است. مسير انتخابي به وسيلة افراد راهنماي كرد در امتداد دره‌اي بود كه در جهت شمال‌غربي به هدف «پ» ختم مي‌شد. اين مسير به نظرم دشوارتر از مسيري بود كه غروب به طور نظري شناسايي كرده بودم؛ چون با باغات، سنگ‌چين‌ها و مناطق سنگلاخي بيشتري برخورد مي‌كرد. راهنمايان گفتند طوري مي‌رويم كه به موانع سنگ‌چين باغات كشاورزان برخورد نكنيم و سعي داريم بيشتر از كف دره بالا برويم. اما كف دره در اثر ريزش باران تبديل به جويباري پر از آب شد كه عبور از آن دشوار گرديد و شلوار و پوتين سربازان را هنگام عبور از عرض آن خيس نمود. تجهيزات و بار سنگين افراد به ويژه خدمة سلاح سنگين دستة ادوات حركت را زير باران و در آن زمين كوهستاني دشوار مي‌كرد. چند بار عبور از عرض جوي آب ناشي از سيلاب كه به رود كوچكي مبدل مي‌شد، دردسر ساز شد، اما مشكل موقعي بيشتر شد كه كف دره مالامال از آب شده و راهنمايان به ناچار تغيير جهت داده و مسير را از ميان همان باغات و ديواره‌هاي سنگ‌چين انتخاب كردند.

توضيح اين نكته لازم است كه در مناطق كرد‌نشين به ويژه در پاوه و بخش‌هاي تابعه، كشاورزان قسمتي از دامنة ارتفاعات را انگور ديم مي‌كارند و در بعضي قسمت‌ها كه چشمه يا رطوبتي باشد، درخت گردو هم كاشته مي‌شود. چون زمين داراي شيب زياد است كشاورزان براي جلوگيري از فرسايش و امكان استفاده از درختان مو، زمين مزرعه را در طبقات متعددي سنگ‌چين مي‌كنند كه گاهي ارتفاع سنگ چين زياد است. مسير حركت ما هم به علت جريان سيلاب كفِ دره به داخل يك مزرعة انگور انحراف پيدا كرد كه درختاني در حاشيه سنگ‌چين‌ها وجود داشت و شاخ و برگ خشك آنها بر روي ديوارهاي سنگي بيشتر مزاحم حركت مي‌شد. زمين و سنگ‌ها در اثر بارندگي ليز شده بود. صعود از آن زمين و سنگ‌چين‌ها و لابه‌لاي درختان و بوته‌ها گاهي با چنگ و كمك به ديگران انجام مي‌شد. عبور از موانع و كندي حركت بعضي از افراد باعث انقطاع ستون مي‌شد. براي كنترل ستون بارها به عقب برمي‌گشتم تا قسمت بريده شدة ستون را به امتداد آن در جلو متصل نمايم. گاهي افراد عقب مانده در ستون راهپيمايي مسير را گم مي‌كردند و لازم بود راهنمايي شوند و براي برقراري ارتباط ستون گاهي نياز به متوقف ساختن ستون بود تا بقيه هم از راه برسند. دو قبضة 81 ميلي‌متري كه مهمات هم همراه داشتند، و خدمة تيربارها عقب مي‌ماندند. افراد بومي كه سبك‌بار هم بودند از سربازان جلو افتادند و در سرِ ستون به حركت ادامه مي‌دادند و تندتر مي‌رفتند. براي برقراري ارتباط ستون، چون بي‌سيم‌ها هم در بارندگي درست كار نمي‌كرد و ارتباط بي‌سيمي منظمي نداشتيم، لازم بود ارتباط حضوري با آنها برقرار شود كه امر دشواري بود و آنها توجه نكرده و دوباره فاصله را زياد مي‌كردند.

