• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

توپخانه در سد و تثبیت متجاوز (66)


جریان عبور دادن یک گردان توپخانۀ 130م‌م از رودخانۀ خروشان کرخه در اسفند 1359، در منطقۀ شوش، با استفاده از پل شناور محلی (دبّه) و استتار آن در پشت تپه‌های رملی، برای مقابلۀ مستقیم با یک تیپ زرهی دشمن، از مواردی است که در هیچ یک از مدارک آموزشی، به‌عنوان یکی از مقدورات توپخانه، به آن اشاره نشده است.

جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ

 

3-  عملکرد توپخانه در مرحلۀ زمانی اقدامات اجرایی به‌منظور تثبیت دشمن

 

بلافاصله پس از آغاز تهاجم سراسری ارتش مزدور عراق که منجر به تصرف بخش‌های از خاک کشور عزیزمان توسط نیروهای نظامی این رژیم شد، نیروهای رزمی و پشتیبانی رزمی مستقر در ناحیۀ داخلی کشور، با بضاعت اندک خود سازماندهی شده و به قصد مقابله با نیروهای نظامی اشغال‌گر دشمن به جبهه‌های مختلف نبرد رهسپار شدند. در این عملیات جابه‌جایی، باز هم یگان‌های توپخانه گوی سبقت را از یگان‌های سایر رسته‌ها ربودند و حتی چند روز قبل از ورود نیروهای رزمی، خود را به جبهه‌های نبرد رساندند. به‌عنوان مثال، وقتی که قرارگاه گروه 55 توپخانه با یگان‌های باقی‌مانده خود در تاریخ 8/7/1359 خود را از اصفهان به جبهۀ دزفول و شوش رسانید، بعد از حدود 10 روز، لشکر21 پیاده وارد این منطقه شد و چند روز بعد هم لشکر16 زرهی در منطقۀ جنوب حضور يافت.

با وجودی که در طرح کلی نزاجا، منطقۀ عمل و درگیری هر یک از لشکرها و گروه‌های توپخانه، تقریباً مشخص بود؛ ولی باتوجه به وخامت اوضاع که حکایت از غافل‌گیری مقامات ردۀ بالای نظامی کشور داشت، هر یگانی که اعلام آمادگی می‌کرد، به مناطق عملیاتی مورد نیاز اعزام می‌شد. این مسئله باعث شد یگان‌های رزمی و پشتیبانی رزمی در طول جبهه‌های مختلف پراکنده شوند و انسجام سازمانی یگان‌ها به‌هم بخورد و باعث سر درگمی یگان‌های کوچک شود. به‌طور مثال، وقتی قرارگاه گروه55 توپخانه در تاریخ 9/7/1359 در جبهۀ نبرد دزفول و شوش مستقر شد، فقط تعداد اندکی از یگان‌های سازمانی آن در این جبهه استقرار داشتند و بقیۀ یگان‌های توپخانه که اغلب در اندازۀ آتشبار بودند، متعلق به سایر گروه‌های توپخانه و حتی توپخانه‌های سایر لشکرها بودند که این مسئله به خودی خود مشکلاتی را از نظر تاکتیکی، انضباطی، لجستیکی و غیره به‌وجود می‌آورد.

در نیمۀ اول مهر 1359 تمام قرارگاه‌های گروه‌های توپخانه به مناطق عملیاتی وارد شدند و با تشکیل مراکز هماهنگی پشتیبانی آتش قرارگاه‌های عمدۀ عملیاتی، کار طرح‌ریزی و هماهنگی پشتیبانی آتش نه فقط توپخانه‌ها؛ بلکه کلیۀ وسایل پشتیبانی آتش، اعم از پشتیبانی هوایی، پشتیبانی هوانیروز و پشتیبانی توپخانه؛ شامل توپخانۀ صحرایی و توپخانۀ پدافند هوایی و در مواردی پشتیبانی توپخانۀ دریایی (در جبهۀ جنوبی منطقۀ عملیاتی جنوب) را به‌عهده گرفتند. اقدام مهم قرارگاه‌های‌ گروه‌های توپخانه، کنترل عملیاتی روی یگان‌های متفرق توپخانه در مناطق مسئولیت خود بود که مستلزم برقراری ارتباط مطمئن و نظارت بر فعالیت‌های روزمرۀ آنها بود.

