• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
تبادل نامه بین رؤسای جمهور دو کشور و مذاکرات کارشناسی ژنو

عدم تمایل عراق به مذاکرات سه جانبه (تحت نظارت دبیر کل سازمان ملل متّحد) اجرای قطع نامه ۵۹۸، از بدو امر اعلام آغاز مذاکرات سه جانبه، قبل از برقراری آتش بس، کاملاً مشهود بود. در طول مذاکرات همواره هیئت عراقی با طرح مسائل فاقد ارتباط با قطعنامه و ایجاد مانع در راه پیاده شدن آن، هدف به بن بست کشاندن تلاش های دبیر کل را دنبال می کرد. هدف عراق، از تبدیل مذاکرات بین المللی به مذاکرات دو جانبه، به دور از نظارت و هدایت سازمان ملل متّحد و گرفتن امتیاز به خصوص در اروند رود، با استفاده از اهرم اشغال سرزمین ما بود.

تبادل نامه بین رؤسای جمهور دو کشور و مذاکرات کارشناسی ژنو

 در آخرین دور مذاکرات سه جانبه که به تاریخ سوم اردیبهشت ۱۳۶۸در ژنو انجام گرفت، دبیر کل سازمان ملل متّحد پس از شنیدن دیدگاه های وزرای خارجی ایران و عراق، تلویحاً به شکست مذاکرات اعتراف کرد و اظهار داشت غلبه بر مشکلات و موانع موجود، جز با یک عزم و جزم از سوی دو طرف میسّر نخواهد بود.

با اظهار یأس و ناامیدی دبیرکل نسبت به خروج از بن بست ایجاد شده در مذاکرات سه جانبه، این مذاکرات عملاً متوقّف شد. تلاش ها و اقدامات دیپلماتیک دبیر کل و دستیارانش، از جمله سفر آقای الیاسون به تهران و بغداد برای شکستن بن بست موجود درمذاکرات، مؤثّر واقع نشد.

از سوی دیگر، در ادامه ی تلاش های عراق برای بی ثمر کردن مذاکرات سه جانبه، و منحرف کردن این جریان به سوی مذاکرات مستقیم بدون نظارت دبیر کل، صدام حسین، در تاریخ ۱۵دی ۱۳۶۸، طی پیامی به مناسبت شصت و نهمین سالگرد تأسیس ارتش عراق، طرح صلح جدیدی را برمبنای انجام مذاکرات مستقیم این دو کشور مطرح کرد، که بلا فاصله از سوی جمهوری اسلامی ایران طی نامه ای به دبیرکل، رد شد.

چند ماه بعد، در تاریخ ۵ اردیبهشت ۱۳۶۹نامه ی سر بسته ای از رئیس جمهور عراق و آقای یاسر عرفات، رهبر سازمان آزادی بخش فلسطین، به عنوان مقام معظّم رهبری و ریاست جمهوری از طریق یکی از اعضای سازمان آزادی بخش فلسطین دریافت شد. ویژگی های جدید ابتکار رئیس جمهور عراق را آقای هاشمی رفسنجانی در مقدمه ی کتاب نامه های مبادله شده بین رؤسای جمهوری اسلامی ایران و جمهوری عراق این گونه توصیف کرده اند :

((... ابتدا با ناباوری با این ادعا برخورد شد چون وضع ما و عراق در شرایطی نبود که با عرف دیپلماتیک، ارسال پیک و نامه قابل توجیه باشد .

بررسی های ابتدایی از لحاظ درستی مضامین امضای نامه و مهر و آرم و شناخته شده بودن حامل نامه که در ضمن نامه ی عرفات را نیز حمل می کرد، اطمینان نسبی ما را در خصوص صحت ادعا جلب کرد.

برای بررسی مضامین نامه و تهیه ی جواب و برخورد مناسب با موضوع، در تاریخ ۸ اردیبهشت ۱۳۶۹، جلسه ای در محضر مقام معظّم رهبری با حضور اعضای شورای عالی امنیت ملی و مشاوران سیاسی و رهبری اینجانب تشکیل شد.

گرچه در گذشته آقای صدام حسین چند بار اقدام به ارسال پیام از طریق نمایندگی های عراق در آلمان و سوئیس و جاهای دیگر کرده بود، پیشنهاد مذاکره ی حضوری و رو در روی رؤسای کشور را داده بود، تا مرحله ی مذاکره ی مقدماتی در سطح رؤسای نمایندگی پیش رفته بودیم و ابتکار آن بی سابقه نبود. ولی ویژگی ها و مضامین ناکافی بود که مطلب را جدّی بگیریم که گرفتیم، با مشورت و دقت همه جانبه، جواب تهیه شد از طریق نمایندگی در ژنو به نماینده ی عراق در آنجا تحویل داده شد.))

