• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

مردان آسمان (20)


سرهنگ امرا... سیاه منصوری (قسمت سوم و پایانی)

در یک روز بهاری و به دنبال انجام عملیاتی در جنوب کشور به ما مأموریت داده شد تا پس از اعزام به دزفول تعدادی مجروح را به تهران بیاوریم. صبح زود پس از انجام وارسی‌های اولیه همراه با کمک خلبان و سایر خدمه پروازی، فرودگاه مهرآباد را به سمت خوزستان ترک کردیم. مسیر رفت بدون مواجه با خطر خاصی گذشت و ما در باند فرودگاه دزفول فرود آمدیم.

جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ


در این پرواز کلیه صندلی‌ها برداشته ‌شده و داخل آن به صورت یک سالن درآمده و در آن چهار طبقه برانکارد روی هم نصب شده بود. با این روش امکان حمل تعداد بیشتری مجروح فراهم می‌شد. به سرعت حمل مجروحین به درون هواپیما توسط کادر درمانی و سایر نیروها انجام شد و ما آماده برخاستن شدیم. با اجازه برج مراقبت هواپیما را از روی باند بلند نموده و مسیر تهران را در پیش گرفتیم. هنوز چند دقیقه از منطقه دور نشده بودیم که برج مراقبت پایگاه، وضعیت قرمز اعلام کرد و خبر از حمله سه فروند میگ داد. برج به ما اعلام کرد هر تصمیمی که می‌خواهید، بگیرید تا از خطر دور شوید و تصمیم گیری با خودتان می‌باشد.

با شنیدن این پیام ماندیم که چه کاری انجام دهیم. بازگشت به سمت فرودگاه دزفول که یک پایگاه شکاری محسوب می‌شد، پر خطر بود زیرا احتمال بمباران آنجا بسیار زیاد بود. از طرف دیگر به دلیل سرعت کمتر هواپیمای مسافربری فوکر نسبت به هواپیمای جنگنده میگ، امکان فرار هم وجود نداشت و به دلیل جثه بزرگ به سرعت توسط میگ‌ها کشف شده و منهدم می‌شدیم. در یک لحظه با خود گفتم کارمان تمام شد و تا چند دقیقه دیگر میگ‌ها به ما رسیده و در آسمان به خاکستر تبدیل می‌شویم. فضای کابین را اضطراب فرا گرفت. در این افکار بودم که چه کاری باید صورت داد که متوجه چند تکه ابر بزرگ در سمت مقابل شدم. این ابرها از نوع CB (سی بی) بود. ابر سی بی به دلیل داشتن بار الکتریکی زیاد و احتمال وقوع رعد و برق و وجود تگرگ و تکه‌های یخ در آن فوق‌العاده خطرناک است. کافی است هواپیمایی وارد آن شود و رعد و برقی تولید شود که در این صورت هواپیما به خاکستری از پودر آهن تبدیل خواهد شد.

با کمک خلبان مشورت کردم و به او گفتم که پرواز در آسمان باز و صاف یعنی کشف ما توسط میگ‌ها و انهدام قطعی در حالی که در ابر سی بی حداقل یک درصد احتمال زنده ماندن بیشتر است، شاید رعد و برقی تولید نشود. به ناچار از مرگ حتمی وارد مرگ نسبی شده و هواپیما را به داخل ابرهای مقابل هدایت کردم. خیالمان از میگ راحت شد زیرا آنها خطر این ابرها را درک کرده و ریسک نمی‌کردند و از آن فاصله می‌گرفتند. اما حالا منتظر رعدوبرق و نابودی احتمالی هواپیما بودیم. در قلبم گویی نیرویی من را به زندگی امیدوار می‌کرد و به من می‌گفت که اتفاقی نخواهد افتاد.

چند دقیقه بحرانی را پشت سر گذاشتیم تا اینکه برج مراقبت وضعیت را سفید اعلام کرد و به دنبال آن خطر میگ‌ها برطرف گردید. به سرعت از درون ابرها خارج شدیم و هنگامی که چشممان به خورشید و آسمان صاف افتاد گویی زندگی دوباره را با چشم دیدیم. بسیار خوشحال بودیم و مرتب خداوند را شکر می‌کردیم که به سلامت از درون ابرهای سی بی بیرون آمده‌ایم. خلاصه مسیر تهران را در پیش گرفته و مجروحان را بدون آن که از اتفاقاتی که بر هواپیما گذشته، مطلع کنیم، به فرودگاه مهرآباد رساندیم. بعد از فرود و حضور در جمع سایر خلبانان و شرح ماجرا، هیچ کس باورش نمی‌شد که ما وارد ابر سی بی شده و در آن شرایط دشوار به سلامت از آن خارج ‌شده‌ایم. واقعاً یک معجزه بود.

در پایان هشت سال جنگ و گذشت این ایام وقتی که به صورتم نگاهی انداختم، تازه متوجه شدم که بیشتر موهایم سفید شده و کلی چین و چروک در صورتم به وجود آمده است. این جنگ سراسرش خاطره بود، خاطره‌های تلخ و شیرین. واقعاً عمری از ما گذشت و امروز که به آن دوران نگاه می‌کنم، بسیار خوشحالم زیرا تا آنجا که توانستم برای خدمت به کشورم و دفاع از آن، از انجام هیچ کوششی کوتاهی نکردم.   

منبع: مردان آسمان،محسن شیرمحمد، 1391، آفرینه، قم-تهران

1397/12/14 11:14:34 827 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
تویضیحات در موتور جستجو
سرهنگ امرا... سیاه منصوری (قسمت سوم و پایانی) در یک روز بهاری و به دنبال انجام عملیاتی در جنوب کشور به ما مأموریت داده شد تا پس از اعزام به دزفول تعدادی مجروح را به تهران بیاوریم. صبح زود پس از انجام وارسی‌های اولیه همراه با کمک خلبان و سایر خدمه پروازی، فرودگاه مهرآباد را به سمت خوزستان ترک کردیم. مسیر رفت بدون مواجه با خطر خاصی گذشت و ما در باند فرودگاه دزفول فرود آمدیم.
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015