ترتیب استقرار گروه‌های پنج‌گانۀ توپخانه در مناطق و جبهه‌های مختلف عملیاتی، به شرح زیر بود:

الف- قرارگاه گروه 44 توپخانه در منطقۀ عملیاتی غرب مستقر شد و به‌عنوان توپخانۀ قرارگاه عملیاتی غرب، کار خود را شروع کرد و مرکز هماهنگی پشتیبانی آتش این قرارگاه عملیاتی را تشکیل داد.

ب- قرارگاه گروه 55 توپخانه در جبهۀ دزفول و شوش (جبهۀ شمالی منطقۀ عملیاتی جنوب) استقرار یافت و به‌عنوان توپخانۀ قرارگاه مقدم نزاجا در جنوب، مرکز هماهنگی پشتیبانی آتش این قرارگاه را ایجاد كرد.

پ- قرارگاه گروه 33 توپخانه در جبهۀ میانی منطقۀ عملیاتی جنوب (منطقۀ عمومی دشت آزادگان) مستقر شد و مرکز پشتیبانی آتش این جبهه را تشکیل داد که عناصر لشکرهای 92 زرهی و 16 زرهی در آن فعال بودند.

ت- قرارگاه گروه 22 توپخانه، پس از چند روز سرگردانی در حوالی اهواز، سرانجام در جبهۀ جنوبی منطقۀ عملیاتی جنوب (منطقۀ عمومی آبادان و خرمشهر) استقرار یافت و به‌عنوان توپخانۀ قرارگاه عملیاتی اروند، مرکز هماهنگی پشتیبانی آتش این قرارگاه را ایجاد كرد.

ث- قرارگاه گروه11 توپخانه، همچنان در منطقۀ عملیاتی شمال غرب باقی ماند و به‌عنوان توپخانۀ قرارگاه مذکور به انجام مأموریت خود ادامه داد. هرچند، تعداد زیادی از یگان‌های سازمانی این گروه در دیگر مناطق عملیاتی پراکنده بودند و در کنترل عملیاتی سایر قرارگاه‌های توپخانه قرار داشتند و متقابلاً خود نیز کنترل عملیاتی تعداد زیادی از یگان‌های دیگر گروه‌های توپخانه و توپخانه‌های لشکر متفرق در منطقۀ تحت مسئولیت قرارگاه عملیاتی شمال غرب را عهده‌دار شد.

استقرار گروه‌های توپخانه در مناطق مختلف عملیاتی و تشکیل مراکز هماهنگی پشتیبانی آتش در قرارگاه‌های عمده، باعث شد سایر عناصر این مراکز از قبیل عنصر پشتیبانی هوایی و عنصر هماهنگی فضای هوایی، محل مشخصی برای خود داشته باشند و با هماهنگی افسر هماهنگ کنندۀ پشتیبانی آتش و رؤسای رکن سوم قرارگاه‌ها، ضمایم مربوط به پیوست پشتیبانی آتش به طرح‌های عملیاتی را تهیه و تنظیم کنند. به‌عنوان مثال، همکاری و هماهنگی مرکز هماهنگی پشتیبانی آتش متشکله در قرارگاه گروه55 توپخانه که به‌عنوان توپخانۀ قرارگاه عملیاتی نزاجا در جبهۀ دزفول و شوش عمل می‌کرد، با بخش عملیات پایگاه هوایی دزفول بسیار جالب و ستودنی بود. به این صورت که بنا به درخواست مرکز هماهنگی پشتیبانی آتش، بلافاصله پایگاه هوایی نسبت به تهیه و تفسیر عکس‌های هوایی اقدام می‌كرد و هدف‌های در عمق زیاد، پس از توجیه خلبانان در این مرکز، مورد بمباران هواپیماهای خودی قرار می‌گرفت. ضمناً یک سیستم اعلام خطر هوایی با کمک پایگاه هوایی دزفول در کل منطقه ایجاد شد که به این ترتیب، در مواقع نزدیک شدن هواپیماهای دشمن به حریم هوایی منطقه، ضمن اجرای پدافند غیرعامل در تمام مواضع، توپخانه‌های پدافند هوایی آمادگی لازم برای مقابله با هواپیماهای مهاجم دشمن را به‌دست می‌آوردند. 

