• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

خاطرات سربازی ام (9)


اعزام گردان به جبهه جنوب و لغو عزیمت به خرم‌آباد

در پادگان از فرماندهی انتظار داشتیم که بعد از دو سال مأموریت سخت، گردان را برای یکی دو ماه استراحت به خرم‌آباد ببرد، اما جناب سرگرد همه گردان را جمع و سخنرانی کوتاهی ايراد کرد و در ابتداي سخنانش از همه ما سؤال کرد: «ما اگر برویم پادگان براي استراحت و شماها شب عید بروید پیش خانواده‌ها‌يتان و احياناً خانواده هم‌رزمان شهید از شما سؤال کنند كه هنوز دشمن توی خاک ماست، چه جوابی دارید؟»

جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ

و بعد هم ادامه داد: «در جبهه جنوب عملیات بزرگی در پیش است» و با ایمان و اطمینان نوید داد كه در این عملیات کار صدام تمام است، ما باید به جبهه جنوب برویم و در این عملیات شرکت کنیم تا کار دشمن را یک سره نماييم، اگر چه در عملیات قبلی، عملیات محمد رسول الله (ص) به خاطر شرایط سخت منطقه و امکانات محدود نتوانستیم کار مهمی انجام بدهیم، ولی جایی که قرار است عملیات شود، خیلی مهم و سرنوشت‌ساز است، از شما افسران و درجه‌داران و سربازان خودم می‌خواهم كه با هم در این عملیات بزرگ شرکت کنیم و در پیروزی آن سهیم باشیم.

در آن زمان ما اکثریت سربازها جوان بودیم و کم تجربه، و همین‌طور در عملیات‌ها کمی هم نگران حفظ جان خودمان، ولی به عنوان سرباز، علاقمند و مطیع فرامین فرماندهان خودمان بودیم، هیچ‌وقت به یاد ندارم دستور یا فرمانی که فرماندهان گردان یا گروهانمان جناب سروان یادگاری یا دقیق احمدی یا فرماندهان دسته ستوان کریمی، شاه‌کرمی و یا سرگروهبان حسنوند داده باشند و ما حتی اگر به قیمت از دست دادن جانمان می‌شدف انجامش نداده باشیم، یا حرف دیگری زده باشیم. ولی افسوس از آن دسته آدم‌هایی که ادای وطن‌پرستی و روشن‌فکری در مي‌آوردند، یا آن‌هایی که دنباله‌رو احزاب و سازمان‌هایی مثلاً به نظر خودشان انقلابی و خلقی بودند. حتی در ارتش هم تعداد کمی بودند که در آن شرایط حساس و بحرانی و تاریخی کشور، درک درستی از انگیزه و وظیفه‌شناسی، وطن‌دوستی، خلوص نیت، اعتقاد، ایمان، شجاعت و جان برکفی هم لباس و هم قطارهای خود، چون جناب سرگرد نقدی را، در جبهه‌ها نداشتند. حتي به اندازه ما سربازها هم احساس وظیفه نمی‌کردند، تصور آنها این بود که این افراد بیشتر فکر اسم و رسم در کردن و دنبال درجه و رتبه‌ي خود هستند، تا انجام وظیفه.

آن روز در پادگان حاجی‌آباد، ما نیروهای تحت امر سرگرد نقدی با ناراحتی، تعجب و ترديد، و با این تصور که فرمانده ما می‌توانست واحد ما را برای استراحت به پادگان ببرد، ولی این کار را نكرد سخنراني فرمانده‌مان را گوش كرديم و با اين حال خود را برای رفتن به جبهه جنوب آماده کردیم، زیرا رمز موفقیت یک فرمانده در گرو رابطه و علاقه‌مندی بین او و سربازان زیر دستانش می‌باشد. سرگرد شاه‌مراد نقدی این امتیاز را داشت و به عقیده‌ي من‌ اگر غیر از این باشد، طرف، فرمانده نیست!

علاقه‌مندی بین ما سربازان با فرماندهان طوری بود که حتی در وضعیت عادی، دلمان نمی‌آمد فرمانده هانمان تنها باشند. مثلاً موقع حرکت از کرمانشاه به سمت جنوب، سرگروهبان فریدونی دلش می‌خواست ما تعدادی از بچه‌های قدیمی گروهان، در طول راه با او باشیم. من از جناب سروان یادگاری کسب تکلیف کردم که چه دستور می‌دهند، در حالی‌که این موضوع شاید برای جناب سروان یادگاری اصلاً مهم نبود و اهمیتی نداشت، ما دور و برش باشیم یا نباشیم، ولی به شوخی می‌گفت: «خوب شد؛ امروز رفقای نیمه راه خودمان را شناختیم!»، که من به سرگروهبان فریدونی گفتم: سرگروهبان، حاضرم بمیرم ولی رفیق نیمه راه نباشم. جناب سروان یادگاری وقتی دید من برگشتم و فریدونی ناراحت شد، خندید و گفت: «سرگروهبان فریدونی، اول با این بچه‌ها یک گروه تأمین برای طول راه درست کنید، بعد هر طور دلتان خواست تا رسیدن به منطقه عملیاتی راحت باشید.»

 

منبع: خاطرات سربازی‌ام،فرضعلی محمد زاده، 1392، ایران سبز، تهران

1397/12/18 11:38:33 383 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
تویضیحات در موتور جستجو
در پادگان از فرماندهی انتظار داشتیم که بعد از دو سال مأموریت سخت، گردان را برای یکی دو ماه استراحت به خرم‌آباد ببرد، اما جناب سرگرد همه گردان را جمع و سخنرانی کوتاهی ايراد کرد و در ابتداي سخنانش از همه ما سؤال کرد: «ما اگر برویم پادگان براي استراحت و شماها شب عید بروید پیش خانواده‌ها‌يتان و احياناً خانواده هم‌رزمان شهید از شما سؤال کنند كه هنوز دشمن توی خاک ماست، چه جوابی دارید؟»
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015