• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

عملیات پدافندی اروند-57


ب) اصل وحدت فرماندهی

متأسفانه باید صراحتاً اعتراف کرد از نظر فرماندهی، این عملیات بدترین حالت یک عملیات نظامی را داشت. گرچه نمی‌توان صراحتاً ادعا کرد که چنانچه سیستم فرماندهی عملیات منطقه خرمشهر غیر از آنچه که عمل شد، وجود می‌داشت، نتیجه عملیات صد در صد بهتر از آن می‌شد که پیش آمد، ولی هدف این بررسی پیش‌بینی گذشته نیست، بلکه بررسی حقایقی است که در گذشته رخ داده تا برای آینده ارتش جمهوری اسلامی ایران ملاک عمل و تجربه باشد.

دفاع مقدس، جنگ تحمیلی، معارف جنگ، شهید صیاد شیرازی، شهدای جنگ تحمیلی، امام خامنه ای، عملیات اروند-فرماندهی اروند-آبادان-قرارگاه تاکتیکی نزاجا در جنوب-

خلاصه چگونگی فرماندهی و کنترل عملیات خرمشهر از شروع جنگ تا استقرار لشکر77 پیاده در منطقه آبادان در 22 اسفندماه 1359، یعنی در شش ماهه اول جنگ به شرح زیر بود:

نظر به اینکه منطقه خرمشهر و آبادان در کنار اروندرود و خلیج فارس قرار دارد، بر اساس تقسیم مسئولیت سرزمین نیروها که در رژیم قبل از انقلاب تعیین شده بود، مسئولیت سرزمینی مناطق کرانه دریاها و رودخانه‌های قابل کشتی‌رانی تا مسافت 10 کیلومتری با نیروی دریایی بود و مسئولیت سرزمینی مرز خاکی با نیروی زمینی. در منطقه خرمشهر و آبادان، همیشه تداخل مسئولیت و حتی اختلافات بین فرماندهان زمینی و دریایی وجود داشت. بعد از پیروزی انقلاب نیز، در همین روش به قوت خود باقی بود. در نتیجه جنگ تحمیلی، مسئولیت منطقه خرمشهر، آبادان بین لشکر92 زرهی (عنصر زمینی) و منطقه3 دریایی خرمشهر (عنصر دریایی) مشترک بود و پاسگاه‌های ژاندارمری هم برقرار بود. بنابراین، ناحیه ژاندارمری خوزستان نیز در مسئولیت سهیم بود و بالأخره افراد سپاه پاسداران انقلاب نیز بعد از پیروزی انقلاب در تمام مسائل حساس کشور، برای کمک به سازمان‌هایی که به سبب اثرات انقلاب کارایی آنها کاهش یافته بود، شرکت داشتند و در مسائل دفاعی نیز برای مبارزه با ضدانقلاب و حفظ مرزها، با نیروهای ارتش و ژاندارمری همکاری می‌کردند.

 در شروع عملیات، در پاسگاه‌های مرزی حضور داشتند که عملاً به طور مستقل عمل می‌کردند و تحت فرماندهی یگان‌های ارتش و ژاندارمری نبودند. بنابراین، در آغاز جنگ، چهار سازمان نظامی و شبه‌نظامی در منطقه خرمشهر و آبادان عهده‌دار دفاع از مرزها بودند. با احساس خطر جدی تجاوز نیروهای عراق به ایران، لشکر92 زرهی که مسئولیت سرزمینی همه خوزستان را بر عهده داشت و بر اساس طرح پدافندی ابوذر نیروی زمینی یک طرح به نام طرح عملیاتی حُر تهیه کرده بود، مسئولیت فرماندهی نیروهای مسلح رزمنده در آبادان و خرمشهر را به فرمانده ناحیه ژاندارمری خوزستان (سرهنگ رضوی) محول نمود.