ازجمله مشکلاتی که گریبان‌گیر همۀ یگان‌ها ازجمله توپخانه بود، کمبود امکانات مهندسی برای تهیۀ سنگر پرسنل، تجهیزات و مهمات، به‌ویژه جنگ‌افزارهای اجتماعی بود که به‌طور مدام زیر آتش توپخانه و در معرض بمباران هواپیماهای جنگی دشمن قرار داشتند. به‌طور مثال، کارکنان و تأسیسات قرارگاه گروه55 توپخانه که در مجاورت پایگاه هوایی دزفول مستقر شده بودند و هر لحظه خطر بمباران هوایی محل استقرار آنان را تهدید می‌کرد، مدت‌ها در داخل چادرهای گروهی قرار داشتند؛ همچنین مواضع آتشبارهای توپخانه در مکان‌های قابل مشاهده و بدون حفاظ مستقر و به اجرای آتش مشغول بودند که البته پس از چند بار بمباران شدن و در معرض آتش‌های ضدآتشبار دشمن قرار گرفتن، مجبور شدند با استفاده از امکانات محدود، برای خود و جنگ‌افزارهای اجتماعی و سایر تأسیسات، سنگر و سرپناه موقتی تهیه كنند.

در تاریخ 10/7/1359، فرمانده نیروی زمینی ارتش، با صدور یک دستور شفاهی، از یگان‌های رزمی و پشتیبانی رزمی موجود در جبهۀ دزفول خواست که با اجرای یک عملیات آفندی، سرپلی را در غرب پل نادری به تصرف خود درآورند. این عملیات که در تاریخ 11/7/1359 توسط عناصر باقی‌ماندۀ تیپ2 زرهی لشکر92 با پشتیبانی آتش گردان320 توپخانه به‌عنوان کمک مستقیم تیپ و تقویت آتش این گردان با استفاده از یگان‌های توپخانۀ گروه 55 توپخانه انجام شد، با موفقیت کامل همراه بود؛ به‌طوری ‌که سرپلی به عرض شش کیلومتر و عمق تقریباً یک کیلومتر در غرب رودخانۀ کرخه به اشغال نیروهای خودی درآمد. موفقیت در این عملیات آفندی، ارزیابی نامناسبی از توان واقعی دشمن در محاسبات طراحان ردۀ بالا را به‌دنبال داشت و این تصور را در اذهان به‌وجود آورد که در صورت وارد کردن یک نیروی عمده در مقابل دشمن، امکان موفقیت حتمی خواهد بود.  

در ابتدای کار، باتوجه به فشار فزایندۀ افکار عمومی و همچنین دخالت مسئولان سیاسی کشور، به‌ویژه فرمانداران و استانداران مناطق درگیر، لزوم استقرار یگان‌ها در مواضع پدافندی و همچنین بررسی منطقۀ عملیات و برآوردهای ستادی و غیره که لازمۀ هر عملیات نظامی است، چندان مورد توجه قرار نمی‌گرفت. همچنان که با ورود لشکر21 پیاده به جبهۀ دزفول و شوش، اولین دستور جزءبه‌جزء مبنی بر اجرای عملیات آفندی در تاریخ 23/7/1359 توسط این لشکر از طریق قرارگاه مقدم نزاجا در جنوب صادر شد. این در حالی بود که هنوز تعدادی از عناصر لشکر به‌طور کامل وارد منطقه نشده بودند و هیچ‌گونه شناسایی از منطقۀ عملیاتی و کسب اطلاعات دقیق از توان رزمی و امکانات دشمن توسط ستاد این لشکر انجام نشده بود. بنابراین، ترتیب توالی اعمال فرمانده و ستاد که لازمۀ طرح‌ریزی هر عملیات نظامی است، در این لشکر صورت نگرفت؛ زیرا تصور مقامات بالا این بود که به‌محض عبور یگان‌های مانوری از پل نادری در منطقۀ دزفول، دشمن فرار را بر قرار ترجیح داده و تا پشت خطوط مرزی عقب خواهد نشست؛ که البته  این یک خیال خام بود.

