• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

از نوهد تا خرمشهر(43)


جالیز هندوانه

در منطقه عملیاتی دارخوین مستقر بودیم و حالت پدافندی داشتیم. تصمیم بر این بود که به زودی در عملیات بزرگی شرکت نماییم و به همین منظور، خود را آماده می‌کردیم و تجهیزات، سلاح و مهمّات واحدها را تکمیل می‌کردیم. در این شرایط بودیم که ساعت 6:30 بعدازظهر یک فردی غیرنظامی و عرب‌زبان به سنگرهای پشتیبانی گردان مراجعه کرده بود و آنجا سراغ فرمانده را می‌گرفت.

او را به سنگر من در ستاد گردان آوردند. مرد سیاه چهره‌ای بود، با قدّی کوتاه به نام «علی نوردی». به داخل سنگر آمد. سرباز خوش‌دونی با آب و شربت در سنگر رکن سوم از وی پذیرایی کرد. بعد از صرف آب و شربت، چنین صحبتش را آغاز کرد. می‌خواهم به سربازان رزمنده هندوانه بدهم! گفتم چطور و چگونه؟!

دفاع مقدس، جنگ تحمیلی، معارف جنگ، شهید صیاد شیرازی، شهدای جنگ تحمیلی، امام خامنه ای، ارتش جمهوری اسلامی ایران، نیروی زمینی ارتش، نیروی هوایی ارتش، هوا

گفت: در اطراف اهواز، جالیز بزرگی دارم. امسال برکت زیاد است و پر از هندوانه شده است که کاملاً رسیده‌اند. من قدرت جمع‌آوری و بارگیری آن به ماشین و بردن آن به بازار برای فروش را ندارم. ضمناً هزینه حمل و نقل و جمع‌آوری بیش از آن خواهد شد که من آن را در بازار به فروش برسانم. یعنی قیمت هندوانه آن‌قدر پایین است که فروش آن هزینه حمل و نقل و جمع‌آوری را درنمی‌آورد و اگر من این کار را بکنم با ضرر زیادی مواجه می‌شوم. به همین دلیل، تصمیم گرفته‌ام همه محصول جالیز را به رزمندگان تقدیم کنم و خوشحال خواهم شد که در این هوای گرم خوزستان سربازان هندوانه میل نمایند و گفت: من از سهم جالیزم به واحدهای دیگر ارتشی و سپاهی هندوانه تحویل داده‌ام. سرگروهبان ارکان را فراخواندم و به او دستور دادم که یک ماشین بزرگ به همراه 12 نفر سرباز زرنگ به سرپرستی درجه‌دار دورقی، صبح به همراه علی نوردی به جالیز هندوانه بروند و آنجا ماشین را پر کنند و برگردند.

آن شب آقای علی نوردی در یکی از سنگرهای واحد ارکان استراحت نمود و صبح زود با استوار دورقی و اکیپ آن رهسپار شد.

تا ساعت 1 بعدازظهر از استوار دورقی و سربازان خبری نشد. با سرگروهبان ارکان صحبت کردم و نیامدن استوار دورقی را جویا شدم. سرگروهبان ارکان گفت: جناب سروان نگران نباشید. دورقی درجه‌دار زرنگی است و به زودی خواهد آمد. حدود ساعت 6 بعدازظهر بود که دیدم آیفای استوار دورقی پر از هندوانه است و سربازان بالای هندوانه‌ها سوار شده‌اند و هندوانه شکسته‌اند و می‌خورند و پوست آن را به همدیگر می‌اندازند!

ماشین آیفای حامل هندوانه به محلّ سنگرهای ستاد گردان رسید. علی نوردی به اتّفاق استوار دورقی از آیفا پیاده شد. هندوانه‌ها را از آیفا پیاده کردیم و همه آنها را بین گروهان‌های پیاده، ارکان و ستاد تقسیم نمودیم. استوار دورقی به من اطّلاع داد که هنگام رفتن به جالیز با علی نوردی صحبت نموده است و وی گفته است که از نظر مالی بسیار در مضیقه می‌باشد. با استوار دورقی به آشپزخانه گردان رفتیم و با صحبت با مسئول آشپزخانه مقدار یک گونی برنج مازاد و مقداری حبوبات به همراه مقداری صابون و موادّ پاک‌کننده و مبلغی هم پول آماده نمودیم و تحویل علی نوردی دادیم. ابتدا نوردی از گرفتن پول و خواربار امتناع کرد و به من گفت: جناب سروان من هندوانه نداده‌ام که در مقابلش پولی بگیرم. من هندوانه را با عشق و علاقه قلبی برای سربازان و رزمندگان آورده‌ام. گفتم من حرف شما را قبول دارم ولی ما هم دوست داریم از جانب گردان دژ این هدایا را قبول فرمائید. علی نوردی را به همراه وسایل اهدایی گردان با یک ماشین جیپ به اهواز رساندیم. تا مدت زیادی، داخل سنگرها هندوانه بود و سربازان هر روز به یاد علی نوردی هندوانه می‌خوردند و وی را دعا می‌کردند.

 

منبع: از نوهد تا خرمشهر، جعفر ایازی، 1396، ایران سبز، تهران

1398/4/31 11:48:57 291 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
تویضیحات در موتور جستجو
در منطقه عملیاتی دارخوین مستقر بودیم و حالت پدافندی داشتیم. تصمیم بر این بود که به زودی در عملیات بزرگی شرکت نماییم و به همین منظور، خود را آماده می‌کردیم و تجهیزات، سلاح و مهمّات واحدها را تکمیل می‌کردیم. در این شرایط بودیم که ساعت 6:30 بعدازظهر یک فردی غیرنظامی و عرب‌زبان به سنگرهای پشتیبانی گردان مراجعه کرده بود و آنجا سراغ فرمانده را می‌گرفت.
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015