• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

مواضع آمریکا-37


استفاده از گروهك‌ها و فرقه­‌هاي ضدانقلاب

آمريكا جهت مقابله با نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران از به­ كارگيري هيچ ‌ابزاري فروگذار نكرده و گروهك‌هاي ضدانقلاب از تمامي طيف‌ها، در همين راستا مورد توجه دستگاه‌هاي سياسي و اطلاعاتي آمريكا قرار داشته‌اند. سردمداران دو دولت عراق و آمريكا در بعد از پيروزي انقلاب اسلامي اقدام به برقراري ارتباط با گروهك‌هاي ضد انقلاب ايراني نموده و اين رابطه را تا پايان دفاع مقدس حفظ و به حمايت و پشتيباني از آنان ادامه دادند.[1] در شرايط كنوني، ترديدي وجود ندارد كه آنها از اين گروهك‌ها براي جاسوسي و كسب اخبار و اطلاعات محرمانة نظامي ـ سياسي و اقتصادي از ايران، براي خرابكاري و وارد آوردن ضربات نظامي و اقتصادي، براي ترور مقامات كشوري و اشخاص مؤثر نظام و به­ منظور شركت در طرح‌هاي گوناگون كودتايي و براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران استفاده مي‌كرد. در همين ارتباط، به بخشي از اظهارات «سوليوان» سفير آمريكا در ايران در سال 1358و «صدام» استناد مي­گردد كه عنوان ­داشته­اند: «هر گروه ميانه‌رو و متمايل به غرب كه به مبارزه عليه ملاها برخيزد، در مورد او به­ عنوان يك گروه مترقي با علاقه تمام تبليغ خواهيم كرد.»(دانشجويان مسلمان پيرو خط امام(ره)– جلد 6-1، 1368: 187)

دفاع مقدس، جنگ تحمیلی، معارف جنگ، شهید صیاد شیرازی، شهدای جنگ تحمیلی، امام خامنه ای

«خالد حسين النقيب» افسر عالي‌رتبه عراقي نيز در كتاب خود به رابطه آمريكا و عراق اشاره دارد و مي‌نويسد كه دستگاه‌هاي اطلاعاتي و تجسسي در طول مرزهاي ايران به فعاليت پرداختند و سعي كردند از طريق عوامل نفوذي، اطلاعاتي را جمع ‌آوري كنند. در اين زمينه حتي از اداره اطلاعات اردن و سازمان سيا نيز درخواست كمك شد.(النقيب، 149:1368) در اين راستا بد نيست به بخشي از اعترافات و افشاگري‌هاي «منصور رفيع‌زاده» مسئول ايستگاه ساواك در آمريكا، كه در كتاب خود نوشته است نیز توجه كنيم. وي در قسمتي از كتاب خود مي‌گويد: «در سال 1981، رونالد ريگان و كيسي، رئيس سازمان CIA به­ طور محرمانه به سازمان سيا دستور دادند كه پول و ساير كمك‌هاي لازم در اختيار قوي‌ترين گروه‌هاي مخالف آيت‌الله {امام} خميني(ره) قرار داده شود.

CIA نيز به سراغ رهبران جريان‌هاي مخالف رفت و خيلي زود با شاپور بختيار رابطه ايجاد كرد و سپس با «غلامعلي اويسي» در آمريكا، «علي اميني» مستقر در فرانسه، «احمد مدني» مستقر در آلمان، «فريدون جم مستقر در انگلستان و پسر شاه (رضا پهلوي) در مراكش، تماس‌هايي حاصل نمود. CIA توانست اين گروه‌ها را به قول همكاري و اعتماد خود از طريق تمركز روي يكپارچه نمودن اهداف آنها راضي نمايد.(رفيع­زاده، 93:1377)

 