برابر اظهارات فرماندهان توپخانۀ شرکت ‌کننده در آن عملیات، افسران پشتیبانی آتش و دیده‌بانان توپخانه، در شبی که فردای آن روز قرار بود عملیات اجرا ‌شود، در اختیار یگان‌های عمل کنندۀ رزمی قرار گرفتند و هیچ هماهنگی دیگری برای تلفیق مانور و آتش صورت نگرفت. البته، توپخانۀ لشکر21 پیاده با استفاده از کارکنان مرکز هماهنگی پشتیبانی آتش گروه 55 توپخانه (به‌طور مشخص سرگرد توپخانه عبدالله رشیدنجفی) و اطلاعات موجود این مرکز، کوشید تا نیازمندی‌های تجسس هدف خود را تأمین کند؛ ولی زمان لازم برای طرح‌ریزی آتش‌های پشتیبانی به‌قدری اندک بود که حتی امکان طرح‌ریزی تعجیلی آتش، به‌ویژه برای گردان‌های کمک مستقیم هم فراهم نبود.

شکست در این عملیات عجولانه، مقامات بالای تصمیم گیرنده را متقاعد ساخت که لازمۀ موفقیت در عملیات نظامی، همانا پیروی از متون آئین‌نامه‌های نظامی و مدارک آموزشی است که خوشبختانه اغلب فرماندهان شرکت‌ کننده در جنگ، قبلاً آنها را در مدارس نظامی آموخته و در تمرینات صحرایی، برابر آنها طرح‌ریزی و عمل کرده بودند. بنابراین با عبرت‌آموزی از این عملیات ناموفق، ابتدا اقدامات لازم در جهت تثبیت کامل نیروهای دشمن آغاز شد که لازمۀ آن اتخاذ وضعیت پدافندی و ضمن آن، انجام شناسایی‌ها از وضعیت منطقه و دشمن، برابر الگوهای موجود؛ مانند بررسی منطقۀ عملیات و برآوردهای ستادی بود که نتیجۀ آن در طرح‌ریزی و اجرای موفقیت‌آمیز عملیات‌های محدود و گستردۀ آينده به‌وضوح قابل مشاهده است.

از دیگر معضلات توپخانه، در اختیار نداشتن تجهیزات تجسس هدف توپخانه بود که در جهت خاموش کردن فوری آتش توپخانۀ دشمن می‌تواند نقش اساسی داشته باشد. البته از قرار معلوم دو دستگاه رادار تجسس هدف توپخانه، احتمالاً از نوع ام پی کیو- 4 که قبلاً از کشور آمریکا خریداری شده و به‌علل مختلف عملیاتی نشده بود، در تاریخ 13/8/1359 براي بهره‌برداری در صورت امکان، تحویل گروه55 توپخانه می‌شود که با وجود تلاش کارکنان تقریباً آگاه موجود در منطقه، مورد استفاده قرار نگرفته و به‌ناچار عودت داده می‌شوند.

در اواخر آبان 1359، دشمن در منطقۀ عملیاتی غرب، نسبتاً تثبیت شده بود؛ ولی در جبهه‌های مختلف منطقۀ عملیاتی جنوب همچنان به تلاش‌های مذبوحانۀ خود برای اشغال شهرها و مناطق با اهمیت از نظر سیاسی ادامه مي‌داد تا شاید در مذاکرات احتمالی ترک مخاصمه، دست بالا را داشته باشد. همچنان که در تاریخ 25/8/1359 سوسنگرد را به محاصرۀ کامل خود درآورد و حتی بخشی از نیروهای آن وارد شهر شدند، اما با مقاومت مدافعان شهر مواجه شده و به‌طور موقت عقب نشستند؛ هرچند مشخص بود که فردای آن روز، ادامۀ عملیات خود را از سر خواهند گرفت و برآورد می‌شد که این‌بار با تمرکز قوا، موفق به اشغال شهر و قتل عام مردم خواهند شد.