عناصری که برای دفاع در منطقه خرمشهر، آبادان تخصیص داده شده بود، سه گردان مستقل از لشکر92 زرهی شامل گردان151 دژ، گردان165 پیاده مکانیزه، گردان232 تانک بود و ناحیه ژاندارمری خوزستان نیز با استفاده از یگان‌های ژاندارمری موجود در محل، گروه‌هایی تشکیل داده بود. منطقه3 دریایی خرمشهر با تکاوران خود وارد عمل شده بود، نیروهای پاسدار مردمی هم در منطقه بودند و شهربانی خرمشهر و آبادان نیز در منطقه حضور داشتند، ولی می‌توان گفت فرمانده منطقه، یعنی فرمانده ناحیه ژاندارمری خوزستان، قدرت اعمال فرماندهی به این یگان‌های ناهماهنگ را نداشت.

ضمناً سه گردان لشکر92 زرهی فرماندهی واحد نداشتند. هر گردان مستقل یا نیمه‌مستقل عمل می‌کرد. در طول عملیات نیز، فرماندهی‌های گوناگونی تشکیل شدند، مانند فرمانده عملیات خرمشهر و آبادان ستون عملیات اروند که معلوم نبود قرارگاه اصلی کنترل‌کننده کدام قرارگاه است.

بعد از وارد شدن نیروهای مختلف بسیج مردمی از شهرهای مختلف، این عدم وحدت شدت بیشتری پیدا کرد، به نحوی که تقریباً مستقل عمل می‌کردند و ناهماهنگی‌های فوق‌العاده وجود داشت. مهم‌ترین مسئله عدم وحدت فرماندهی، اختلاف نظر شدید فرمانده نیروی زمینی و جانشین رئیس ستاد مشترک (تیمسار فلاحی) همراه با فرماندهی اروند که به عهده فرمانده ژاندارمری کشور، سرهنگ فروزان بود وجود داشت. سرتیپ فلاحی و سرهنگ فروزان معتقد بودند که باید در منطقه خرمشهر و آبادان یک فرماندهی مستقل و جدا از نیروی زمینی به فرماندهی سرهنگ فروزان تشکیل شود، ولی نیروی زمینی موظف است تمام نیازمندی‌های یگان و لجستیکی و خلاصه همه خواسته‌های این فرماندهی را برآورده کند.

متأسفانه باید گفت در شرایطی که استقلال و تمامیت ارضی کشور در خطر کاملاً جدی‌تر بود، بحث بین فرمانده کل قوا، بنی صدر و جانشین رئیس ستاد مشترک و فرمانده ژاندارمری کشور از یک طرف و فرمانده نیروی زمینی وقت از طرف دیگر این بود که فرمانده مسئول منطقه آبادان و خرمشهر به چه نحوی اعمال شود. البته حق با فرمانده نیروی زمینی بود و دلیل اصرار غیرمنطقی تیمسار فلاحی و سرهنگ فروزان در این باره روشن نیست. این اختلاف نظر حتی تا اواخر سال 1359 ادامه داشت و سبب اتلاف نیروها نیز گردید و بالأخره بعد از نبرد ناموفق 20 دی‌ماه 1359 فرماندهی اروند در سرپل شرق کارون، جانشین رئیس ستاد و اصرارکنندگان تشکیل فرماندهی اروند و ایجادکنندگان اختلاف و عدم وحدت به این نتیجه رسیدند که باید مسئولیت را به نیروی زمینی واگذار کنند. در اواخر اسفندماه، فرماندهی منطقه خرمشهر و آبادان به فرمانده لشکر77 واگذار شد و فرماندهی اروند منحل گردید و نتیجه این وحدت، عملیات درخشان ثامن‌الائمه(ع) بود.