الف) فرقه منافقين

منافقين(فرقه مجاهدين خلق) از همان سال‌هاي اول پس از پيروزي انقلاب در خدمت منافع غرب و به­خصوص آمريكا قرار گرفتند و به­عنوان بخشي از مزدوران داخلي آمريكا از سال 1360 به­ طور مسلحانه شروع به مبارزه عليه نظام جمهوري اسلامي ايران كردند. اين مزدوران علاوه بر بمب‌گذاري در شهرها و ترور مسئولين نظام، ائمه جمعه و مردم عادي كوچه و بازار، طي سال‌هاي جنگ تحميلي به منزلة ستون پنجم دشمن، انواع اطلاعات نظامي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي را از داخل كشور جمع‌آوري كرده و در اختيار آمريكا و عراق قرار مي‌دادند در عوض از سازمان CIA پول و امكانات مختلف دريافت مي‌كردند.

«مسعود رجوي» به­ همراه «ابوالحسن بني‌صدر» در 5 مرداد 1360 با يك هواپيماي 707 نيروي هوايي از پايگاه مهرآباد به ­وسيله خلباني به ­نام سرهنگ «بهزاد معزي»[2] در پوشش يك پرواز آموزشي به فرانسه گريختند. اين تحت شرايطي بود كه رجوي در اسفند ماه سال 1359 به ­طور مخفيانه به فرانسه سفر نموده و بلافاصله بعد از بازگشت با دستپاچگي هر چه تمامتر فاز نظامي را طراحي و پيشنهاد كرد.(پيدايي تا فرجام2 - جمعي از پژوهشگران مؤسسه مطالعات و پژوهش­هاي سياسي، 1385: 581) فراريان بلافاصله پس از استقرار در خارج از كشور، تشكيل دولت در تبعيد را اعلام و بني‌صدر به ­عنوان رئيس جمهور و رجوي به عنوان نخست‌ وزير اين دولت تعيين مي‌شوند. پس از اين پيوند سياسي موج ترور و انفجار توسط عوامل داخلي فرقه منافقين شدت مي‌گيرد. يكي از مهم­ترين اين ترورها، به شهادت رساندن رئيس جمهور و نخست­ وزير ايران در سال 1360 بود. 12 سال بعد از وقوع اين حادثه يك نشريه آمريكايي فاش ساخت كه عمليات تروريستي مذكور را سازمان جاسوسي آمريكا، طراحي و برنامه‌ريزي نموده و عاملان آن در واقع مأموران CIA بوده‌اند.(همان:603)

منافقين، در طول سال 1359 و به­رغم، تعامل ظاهري كه در برخورد با مسئولان جمهوري اسلامي از خود نشان مي­دادند، اما در واقع در راستاي براندازي نظام حركت مي­كردند. يكي از مهم­ترين حركت­ها و رفتار شناخته شده آنها، دعوت به اعتصاب عمومي و حاضر نشدن در مدارس، آن­ هم در اولين روز مهرماه سال 1359 بود كه خوشبختانه اجرائي نگرديد. گفتني است كه اين گروهك در فاصله زماني كمتر از يك سال، چهره پليد و واقعي خود را نشان داده و در مسير تحقق اهداف سردمداران بعثي عراق قدم برداشتند؛ و در طول هشت سال دفاع مقدس نيز به اصلي­ترين مهره و ابزار دست صدام مبدل گرديدند. فعاليت فرقه منافقين از اين به بعد در دو مرحله قابل بررسي است:

مرحله اول: فعاليت در فرانسه، كليه كادر مركزي و عوامل اصلی سازمان تا قبل از ترك فرانسه در محله «اور سوراواز»[3] پاريس مستقر بودند و حدود 80 ژاندارم دولتي فرانسه حفاظت آنها را به عهده داشتند. منافقين فعاليت‌هاي خود را در پاريس حول محورهاي زير متمركز نمودند:

  • تشكيل دولت موقت در تبعيد.
  • تشكيل جبهه متحد ضدانقلاب، تحت عنوان شوراي ملي مقاومت.
  • اتحاد همه جانبه با امپرياليسم آمريكا.
  • جاسوسي فعال و همبستگي با حكومت عراق.
  • فعاليت‌هاي ديپلماسي در خارج از كشور.
  • جنگ‌رواني عليه انقلاب و نظام.(ساوه درودي، 133:1385)

و اما مرحله دوم، حضور در عراق مي‌باشد؛ در اين خصوص نيز تحليل‌ها و نظرات مختلفي وجود دارد كه به اصلي‌ترين نظرات اشاره مي‌گردد: به هنگام حضور منافقين در فرانسه و استقبال فرانسه از آنها، اين گروه تعداد نسبتاً زيادي هوادار متشكل و سازمان يافته داشت كه به­ علت مسخ شدگي، مطيع مركزيت بودند. از طرفي غربي‌ها نيز نسبت به ثبات و دوام انقلاب اسلامي دچار ترديد بوده و اميدوار بودند كه با طرح‌هاي فراواني كه در اين زمينه تدارك ديده‌اند و سرمايه‌گذاري‌هاي كلاني كه به­ همين منظور كرده‌اند به­ زودي شاهد سقوط و فروپاشي آن باشند. در اين زمينه سرنوشت جنگ تحميلي به­ عنوان يك عامل تعيين كننده مطرح بود ضمن اينكه انقلاب اسلامي در مرحله نوجواني و رشد خود قرار داشت و قدرت نظامی، دفاعی و امنیتی به مرحله فراگيري نرسيده بود که بتواند در بسياري از مناطق مسلمان نشين ايجاد موج و حركت دفاعی نموده و از حریم نظامی با قدرت بازدارندگی حراست نمايد.  

در این مرحله، منافقين انتقال از فرانسه به عراق را «گامي در جهت نزديك‌تر شدن به ايران» ناميده، به ­اين معنا كه به ­منظور حفظ اعتماد هواداران ادعا نمودند كه به ­صورت داوطلبانه و براي نزديك شدن به مرزهاي ايران به عراق وارد شده‌اند و حركت بعدي آنها در داخل ايران خواهد بود. بعد از خروج رجوي از فرانسه، همكاري منافقين با حكومت بعثي عراق كه تا آن زمان غيرعلني و مخفيانه بود حالت آشكارتري به خود گرفت، عزيمت سركرده مجاهدين خلق از پاريس به بغداد و ملاقات او با صدام در حالي انجام پذيرفت كه هيچ‌گونه ترديدي در مزدوري منافقين براي صدام باقي نمانده بود و به­ همين دليل سردمداران اين گروه ديگر ضرورتي براي «پرده پوشي» و كتمان اين واقعيت كه فرقه به ­طور كامل در اختيار حكومت بعث قرار گرفته است، نمي‌ديدند. دولت عراق، حزب بعث و سازمان استخبارات آن كشور نيز از سال 1359 منافقين را يك گروه مترقي مخالف حكومت{امام خميني}(ره) قلمداد مي‌نمودند.(جمعي از پژوهشگران مؤسسه مطالعات و پژوهش­هاي سياسي، 1385: 501)

اما، مهم­ترين دليلي كه مي‌توان آن را درباره حضور تشكيلات منافقين در عراق مورد بررسي قرار داد، مستقيماً به شرايط ناشي از جنگ بين ايران و عراق مرتبط بوده است. استانسفيلد ترنر رئيس سابق سازمان CIA چنين عنوان مي‌نمايد: «پس از شكست حصرآبادان، جنگ به ­طور كامل يك­طرفه در اختيار ايران قرار داشت و پيروزي‌هاي پي‌درپي ايران بيم سقوط دولت صدام و ماشين جنگي او را نزد حاميان غرب بيشتر و بيشتر كرد و آنچه كه از تحركات و اهداف سرويس‌هاي غرب تحصيل گرديده اين است كه آنان علت اصلي شكست عراق را در ضعف جمع ‌آوري اطلاعات از پشت مرزهاي ايران در مناطق جنگي ارزيابي كرده به ­همين جهت تصميم به استفاده از منافقين در مناطق مرزي را مي‌گيرند كه اين اقدام پس از ملاقات‌هاي «طارق عزيز» وزير امورخارجه وقت عراق، با رجوي در فرانسه عملي مي‌شود.»(همان:131)

