• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

جهنم تکریت؛ خاطرات سرهنگ آزاده مجتبی جعفری (20)


جنازه عراقی‌ها روی هم انباشته شد. بعدازظهر حدود ۲۵۰ جنازه را شمرده بودند. سه نفر از مسئولان به ما ملحق شدند. دشمن، ناتوان در رسیدن به هدف، چاره‌ای جز عقب‌نشینی نداشت و چند لحظه بعد، صدای یکی از بچه‌ها این مژده را داد: «دشمن دارد عقب‌نشینی می‌کند.» و چند لحظه بعد، بی‌سیم از پست شنود، حرف او را تأیید کرد. ما موفق شده بودیم. چه باید می‌کردم؟ با همان وضعی که داشتم به خاک افتادم.

جنگ تحمیلی ، ارتش جمهوری اسلامی ایران، خاطرات دفاع مقدس، خاطرات فرماندهان ارتش جمهوری اسلامی ایران، خاطرات آزادگان

محمد هم حالات خاصی داشت. چند وقتی نماز خواند و بعد عطایش را به لقایش بخشید؛ یعنی که هیچ و ما هر چه کردیم با ایماواشاره نشد و می‌گفت: «من هر وقت آزاد شدم، می‌خوانم اینجا تصمیم گرفته‌ام نماز نخوانم.» بااین‌همه، چون نزدیک من می‌خوابید، کاری نکردم که زده شود. سعی می‌کردم به هر شکلی او را راضی به بازگشت به نماز بکنم و در این راه از هیچ تلاشی دریغ نکردم. محمد خلبان، یک اسیر قدیمی است و صحبت‌های جالبی دارد.

وقتی اسیر شد، از لحظه اسارت کتک خورد تا لحظه‌ای که در سلول انفرادی رهایش کردند. می‌گفت: «من فقط مواظب بودم آسیبی به سرم وارد نشود؛ شکستگی‌های دیگر قابل جبران است.» او کسی است که در اردوگاه ۵ تکریت، صلاح‌الدین، چند روزی را با اسیران ثبت‌نام‌شده (به‌اصطلاح اسرای صلیب دیده) به سر برده بود و می‌گفت: «من خودم شاهد بودم روی بیضه‌های یک اسیر ایرانی آب جوش ریختند.»

ما زیاد کاری به کسی نداشتیم؛ اما از دور شاهد بودیم وقتی در كل محوطه اردوگاه فقط یک شیر آب وجود داشت، او با کمترین امکانات موجود لوله‌کشی کرد و در جلوی هر بند، یک شیر جهت شست‌وشو و یک دوش برای حمام آب سرد قرارداد که تا اواخر پاییز برای استحمام فضای باز اسرا مورداستفاده قرار گرفت. اشتغال او به برق‌کشی، و به قول عراقی‌ها کهربایی اردوگاه، خدمات زیادی به بقیه اسرا ارائه داد. اما غرضم گفتن اینها نیست. موضوع، کاری است که بعدها چنان شایع شد که تقریبا محور اصلی کار بچه‌ها بود.

درست همان روزهایی که با چند نفر مشغول مرتب کردن محلی به نام فروشگاه در پشت آسایشگاه ۶ بودیم، از پنجره فروشگاه خلبان را دیدیم که تکه زمینی را بیل می‌زد. تقریبا همه خندیدیم و یکی با صدای بلند گفت: «جناب خلبان، نمی‌رسی از این کاشته­ها بخوری.»

و او لبخندی زد و جواب داد: «البته بعد از چند بار شخم زدن و برداشت کردن.»

روزها می‌گذشت و هرروز، کار قسمتی از فروشگاه محقر و کوچک اردوگاه انجام می‌شد و ما پیشرفت کار کشاورزی خلبان را لحظه‌به‌لحظه پیگیری می‌کردیم.

زمین را شخم زد. بذرها را که با پول خودش خریده بود، کاشت. آن را با مشقت بسیار آبیاری کرد. فروشگاه باز شد. اجناس ماهیانه را آوردند و تقسیم کردند و او مشغول برداشت محصول سبزی‌خوردن شد و ما هنوز در اردوگاه اسیر بودیم.

