• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

مردان آسمان (17)


امیر سرتیپ محمود کنگرلو (قسمت سوم و پایانی)

بالا را نگاه کردم، بله تانکر 707 با آن جثه بزرگش بالای سر ما بود. مثل این که فرشته نجاتی در آسمان دیده باشیم بسیار خوشحال شده و گویی زندگی دوباره یافتیم. به سرعت سوخت گیری انجام شد اما کاهش بنزین افزایش یافته بود. به پیشنهاد خلبان تانکر همراه با آن به سمت نزدیک‌ترین پایگاه رهسپار شدیم. بویینگ 707 مثل مادر و بچه‌اش ما را تا نزدیکی باند پایگاه نوژه همدان همراهی کرد و مشغول سوخت رسانی به ما شد. در نزدیکی باند از تانکر جدا شده و آماده نشستن شدیم.

جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ

حالا فقط روی یک موضوع فکرمان متمرکز بود یعنی سالم برگشتن به پایگاه و تحویل عکس‌های گرفته‌شده که باعث موفقیت عملیات ما می‌شد. در مسیر بازگشت هنگام بررسی سیستم‌های جنگنده، متوجه کاهش بنزین شدیم. این کاهش با محاسبات قبلی ما در تضاد بود، لذا حدس زدیم بخشی از سامانه سوخت رسانی به دلیل اصابت گلوله‌های پدافند آسیب دیده و بنزین از هواپیما نشت می‌کند. فکرم مشغول این موضوع بود که خلبان همراهم اطلاع داد؛ چند فروند میگ عراقی در حال تعقیب ما هستند. اوضاع حالا برای ما پیچیده شده بود. امکان درگیری هوایی برای ما وجود نداشت و باید با حداکثر سرعت به سمت مرز می‌رفتیم. چاره‌ای نبود با وجود نشت بنزین سرعت را به حداکثر ممکن رسانده و هواپیما شتاب زیادی پیدا کرد.

هواپیمای ما حالا مثل عقابی تنها و زخمی در آسمان از چنگال میگ‌های دشمن سعی می‌کرد، فرار کند و به آشیانه بازگردد. پس از چند دقیقه جنگ و گریز در نزدیکی مرز، میگ‌ها دست از تعقیب ما برداشته و دور زدند، خیالمان از طرف آنها آسوده شد اما بنزین رو به کاهش بود. با خلبان همراهم صحبت کردم و گفتم:

«ترک هواپیما جایز نیست زیرا هواپیما از دست می‌رود و امروز در جنگ هر فروند جنگنده می‌تواند سرنوشت زندگی هزاران نفر را رقم بزند و از طرف دیگر امکان اسارت ما هم در این طرف مرز بسیار زیاد است.»

او هم صحبت‌های من را تائید کرد و تصمیم گرفتیم تا لحظات آخر در هواپیما بمانیم و به هر صورت به کشور بازگردیم. از مرز رد شدیم، اما بنزین به حداقل مجاز رسیده و آن هم کمتر شد.

با تانکر 707 تماس گرفتیم اما فاصله‌ای با ما زیاد بود. خلبان شجاع تانکر که از دوستان خودم بود، گفت:

«نگران نباشید ما به سمت مرز می‌آییم تا به شما کمک کنیم.»

به خدا توکل نموده و مرتب آیاتی از قرآن را می‌خواندم. چراغ قرمز به علامت تمام شدن بنزین روشن شد و به دنبال آن بوق‌های اخطار مبنی بر ترک هواپیما به صدا درآمد. زمان به ثانیه‌ها افتاده و هر لحظه امکان خاموش شدن موتورها و سقوط وجود داشت. در دل خدا را می‌خواندم و از ائمه اطهار کمک می‌خواستم. فرامین هواپیما را می‌فشردم و می‌گفتم؛ چند ثانیه دیگر طاقت بیاور کمک در راه است. در این افکار بودم که خلبان تانکر ما را صدا زد: «من بالای سر شما هستم آماده سوخت گیری باشید!»

بالا را نگاه کردم، بله تانکر 707 با آن جثه بزرگش بالای سر ما بود. مثل این که فرشته نجاتی در آسمان دیده باشیم بسیار خوشحال شده و گویی زندگی دوباره یافتیم. به سرعت سوخت گیری انجام شد اما کاهش بنزین افزایش یافته بود. به پیشنهاد خلبان تانکر همراه با آن به سمت نزدیک‌ترین پایگاه رهسپار شدیم. بویینگ 707 مثل مادر و بچه‌اش ما را تا نزدیکی باند پایگاه نوژه همدان همراهی کرد و مشغول سوخت رسانی به ما شد. در نزدیکی باند از تانکر جدا شده و آماده نشستن شدیم.

در پایگاه وضعیت اضطراری اعلام شد و تمام ماشین‌های آتش نشانی و آمبولانس‌ها آژیرکشان باند را در میان خود گرفتند. روی باند فرود آمده و در انتهای آن هواپیما متوقف شد. به سرعت بیرون آمدیم زیرا هر لحظه امکان آتش‌سوزی وجود داشت. مأموران آتش نشانی اقدامات لازم را انجام داده و جلوی آتش سوزی را گرفتند. زمان کم بود لذا کارکنان فنی دوربین‌ها را باز کردند و آنها را به وسیله یک فروند هواپیمای حمل و نقل جت فالکون به تهران و پایگاه مهرآباد آوردیم. اطلاعات عکس‌های برداشته شده در این پرواز برای انجام مأموریت‌های بعدی مورد استفاده بسیاری قرار گرفت.

واقعاً آن روز چند ثانیه تا سقوط فاصله داشتیم و عمرمان به مویی بند بود اما ایمان به خدا و کمک او زندگی دوباره‌ای به ما بخشید.

منبع: مردان آسمان،محسن شیرمحمد، 1391، آفرینه، قم-تهران

1397/12/11 11:34:47 390 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
تویضیحات در موتور جستجو
بالا را نگاه کردم، بله تانکر 707 با آن جثه بزرگش بالای سر ما بود. مثل این که فرشته نجاتی در آسمان دیده باشیم بسیار خوشحال شده و گویی زندگی دوباره یافتیم. به سرعت سوخت گیری انجام شد اما کاهش بنزین افزایش یافته بود. به پیشنهاد خلبان تانکر همراه با آن به سمت نزدیک‌ترین پایگاه رهسپار شدیم. بویینگ 707 مثل مادر و بچه‌اش ما را تا نزدیکی باند پایگاه نوژه همدان همراهی کرد
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015