• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

خاطرات سربازی ام (4)


به یک باره احساس عجیبی به من دست داد و اندیشه تازه‌ای در ذهنم جرقه زد که فراتر از همه دغدغه‌های فکري و عقیدتی و انقلابی و افکار مغشوشم بود. عشق بین او و من می‌تواند بهترین و پاک‌ترین و ماندگارترین اندیشه و آرمان و عقیده و اهداف انسانی و دینی و ملی و انقلابی براي من باشد. با حسی تازه و قدم‌های محکم تر به سمت قله کاوه زهرا به مقابله و روبرو شدن با دشمن متجاوز پیش رفتیم.

جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ

احساس دلتنگی با دیدن مادرِ کُرد

آفتاب در حال غروب کردن بود که به دره ورودي شهر نودشه رسیدیم. شهري که هنوز در تصرف و اشغال دشمن تجزیه‌طلب مزدور بود. ایوب باقري جلو و ما بقیه گروه پشت سر هم از میان شیار و دره ارتفاعات اورامانات به سمت قله کاوه زهرا حرکت کردیم.

از میان باغی رد شدیم که هنوز یک خانواده کرد در کلبه آن سکونت داشتند. من با دیدن مادر خانواده که روي سکوي کلبه نشسته بود و در حال ریسیدن پشم بود، لحظه‌ای احساس اندوه و دلتنگی دو سه ماهه خودم را آشکار کردم. با صداي خیلی بلند صدایش کردم: سلام مادر من، خسته نباشید. او کارش را رها کرد، از جایش بلند شد و از سکو پایین آمد .چند قدم به طرف ما برداشت و با گویش کردي شروع کرد به قربانت گردم، جانم فدایتان، پیش مرگتان شوم« ابراز احساسات تا اینکه ما از جلوي چشمانش دور شدیم،» وقتی برگشتم تا دستی براي او تکان دهم، مادر کرد همچنان دست‌هایش به سمت آسمان بود و داشت ما را دعا می‌کرد. در بین گروهی که به سمت قله می‌رفتیم، من گویا این صحنه‌ها را در خواب می‌دیدم. در افکارم بابت تمام غم و اندوه و احساس غربت دوري از دیار و خانواده و همین طور دلهره و ترس از توپ و خمپاره یا نزدیک و کشته شدن به دست دشمن، احساس شرم و خجالت به من دست داده بود. از طرف دیگر از اینکه در شرایط بسیار حساس و بحرانی کشورم، خود را در لباس مقدس سربازي فرزند همه کشورم می‌دیدم، احساس غرور و شعف داشتم.

تأسف از افکار و عقاید و وعده‌های نه تنها پوچ انقلابی و خلقی و ... جهت رفع فقر و ظلم و محرومیت و مشکلات زندگی پدران و مادران دلسوز و مهربان کرد و ترك و بلوچ و شمالی و جنوبی و ... بلکه می‌دیدیم گروه‌هایی به اسم حمایت از آن‌ها موجب سلب اندك آرامش و افزودن مصائب و درد و رنج و مشکلات آن‌ها هم شده‌اند. آنان سبب شده‌اند تعدادي از جوانان هم‌وطن در شرایط بحرانی و سرنوشت ساز، به اسم گروه‌ها و احزاب دروغین پیشرو و انقلابی، دیگر برادران ایرانی اعم از ارتشی، بسیجی و سپاهی خود را که این مادر آنان را پسر خود و ضامن امنیت و مدافع کشورش می‌داند ، مزدور و عامل امپریالیست و ... بخوانند، و به این جرم آنها را به قتل برسانند (کشتن و سربریدن برادر و هم‌وطن سرباز و بسیجی براي این گروه‌ها مبارزه انقلابی و طبقاتی تلقی می‌شد) و با دامن زدن به تفرقه و نفاق در داخل کشور درگیري و برادرکشی به راه بیاندازند. از این که در این شرایط سرباز هستم، سینه و قلبم لبریز از عشق به مادري کُرد شده بود که دستانش را نه براي نیازهاي وجود خودش، بلکه براي حفظ جان من جوان که جاي پسرش می‌داند به آسمان گرفته بود و از خدایش طلب سلامتی مرا داشت. با دلگرمی بیشتر و با تصور اینکه نه تنها از خانواده‌ام دور نیستم، بلکه مادرم این جا، در دو قدمی دشمن در کنارم و پشت سرم حضور دارد، به یک باره احساس عجیبی به من دست داد و اندیشه تازه‌ای در ذهنم جرقه زد که فراتر از همه دغدغه‌های فکري و عقیدتی و انقلابی و افکار مغشوشم بود. عشق بین او و من می‌تواند بهترین و پاک‌ترین و ماندگارترین اندیشه و آرمان و عقیده و اهداف انسانی و دینی و ملی و انقلابی براي من باشد. با حسی تازه و قدم‌های محکم تر به سمت قله کاوه زهرا به مقابله و روبرو شدن با دشمن متجاوز پیش رفتیم.

 

منبع: خاطرات سربازی ام،فرضعلی محمد زاده، 1392، ایران سبز، تهران

 

1397/12/11 11:38:50 433 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
تویضیحات در موتور جستجو
به یک باره احساس عجیبی به من دست داد و اندیشه تازه‌ای در ذهنم جرقه زد که فراتر از همه دغدغه‌های فکري و عقیدتی و انقلابی و افکار مغشوشم بود. عشق بین او و من می‌تواند بهترین و پاک‌ترین و ماندگارترین اندیشه و آرمان و عقیده و اهداف انسانی و دینی و ملی و انقلابی براي من باشد. با حسی تازه و قدم‌های محکم تر به سمت قله کاوه زهرا به مقابله و روبرو شدن با دشمن متجاوز پیش رفتیم.
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015