بدین ترتیب، با پذیرش ابتکار جدید عراق از سوی جمهوری اسلامی ایران، جریان تماس ها و ومذاکرات دو کشور برای اجرای قطع نامه ۵۹۸ و حل مشکلات موجود وارد مرحله ی تازه ای شد.

در این بخش به دلیل اهمیّت مضامین نامه ها، ابتدا مضامین و جریان تبادل نامه مورد بررسی قرار می گیرد، سپس به علل و انگیزه های عراق از این ابتکار جدید اشاره می شود. در پایان به اقدامات و گام های عملی دو طرف تا هنگام عادی سازی روابط و باز گشایی دو سفارتخانه در تهران و بغداد پرداخته می شود.

مضامین وسیر تبادل نامه ها

اهمیّت مضامین ونکات موجود در نامه ها و نیز سیر تبادل نامه ها  بین رؤسای جمهور دو کشور، ضرورت بررسی و مطالعه ی دقیق آنها را ایجاب می کند. بنابراین دراین قسمت تلاش شده است نکات مهم در نامه های مبادله  شده به تفکیک مورد تفحّص و کنکاش قرار گیرد. لذا برای پیشگیری از اطاله ی بحث، از ذکر متن کامل نامه ها خودداری شده است .

 اهداف و انگیزه های عراق از ابتکار تبادل نامه ها

در مطالعه اهداف و انگیزه های صدام حسین از ابتکار جدید نامه، می توان موارد متعددی را برشمرد. لیکن به نظر می رسد که به طور عمده هدف عراق در دو مقوله قابل بحث و بررسی است. این دو مقوله عبارتند از :

  1. مخدوش و بی اعتبار کردن قطعنامه ۵۹۸ و حذف نقش دبیر کل در جریان مذاکرات دو کشور، برای ایجاد عنصر اعتماد با جمهوری اسلامی ایران و تسریع در جریان عادی سازی روابط
  2. آسودگی خاطر از مرزهای شرقی، یعنی مرز مشترک با جمهوری اسلامی ایران و پرداختن به مرزهای جنوبی با کویت و بهره برداری از اشغال این کشور کوچک تقریباً بی دفاع، ولی دارای منابع عظیم نفتی

با توجّه به اهمیّت بررسی و تحقیق درباره جریان روابط دو جانبه میان جمهوری اسلامی ایران و عراق، اهداف مذکور به تفکیک مورد بررسی قرار می گیرد.

1- بی اعتبار کردن قطعنامه ۵۹۸ و حذف نقش دبیر کل در جریان مذاکرات دو کشور

همچنان که در مباحث قبل توضیح داده شد، از ابتدای مذاکرات دو کشور تحت نظارت دبیر کل، یعنی پیش از اعلام برقراری آتش بس در جبهه های جنگ، هیئت عراقی همواره با طرح مسائل غیر مرتبط با قطعنامه ۵۹۸ و تعیین پیش شرط ها و به طور کلی ایجاد موانعی بر سر راه اجرای قطعنامه و تلاش های دبیر کل در این زمینه، موضعی منفی و بازدارنده در جریان مذاکرات اتخاذ کرد.

عراق با توجه به شرایط تصویب قطعنامه ۵۹۸، یعنی تفوّق نظامی ایران در جبهه های جنگ و وضعیت متفاوت با آن در هنگام پذیرش قطعنامه از سوی جمهوری اسلامی ایران، اجرای این قطعنامه را به سود خود نمی پنداشت. بنابراین، یکی از اهداف اساسی عراق، بی اعتبار و لوث کردن قطعنامه ۵۹۸ و منحرف کردن مذاکرات دو کشور به مجرایی خارج از کنترل و نظارت سازمان ملل، یعنی(( مذاکرات مستقیم و بدون حضور دبیر کل)) و خارج از چارچوب قطعنامه بود.

ابتکار رئیس جمهوری عراق در ارسال نامه به رئیس جمهور ایران، قابل تفسیر و تحلیل است. چرا که در صورت موفّقیّت، حذف نقش دبیرکل در مذاکرات از نخستین دستاوردهای عملی این سناریوی جدید عراق محسوب می شد. اهمیّت این دستاورد برای عراق در آن است که با توجه به مواضع مثبت و تفاهم آمیز جمهوری اسلامی ایران نسبت به طرح های اجرایی دبیر کل، و متقابلاً مواضع منفی و مخالف عراق از ابتدا تا آخرین دور مذاکرات سه جانبه، همواره طرف عراقی حضور و نظارت دبیر کل را مانع عمده ای در راه وصول به اهدافش به شمار می آورد. از لحاظ بین المللی نیز مخالفت های عراق با مواضع و طرح های دبیرکل، موجب تضعیف موضع آن کشور و حامیان وی شده بود.

