• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

مردان آسمان (26)


سرهنگ ابوالفضل مهرگان فر (قسمت چهارم و پایانی)

کلک مرغابی

تمام مأموریت‌ها در زمان جنگ خاطره است. سال 1361 در یکی از این مأموریت‌ها در عملیات رمضان قرار شد با استفاده از دو فروند اف 14 در قالب پوشش هوایی از 6 فروند هواپیمای اف 4 که برای بباران نیروهای متخاصم در اطراف بصره در نظر گرفته شده بود، پشتیبانی نماییم. من سمن راست هواپیماها و شماره ی 2 من نیز در سمت چپ اف 4 ها قرار گرفت. با هماهنگی‌های قبلی قرار شد که پوشش سمت راست با من و پوشش سمت چپ با شماره‌ی 2 باشد. در حین بمباران اطراف جاده‌ی بصره-بغداد متوجهی حضور دو فروند جنگنده‌ی عراقی شدیم که از سمت پایگاه کوت با سرعت به سمت ما می‌آمدند.

جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ

تصمیم گرفتم پیش دستی کرده و قبل از رسیدن به دسته‌ی پروازی، آنها را رهگیری کنم. هواپیما را در حالت رهگیری قرار داده و مشکی به سمت آنها شلیک کردم و این شلیک موفقیت آمیز بود.

من مشغول صحبت با کمک خلبان شدم و گفتم گشت هوایی آنها دو فروندی است تازه اگر موشک برخورد کند یکی از آن‌ها را ساقط می‌کند بنابراین می‌بایست مواظب دومی باشیم. در حین صحبت کردن کمک خلبان گفت یک شئی سیاه رنگ از پایین سمت چپ با سرعت از کنار ما رد شد. در حال بررسی ین وضعیت بویم که شماره‌ی 2 من مورد اصابت موشک قرار گرفت. من در حال گردش به چپ بودم که یک فروند هواپیمای عراقی را در سمت چپ رادار مشاهده و بلافاصله آن را در دستور رهگیری نزدیک قرار دادم و موشکی به سمت آن شلیک کردم. دود ناشی از منفجر شدن و پراکنده شدن قطعات هواپیمای دشمن را به وضوح دیدیم. در ادامه‌ی مسیر تقریباً هواپیماهای گشت عراقی از دیگر مناطق به ما نزدیک شده بودند. در ضمن تهدید پدافند هم وجود داشت.

هواپیمای شماره 2 من که موشک به بالش اصابت کرده بود، تمام توانش را معطوف برگشت به خاک خودی کرد. در کار ما اصطلاحی وجود دارد که به «leam Duck» معروف است که به معنی همان کلک مرغابی می‌باشد. وقتی یک مرغابی می‌خواهد توجه حیوان شکارچی را از جوجه‌هایش و لانه‌اش پرت کند، بالش را روی زمین می‌کشد و تظاهر می‌کند که مصدوم است تا شکارچی به سراغ او بیاید. از این ترفند استفاده کردم. هواپیما را رها کردم که به نظر در حال سقوط می‌رسید. توجه آنها از اف – 14 دیگر به سمت ما برگشت. وقتی نزدیک به زمین رسیدیم با سرعت تغییر جهت دادم. اولین بار بود که از بالا و به این نزدیکی، قوای زمینی را می‌دیدم و عظمتش را درک می‌کردم. نگران این بودم که آنها و حتی نیروی زمینی خودی ما را اشتباه بزنند.

وقتی وارد آسمان ایران شدم و اوج گرفتم، هواپیمای اف – 14 همراهم را چند بار با بیسیم صدا کردم. رادار جواب داد مشکلی پیش آمده است. فهمیدم که هواپیمای آنها سقوط کرده است. آن جا بود که نتوانستم جلوی گریه خود را بگیرم. نمی‌دانستم به نگاه‌های پرسش گری که منتظر هستند چه جوابی بدهم. فکر می‌کردم از من خواهند پرسید که رفتی همراهت را کشتی و حالا خودت زنده برگشته‌ای؟

در راه رسیدن به اصفهان صدبار مردم و زنده شدم. وقتی در اصفهان نشستم همه دورم ریختند. مثل ذوالجناحی که بی سوار برگشته است. سؤال می‌کردند:

«خوب چه شده؟ پس هواپیمای همراهت کجاست؟»

چندی نگذشت که خبر دادند خلبان آن هواپیما یعنی حسن هرندی و ناوبرش روستایی زنده هستند و قبل از اتمام سوخت و سقوط هواپیمایشان در آسمان عراق، با صندلی نجات بیرون پریده‌اند و با مهارت در چتر بازی توانسته‌اند کاری کنند که در خاک ایران فرود آیند.

ساعت حدود سه نیمه شب بود که آنها به اصفهان رسیدند. همه بیدار مانده بودیم تا آنها را ببینیم. وضعشان خیلی وخیم بود. سوخته بودند و جزغاله شده بودند. موهای سرشان کنده شده و خیلی صدمه دیده بودند. گفتم:

«حسن جان تو را با بیل خاموش کردند؟»

خندید. گفتم:

«دیگه چرا می‌خندی؟»

گفت:

«به خدا به خودم نمی‌خندم به این دهاتیه می‌خندم.» (منظورش روستایی بود)

در همان حال گفت:

«موقعی که من بیرون پریدم، باد شدید بود و کلاهم را برد که با کشیده شدن بر روی زمین باعث صدمه بیشتر شد. این دهاتی فکر کرد این کار برنامه‌ای از طرف من بوده است. او هم کلاهش را درآورد و پرت کرد پایین!»   

 

منبع: مردان آسمان،محسن شیرمحمد، 1391، آفرینه، قم-تهران

1397/12/22 11:57:37 747 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
تویضیحات در موتور جستجو
تمام مأموریت‌ها در زمان جنگ خاطره است. سال 1361 در یکی از این مأموریت‌ها در عملیات رمضان قرار شد با استفاده از دو فروند اف – 14 در قالب پوشش هوایی از 6 فروند هواپیمای اف – 4 که برای بباران نیروهای متخاصم در اطراف بصره در نظر گرفته شده بود، پشتیبانی نماییم.
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015