• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.
  • قرارگاه پدافند هوایی "خط مقدم دفاع از حیثیت و موجودیت کشور" است. (فرمانده معظم كل قوا)
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

روزگاری که بر ما گذشت بخش هشتم


اشاره:

در بخش هفتم این گفت‌وگو امیر سرلشکر حسین حسنی سعدی  با بیان این‌که مطرح ساختن این موضوع که ارتش در سال اول جنگ نتوانسته ((حتی یک تپه را هم باز پس بگیرد!)) کاملاً غیرمنطقی و غیرمنصفانه است، گفت که جنگ را در سال اول ارتش سامان داد  و اشاره‌های کوتاهی به نقش نیروی‌های هوایی، زمینی، پدافند و نیروی دریایی کرد. و اینک ادامه گفت‌وگو:

جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ

  • امیر! ازآنجاکه می‌خواهیم جزییات موضوع اعزام دانشجویان دانشگاه افسری را بیشتر بدانیم، استدعا می‌کنیم درباره این اعزام برایمان بیشتر سخن بگویید

همان‌طور که گفتم، شهید نامجو- خدا رحمتش کند- طرح اعزام دانشجویان دانشگاه افسری را داد. ما سه گردان تازه سازمان‌یافته دانشجویان دانشگاه افسری را در خرمشهر مستقر کردیم و یک گردان را هم به اهواز فرستادیم. یک گردان را هم در پلیس منطقه ((راه‌آهن)) مستقر کردیم. باید بگویم تنها یگان متحرکی که نقش یک واحد احتیاط را در منطقه ایفا می‌کرد، همین یگان دانشجویان دانشگاه افسری بود. لشکر92، واحدی در اختیار نداشت که چنین وظیفه‌ای را به واحد محول کند. من درست به خاطر دارم که در روز هفتم مهرماه متوجه حمله عراق به پادگان (( دشت آزادگان)) شدیم. به ما گفتند که دسته‌ای از دانشجویان دانشگاه افسری را به‌منظور دفاع به آن منطقه درگیری اعزام کنیم. چنان‌که اشاره کردم، نقش نیروی احتیاط را در خوزستان، دانشجویان دانشگاه افسری ایفا می‌کردند. بر همین اساس یک دسته از دانشجویان دانشگاه افسری را سوار بالگرد ((شنوک)) کردیم و دو بالگرد ((کبرا)) را به‌منظور حفاظت از بالگرد شنوک در معیتشان راهی کردیم و دانشجویان را این‌گونه به منطقه دشت آزادگان اعزام کردیم. من واقعاً نگران بودم. شهید وطن پور، خلبان بالگرد کبرا بود  که در آن موقع درجه سرهنگی داشت. من از گذشته با شهید وطن پور آشنایی داشتم و باهم در مرکز پیاده زرهی شیراز خدمت کرده بودیم. شهید وطن پور نگرانی مرا درباره اعزام دسته دانشجویان به دشت آزادگان دید، گفت که: ((ناراحت نباش! چون به‌اتفاق می‌توانیم به آنجا برویم تا بچه‌ها را ببینی و از نگرانی بیرون بیایی!)).

به‌وسیله یک بالگرد در معیت یک فروند بالگرد کبرا که هدایتش را همین شهید وطن پور بر عهده داشت، به‌طرف منطقه دشت آزادگان به راه افتادیم. سرهنگ نیک فرد هم با ما بود. به شهر حمیدیه که رسیدیم، عراق این شهر را شب گذشته مورد هجوم قرار داده بود تا ازآنجا عبور کند و به سمت اهواز بیاید. آن‌هم داستانی مفصل دارد: شب، آقای غرضی، استاندار خوزستان- پیش ما آمد و ما تعدادی از دانشجویان دانشگاه افسری را  برای مقابله به همراه ایشان اعزام کردیم. در این منطقه بود که تانک‌های عراقی در گل فرورفته بود...، اما اجازه بدهید به داستان قبل بازگردم.

هوا در حال ((گرگ‌ومیش )) بود. شهید وطن پور، تانک‌های در گل فرورفته را که دید، ابتدا تصور کرد که آن‌ها زنده و عملیاتی هستند. ازاین‌رو چرخی زد که به اصلاح آن‌ها را شکار کند. در دور دوم بود که- هوا تاریک شده بود- شهید وطن پور، کابل‌های برق را ندید و بالگردش دچار سانحه شد. گوشی بی‌سیم دست شهید نامجو بود و چنان‌که بعداً گفت، فقط ناله (( یا امام زمان)) شهید وطن پور را شنیده بود.

بالگردی که ما در آن بودیم، تا جایی را برای فرود پیدا کند، مدتی در آسمان چرخید. سرانجام در زمین‌های کشاورزی فرود آمد و ما هم با همان تجهیزات سنگین انفرادی شامل: کلاه آهنی، تفنگ، فشنگ و ... پیاده شدیم و باعجله به سمت بالگرد دچار سانحه شده شهید وطن پور دویدیم.