بنابراین، اولین هدف و انگیزه ی رئیس جمهور عراق را می توان حذف نقش دبیر کل در جریان مذاکرات تلقی کرد. این امر تسهیل کننده ی هدف بعدی عراق، یعنی مخدوش و بی اعتبار کردن و در نهایت حذف قطعنامه ۵۹۸ از دستور کار مذاکرات، و ایجاد چارچوب و طرحی جدید برای ادامه ی گفت و گوها و به طور کلی حل و فصل مشکلات موجود، بر اساس طراحی و برنامه ریزی های طرف عراقی بود.

البته با توجه به آگاهی مقامات عراق از حساسیت فوق العاده ی طرف ایرانی نسبت به این موضوع، رئیس جمهور عراق در نامه های اولیه خود کوشید ابتدا با تأکید بر اعتبار قطعنامه ۵۹۸، این ذهنیت را نزد مسئولین جمهوری اسلامی ایران از بین برده، به تدریج سناریوی خود را به اجرا در آورد.

نقطه ی اوج حرکت عراق برای بی اعتبار کردن قطعنامه ۵۹۸، ارسال نامه مورخ ۳۰ ژوئیه ۱۹۹۰ صدام حسین به ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران بود. در این نامه که در سیزده بند جداگانه تهیه شده است، رئیس جمهور عراق کوشیده تا قطعنامه ۵۹۸ و نیزعهدنامه ۱۹۷۵ را از دستور کار مذاکرات حذف و طرح جدیدی را برای حل و فصل مشکلات موجود فیمابین دو کشور عرضه کند.

از سوی دیگر باید اذعان کرد که جمهوری اسلامی ایران، از آغاز مذاکرات، که بلافاصله پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شروع شد، با این هدف و انگیزه عراق، با آگاهی، درایت، هوشیاری، پایداری و دقت فراوان و با اتّکا به خداوند تبارک و تعالی برخورد کرد. متعاقباً نیز راه را بر هرگونه سوء استفاده رئیس جمهور عراق از اقدام به تبادل نامه ها در این زمینه کاملاً مسدود کرد. ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران در کلّیه ی نامه های ارسالی به صدام حسین، تأکید بر اعتبار قطعنامه ۵۹۸، نقش دبیر کل و ضرورت حرکت در چارچوب این قطعنامه را در تقدّم طرح مواضع خود قرار داده، در مقابل هرگونه حرکت و تلاش صدام حسین در خلاف این برای ایستادگی مخالفت کرد. همین امر موجب شد که در پایان مرحله تبادل نامه ها، نه تنها توفیقی در این زمینه نصیب طرف عراقی نشد، بلکه با کسب دستاوردهای مهمی برای ایران، همچون عقب نشینی نیروهای عراق از اراضی اشغالی ایران به پشت مرزهای شناخته شده بین المللی، بر مبنای عهدنامه ۱۹۷۵، و آزادی اسرا، موانع اساسی بر سرراه اجرای سایر بندهای قطعنامه، به ویژه بند ۶ که از وظایف کلیدی دبیر کل است، بر طرف و بستر مناسبی برای توفیقات سیاسی بیشتر جمهوری اسلامی ایران فراهم شود. باید یک بار دیگر تأکید کنیم که از مهم ترین دستاوردهای ۸ سال دفاع مقدّس و ۲سال مذاکره و مقاومت در برابر زیاده خواهی های عراق، حفظ و حراست از قرارداد ۱۹۷۵ بود.

 ۲- چشم داشت به کویت

ابتکار صدام حسین با ارسال نامه به رئیس جمهور ایران و درخواست تسریع در حل مشکلات موجود و تبدیل وضعیت (نه جنگ و نه صلح)  به (صلح بین دو کشور) با عملکرد هیئت مذاکره کننده عراقی مبنی بر ایجاد مانع در جریان اجرای قطعنامه ۵۹۸ و به بن بست کشاندن مذاکرات، کاملاً در تضاد بود.