برای روشن شدن وضعیت کنترل و فرماندهی منطقه خرمشهر، به یکی از گزارش‌های فرماندهان اشاره می‌شود. ناخدا صمدی که فرماندهی نیروهای رزمنده خرمشهر را از 28 مهر تا 4 آبان، یعنی آخرین روزهای مقاومت خرمشهر بر عهده داشته است، در گزارش مورخ 4/8/59، چنین بیان نموده است: (خلاصه گزارش)

وضعیت یگان‌های منطقه خرمشهر بسیار بد است. سیستم کنترل و فرماندهی وجود ندارد. مدافعین خرمشهر مجبور شدند در ساعت 0420 روز 4/8/59 از خرمشهر به جزیره آبادان عقب‌نشینی کنند، ولی 82% پرسنل قبلاً بدون دستور عقب رفته بودند. حدود 400 نفر از اعضای کمیته‌های 14گانه تهران در اختیار فرماندهی خرمشهر گذاشته شد که در روز 3/8/59، فقط 16 نفر از آنان در خرمشهر باقی بوده‌اند، بقیه بدون دستور منطقه را ترک کرده‌اند. حدود 140 نفر از افراد داوطلب هوانیروز به فرماندهی سروان پازوکی در روز سوم آبان، تعداد حدود 10 نفر از آنان در خرمشهر حاضر بودند. اغلب افراد ژاندارمری و شهربانی و حتی از یگان‌های ارتش نیز بدون دستور عقب‌نشینی کردند. گروه‌های مردمی شامل گروه‌های الله اکبر، فدائیان امام، خلخالی، بسیج خیلی زیادند، ولی هیچ‌گونه هماهنگی و کنترل در کار آنان نیست و بدون هدف مشخص می‌آیند و می‌روند. با توجه به این شرایط، نمی‌توان انتظار داشت وحدت فرماندهی در منطقه وجود داشته باشد و کنترل فرماندهی اعمال کرد.

پ) اصل مانور

نحوه عملیات تأخیری در خرمشهر، نشان می‌دهد با وجود نقاط ضعفی که در سازمان‌دهی، فرماندهی و رهبری در منطقه وجود داشته، ولی نیروهای موجود در منطقه در حدود مقدورات خود، مانورهای بسیار خوب و مؤثری در مقابل یک نیروی کاملاً برتر دشمن اجرا کردند. به علت همین مانورها بود که با نیروی اندک توانستند ظرف مدت 34 روز در منطقه خرمشهر پیشروی دشمن را برای وصول به هدف به تأخیر بیاندازند و پیشروی دشمن را از خط مرز تا حاشیه خارجی شهر خرمشهر، که حدود 17 کیلومتر است، 20 روز طولانی نمایند. یعنی سرعت پیشروی نیروهای دشمن که قدرتی چندین برابر توان رزمی نیروهای ما داشته‌اند، روزی یک کیلومتر کمتر بوده است.

با توجه به اینکه عرض جبهه خرمشهر از نهر خین تا پاسگاه حدود در امتداد نهر خین 10 کیلومتر و در مرز خاکی از پاسگاه حدود تا پاسگاه کیلومتر25 بیش از 21 کیلومتر بوده و همان‌طور که گفته شد، عمق جبهه از مرز تا خرمشهر 17 کیلومتر بوده است، سه گردان رزمی (دژ، 165 مکانیزه و 232 تانک) که استعداد آنها کمتر از 50درصد بود، با همکاری گردان تکاوران دریایی و گردان دانشجویان دانشکده افسری و دیگر نیروهای مردمی توانسته‌اند تغییر مکان‌های مناسب بر حسب ایجاد تهدید در نقاط مختلف جبهه انجام دهند و جلو پیشروی سریع دشمن را بگیرند و تلفات چشمگیری به نیروهای دشمن وارد سازند.

 حتی یک یگان توپخانه175م‌م خودکششی که در کمک مستقیم این واحدها بود، با وجود مشکلات فراوان، موفق شده است ضمن اجرای مأموریت، خود را به عقب بکشد و از افتادن به دست دشمن جلوگیری نماید. به طور کلی، از بررسی حوادث این نبرد چنین نتیجه‌گیری می‌شود که با وجود مشکلات فوق‌العاده زیاد، نیروهای خرمشهر مانورهای بسیار مؤثری را برای به تأخیر انداختن پیشروی دشمن و وارد کردن ضربات به او با جلوگیری از محاصره و انهدام نیروهای خودی اجرا کردند که در بحث هدایت عملیات، این بررسی مشروحاً بیان می‌گردد.

