• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

بازخوانی جنگ تحمیلی (21)


در اتاق جنگ بعد از خبر شهادت جناب سرهنگ خلبان منصور وطن‌پور، سکوت و بهتی برقرار شد. به من که ظاهراً ارشد‌ترین فرد حاضر بودم پیشنهاد کردند که بروم کمی صحبت کنم. من هم رفتم؛ ولی نتوانستم بیشتر از چهار پنج دقیقه صحبت کنم. نفر بعدی که رفت صحبت کرد. آقای مهندس امانپور قرائی، جوانی ریزاندام و رئیس جهاد سازندگی اهواز بود که پشت تریبون رفت و درحدود یک ساعت در مدح شهید و شهادت و رشادت خلبان شهید منصور وطن‌پور صحبت کرد که برای من خیلی جالب بود، از این نظر که من نتوانستم بیش از پنج دقیقه صحبت کنم، ولی ایشان یک ساعت سخنرانی کردند.

دفاع مقدس، جنگ تحمیلی، معارف جنگ، شهید صیاد شیرازی، شهدای جنگ تحمیلی، امام خامنه ای،جنگ تحمیلی ، ارتش جمهوری اسلامی ایران، خاطرات دفاع مقدس، خاطرات فر

مأموریت در لشکر92 زرهی در آغاز جنگ

ساعت 17:00 روز سوم مهرماه 1359 در حالی که وضعیت هوایی قرمز بود، در فرودگاه اهواز پیاده شدیم. جناب سرهنگ آخوندزاده که فرمانده توپخانه لشکر92 زرهی بود، به استقبال ما آمدند. رزمندگان دانشکده افسری به پادگان توپخانه لشکر و امیر ولی‌الله فلاحی و جناب سرهنگ قاسمی‌نو و اینجانب به ستاد لشکر رفته و توجیه شدیم. در همان بدوِ ورود، جناب سرهنگ قاسمی‌نو که با بیشتر کارکنان ستاد لشکر هم آشنایی داشت، روی میز نشست و با لهجه ترکی شیرین خودش بلند گفت: «به صدام بگویید از این لحظه من فرمانده لشکر هستم.»

به نظرم مخاطب این صحبت بیشتر آقای سیدمحمد غرضی(استاندار خوزستان) و معاونین و همکاران او که در جلسه حضور داشتند، بود؛ یعنی اینکه دیگر این لشکر صاحب دارد و دخالت نکنید.

اولین ضعف قابل توجه علاوه بر پیشروی واحدهای دشمن در هر سه منطقه غرب دزفول، غرب اهواز و محور خرمشهر، فقدان فرمانده تیپ در تیپ‌های لشکر92 زرهی بود که در جلسه مشورتی قرار شد، تعدادی از سرهنگ‌های زرهی از تهران احضار شوند که اسامی آنها عبارت بود از: جناب سرهنگ اسفندیار عمیدی، جناب سرهنگ امرالله شهبازی، جناب سرهنگ منصور جلالی فراهانی، جناب سرهنگ علی بدر‌خواهان، جناب سرهنگ مهدی شیرازیان و جناب سرهنگ عباس‌علی مهدوی.

این افسران روز بعد خودشان را معرفی کردند و انتصاباتی به این شرح داده شد:

جناب سرهنگ جلالی به فرماندهی تیپ‌1، جناب سرهنگ شهبازی به فرماندهی تیپ‌2، جناب سرهنگ عمیدی به فرماندهی تیپ‌3، جناب سرهنگ شیرازیان مسئول رکن سوم لشکر، جناب سرهنگ مهدوی مسئول رکن چهارم لشکر. بنده هم، همه‌کاره و هیچ‌کاره و مشاور همه و معتمد و دستیار امیر ولی‌الله فلاحی(رئیس ستاد مشترک ارتش) و فرمانده لشکر در شناسایی‌ها و سرکشی و بازدید از واحدها و جبهه‌ها و شرکت در جلسات مشاوره با ستاد و یا با استاندار و غیرنظامیان بودم.

خاطره‌ای بگویم. ساعت پنج بعدازظهر مورخ 9/7/1359 دور میز اتاق جنگ نشسته بودیم. سمت راست من جناب سرهنگ خلبان منصور وطن‌پور نشسته بود. ایشان فرمانده یگان هوانیروز مستقر در اهواز بودند. گفت: «من با تعدادی بالگرد می‌روم تا دانشجویان دانشکده افسری که در شمال سوسنگرد و منطقه تیپ‌3 در تپه‌های الله‌اکبر مستقر هستند را به اهواز بیاورم». یادم هست که کلاه خدمت آبی رنگ خود را هم روی میز گذاشت و رفت. هوا کمی تاریک شده بود که خبر آوردند جناب سرهنگ منصور وطن‌پور شهید شد. گویا بالگرد کبری او در مراجعت از منطقه‌ای در حوالی جنوب حمیدیه به کابل برق فشار قوی برخورد و سقوط کرده و آتش می‌گیرد. همان شب هم تعدادی از موشک‌های این بالگرد که منفجر نشده بود را به محل ستاد لشکر آوردند.

در اتاق جنگ بعد از خبر شهادت جناب سرهنگ خلبان منصور وطن‌پور، سکوت و بهتی برقرار شد. به من که ظاهراً ارشد‌ترین فرد حاضر بودم پیشنهاد کردند که بروم کمی صحبت کنم. من هم رفتم؛ ولی نتوانستم بیشتر از چهار پنج دقیقه صحبت کنم. نفر بعدی که رفت صحبت کرد. آقای مهندس امانپور قرائی، جوانی ریزاندام و رئیس جهاد سازندگی اهواز بود که پشت تریبون رفت و درحدود یک ساعت در مدح شهید و شهادت و رشادت خلبان شهید منصور وطن‌پور صحبت کرد که برای من خیلی جالب بود، از این نظر که من نتوانستم بیش از پنج دقیقه صحبت کنم، ولی ایشان یک ساعت سخنرانی کردند.