در ساعات اولية حركت نه تنها اوركت و لباس‌هاي همه كاملاً خيس شد، بلكه لباس زير هم خيس شد و جريان آب از پشت گردن تا نوك پا بر روي پوست احساس مي‌شد. اما چون جريان باد برقرار نبود و در حركت بوديم زياد اذيت نمي‌شديم. كم‌كم خستگي و تاريكي هوا مزيد بر علت شده و پيوستگي ستون را تضعيف ‌مي‌نمود؛ به طوري كه تعدادي از افراد توقف مي‌كردند يا مي‌نشستند و در نتيجه بين ابتدا و انتهاي ستون فاصله مي‌افتاد. خود را به كاظمي رساندم و به ايشان گفتم كردهاي بومي را كنترل كند تا آهسته‌تر بروند؛ هر وقت ستون نظامي متوقف شد آنها هم بايستند و منتظر رسيدن بقيه باشند. فرماندار هم تقاضا داشت كه به حركت ستون شتاب بيشتري داده شود.

پس از عبور از بخش عمدة ديواره‌ها و باغات به گروهبان نورمحمد ملكي فرمانده دو قبضة 81 ميلي‌متري و حاملان مهمات خمپاره‌انداز ابلاغ شد تا در محلي مناسب براي برپا كردن قبضه توقف كند. سمت كلي و مسافت تقريبي تا هدف و مسير پيشروي را به ملكي گفتم و قرار شد بنا به درخواست ما پشتيباني آتش را شروع كند. با جدا شدن سلاح سنگين از ستون تا حدودي كار پيشروي ستون تسهيل شد. خيس شدن ‌لباس‌ها و كوله‌پشتي بارها را سنگين‌تر كرده بود اما نيروي جواني و ارادة اجراي مأموريت هنوز انرژي كافي براي ادامة حركت به ما مي‌داد. كم‌كم به جادة ماشين‌رو نوسود به نودشه كه از كمركوه عبور مي‌كرد رسيديم. اين جاده كه حدود دو سال در محدودة كنترل ضدانقلاب قرار گرفته بود، به صورت متروكه درآمده و قسمت‌هايي از آن ريزش كرده و هيچ توجهي به نگهداري آن نشده بود. در داخل جاده نيروهاي كُرد، آقاي كاظمي و افراد گروهان نشسته و منتظر رسيدن بقية نيروها بودند. كمي بالاتر از آنجا نقطه‌اي بود كه مي‌بايست دسته‌هاي رزمي با آرايش رزمي به طرف هدف «پ» بروند و خود با نيروي احتياطي كوچك و از نزديك آنها را هدايت كنم اما در داخل جاده مجدداً به بررسي نحوة حركت پرداختيم؛ زيرا افراد بومي به نيروي ما اضافه شده بود و قصد نداشتند مستقيماً به سمت هدف اصلي خود(هدف هـ» بروند. نظر بوميان كرد اين بود كه مستقيم بالا نرويم، بلكه از آنجا كمي به راست رفته و پس از اينكه به روي ارتفاع رسيديم، به سمت چپ تغيير جهت داده و در امتداد يال يورش بر دشمن را آغاز كنيم. استدلال آنها تسلط نيروي خودي بر ارتفاع و خنثي كردن نسبي اشراف دشمن بر رزمندگان بود. آقاي فرماندار نظرية آنها را پسنديد. من هم تسليم رأي اكثريت شدم. فاصله تا رأس ارتفاع نزديك نشان مي‌داد اما هر چه قدر جلو مي‌رفتيم باز هم فاصله‌ داشتيم. همه خسته شده بودند. حتي افراد بومي كُرد كه عادت به گردش در كوهستان داشتند و از مقاومت بيشتري بهره‌مند بودند، از خستگي زياد شكايت داشتند؛ در آن شرايط دشوار همچنان به پيشروي خود ادامه مي‌داديم. به علت بُعد مسافت، دوباره بين ابتدا و انتهاي ستون فاصله