• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
سخنان امیر سرتیپ آراسته در مراسم بزرگداشت سالروز بازگشت آزادگان و سالگرد شهادت سرلشگر آزاد? خلبان لشگری(انتشار مجدد)

آزادگان پرتویی از اسلام، عزّت، حماسه و معنویت را در دل شهرهای دشمن ساطع می کردند

با سلام به محضر شهدا، آزادگان، مفقودین، جانبازان و خانوادهای معزز این بزرگواران و با سلام خدمت پدر شهیدان، حضرت امام (ره) و با سلام خدمت فرمانده ی پاسگاه فرماندهی رزمایش حضور برای عملیات ظهور، حضرت آیت الله خامنه ای و سلامی از بن جان به امام زمان و با تقدیم صلوات به محضر ایشان صلوات الله و سلامه علیه.

سخنان امیر سرتیپ آراسته در مراسم بزرگداشت سالروز بازگشت آزادگان و سالگرد شهادت سرلشگر آزادۀ خلبان لشگری(انتشار مجدد)

خداوند بزرگ را شاکر و سپاسگزارم که با دعوت فرمانده ی مخلص، دلسوز و پر تلاش نیروی هوایی در جمع شما عزیزان آسمانی دل باشم آن هم به مناسبت سالروز ورود آزادگان و همچنین به پا داشتن سالروز شهادت آزاده ی عزیز سرلشگر خلبان لشگری. دیروز و امروز به عرض فرمانده ی نیرو رساندم که من را از صحبت کردن معاف کنید و من بنشینم و کسب فیض کنم که نپذیرفتند. به من گفتند شما چون پیشکسوت هستید در دفاع مقدّس، باید صحبت کنید. اینجا اعتراف کنم پیشکسوت نیستم و خادم پیشکسوتان دفاع مقدّس هستم. امر کردند دیگر چاره ای هم نبود. دیدم در بعضی از این نوشته های اعلام برنامه اسم من را آورده اند، نشد از جلسه بروم یا بنشینم و خواهش کنم بزرگی در اینجا حضور پیدا کنند و من پای صحبت او بنشینم. دیگر ببخشید مجبورید تحملّم کنید

ما 7نفر بودیم. از آن 7 نفر اینهایی که نام می برم الان نیستند و در آسمان هستند. از بچه های زمینی، شهید سروان نوردی از تیپ 65، شهید سرهنگ کلاته از داوطلبان اعزامی لشگر 21 به منطقه ی عملیات، شهید استوار رضوان از تیپ 65 نوهد، شهید سروان معصومی از تیپ 65، عزیزی داوطلب از هوانیروز که متأسفانه نام او در خاطرم نیست و یک عزیز دیگر از تیپ 65 نوهد. من هم ستوان یکمی بودم که با اینها مأمور شده بودم 7 نفری بریم شناسایی در دل دشمن در روستایی که ضد انقلاب روستا را تصرف کرده بود و بعد خبر بیاریم برای ستونی که پشت سر ما است تا او بتواند با آگاهی مناسب در منطقه به عملیات اقدام کند. البته این دوستانی که نام بردم، در این منطقه شهید نشدند و در مناطق دیگر به فیض عظیم  شهادت نائل آمدند.