داشتن چند برگ سبزی تازه در اسارت، نعمت بزرگی محسوب می‌شد. طراوت و شادابی سبزی‌ها، روحیه‌ها را دوچندان می‌کرد. هنوز برداشت خلبان تمام نشده بود که بیماری کشاورزی، جای مرض سنگ‌سابی را پر کرد. همه با هر چه که داشتند، به جان زمین‌ها افتادند و شورای هفت‌نفری واگذاری زمین، که در اردوی ما ده‌نفری بود، نقشه تقسیم زمین‌ها را تهیه کرد. تقریبا به هر نفری دو مترمربع زمین رسید. بعضی‌ها انفرادی کاشتند و بعضی‌ها گروهی، و آسایشگاه ۶، که ما بودیم، یکجا. یک نفر هم به‌عنوان وزیر کشاورزی، مسئول باغچه شد. ابتدا فقط کشت سبزی‌خوردن، آن‌هم بسیار محدود و سپس با نزدیک شدن فصل بهار، کاشت محصولات استراتژیک در مزارع نمونه، شامل خیار، گوجه، بادمجان، فلفل، ریحان، تره، هندوانه، بامیه و آفتابگردان شروع شد. دهانتان آب نیفتد. تصور کنید دو مترمربع زمین‌دارید. به شکل معمول، این زمین برای دو یا حداکثر چهار بوته خیار کافی است اما فریدون که تنهایی اقدام به کشت کرده بود، در این دو مترمربع زمین، همه آن چیزهایی را که شمردم، کاشته بود. بعضی وقت‌ها چند برگ تره، یک‌دانه فلفل، گاهی یک گوجه و به همین شکل چیزهای دیگری را می‌چید، آنها را خرد می‌کرد، در هم می‌ریخت و کمکی برای غذای کم اردوگاه فراهم می‌کرد.

صحبت از محمد خلبان بود. کار کشت و کشاورزی بالا گرفت. او همیشه کشاورزی‌اش نمونه بود. اواخر دیسک کمر گرفت؛ آن‌قدر شدید که از حرکت بازماند و سرانجام به بیمارستان اعزام شد. به‌رغم اینهمه تلاش و پشتکار، همیشه آیه یأس می‌خواند. هیچ‌گاه از او کلمات امیدوارکننده شنیده نشد. گاهی آن‌قدر سخنان ناامیدکننده او بر دیگران اثر می‌گذاشت که بعضی از روبه‌رو شدن با او خودداری می‌کردند. البته اوایل که پیش‌بینی می‌کرد و برای طولانی شدن اسارت، زمان‌بندی خود را بر اساس جام جهانی فوتبال قرار می‌داد، تا حدودی درست از آب درآمد، خصوصاً با به بن‌بست رسیدن مذاکرات اولیه بین ایران و عراق. به هر حال، از تأثیر منفی حرف­های او در اذهان اسرای ناامید نمی‌توان غافل شد. هرچند در این زمینه با وی صحبتی نکردم، اما او هم برای حرف‌هایش حتماً دلیلی داشت. این محمد خلبان را به یادداشت باشید که بازهم از او مطالب زیادی خواهم نوشت.

 

منبع: جهنم تکریت، جعفری، مجتبی، 1375، سوره مهر، تهران

1399/5/11 10:39:27 35 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
تویضیحات در موتور جستجو
جنازه عراقی‌ها روی هم انباشته شد. بعدازظهر حدود ۲۵۰ جنازه را شمرده بودند. سه نفر از مسئولان به ما ملحق شدند. دشمن، ناتوان در رسیدن به هدف، چاره‌ای جز عقب‌نشینی نداشت و چند لحظه بعد، صدای یکی از بچه‌ها این مژده را داد: «دشمن دارد عقب‌نشینی می‌کند.» و چند لحظه بعد، بی‌سیم از پست شنود، حرف او را تأیید کرد. ما موفق شده بودیم. چه باید می‌کردم؟ با همان وضعی که داشتم به خاک افتادم.
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015