افتاد. گرچه فرماندهان دسته و گروهبان‌ها دستة همراه خود را كه عبارت بودند از ستوان‌سوم علي‌محمد هادي‌زاده، ستوان‌دوم وظيفه يدالله رسانه، گروهبان رحمان فلاح‌نژاد، گروهبان اميد‌علي صادقي، گروهبان نبي‌بختياري، گروهبان برات‌علي همتي، دو نفر سرباز پيماني ورزيده و شجاع به نام‌هاي لطيف مؤمني و نورمحمد بيرانوند در طول ستون گمارده بودم و هر يك قسمت مربوطه را كنترل مي‌كردند، اما شرايط آب و هوا و دشواري حركت در شيب سربالايي كوهستان باعث مي‌شد پيوستگي ستون راهپيمايي حفظ نشود و هر چه بالاتر مي‌رفتيم بر ميزان خستگي بچه‌ها افزوده مي‌شد. حتي تعدادي از پاسداران بومي و غيربومي هم عقب افتادند. شدت بارندگي تا حدود ساعت 4 كم و زياد مي‌شد اما هيچ‌گاه به طور كامل قطع نشد. تصميم داشتم نزديك قله يگان را به صورت آرايش زنجير در بياورم اما فاصلة زياد افراد ستون كار را دشوار مي‌كرد. تعدادي از سربازان گروهان كه از عشاير و روستاييان بوده و از ورزيدگي بالايي بهره‌مند بودند، پيشاپيش ستون حركت مي‌كردند؛ افرادي از جمله پيرولي سرمال، ابراهيم ساعدي، مهدي سرخه، يدالله محمدي، لطيف مؤمني، محمد اسماعيل رهگذر و ديگران در گروهان بودند كه در كوهپيمايي سريع‌تر از جوانان بومي حركت مي‌كردند و اينك نفرات اول ستون بودند. ستوان هادي‌زاده نيز نيروهاي جلو را همراهي مي‌كرد. با روشن شدن هوا اولين گروه‌ها به نوك قله نزديك مي‌شدند. موقتاً بارندگي قطع شد اما باد وزيدن گرفت و از آن به بعد احساس سرما جدي شد و هر چه به بالاي ارتفاع مي‌رسيديم، وزش باد تندتر ‌شد و بدن خيس شده و لباس‌هاي باران خورده را به سرعت سرد مي‌كرد. كافي بود نسيمي ملايم بوزد تا نم لباس‌ها سرماي زيادي ايجاد كند. تا زماني‌كه در حركت بوديم، حرارت بدن بالا بود ولي زماني‌ كه به بالاي ارتفاع رسيده و از حركت بازايستاديم، شدت سرما غير قابل تحمل شد، به شرحي كه به دنبال مي‌آيد، تعدادي را دچار غش و بيهوشی نمود.

 

منبع: عبور از سیروان، سرتيپ2 ستاد علي عبدي بسطامي ، ۱۳۹1، ایران سبز، تهران

1398/11/14 9:56:32 111 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
تویضیحات در موتور جستجو
در ساعات اولية حركت نه تنها اوركت و لباس‌هاي همه كاملاً خيس شد، بلكه لباس زير هم خيس شد و جريان آب از پشت گردن تا نوك پا بر روي پوست احساس مي‌شد. اما چون جريان باد برقرار نبود و در حركت بوديم زياد اذيت نمي‌شديم. كم‌كم خستگي و تاريكي هوا مزيد بر علت شده و پيوستگي ستون را تضعيف ‌مي‌نمود؛ به طوري كه تعدادي از افراد توقف مي‌كردند يا مي‌نشستند و در نتيجه بين ابتدا و انتهاي ستون فاصله مي‌افتاد. خود را به كاظمي رساندم و به ايشان گفتم كردهاي بومي را كنترل كند تا آهسته‌تر بروند؛ هر وقت ستون نظامي متوقف ش
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015