خاطره‌ای دیگر بگویم. فکر کنم روز پنجم یا ششم مهرماه بود. آیت‌الله خلخالی هم در ستاد لشکر حضور پیدا می‌کرد. بعدازظهر بود و روی پله‌های ساختمان نشسته بودیم. برادر محمد جهان‌آرا از خرمشهر آمده بود و از آقای خلخالی می‌خواست که ایشان به خرمشهر و آبادان برود و کسانی که به قول او به دشمن با چراغ‌قوه آدرس می‌دهند را دستگیر و اعدام کند. آقای خلخالی هم گفتند: «شما از طرف من وکیل هستید که برخورد و حتی اعدام کنید.»

در همین روز بود که به توصیه و خواست امیر ولی‌الله فلاحی از آقای خلخالی، فرماندهان تیپ‌های لشکر92 زرهی که به نظرم در اصفهان بازداشت بودند، از زندان آزاد و به اهواز آورده شدند. آنها در جلو ساختمانی جمع شدند و امیر ولی‌الله فلاحی برای آنها سخنرانی کرد و به آنها 48 ساعت مرخصی داد که بروند از خانواده‌هایشان خبر بگیرند و برگردند. از این عده چهار نفری (جناب سرهنگ فرزانه (فرمانده لشکر)، جناب سرهنگ ابراهیم باوندپور(فرمانده تیپ2)، جناب سرهنگ اسرافیل کیان (فرمانده تیپ‌3) و جناب سرهنگ دوم موسوی‌زادگان) فقط یک نفر، آن هم جناب سرهنگ باوندپور برگشت که در تاریخ 1/8/1359 به فرماندهی لشکر81 زرهی منصوب شد و خیلی هم در این مسئولیت درخشید. بعد از مدتی هم سرهنگ دوم موسوی‌زادگان در زمان فرماندهی شهید سپهبد علی صیادشیرازی به ما پیوست. در ستاد لشکر92 زرهی، خودرویی برای استفاده فرماندهی لشکر و یا امیر ولی‌الله فلاحی (رئیس ستاد مشترک ارتش) وجود نداشت. حتی در یک مورد سرهنگ قاسمی‌نو از نفربر زرهی برای تردد در داخل شهر استفاده کرد؛ تا اینکه بعد از اندک زمانی تعدادی خودروی جیپ و یا استیشن غیرنظامی با راننده از شهرهای مختلف داوطلبانه به ما پیوستند و کمک می‌کردند.

کسانی که در آن روزهای اول جنگ در ستاد لشکر92 زرهی در اهواز حضور داشتند و فعالیت می‌کردند، حضرت آقا (حجت‌الاسلام سیدعلی خامنه‌ای)، دیگری وزیر دفاع دکتر مصطفی چمران، مهندس سید محمدغرضی (استاندار خوزستان)، معاونین و همکاران ایشان بودند که هریک با تمام توان در سر و سامان دادن به وضع جبهه‌ها و واحدها کمک می‌کردند.

حادثه وحشتناکی که در شهر اهواز اتفاق افتاد، انفجار انبار مهمات لشکر (بیشتر کالیبر سبک) در مجاورت پادگان توپخانه بود (نه از انبارهای مهمات فولی‌آباد). غروب روز هشتم مهرماه 1359 انبار مهمات به دلیل نامعلومی منفجر شد. ابتدا انبارهای کالیبر کوچک و به مرور به کالیبر بزرگ رسید و به علت تداوم انفجار و اینکه این انبارها تقریباً در حاشیه شهر اهواز بودند، موجب وحشت مردم اهواز گردید. تا صبح شهر تخلیه شد. با اینکه شهر اهواز مورد بمباران و یا گلوله‌باران هم قرار می‌گرفت، ولی در بعدازظهر آن روز حادثه بمباران یا گلوله‌ای نبود که انفجار انبار مهمات را به آن نسبت دهیم.

من سعی می‌کنم از خاطره‌هایی صحبت کنم که در سایر منابع و کتاب‌ها ذکری از آنها نشده و یا اگر شده حق مطلب ادا نشده است.

 

منبع: بازخوانی جنگ تحمیلی ، سرتیپ2 پیاده ستاد عبدالحسین مفید ، ۱۳۹۸، ایران سبز، تهران

1398/7/14 10:40:45 89 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
تویضیحات در موتور جستجو
در اتاق جنگ بعد از خبر شهادت جناب سرهنگ خلبان منصور وطن‌پور، سکوت و بهتی برقرار شد. به من که ظاهراً ارشد‌ترین فرد حاضر بودم پیشنهاد کردند که بروم کمی صحبت کنم. من هم رفتم؛ ولی نتوانستم بیشتر از چهار پنج دقیقه صحبت کنم. نفر بعدی که رفت صحبت کرد. آقای مهندس امانپور قرائی، جوانی ریزاندام و رئیس جهاد سازندگی اهواز بود که پشت تریبون رفت و درحدود یک ساعت در مدح شهید و شهادت و رشادت خلبان شهید منصور وطن‌پور صحبت کرد که برای من خیلی جالب بود، از این نظر که من نتوانستم بیش از پنج دقیقه صحبت کنم، ولی ایشا
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015