باتوجه به این اوضاع، تیپ2 زرهی دزفول که به‌عنوان احتیاط لشکر92 زرهی در منطقۀ تجمع خود مستقر بود، بلافاصله به سمت منطقۀ سوسنگرد حرکت کرد. این تیپ در ساعت 0500  تاريخ 26/8/1359 با یک عملیات آفندی سریع، با پشتببانی آتش گردان320 توپخانه به‌عنوان کمک مستقیم خود و سایر توپخانه‌های موجود در منطقه که مأموریت تقویت آتش گردان320 توپخانه را به‌عهده داشتند، موفق شد محاصرۀ سوسنگرد را بشکند و نیروهای دشمن را کیلومترها به عقب براند. در این عملیات، یک آتش تهیه به مدت 20 دقیقه با شرکت کلیۀ یگان‌های توپخانه طرح‌ریزی و اجرا شد که به درخواست یگان‌های مانوری، یک‌بار دیگر تمدید شد.

به هر حال، با ورود تدریجی نیروهای رزمی و پشتیبانی رزمی به جبهه‌های مختلف نبرد، کار سد کردن پیشروی دشمن طي دو ماه اول جنگ تقریباً به پایان رسید؛ ولی این به مفهوم تثبیت کامل دشمن نبود. در منطقۀ عمومی دزفول، دشمن تا تاریخ 19/10/1359 نیز همچنان درصدد تصرف پل منحصربه‌فرد روی رودخانۀ کرخه موسوم به پل یا جسر نادری در این منطقه بود تا شاید بتواند اقدامات تجاوزکارانۀ خود را توسعه دهد. اما با هوشیاری و دلیری رزمندگان نیروهای پدافندی لشکر21 پیاده و پشتیبانی مؤثر یگان‌های گروه55 توپخانه، هرگز موفقیتی در جهت نیل به اهداف شوم خود به‌دست نیاورد. عملیات تهاجمی یک تیپ زرهی دشمن در اواسط اسفند 1359 در منطقۀ شوش که توسط دلاورمردان گردان 305 توپخانۀ 130م‌م گروه 22 توپخانه سرکوب شد، یکی دیگر از دلایل اثبات این مدعاست. علاوه بر این، می‌توان بعضی از عملیات‌های آفندی محدود نیروهای خودی را نیز در جهت تثبیت کامل دشمن ارزیابی کرد؛ زیرا با اجرای این عملیات‌ها، ابتکار عمل از دشمن زبون گرفته شد. به‌طوری ‌که بعد از اجرای این عملیات‌ها، نیروهای خسته، بی‌روحیه و واماندۀ دشمن در لاک دفاعی مطلق فرو رفتند و حتی بعضای از آنها، برای در امان ماندن از کشته شدن در عملیات‌های بعدی، خودشان را نیروهای ما تسلیم ‌كردند.

جریان عبور دادن یک گردان توپخانۀ 130م‌م از رودخانۀ خروشان کرخه در اسفند 1359، در منطقۀ شوش، با استفاده از پل شناور محلی (دبّه) و استتار آن در پشت تپه‌های رملی، برای مقابلۀ مستقیم با یک تیپ زرهی دشمن، از مواردی است که در هیچ یک از مدارک آموزشی، به‌عنوان یکی از مقدورات توپخانه، به آن اشاره نشده است. البته اجرای آتش مستقیم علیه نیروهای دشمن، یکی از مقدورات توپخانه است که برای بهره‌گیری از آن، دستگاه نشانه‌روی اجرای تیر مستقیم روی توپ‌ها و هویتزرها تعبیه شده است؛ ولی باتوجه به قابلیت‌های یگان‌های زرهی امروزی دشمن، شاید استفاده از این مقدورات توپخانه، منحصر به موارد اضطراری و صرفاً دفاع از خود، آن‌هم در مقابل نیروهای پیاده دشمن باشد؛ نه مواردی که ما بخواهیم به‌خاطر درج این مقوله در شمار مقدورات توپخانه، عمداً آن را در برابر تک‌های سهمگین زرهی دشمن قرار دهیم و انتظار موفقیت داشته باشیم. موفقیت مأموریت گردان 305 توپخانه در این عملیات به قول معروف «انتحاری»، به احتمال زیاد عدم دسترسی سریع به نیروی رزمی برای مقابله با دشمن در حال پیشروی بوده است. ضمناً عامل استفاده از اصل غافل‌گیری، در موفقیت این عملیات مستقل توپخانه، نقش اساسی داشت؛ زیرا تا لحظۀ درگیری، دشمن از وجود یک نیروی پدافندی در مقابل خود آگاه نبود و صورت‌بندی لازم برای تک را اتخاذ نکرده بود؛ این مهم در اثر رعایت اصول اختفا و استتار از جانب گردان توپخانۀ یاد شده بوده است. 