پیش از ابتکار جدید عراق، سیاست طرف عراقی بر اتلاف وقت و بی ثمر گذراندن مذاکرات استوار بود، لیکن نکته ی حائز اهمیّت و بسیار اساسی در جریان تبادل نامه ها، سرعت و عجله ی غیرمعمولی بود که در طرف عراقی به چشم می خورد. این امر با توجه به این که در صحنه ی روابط فیمابین دو کشور تحول خاصی رخ نداده بود، توجیه معقولی برای طرف ایرانی نداشت.

پس از آن که ارتش عراق کویت را در تاریخ دوم اوت ۱۹۹۰ اشغال کرد، نیت اصلی صدام حسین از ابتکار وی در سرعت بخشیدن به جریان عادی سازی روابط با جمهوری اسلامی ایران، بیشتر آشکار شد.

بحث درباره ی این موضوع، به بررسی عمیق تحلیلی _ تاریخی سایر اقدامات عراق برای آماده سازی زمینه ها و شرایط منطقه ای و بین المللی به منظور اشغال کویت نیاز دارد، که در ادامه به صورت خلاصه و گذرا به آن اشاره خواهد شد.

یکی از مهمترین اهداف عراق  از تجاوز به جمهوری اسلامی ایران، دستیابی به منابع غنی نفت جنوب کشورمان و دسترسی به سواحل بیشتر و راهیابی به آب های آزاد خلیج فارس بود. لیکن با درایت و رهبری حکیمانه ی امام راحل(ره) و ایمان، شهادت و فداکاری رزمندگان دلیر اسلام ، نه تنها رؤیای فتح سه روزه ایران توسط صدام تحقق نیافت، بلکه رژیم عراق گرفتار چنان وضع هولناکی شد که اگر حمایت های همه جانبه و سیل کمک های مادی و تسلیحاتی منطقه ای و بین المللی شامل حال صدام حسین نمی شد، جنگ به شکل دیگری پایان می یافت. در این مقوله اشاره به این نکته کفایت می کند که در پایان جنگ تحمیلی هشت ساله و اعلام آتش بس و بازگشت اوضاع جبهه های جنگ به شرایط قبل از آغاز تجاوز عراق، صدام حسین آن روز را به عنوان (روز پیروزی عظیم) جشن گرفت. این جشن نه به لحاظ پیروزی در جنگ - چرا که توفیقی نصیب صدام نشده بود- بلکه به لحاظ ابقای وی بر مسند قدرت و برچیده نشدن حاکمیّت حزب بعث برپا شده بود.

بنابراین با توجه به عدم دستیابی رئیس جمهور عراق به اهدافش در تجاوز به جمهوری اسلامی ایران، این بار صدام حسین تصمیم گرفت با استناد به ادعاهای تاریخی و دستاویز قرار دادن بهانه های مختلف، از جمله مسائل اقتصادی، قوای نظامی خود را که توسط شیوخ عرب منطقه تسلیح و تجهیز شده بود، روانه کویت کند. با این تصور که آن چه را در طول هشت سال جنگ با جمهوری اسلامی ایران نتوانسته بود بدست آورد، با اشغال نظامی کویت در مدتی کمتر از دو ساعت تحصیل کند .

حجم بسیار گسترده و نامتعارف کمک های تسلیحاتی به عراق، به ویژه در سالهای آخر جنگ تحمیلی موجب نگرانی شدید حامیان منطقه ای و غربی عراق پس از پایان جنگ تحمیلی شد. با توجه به روحیه ی تجاوز گری و توسعه طلبی صدام از سوی حامیان وی به تدریج نگرانی ها به بیم و هراس تبدیل شد. در این میان کشور کوچک کویت از تغذیه کنندگان اصلی عراق در جنگ تحمیلی بودند بیش از هر کشور دیگر ی بیمناک و هراسان بود. دلیل عمده ی آن ادعای مالکیّت تاریخی عراق بر سرزمین کویت بود که در زمان حاکمیت عبدالکریم قاسم به اوج رسیده بود. لیکن با به قدرت رسیدن حزب بحث در  عراق و اشتغالات جدید آن رژیم و درگیری در جنگ تجاوز کارانه علیه ایران این ادعا بیشتر به عنوان اختلافات مرزی مطرح بود ولی هیچ گاه طرف عراقی حاضر نشد در حل آن با کویت همکاری کند .

کویت در جریان جنگ تحمیلی با تحمل دشواری ها آرزو داشت که عراق همانطور که خط مرزی خود را با اردن و عربستان مشخص کرد به حل مشکلات مرزی خود با این کشور نیز مبادرت ورزد و به عنوان پاداش حمایت های کویت از چشم داشت های سابق خود صرف نظر کند. اولین پاسخ رسمی عراق در برابر اصرار کویت به حل اختلافات مرزی  چند روز پیش از برقراری آتش بس میان ایران و عراق از سوی صدام حسین عنوان شد در آن زمان وی اعلام کرد: مرز بین دو کشور (عراق و کویت ) پس از پایان جنگ مشخص خواهد شد.