می خواهم یک اعترافی برای شما عزیزان آزاده ی حاضر در جلسه و خانواده های آزادگان داشته باشم. بد وضعیتی گیر کرده بودیم. تصورمان بر این بود که ضد انقلاب روستا را تخلیه کرده ولی به ما نزدیک است، اما کجا است؟ نمی دانستیم. چون وقتی وارد روستا شدیم آثار اجاقی که هنوز روشن بود، ظرفی که سر اجاق بود و تنوری که روشن بود نشان از دور شدن روستائیان و ضد انقلاب ولی حضور آنان در نزدیکی داشت. این آثار بود ولی خودشان نبودند و به نظر می رسید آنها، حس کرده اند که ستون با عظمتی در حال آمدن است و ضد انقلاب و روستایی ها هم از دست ضد انقلاب و دور شدن از آتش جنگ فرار کرده اند و رفته اند. وقتی به میانه ی روستا رسیدیم یک جای گودی بود که وقتی رفتیم  آنجا که از آنجا عبور کنیم، تازه متوجّه شدیم که ضد انقلاب در اطراف روستا کمین کرده است چون با انواع سلاح ها به سمت ما 7نفر شلیک کردند. با آر پی جی، تیر بار، نارنجک تفنگی و سلاح سبک. خوب یک پل کوچکی در آنجا روی نهری بود و یکی دوتا از ما به زیر آن پل رفتیم و بقیه هم پراکنده شدیم و فوری یک آرایشی گرفتیم که از تیر رس این تیرها که در کنار ما به زمین می خورد در امان بمانیم و بتوانیم با ضد انقلاب بجنگیم.من باید برای شما اعتراف کنم، یادم نمی رود که در آنجا با خدای خودم این صحبت را کردم و گفتم خدایا برای شهادت آماده ام و برای اینکه عضوی را از دست بدهم هم آماده ام ولی طاقت و شجاعت اسارت را ندارم. والله این کلامی بود که در آن لحظه بین من و خدا گذشت که با شهید شدن مشکلی ندارم و با تکّه تکّه شدن هم مشکلی ندارم ولی طاقت اسارت را ندارم. در تمام طول مبارزه با ضد انقلاب و در تمام طول مدت جنگ خودم را محک زدم و دیدم که وجودم از این شجاعت تهی است. دریافتم از غیرت و قدرتی که بتوانم در دل دشمن باز پرچم دار ارتش اسلام باشم تهی هستم. لذا همیشه در عبادت هایم، در مأموریت هایم در جبهه و در خواسته هایم درخواستی از خدا داشتم که خدایا از این یکی من را معاف کن.  من این تحمل و این صبر را ندارم. الآن هم برای شما این اعتراف را کرده ام که کار سختی است. بزرگواران روحانی حضور دارند دعایی است از حضرت امیر که می فرمایند که خداوندا اگر قرار است نعمتهایی را که به من داده ای تک تک از من بگیری، اول جانم را بگیر. می خواهم بگویم که زنده بودن با وجود از دست دادن نعمت ها آنچنان سخت است که معصوم بی نظیری در تاریخ بشریت چنین دعایی می کند که اگر قرار است نعمتهایی را که به من داده ای از من بگیری، ابتدا جانم را بگیر. حالا من برای شما این یک بیت شعر حافظ را بخوانم:


از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن          از دوستان جانی مشکل توان بریدن


ببینید عزیزان ما آبرو، پدر، مادر، فرزند، فامیل، سلامت و عزت داریم، پا و دست و چشم و گوش داریم و خیلی نعمتهای دیگر که اگر بخواهیم آنها را بشماریم، نمی توانیم آنها را احصاء کنیم و شکر آن ها را هم به سختی می توانیم انجام دهیم. حالا اگر به انسان بگویند که جانت را می گیریم. خوب در جبهه باشد و برای شهادت هم رفته باشد دیگر مشکلی نیست. ولی به انسان بگویند که انگشتانت را می گیریم و نمی گذاریم انگشتت تکان بخورد، حرکت دستانت را می گیریم و نمی گذاریم که دستانت تکان بخورد. حرکت پایت را می گیریم و نمی گذاریم که تکان بخورد. زبانت را اگر حرف بزنی می بریم و نمی گذاریم حرف بزنی. قامتت را اگر راست کنی می شکنیم و نمی گذاریم راست کنی. اینها را دانه دانه به ذهن بسپارید. راه اگر بخواهی بروی قلم پایت را می شکنیم و نمی گذاریم راه بروی. حتی اگر بخواهی فکرت را هم عیان کنی فکرت را از تو می گیریم که کار سختی است و شدنی نیست. خفقان فکری برایت ایجاد می کنیم. اگر عزیزی را از دست بدهی و بخواهی برایش اشک بریزی اشکهایت را بر چشمانت خشک می کنیم. اگر دردی داشته باشی و بخواهی فریاد بکشی فریادت را در حنجره ات خفه می کنیم، تو را از دیدار عزیزانت محروم می کنیم. اینها ابزارهای حیات ما است. دوستان جانی ما هستند، نعمت های ارزشمند هستند، دقت کنید مثلاً یک قهرمان دو در مسابقه دو شرکت کرده است ولی دست و پای او را بسته اند و با اینحال او را در گونی دربسته هم انداخته اند و او را روی خط آغاز مسابقه گذاشته اند و به او فرمان دویدن می دهند. باید در این مسابقه شرکت کند. چگونه شرکت کند؟ همه ی ابزارها را گرفته اند. دوستان جانی را گرفته اند. دوستانی که با آنها حیات میسر است، دست و پا و چشم و گوش و حرف زدن و گریه کردن همه را صدام از آزاده ها گرفت. چه در سلول بودند و چه در بند. ولی ملزم بودند که حیات داشته باشند. از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن از دوستان جانی مشکل توان بریدن. خانواده گرفته شده است. همه چیز گرفته شده است. خندیدن، گریه کردن ، با هم نشستن، فریاد زدن، هم جرم می باشند. این کدام دنیا است و در کجای هستی چنین چیزی وجود دارد که در زندانهایی که آزاده های ما زیست می کردند وجود داشت. چنین چیزی را می توانیم ما تحمل کنیم؟ می توانیم تصور کنیم ، کی می توانیم تحمل کنیم.  من برایتان این اعتراف را کردم که من چنین چیزی را نمی توانم تصور کنم. در حال حاضر هم من نمی توانم این موضوع را تصور کنم که تمام ابزارهای حیات را از من بگیرند و من ملزم باشم که زنده باشم و بعد مکلّف باشم که فریاد بزنم و پرچم اسلام را در جایی دیگر برافراشته نگاه دارم. خیلی سخت است. برای خانواده هایشان نیز خیلی سخت بود. اگر به من می گویید پیشکسوت جنگ باید اعتراف کنم که عظمت این غیرت، صلابت و قدرت در حین مظلومیت آزادگان را به خوبی درک نمی کنم. چاره ای غیر از اینکه به بزرگی این عزیزان تعظیم کنیم، نداریم. کار دیگری را نمی توانیم انجام دهیم آن هم با اینکه این اقتدار در عین مظلومیت را نمی فهمیم. اگر درک می کردیم حتماً تواضع مان بیش از این بود.
من حادثه ای را البته بعد از ساعاتی از وقوع آن شاهد بودم؛ چند تا بچه در داخل زمینی بایر مشغول بازی بودند بمب عمل نکرده ای را دیدند با آن هم شروع به بازی کرده بودند. این را برداشتند و بعد به زیر زمین خانه بردند. با این بمب ور رفتند و این بمب منفجر شد. 2 تا برادر و یک خواهر شهید شدند. با این بمب عمل نکرده که بمب کوچک بوده است. 5 نفر دیگر هم زخمی شدند و طبقه همکف تبدیل به یک ویرانه شده بود. یک بمبی که افتاده در زمین ما و در شهرهای مرزی و مدت ها روی آن خار و خاشاک بوده و اینها بردند و این حادثه اتفاق افتاد. از این موارد زیاد داشته ایم، گلوله های عمل نکرده، خمپاره های عمل نکرده و مین. باید چکار کرد؟ این را نباید به خانه برد و باید آن را به دست کارشناسش داد. حالا من برای شما می گویم. چقدر صدام ناشی گری کرد، بمب عمل نکرده، خمپاره عمل نکرده و موشک عمل نکرده را به درون بغداد و بقیه شهرهای خود برده بود. تک تک آزاده ها را می توانیم به وسایلی که می توانند انفجار ایجاد کنند تشبیه کنیم. هر آزاده بمبی آماده ی انفجار بود. صدام اگر این را می دانست شاید این کار را نمی کرد. تک تک آنها البته انفجاری برای کشتار نبودند بلکه انفجاری برای تبلیغ دین، تبلیغ غیرت، حماسه، معنویت، عزت و اقتدار بودند. مگر شما خلبانان نمی رفتید برگه های تبلیغاتی را روی سر دشمن بریزید، آنها هم این کار را می کردند. مگر نمی آمدند بمب و راکت می انداختند که باز بشود و برگه های تبلیغاتی به نفع صدام پخش شود. ما این کار را در دل شهرهای دشمن با آزادگان مان می کردیم. هر آزاده ای در بند اسارت صدام یک بمب تبلیغاتی بزرگ غیر قابل کنترل بودند. هر چه شلاقش می زدند و هر چقدر بلا بر سر او بیشتر می آوردند او با قدرت بیشتری منفجر می شد و شعاع و پرتو ی جمهوری اسلامی ایران را در دل دشمن بیشتر ساطع می کرد. چه حماقتی کردند مبنی بر اینکه آزاده های ما را به عنوان اسیر در زندان هایشان نگه داشتند چرا که دشمن بمب را به خانه ی خودش برده بود.