به باور نویسندگان کتاب حاضر، شاید بتوان عملیات‌های آفندی محدود تیپ‌های 1 و 2 لشکر21 پیاده در تاریخ‌های 15 و 25 فروردین 1360 که به‌ترتیب منجر به تصرف ارتفاعات تپه‌چشمه و اینگوش واقع در غرب رودخانۀ کرخه شد را هم در زمرۀ اقدامات نیروهای خودی در جهت تثبیت نهایی دشمن به‌حساب آورد؛ زیرا این عملیات‌ها، دشمن را در مناطق تحت اشغال خود کاملاً محبوس کرد و زمینۀ لازم برای طرح‌ربزی و اجرای عملیات آفندی گسترده و غرورآفرین فتح‌المبین در این جبهه را فراهم کرد. در این دو عملیات، حدود 30 هزار گلوله فقط توسط توپخانه‌های تقویتی مربوط به گروه 55 توپخانه تیراندازی شد که این مسئله، به خودی خود، گویای نقش مؤثر توپخانه در موفقیت عملیات‌های ذکر شده است.

از دیگر اقداماتی که گروه55 توپخانه در نقش مشاور توپخانه فرمانده نزاجا در این برهۀ زمانی انجام داد، دریافت دو قبضه موشک‌انداز 107م‌م از آمادگاه دزفول، بدون دریافت مدارک آموزشی و نحوۀ کاربرد آن بود. باتوجه به مشابهت این جنگ‌افزار با راکت‌انداز 122م‌م کاتیوشا، با بهره‌گیری از کارکنان متخصص کاتیوشا در منطقه، بررسی‌های لازم انجام شد و سپس با این جنگ‌افزار تیراندازی عملی روی نیروهای دشمن صورت گرفت. نتیجه این شد که باتوجه به سبکی و امکان تغییر مکان سریع، تصمیم گرفته شد این سلاح خریداری شود و در اختیار سازمان یگان‌های رزمی پیاده قرار گیرد. این جنگ‌افزار که از این پس «مینی کاتیوشا» نامیده شد، نقش بسیار ارزنده‌ای در بالا بردن قدرت آتش گردان‌های رزمی داشت.

با تثبیت نسبی نیروهای نظامی متجاوز که به همت دلاورمردان توپخانه در تقدم یکم و سپس سایر نیروهای رزمی و پشتیبانی رزمی تازه‌وارد به جبهه‌های جنگ، انجام شد، توپخانه به مأموریت اصلی خود که پشتیبانی آتش مداوم و نزدیک از فرمانده نیروی عمل کننده است، بازگشت و دکترین توپخانه، شامل مأموریت‌های تاکتیکی و اصول سازمان برای رزم، به‌صورت نسبتاً مناسبی رعایت شد. در این مرحله، ضمن حفظ مداومت آتش روی مواضع دشمن و اجرای آتش‌های ایذایی و ممانعتی، اقداماتی از قبیل نقشه‌برداری مواضع و مناطق ربط و هدف‌ها، تهیۀ لیست آماج و طرح‌ریزی آتش توپخانه و همچنین آموزش تخصصی کارکنان در محل مأموریت یا قبل از اعزام به مأموریت انجام شد. به‌عنوان مثال، در جبهۀ نبرد آبادان و خرمشهر، تعداد زیادی از کارکنان یگان‌های توپخانه و همچنین نیروهای سپاه پاسداران و سایر نیروهای مردمی تحت آموزش افسر هماهنگ کنندۀ پشتیبانی آتش گروه 22 توپخانه (سروان محمد اسماعیل عطرسایی)، درخصوص دیده‌بانی توپخانه، قرار گرفتند. همچنین، توسط افسران توپخانۀ قرارگاه گروه 22، کارکنان یگان‌های رزمی و پشتیبانی آتش درخصوص بررسی قیف انفجار حاصل از توپخانه و خمپارۀ دشمن، آموزش لازمه را فرا گرفتند. در این مرحله، هماهنگی بین نیروهای زمینی و هوایی شکل منطقی به خود گرفت و در پی درخواست‌های عکس هوایی و دریافت آنها، اطلاعات لازم از مواضع و تأسیسات دشمن کامل شد.