این جمله ی دو پهلو و مبهم صدام موجب افزایش نگرانی طرف کویتی شد تا حدی که برای کاهش نگرانی کویتی  ها طه محی الدّین معروف معاون رئیس جمهور عراق در توضیح اظهارات صدام اعلام داشت که مشکلات فیمابین عراق و کویت به زودی مسالمت آمیز حل خواهد شد.

دولت کویت در ادامه ی تلاش برای حل مشکل با عراق سعد العبد الله الصباح نخست وزیر آن کشور را در فوریه ۱۹۸۹به عراق اعزام کرد. همچنین برای جلب رضایت حکّام عراق که درآن زمان زیر فشارهای اقتصادی و بار سنگین وام های خارجی ناشی از جنگ تحمیلی قرار داشتند مطبوعات کویت با مشخص کردن خط مرزی میان کویت و عراق، زمینه های پیشرفت همکاری های اقتصادی دو کشور را مطرح کردند. در یک اقدام بی سابقه، مطبوعات کویت اقدام به جمع آوری کمک های مالی برای بازسازی شهر فاو کردند. تنها دولت کویت یکصد میلیون دلار کمک کرد.

شیخ سعد العبد الله نیز در دیدار خود از بغداد، همکاری های اقتصادی سخاوت مندانه ای را از سوی کشور متبوعش به عراق پیشنهاد کرد، تا شاید با مطرح کردن مشارکت مؤسسات بزرگ کویت در بازسازی اقتصاد از هم پاشیده ی آن رژیم، صدام را به حل مشکلات مرزی تشویق کند. ولی این دیدار نه تنها نتیجه ای در بر نداشت، بلکه بر نگرانی های کویت نسبت به چشم داشت عراق افزود .

انجام این دو توافق، نشان دهنده ی عمق نگرانی ملک فهد نسبت به آینده و حرکتی برای خنثی سازی تهدیدات احتمالی عراق علیه عربستان تلقی می شود. ضمن آنکه با توجه به روابط نزدیک کویت و عربستان، احتمالاً موضوع اختلاف مرزی ایران و کویت و عراق نیز در دستور کار دیدار ملک فهد و مذاکره ی وی با صدام قرار داشت.

ملک فهد همچنین پیش از اشغال عراق، در یک اقدام، سعود الفیصل، وزیر خارجه ی عربستان را نیز به عراق فرستاد تا از ایجاد بحران پیش گیری کند، ولی این حرکت نیز ثمری نداشت. پادشاه عربستان طی سخنانی در تاریخ ۲۵ نوامبر ۱۹۹۰، در قصر صلح در جدّه خطاب به مردم ایراد کرد، به صراحت به این مسئله اشاره کرد. ملک فهد در بخشی از اظهاراتش می گوید :

((ما تمام مسائلی را که برخود فرض می دانستیم، نسبت به عراق انجام دادیم. از کمک های مادی و نظامی گرفته تا برطرف ساختن موانع موجود بر سر راه عراق ..... ما مشکلات را درک کردیم که امیر سعود الفیصل را نزد صدام فرستادیم و گفتیم که در منطقه ی فاو تحرکات نظامی وجود دارد که دلیل آن برای ما روشن نیست. آنها گفتند: که تنها قصد آماده نگه داشتن نیرو های خود را دارند.))

یکی دیگر از اقدامات عراق که در آن زمان صورت گرفت و در همین خصوص  قابل تفسیر است، تأسیس شورای همکاری اعراب در مقابل شورای همکاری خلیج فارس بود. این اقدام عراق موجب نگرانی بیشتر در منطقه شد. سعودی ها در تشکیل شورای همکاری عرب به ابتکار عراق ورود مصر به این تجمع را حرکتی به نفع عراق به شمار آوردند.

صدام حسین همچنین در اقدامی دیگر، در جریان یک سخنرانی در اجلاس سران عرب که در فوریه ۱۹۹۰برگزار شد، خواستار خروج نیرو های نظامی بیگانه از منطقه شد. صدام در این کنفرانس همچنین افزایش تولید نفت (توسط کویت) را اعلان جنگ علیه عراق نامید و تأکید کرد که عراق آنرا تحمل نخواهد کرد .