خانواده های صبور، متدیّن، مقاوم و ولایی آزادگان بزرگوار، خانواده های شهدا، خانواده های جانبازان و مفقودین، اگر بیش از خود این عزیزان به اسلام خدمت نکرده باشند کمتر خدمت نکرده اند. نه تنها فشاری بر نظام وارد نکردند بلکه نظام را حمایت و پشتیبانی کردند و در راه نظام خط شکنی کرده اند. خوشا به سعادت آنها به خاطر صبری که پیشه کردند. سلامٌ علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار  این فرمایش حضرت حق است. کلام من نیست و فرمایش حضرت حق است آنهایی که صبر پیشه کرده اند خوشا به سعادت آنها. امروز ایام بازگشت آزادگان به میهن اسلامی و سالگرد شهادت آزاده جانباز سرلشگر خلبان لشگری است. به آزادگان درود و برای علو درجات ارواح شهدای آنان و شهید عزیز لشگری صلوات می فرستیم.
برای ما سربازان زمینی که من اعتراف کردم ما تحمل و شجاعت تصور استقامت در اسارت را نداریم، با این حال کار باز راحت تر است. چون ما با خاک هستیم، داخل خاک هستیم و خانه ی ما هم از خاک است، سنگرمان هم از خاک و غذا هم که در جبهه می خوردیم مخلوط با خاک. در عملیات بیت المقدّس این غذاهایی که در بسته های نایلونی برای ما می انداختند، زمانی که روی خاکریز می خورد پاره می شد، ما آن را با خاک مشت می کردیم و با همان حالت خاکی غذای خودمان را می خوردیم. حالا شنهای آن را هم در می آوردیم. این زندگی در خاک است. اگر دنیا زندان مؤمن است، ما زمینی ها در کف آن زندان هستیم و اگر دنیا زندان مؤمن است عزیزان هوایی ما بر فراز گنبد آن هستند و بر فراز این زندان هستند. خیلی سخت است و من نمی توانم تصور کنم. باید بزرگوارانی که در اینجا نشسته اند فرمانده ی محترم نیروی هوایی، استاد عزیزم خلبان شجاع و جانباز امیر بقایی بیایند اینجا صحبت کنند. چقدر سخت است انسانی که در آسمان زندگی می کند و آسمان را می بیند و به خورشید و ماه می نگرد او را بگیرند و در غل و زنجیر کنند و در خاک او را زندانی نمایند. چگونه تحمل کرده سرلشگر خلبان آزاده و جانباز شهید لشگری، چگونه تحمل کرده سرتیپ خلبان امینی، چگونه تحمل کرده اند این همه آزاده ی هوایی. ما اگر بودیم دلمان از سینه به بیرون می آمد و نمی توانستیم تحمل کنیم. چگونه تحمل کرده انسانی که در آسمان با خدا راز و نیاز می کند مجبور شود در یک سلول تاریک، کوچک، نمور، گرم، بدون غذا، بدون همدم، بدون کتاب و دعا در جایی که سقف آسمان را نمی بیند زندگی کند و البته در بستر خاکی زمین با خدای خود راز و نیاز کند. سختی آزادگان هوایی در بند اسارت صدام بیشتر از آزادگان زمینی بوده است. برای من غیر قابل تصور است.ما وقتی به جبهه می رفتیم با هدف پیروزی یا شهادت به آنجا می رفتیم و خیلی از ما گفتیم خدایا کمک مان کن تا پیروز شویم یا اینکه شهید بشویم. هنوزم آرزوی شهادت داریم. از فرمایشات حضرت رسول است که اگر مسلمانی بدون آرزوی شهادت باشد در شعبه ای از شعبه های نفاق خواهد مرد.