در مجموع عمده‌ترين محور فعاليت منافقين در عراق عبارت بود از:

  • بازجويي و شكنجه اسراي ايراني در اردوگاه‌هاي عراق.
  • كسب اطلاعات و اخبار از جبهه‌هاي نبرد و يا هر نوع اطلاعات ديگر براي حكومت بعث.
  • شنود مكالمات رزمندگان اسلام و ترجمه آن براي فرماندهان ارتش عراق.
  • خدمت در اداره سازمان امنيت عراق- استخبارات.
  • شناسايي محل تجمع مردم در شهرها و دادن اطلاعات مربوطه به عراق براي بمباران مناطق مسكوني. گفتني است كه ارتش عراق براي انجام اين مأموريت، تجهيزات ارتباطي بسيار مدرن و قوي در اختيار منافقين قرار داده بود.
  • جمع‌آوري نيروهاي نظامي خود از مناطق مختلف و تجمع آنان در نزديكي مرزهاي ايران و عراق و تقسيم آنها به گروه‌هاي مختلف حمله و كمين عليه نيروهاي رزمنده ايراني.
  • نفوذ به داخل مناطق نظامي در پوشش‌هاي مختلف و ربايش نيروها.
  • تلاش در جهت ربودن وسايل پرنده.

روزنامه واشنگتن پست در تاريخ 4/2/1363 طي گزارشي نوشت: «ريچارد مورفي»[4] معاون وزير امورخارجه آمريكا، منافقين را يك نيروي صاحب نقش در ايران امروز توصيف كرده و اعلام نموده است: «وزارت امورخارجه آمريكا با مجاهدين(منافقين)، در واشنگتن به گفتگوي سياسي پرداخته است.»(غضنفري، 135:1384) فرقه منافقين پس از ورود به عراق، مبادرت به سازماندهي نيروهاي خود در جدار مرز نموده و از مهرماه سال 1365 با اجراي اقدامات ايذايي عليه رزمندگان اسلام به ­صورت علني در كنار ارتش بعث عراق به مقابله با رزمندگان اسلام در مناطق عملياتي مي‌پردازد.

سرلشكر وفيق ‌السامرايي در خصوص همكاري فرقه منافقين با حكومت صدام، ضمن اشاره به ضعف اطلاعاتي نظام نوپاي ايران و نقاط قوت حكومت بعثي، مي‌گويد: «صدام در دادن اعتبار براي فعاليت‌هاي اطلاعاتي به هيچ مرزي اعتقاد نداشت، به­ همين دليل نيز پس از آمدن رجوي و سازمانش به عراق، ماهانه – علاوه بر تأمين هزينه‌ها و احتياجات او و افرادش – بين 9 تا 10 ميليون دلار نقد به او پرداخت مي‌نمود.» وي در قسمت ديگري از اظهاراتش عنوان مي‌نمايد: «اگر كسي فكر كند صدام پس از توافق و صلح كامل با ايران، از رجوي دست خواهد كشيد و او را تسليم ايران خواهد كرد، دچار اوهام است.»(جمعي از پژوهشگران مؤسسه مطالعات و پژوهش­هاي سياسي، 1385: 201)    