طارق عزیز در جریان اولین دیدارش از تهران، در شهریور ۱۳۶۹، در ملاقات با این جانب، مطلبی را پیرامون قضیه ی کویت اظهار کرد. در بخشی از اظهاراتش گفت :

((انقلاب ژوییه ۱۹۶۸ به قدرت رسیدن حزب بعث در عراق باعث شد که عراق در بازپس گیری حقوق خود (مالکیّت بر کویت)عقب بماند. در ماه مِی ۱۹۸۹طی اجلاسی به شیخ صباح وزیر خارجه ی کویت گفتم بیا مسئله را بدون شلوغی حل کنیم ولی عکس العمل آنها سریع نبود. او بعد از این ملاقات در ماه  ژوییه(۱۹۸۹)به بغداد آمد و به صحبت پرداخت ولی مطالب را به آینده موکول کرد. سعدون حمادی در سپتامبر ۱۹۸۹به کویت رفت و درفوریه ۱۹۹۰سعود الفیصل به بغداد آمد و گفت شرایط آماده بررسی این مطلب نیست0))

بدین ترتیب، پس از آن که در ماه مارس ۱۹۹۰، عراقی ها از آنچه احقاق حقوق تاریخی خود در کویت از راه مسالمت آمیز می نامیدند نا امید شدند، تصمیم نهایی خود را گرفتند و بطور جدّی برای تهیه ی مقدّمات آن برنامه ریزی و اقدام کردند. یکی از مهم ترین ملاحظات عراق در این خصوص، نگرانی از مرزهای شرقی و واکنش جمهوری اسلامی ایران نسبت به هر گونه حرکت نظامی عراق به سمت کویت بود؛ ضمن آنکه به رغم گذشت بیش از بیست ماه از پایان جنگ تحمیلی، هیچ گونه پیشرفتی در جریان حل مشکلات صورت نگرفته بود. بر همین اساس و به منظور تسریع در راه عادی سازی روابط با جمهوری اسلامی ایران، ایجاد عنصر اعتماد بین دو کشور، در نهایت آسودگی خاطر از مرزهای شرقی، صدام حسین ابتکار جدیدی به کار بست و به ارسال نامه به ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران و طرح پیشنهاد ها و مطالب تازه ای مبادرت ورزید.

این انگیزه ی عراق با اوصاف یاد شده، نزد مقامات جمهوری اسلامی ایران تقریبا ناشناخته بود و تا هنگام اشغال کویت جایگاه مهمی در بررسی و تحلیل ابتکار رئیس جمهور عراق نداشت. جناب آقای هاشمی رفسنجانی در مقدمه ی کتاب نامه های مبادله شده بین رؤسای جمهوری اسلامی ایران و عراق می نویسد :

(( گرچه در تحلیل ها و بررسی های مربوط به انگیزه ی طرف مقابل (صدام حسین) در ارائه ی این ابتکار و عجله ی غیر معمول در ادامه ی کار، ضمن احتملات فراوان دیگر، احتمال مشکل داشتن با همسایه های عرب خود و به ویژه کشورهای نفت خیز خلیج فارس مطرح بود، ولی بعضی احتمالات دیگر از قبیل مشکل داشتن با کشورهای  صنعتی و طلبکار عراق و به خصوص آمریکا و فرانسه و یا مشکلات اقتصادی و اجتماعی داخلی ناشی از دوران طولانی جنگ بی ثمری که خود راه انداخته بودند و طولانی شدن دوره ی اسارت ده ها هزار اسیر عراقی که عمدتاً در سال های اول جنگ اسیر شده بودند و مخارج گزاف نگه داری این همه نیرو به خاطر دوران نه جنگ نه صلح... به عنوان عوامل این حرکت توجّه را جلب می کرد و کمترین اهمیّت را بر احتمال پییش آمدن جنگ با حامیان دیروز و آن روز عراق می دادیم.))

در مورد بررسی نحوه ی واکنش و بهر برداری جمهوری اسلامی ایران از ابتکار عراق لازم است این بررسی در دوره ی قبل از اشغال کویت، به رغم آنکه از طرف ایرانی از ماهیّت انگیزه ی عراق کاملاً مطلع نبود، لیکن یک حرکت اصولی و آگاهانه را آغاز و پی گیری کرد، به نحوی که طرف عراقی نتوانست به اهداف عمده ی خود نایل آید. نفس ابتکار رئیس جمهور عراق در آغاز نامه نگاری، تأثیر قابل ملاحظه ای بر طرف ایرانی بر جای گذارده و بستر مناسبی را برای ادامه همکاری فراهم کرده بود، لیکن عراقی ها به خواست خود یعنی سرعت بخشیدن به مشکلات فیمابین که مسلّماً در نظر داشت با اعطای کمترین امتیاز صورت گیرد، دست نیافته بودند.