ت) اصل سادگی

عدم تناسب توان رزمی نیروهای خودی و دشمن اجازه اجرای این اصل را نمی‌داده است. در آغاز نبرد، گردان دژ در خط مرز در دژها مستقر بوده و نیروی پوششی را تشکیل داده است. لازم است مجدداً یادآوری شود که دژ به صورت یک پست دیده‌بانی با 12 نفر خدمه و دو قبضه تفنگ 106م‌م و یک قبضه تیربار تشکیل می‌شد که در شروع نبرد، چنین سازمانی نداشته است، زیرا گردان از 120 دستگاه تفنگ106م‌م سازمانی فقط 28 دستگاه حاضربکار داشته و وضعیت پرسنل و سایر تجهیزات نیز در همین حدود بوده است. عرض منطقه پوشش این گردان 90 کیلومتر بوده است. زمین این منطقه به طور کلی صاف و یکنواخت بوده و از مرز تا وصول به شهر در طول 17 کیلومتر فقط نهر عرایض آن هم به طول توپخانه 5 کیلومتر عارضه مشخص بود. در چنین شرایط زمین، دو گردان رزمی 165 مکانیزه و 232 تانک وارد عمل شده است که دشمن از هر قسمت می‌توانست مواضع این یگان‌ها را دور بزند. چنانچه عملاً دشمن حتی از نهر عرایض نیز اجتناب کرد و از شمال آن نهر و از سمت جاده اهواز ـ خرمشهر نیروهای خود را وارد حومه شهر کرده است. در داخل شهر نیز با وجود خیابان‌ها و کوچه‌های متعدد، امکان اجرای یک طرح ساده میسر نبوده است.

با این همه مشکلات، باید قبول کرد که رزمندگان ما تلاش کرده‌اند طرح‌هایی در حدود مقدورات هرچه ساده‌تر تهیه و اجرا نمایند. ضمناً باید توجه داشت که اصولاً اجرای اصل سادگی در طرح‌ریزی و هدایت عملیات تأخیری چندان آسان نیست.

ث) اصل غافلگیری

با توجه به وضعیت کاملاً مشخص زمین منطقه عملیات و استقرار ده ساله گردان دژ در خط مرز، معلوم بودن توان رزمی یگان‌های ایرانی برای ارتش عراق که احتمالاً به وسیله فراریان ضدانقلاب در اختیار ارتش عراق گذاشته شده بود، اجرای این اصل در این عملیات امکان‌پذیر نبود. تنها عاملی که می‌توانست سبب غافلگیر شدن ارتش متجاوز گردد، وارد آوردن نیروهای رزمنده بیشتر و قوی‌تر از حد انتظار دشمن به صحنه عملیات بود که این عامل با وارد عمل شدن نیروهای مردمی عملاً به مرحله اجرا گذاشته شد. نبردی که ارتش عراق به هیچ وجه انتظار آن را نداشت، رزمندگان دلاور با دشمن انجام دادند. به نحوی که، در همان هفته یا هفته‌های اول نبرد، به خصوص در جبهه خرمشهر، رویای تصرف خوزستان از سه روز تا یک هفته و عدم مقاومت نیروهای مسلح ایران که به پرسنل مزدور عراقی وعده داده شده بود نقش بر آب شد. نبرد خرمشهر مبادلات و محاسبات فرماندهی نیروهای متجاوز را چنان بر هم زد که جرئت تکرار این چنین مصاف و نبردی را در اهواز و دزفول نکرده و با وجود اینکه به 10 تا 15 کیلومتری اهواز رسیده بود، متوقف گردید و همانجا در عملیات فتح‌المبین و بیت‌المقدس نابود شد. با توجه به موضوع یادشده، بیان این نکته ضروری به نظر می‌رسد که در نبود اصل غافلگیری به دو طریق می‌توان عمل کرد. طریق اول که روش معمول تاکتیکی است، با رویارو شدن با دشمن در زمان و مکانی که دشمن انتظار آن را ندارد. روش دوم ارائه کردن قدرت رزمی فیزیکی و روانی به دشمن که خارج از قواره محاسبات و برآوردهای دشمن باشد. به نظر می‌رسد که با اتکاء به ایمان و اعتقاد و روحیه به رزم افراد رزمنده، عامل دوم بیشتر از عامل اول می‌توانست دشمن را غافلگیر کند و ضربت روانی شکننده بر روحیه دشمن وارد سازد.