خدایا آرزوی شهادت را از ما نگیر و مرگ ما را هم شهادت در راه خودت زیر پرچم امام زمانت قرار بده. از رزمندگان زمینی هیچ کس با فرض و احتمال قوی اسارت به جبهه نمی رفت.برای اینکه چنین تصوری هم برای او سخت بود ولی یک خلبان فرض شهادت و فرض اسارت را در لحظه ی مأموریت به یک اندازه دارد. این خیلی سخت است و به این ترتیب که تعدادی از این عزیزان شهید و تعدادی در دل دشمن به اسارت در آمده اند. ولی با اسارت هر خلبان و هر قهرمان زمینی، جمهوری اسلامی با همه ی گستره اش در یک شخص آزاده و اسیر در یک سلول متجلّی می شد. همه ی دین متجلّی می شد در مقابل کفر و سبعیت دشمن در داخل یک سلول. همه ی غیرت و شرف بشر در یک سلول و در یک بند توسط آزاده ی ما خلاصه می شد. آنها که صبر کردند و جزء آزاده های ممتاز بودند، اجر شهید و یا حکم شهید را دارا هستند و هم اجر جانباز را همچون لشگریِ بزرگوار ما. خوشا به سعادت آنها و خانوادهایشان.
من یک جمله بگویم و از محضرتان مرخص شوم. ببینید عزیزان اینها آزمون خوبی دادند، برای ظهور و حضور، آنهم در غیبت و دوران انتظار ظهور مهدی موعود. من می خواهم خدمتتان عرض کنم که این فرصت چند روزه عمر را از دست ندهیم. اگر همه ی ما منتظر امام زمان هستیم که امام ظهور کند و ما از سربازانش باشیم، تمرین ظهور در این زمان، تمرین حضور است. حضور در رکاب رهبری. رهبر فرزانه ی ما، فرماندهی رزمایش حضور را دارند. نظام جمهوری اسلامی رزمایشی با فرماندهی امام خامنه ای است که ما عملیات حضور و اطاعت از فرمانده را در صحنه های دشوار حضور تمرین بکنیم تا برای شرکت در عملیات ظهور امام زمان (عج) آماده گردیم.
فرمانده ی این پاسگاه و رزمایش فرمانده ی بزرگوار نیروهای مسلّح، فرمانده کل قوا و رهبر فرزانه انقلاب هستند. اطاعت، ولایت پذیری و سربازی را در رزمایش حضور تمرین بکنیم تا در عملیات ظهور موفق باشیم، همچنانکه آزادگان ما حتی در بند اسارت، پا در رکاب و آزاده بودند. شهدا، مفقودین، آزادگان؛ جانبازان و خانواده های آنان این رزمایش حضور را با اطاعت امر مولا و مقتدا و فرمانده شان امام خمینی و امام خامنه ای با موفقیت سپری کردند. حال نوبت ما است. انشا الله خدا عنایت کند و ما نیز با همتی مضاعف عمل کنیم، تا روسفید و موفّق در این رزمایش باشیم.

1391/10/17 612 0
قسمت ارائه دهنده: پایگاه اطلاع رسانی
برای عضویت درکانال سایت هیئت معارف جنگ شهید صیاد شیرازی اینجا کلیک کنید
تویضیحات در موتور جستجو
سخنان امیر سرتیپ آراسته در مراسم بزرگداشت سالروز بازگشت آزادگان و سالگرد شهادت سرلشگر آزادۀ خلبان لشگری(انتشار مجدد)
برچسب ها
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015