رئیس جمهور عراق از هنگام ارسال اولین نامه ی خود، خواستار اعزام نمایندگانی به تهران شد. مسلّماً پذیرش نمایندگان صدام از سوی جمهوری اسلامی ایران می توانست به عنوان یکی از مهم ترین گام های اصلی عملی برای عادی سازی روابط، از ابعاد داخلی و نیز بین المللی محسوب شود. در این خصوص، پاسخ جمهوری اسلامی ایران مبنی بر تعین دو پیش شرط، یعنی عقب نشینی نیروهای عراقی از اراضی اشغالی ایران و مبنا قرار گرفتن عهدنامه ۱۹۷۵ از تصمیمات قابل ستایش مسئولین جمهوری اسلامی ایران به شمار می رود. صدام حسین ازراه های متعدّد کوشید به هر نحو ممکن، قبل از اشغال کویت، این تصمیم را عملی کند، ولی با هوشیاری طرف ایرانی، در این مهم توفیق نیافت. رئیس جمهور عراق، حتی در نامه ی مورخه ۳۰ ژوئیه خود، دقیقاً سه روز پیش از اشغال کویت بار دیگر با تنزّل نسبی از برخی ادعاهای خود، برای این کوشید، ولی موفّق نشد .هدف اصلی صدام حسین در وهله ی اول این بود که قبل از اشغال کویت، وضعیت متفاوت خواهد بود وی ناگزیر خواهد شد بهای بیشتری را بپردازد.

در یک بررسی کلّی، نحوه ی برخورد و واکنش ما در قبال تلاش عراق مبنی بر گرفتن امتیازات بدون پرداخت بهای مناسب در مرحله ی قبل از اشغال کویت، کاملاً منطقی و مثبت ارزیابی می شود. برقراری آتش بس بدون اینکه امتیازی بدهیم، پیروزی بزرگی بود. با صداقت باید گفت حتی در بعضی از رده های مسئولین کشور، ماهیّت حکومت عراق هنوز شناخته شده نبود ولی برای امام (ره) ماهیّت آن حکومت و پیچیدگی مذاکرات آشکار بود. مثلاً در زمانی که در هیئت دولت گزارش مربوط به آتش بس را ارائه می کردم یکی از وزرا به من گفت:((شما بالاخره آتش بس برقرار کردید، کار عقب نشینی  نیرو ها از سرزمین های اشغالی را هم تمام می کردید!)) یعنی عده ای تصور می کردند به محض پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از طرف عراق، آتش بس عقب نشینی و تبادل اسرا با هم انجام می شود. به رغم این که ۸ سال جنگ تحمیلی را تجربه کرده بودیم هنوز شناخت کاملی از ماهیّت تفکّر عراقی ها در داخل کشور ما وجود نداشت. یکی از دلایل مخالفت امام (ره) با آن افراد و تفکرات که معتقد بودند چرا جنگ را در زمان هایی که ما می توانستیم پایان دهیم، پایان نداده ایم، همین شناخت ماهیّت فکری حکومت عراق بود که بعدها بر همگان آشکار شد .

رئیس جمهوری عراق در آخرین نامه ای که به رئیس جمهور کشورمان نوشت، مرز آبی عراق با ایران را حدود ۸۰۰ کیلومتر دانسته بود که ما متوجّه شدیم این رقم تقریباً تا مرز امارات متحده عربی می رسید این نکته که نشان می داد عراق به کویت هم بسنده نخواهد کرد. از طرف دیگر، باید متذکّر شد که در مورد غرامات، از طرف عراق هیچ گاه پیشنهادی نشده است و در هیچ یک از مذاکرات به ما نگفته اند که حاضر به پرداخت غرامت هستند. از طرف عربستان نیز چنین پیشنهادی نشد و بعضی واسطه ها مثل آقای حبیب شطی، دبیر کل سازمان کنفرانس اسلامی، برای استفسار انتظارات ما از میزان غرامت در قبال جنگ به ایران آمدند، ارقامی ارائه شد اما آن را پیگیری نکرده اند. همچنین آقای بندری، معاون وزارت خارجه هند نیز یکی از افرادی بود که از طرف غیرمتعهد ها می کوشید تا صلح را برای ایشان برقرار کند. ایشان با بعضی افراد ما در مورد غرامت، صحبت هایی رد و بدل کرد، که بعد متوجّه شدیم هیچ پایه و اساسی نداشته است. در حقیقت می توان گفت که ما هیچ پیشنهاد رسمی و تعهدآوری درباره پرداخت غرامت، از هیچ سویی چه از طرف عراق و چه از طرف حامیانش دریافت نکردیم.