بنابر اعترافات يكي از اعضاي رده بالاي فرقه كه در جريان عمليات مرصاد توسط رزمندگان اسلام دستگير شده بود. چند روز قبل از تهاجم منافقين به شهرهاي كرند و اسلام‌آباد، «رضايي» عضو مركزيت فرقه، پس از نشستي با حضور رجوي و دو نفر از افسران ارشد دايره استخبارات (دستگاه امنيتي) ارتش عراق، از بغداد به واشنگتن رفت و بعد از شركت در جلسه­ا‌ي خصوصي يكي از كميسيون‌هاي كنگره آمريكا به عراق بازگشت و سه روز بعد عمليات منافقين آغاز شد.(دفتر سياسي سپاه پاسداران، 1368: 141) يكي ديگر از اعضاي فرقه منافقين نيز به ­نام «علي سنجريان» كه به ايران پناهنده شده بود در يك مصاحبه مطبوعاتي گفت: «فرودگاه واشنگتن قبل از عمليات مرصاد به مدت سه روز براي انتقال نيرو به عراق در اختيار منافقين قرار گرفت.»(غضنفري، 1384 :136)   

از مطالب فوق‌الذكر به ­خوبي مشخص مي­گردد كه منافقين با هماهنگي و پشتيباني دولت آمريكا و مزدور منطقه‌اي آن يعني حكومت بعث عراق، براي سرنگوني نظام جمهوري اسلامي ايران، حمله نظامي خودش را آغاز كرد. صدام رئيس جمهور معدوم عراق، در هشتم تيرماه 1367 طي يك سخنراني دربارة جنگ عراق و ايران، دربارة فرقه منافقين رسماً اينگونه اظهار نظر نموده است: «عراق به سطحي از آگاهي رسيده كه اگر روزي حس كند نابودي دشمن در سرزمينش، خدمت به صلح است به آن دست خواهد زد. اگر ايران به هيچ يك از اين مسايلي كه من اشاره كردم توجه نكند مردم خودشان آنها را مجبور خواهند كرد كه به صلح تن ‌در دهند و اين چيزي است كه به آن ايمان راسخ داريم و قهرماني‌هاي مجاهدين خلق(منافقين) در مهران مؤيد اين سخن مي‌باشد. بعد از مدتي خواهيد ديد كه چگونه مجاهدين خلق(منافقين) به اعماق خاك خودشان نفوذ خواهند كرد و همين­طور پيوستن مردم ايران را به صفوف آنها خواهيد ديد.»(همان:301)

سردمداران فرقه منافقين در خصوص عملكرد خود عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و مردم مسلمان آن، با استناد به كتاب جمع ‌بندي يك ساله مقاومت مسلحانه، گزارش مسعود رجوي كه مربوط به سال 1360 تا 1361 مي­باشد، مدعي هستند كه در آن مدت، تعداد دوازده هزار تن از نيروهاي جمهوري اسلامي را به شهادت رسانده­اند. همچنين، بيلان عمليات تخريب و انفجار با استناد به مصاحبة ‌رجوي با راديو «صداي مجاهد» ميانگين هر هفته 20 عمليات تخريب و انفجار تأسيسات دولتي و غيردولتي بود. آنها مدعي هستند كه از سال 1361 تا 1362 تعداد هفت هزار تن از نيروهاي جمهوري اسلامي در سطح شهرها و از جمله كردستان ترور نموده­اند. بيلان عمليات و تخريب در سطح شهرها در اين دوره نيز به استناد مدارك سازمان، 1200 مورد بود.

آمار فرقه نشان مي‌دهد كه از سال 1362 تا 1363 تعداد پنج هزار تن از نيروهاي جمهوري اسلامي در سطح شهرها و كردستان و منطقه نوار مرزي ايران و عراق توسط تيم‌هاي ترور و گروه‌هاي عملياتي نظامي، ترور شدند. بيلان عمليات و تخريب نيز بنابه ادعاي سازمان 900 مورد بود. مطابق گزارش‌هاي فرقه از سال 1363 تا 1364 تعداد پانزده هزار تن از نيروهاي جمهوري اسلامي در نوار مرزي و كردستان و در ساير شهرهاي ايران توسط نيروهاي نفاق شهيد شدند. تعداد عمليات و تخريب در سطح شهرها 400 مورد ادعا گرديد. آمار عمليات و تخريب سال 1363، به ­طور محرمانه بين فرماندهان و ستاد مركزي فرقه اعلام شده است. كلية عمليات‌هاي مزبور، با حمايت و پشتيباني نظامي و تداركاتي ارتش بعث عراق انجام گرديدند. به گزارش منابع سازمان در سال 1366 بعد از تأسيس ارتش فرقه، مجموعاً 23 بار عمليات نظامي در منطقه نوار مرزي ايران و عراق، با كمك و پشتيباني ارتش صدام صورت گرفت. در اين مجموعه عمليات، تعداد 5880 نفر از نيروهاي جمهوري اسلامي شهيد شدند. عمليات داخل شهرهاي ايران 250 مورد و عمليات تخريب 200 مورد بوده است.