درباره توپخانه پدافند هوایی نیروی زمینی گفتنی  بسیار  است؛ از اواسط سال 1358 که آسیب‌پذیری مراکز صنایع عمده، نیروگاه‌ها و سایر مناطق و نقاط حساس و حیاتی کشور در مقابل تک‌های هوایی احتمالی دشمنان نظام جمهوری اسلامی ایران احساس شد، بنا به دستور، اعزام یگان‌های توپخانۀ پدافند هوایی نیروی زمینی ارتش به مناطق مورد نظر شروع شد. در اجرای دستورهای صادره، یگان‌های توپخانه پدافند هوایی در حد دسته و حداکثر آتشبار، سازماندهی و به اقصی‌نقاط کشور فرستاده شدند. این امر در حالی بود که این تعداد یگان توپخانه پدافند هوایی، صرفاً برای پوشش هوایی ارتفاع پست یگان‌های رزمی، پشتیبانی رزمی و درنهایت، پدافند هوایی از تأسیسات نیروی زمینی صحنه در یک جنگ احتمالی سازماندهی شده بودند. فرماندهان گردان این یگان‌ها که معمولاً در محل پادگان اصلی یگان خود استقرار داشتند، عملاً از کنترل تاکتیکی و عملیاتی یگان‌های مجزا شدۀ خود محروم بودند و بازدیدهای مداوم آنها از این یگان‌های دور افتاده، صرفاً در جهت اطمینان از استقرار و تأمین نیازمندی‌های اولیۀ پشتیبانی لجستیکی آنها صورت می‌گرفت.

با شروع جنگ تحمیلی و اعزام کلیۀ یگان‌های رزمی، پشتیبانی رزمی و پشتیبانی خدمات رزمی به مناطق عملیاتی، مسئلۀ پدافند هوایی از یگان‌های درگیر در جنگ تحمیلی، با کمبودها و مشکلات عدیده‌ای مواجه شد. همچنین، به‌علت کمبود جنگ‌افزارهای پدافند هوایی، چه در مناطق حیاتی و شهرها و چه در مواضع یگان‌های عملیاتی، پیاده کردن اصول گسترش قبضه‌ها، برابر الگوی مطرح شده در مدارک آموزشی، غیرممکن بود؛ ضمن اینکه به‌علت پراکندگی بیش از حد قبضه‌ها، موارد مهمی چون اعلام خطر هوایی محلی، شناسایی هواپیماهای خودی از هواپیماهای دشمن و لزوم تعیین درجات آماده‌باش و غیره، به بوتۀ فراموشی سپرده شده بود. برای غلبه به نابسامانی‌ها، بعدها فرماندهی پدافند هوایی کشور به فرماندهی جناب آقای دکتر حسن روحانی (رئیس‌جمهوری فعلی کشور) تأسیس شد که یکی از اقدامات آن، تشکیل یک گروه توپخانۀ پدافند هوایی (گروه 99 توپخانۀ پدافند هوایی) به فرماندهی سرتیپ‌دوم اسماعیل رحمتی با هدف سر و سامان دادن به توپخانه‌های پدافند هوایی متفرق در سطح کشور بود.   

 

منبع: توپخانه در سد و تثبیت متجاوز، نجفی راشد و همکاران، محمد، 1396، ایران سبز، تهران

1397/10/12 8:26:46 101 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
تویضیحات در موتور جستجو
جریان عبور دادن یک گردان توپخانۀ 130م‌م از رودخانۀ خروشان کرخه در اسفند 1359، در منطقۀ شوش، با استفاده از پل شناور محلی (دبّه) و استتار آن در پشت تپه‌های رملی، برای مقابلۀ مستقیم با یک تیپ زرهی دشمن، از مواردی است که در هیچ یک از مدارک آموزشی، به‌عنوان یکی از مقدورات توپخانه، به آن اشاره نشده است.
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015