پس از اشغال کویت، رئیس جمهور عراق در یک چرخش و عقب نشینی آشکار از ادعاها و مواضع ده سال گذشته ی خود، طی نامه ای به تاریخ ۱۴ اوت ۱۹۹۰، و هر چند به طور مشروط، با مبنا قرار دادن عهدنامه ۱۹۷۵ در گفت و گو ها موافقت کرد. این امر یک موفقیت بسیار مهم سیاسی و بین المللی برای نظام جمهوری اسلامی ایران به شمار می آید. این عقب نشینی عراق، بیانگر نیاز مبرم و حیاتی صدام حسین به ایجاد اعتماد در رابطه با جمهوری اسلامی ایران، و رفع نگرانی از اقدامات احتمالی ایران در آن دوره بود. تحولات بعدی نیز کاملاً مؤیّد این موضوع است.

نکته مهم و قابل توجه در نامه مورخ ۱۴ اوت ۱۹۹۰ رئیس جمهور عراق، استمرار تلاش وی برای مخدوش و بی اعتبار کردن قطعنامه ۵۹۸، به منظور پیشگیری از اجرای سایر بندهای باقیمانده قطعنامه و ((به طور مشخص)) بند۶، یعنی تعیین ((آغازگر جنگ)) از سوی دبیر کل است. از بُعد حقوقی، اجرای بند مذکور در حیطه ی وظایف دبیر کل بود. نقش دو کشور جمهوری اسلامی ایران و عراق در این بند، ارائه مدارک و اسناد ثابت کننده ی ادعای هر دو طرف بود. در حالی که پذیرش عهدنامه ۱۹۷۵ امری است که صرفاً در چارچوب روابط دو جانبه است، لذا مرتبط کردن این دو موضوع که از بُعد حقوقی دو امر متفاوت اند، منطقی به نظر نمی رسد. پاسخ ارائه شده به نامه ی صدام حسین نیز دقیقاً  بر همین مبنا تنظیم شد و در آن صرفاً به موضوع مرتبط با دو کشور، یعنی پذیرش عهدنامه ۱۹۷۵ از سوی صدام حسین اشاره و از آن استقبال شده است.

اساساً اعتقاد صدام در آن هنگام این بود که با اشغال کویت، علت وجودی نیاز عراق به حاکمیّت کامل بر شطّ العرب، یعنی دسترسی آزادانه به آب های آزاد مرتفع شده و دیگر نیازی به سواحل شرقی شطّ العرب ندارد. لذا، بر سر حفظ آن چه در کویت به دست آورده بود، این آمادگی در رئیس جمهور عراق موجود بود که با ایران معامله کند. این مطلب را صدام حسین در ملاقات مورخ ۱۳ ژانویه ۱۹۹۱ (۲۳ دی ماه ۱۳۶۹) با دبیر کل سازمان ملل متّحد، که دو روز قبل از پایان مهلت تعیین شده از سوی شورای امنیت برای اجرای قطعنامه ۶۸۷ (توسل به زور علیه عراق) به بغداد سفر کرده بود، به صراحت اظهار کرد. صدام حسین در ملاقات مذکور، که صورت جلسه ی آن به درخواست عراق به عنوان عضو رسمی سازمان ملل متّحد ثبت و توزیع شد، در اثبات ادعای صلح طلبی خود، درباره پذیرش مجدّد عهدنامه ۱۹۷۵ به دبیر کل می گوید:

((تمام مردم ما می دانند که ما نیمی از شطّ العرب را به ایران داده ایم و تمامی اسرای جنگی را بدون انتظار آزادی اسرای خودمان آزاد کردیم. هنگامی که عراقی ها از من پرسیدند: چرا این همه؟ من پاسخ دادم: به خاطر صلح. اکنون که کویت بخشی از عراق است، دیگر نیازی نیست که ما به خاطر شطّ العرب با یکدیگر درگیر باشیم. سپس ما ارتش خود را از این جبهه به سوی کویت عقب کشیدیم.))

1391/12/7 933 0
قسمت ارائه دهنده: پایگاه اطلاع رسانی
برای عضویت درکانال سایت هیئت معارف جنگ شهید صیاد شیرازی اینجا کلیک کنید
تویضیحات در موتور جستجو
تبادل نامه بین رؤسای جمهور دو کشور و مذاکرات کارشناسی ژنو
برچسب ها
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015