در سال 1367 سه عمليات نظامي مشترك با ارتش عراق صورت گرفته است كه فرقه مدعي شد در عمليات «آفتاب»3500 نفر، در عمليات «چلچراغ» 8000 نفر و در عمليات «فروغ جاويدان» 55000 نفر از رزمندگان جمهوري اسلامي ايران را به شهادت رسانده است. بديهي است كه با توجه به شگرد غلو و اغراق در كلية آمارهاي ارائه شده از سوي سازمان، نمي‌توان به آمار فوق‌الذكر اعتماد نمود و به­ طور طبيعي بايستي حداقل آمار واقعي را يك دهم محاسبه نمود و تعداد دقيق آن را باید در گزارش‌هاي رسمي نهادهاي ذي­ربط جمهوري اسلامي ایران، جستجو نمود. اما، مهم­ترين موضوع در اين رابطه، همسويي منافقين با حكومت صدام و سكوت آمريكا که به ­منزله تأييد در مراحل اوليه تلقي شده و سپس حمايت‌هاي همه جانبه دولت آمريكا از آنها در حساس‌ترين شرايط جمهوري اسلامي ايران مي‌باشد.(همان:156)

منبع: مواضع آمریکا در جنگ تحمیلی، عسگری، شاداب، 1393، ایران سبز، تهران

 

 

1- نکته حائز اهمیت در ارتباط با فعالیت گروهک­ها علیه نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران، آن است که در یک دوره کوتاه زمانی و تا قبل از پایان یافتن جنگ تحمیلی، ارتباط و وابستگی مستقیم یا غیرمستقیم بسیاری از این فرق و گروهک­های معاند به «ایالات متحده آمریکا» مشخص و اثبات گردید. اين احزاب و گروهك­ها که تا مقطع سقوط صدام مورد حمايت و استفاده رژيم بعث عراق قرار داشتند، در شرايط كنوني تحت سيطره    سرويس­هاي اطلاعاتي آمريكا و در حمایت ساسی آن کشور قرار گرفته­‌اند.

2- سرهنگ معزي، هدايت هواپيماي شاه در 26 دي ماه سال 1357 كه منجر به فرار وي گرديد را هم برعهده داشت. در آن مقطع، وي پس از چند روز همراه با هواپيما به ايران بازگشت.

3- Ur Svravaz.

4- Richard Morphy .

1399/2/28 10:59:1 37 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
تویضیحات در موتور جستجو
آمريكا جهت مقابله با نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران از به­ كارگيري هيچ ‌ابزاري فروگذار نكرده و گروهك‌هاي ضدانقلاب از تمامي طيف‌ها، در همين راستا مورد توجه دستگاه‌هاي سياسي و اطلاعاتي آمريكا قرار داشته‌اند. سردمداران دو دولت عراق و آمريكا در بعد از پيروزي انقلاب اسلامي اقدام به برقراري ارتباط با گروهك‌هاي ضد انقلاب ايراني نموده و اين رابطه را تا پايان دفاع مقدس حفظ و به حمايت و پشتيباني از آنان ادامه دادند.[1] در شرايط كنوني، ترديدي وجود ندارد كه آنها از اين گروهك‌ها براي جاسوسي و كسب اخبار و اطلا
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015