دیدیم که بالگرد آتش‌گرفته است. نیروهای مردمی رسیده بودند، موفق شده بودند که کمک‌خلبان را- که پایش شکسته بود- از بالگرد بیرون بکشند، ولی شهید وطن پور به شهادت رسیده بود. این داستان شهادت شهید وطن پور بود. صحنه آن‌قدر تلخ و غم‌انگیز بود که نگرانی‌ام از بابت دانشجویان را فراموش کرده بودم. تا اینکه به‌وسیله یک خودرو، کمک‌خلبان را به بیمارستان اعزام کردیم و من به همراه شهید نامجو به شهر آمدیم و خود را به پادگان رساندیم.

 ما بنا داشتیم به اهواز بازگردیم. سرهنگ عمیدی فرمانده تیپ2 بود. این سخنان فرمانده تیپ است که می‌گفت: (( من با سازوبرگی بسیار ناقص در حال مقاومت در برابر لشکر9 عراق هستم که از بستان حمله کرده است.)) در ابتدای جنگ در میان مردم چنان شایع شده بود که در تاریکی مطلق باید به سر برد؛ چون عراق می‌تواند از طریق روشنایی، آنجا را شناسایی کرده و مورد هدف قرار دهد. حتی در بعضی جاها از روشنایی فانوس استفاده می‌شد. ما بنا داشتیم که پیش از سرهنگ عمیدی برویم و ازاین‌رو در جلو پاسدارخانه منتظر خودرو بودیم که دیدیم یک وانت ((شورلت)) توقف کرد و راننده‌اش که فردی غیرنظامی بود، از آن پیاده شد و طرف ما آ»د و سرهنگ فرزانه را که متهم به همکاری با جریان کودتای نوژه شده بود، معرفی کرد و از تبرئه‌اش خبر داد.

ازنظر من، این را که می‌گویند، عملیات‌های سال اول جنگ ((ناموفق)) بوده و یا اینکه ارتش به انجام جنگ به شیوه ((کلاسیک)) دست زد و ازاین‌رو ناکامی‌های سال اول جنگ متوجه این شیوه رویارویی ارتش است و ... قبول ندارم. باید بگویم اصل جنگ بر آن استوار است که زمانی که دشمن متوقف‌شده نباید روی ((آرامش )) ببیند؛ چون به انسجام دوباره نیروهایش همت می‌کند. در یک نبرد، این، یک اصل به شمار می‌رود. این‌که گروهی دم از عملیات ((ناموفق)) ارتش می‌زنند، درست نیست. علتش این است که انجام یک عملیات محدود، بیشتر به‌منظور ((ضربه زدن)) به دشمن است تا گمان نکند که می‌تواند در آن منطقه به استحکام مواضع بپردازد.

موضوع دیگری که توسط عده‌ای و به‌عنوان یک نقص در سال اول جنگ مطرح می‌شود، انجام جنگ ((کلاسیک)) است. من سؤال می‌کنم که مگر کدام‌یک از نبردهای ما در جنگ هشت‌ساله غیر کلاسیک بوده است؟ حتی عملیات ((کربلای5 )) ما هم به‌صورت کلاسیک انجام‌شده است. شیوه رویارویی ما در همه نبردهای که در جنگ هشت‌ساله کردیم، ((کلاسیک)) بوده است. باید اشاره‌کنم که اصولاً دو نوع جنگ وجود دارد: جنگ منظم و جنگ نامنظم. معنی نبرد نامنظم آن است که یکی از طرف‌های درگیر، عده‌ای را از پشت سر دشمن با اتخاذ شگردهایی، به‌گونه‌ای گسیل کند که بتواند عقبه دشمن را منهدم کرده و آرامش را از دشمن سلب کند، ولی ما بااستعداد تیپ و لشکر  و ... عراق مواجه شده و با او جنگیدیم. من فکر می‌کنم عدم آگاهی درست از برخی ویژگی‌های نبرد باعث شده تا چنین تعابیر و تفاسیری از جنگ هشت‌ساله ما صورت بگیرد. واقعیت آن است که نقص در کار ارتش نبوده است. خیلی مشکل می‌توان آنچه را که در سال نخست جنگ ((مبتلابه)) ارتش بوده، بیان کرد. خیلی مشکل است.... روزهای سختی بر ارتش گذشت...

 

منبع: مجله صف شماره 359، مهر 1389، ساعس اجا، ص18

1399/6/26 12:2:24 21 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
تویضیحات در موتور جستجو
اشاره: در بخش هفتم این گفت‌وگو امیر سرلشکر حسین حسنی سعدی  با بیان این‌که مطرح ساختن این موضوع که ارتش در سال اول جنگ نتوانسته ((حتی یک تپه را هم باز پس بگیرد!)) کاملاً غیرمنطقی و غیرمنصفانه است، گفت که جنگ را در سال اول ارتش سامان داد  و اشاره‌های کوتاهی به نقش نیروی‌های هوایی، زمینی، پدافند و نیروی دریایی کرد. و اینک ادامه گفت‌وگو:
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015