ج) اصل تمرکز قوا

شاید فقط با توجه به نتیجه نهایی این عملیات، که فقط خرمشهر را در بر دارد، چنین به نظر برسد که نیروهای مسلح ما برای تمرکز نیرو در این منطقه مورد تهدید، تلاش کافی نکرده‌اند. ولی بررسی حوادث رخ‌داده عکس این را ثابت می‌کند، زیرا اگر چنین نبود، لشکرهای رزمی دشمن ظرف یک روز می‌توانستند خرمشهر را تصرف کنند. چون در شرایط زمان صلح در خرمشهر، فقط یک گردان دژ مستقر بوده که وضعیت آن هم در مطالب فوق بیان شد. اما از زمان احساس خطر جدی در مرزهای خوزستان، پاسگاه‌های ژاندارمری مرزی به وسیله عناصر پاسداران انقلاب تقویت شد و از دهه دوم شهریور که پاسگاه‌های مرزی ایران مورد تهدید و تجاوز مزدوران عراقی قرار گرفت، لشکر92 زرهی در حدود مقدورات خود یگان‌هایی در جبهه 300 کیلومتری خوزستان متمرکز کرد. از دهه سوم شهریورماه، در مواضع پیش‌بینی شده در نزدیکی مرز بین‌المللی مستقر کرده است. به جبهه خرمشهر نیز، حداکثر نیرویی را که می‌توانسته، اختصاص داده است. در جریان عملیات نیز، نیروی مردمی بسیج شده و به خوزستان و به خصوص به جبهه خرمشهر و آبادان اعزام شده‌اند. بنابراین، به طور کلی، اصل تمرکز قوا مورد توجه قرار گرفته، ولی علت عدم موفقیت کامل این تمرکزات، برتری مطلق نیروهای دشمن بر نیروهای ما بود، به نحوی که این تمرکزات در حد جوابگویی به تهدیدات دشمن نبوده است. البته در بررسی عملیات مقدمه جنگ تحمیلی بایستی این موضوع مورد بررسی بیشتری قرار گیرد که آیا اصولاً نیروهای مسلح ایران، اعم از ارتش، نیروهای مردمی، قبل از آغاز تجاوز عمومی ارتش متجاوز عراق و از زمان ایجاد تهدید در مرزها که از اوایل سال 1359 شروع شد و این تجاوز قطعی به نظر می‌رسید، در این مدت شش ماه، می‌توانستند تمرکزات بیشتر و بهتر و قوی‌تر انجام بدهند که اصولاً وحشت بازدارنده‌ای در نیروهای عراق ایجاد کنند و مانع تجاوز عراق بشود یا اینکه شرایط اجتماعی داخل ایران بعد از انقلاب و وضعیت درگیری در کردستان چنین امکانی را از کشور ایران سلب کرده بود؟

 

 

منبع: عملیات پدافندی اروند، سید یعقوب حسینی،1397، ایران سبز، تهران

1398/5/20 11:38:45 201 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
تویضیحات در موتور جستجو
ب) اصل وحدت فرماندهی متأسفانه باید صراحتاً اعتراف کرد از نظر فرماندهی، این عملیات بدترین حالت یک عملیات نظامی را داشت. گرچه نمی‌توان صراحتاً ادعا کرد که چنانچه سیستم فرماندهی عملیات منطقه خرمشهر غیر از آنچه که عمل شد، وجود می‌داشت، نتیجه عملیات صد در صد بهتر از آن می‌شد که پیش آمد، ولی هدف این بررسی پیش‌بینی گذشته نیست، بلکه بررسی حقایقی است که در گذشته رخ داده تا برای آینده ارتش جمهوری اسلامی ایران ملاک عمل و تجربه باشد.
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015