• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

بازخوانی جنگ تحمیلی (32)


مجسم کنید اگر می‌خواستیم این همه نیرو را فقط به صورت راهپیمایی و نه جنگ و نه بمباران از تپه‌های عمقر در یک شب (منظور در تاریکی که روش جنگیدن ما بود یعنی همان فرمول) عبور دهیم و یا از جاده حلفائیه – عماره عبور دهیم. امکان داشت؟

تازه به فرض رسیدن به حلفائیه و پل غُزیله برای نگهداری آن در یک خط تماس حداقل نود کیلومتر نیاز به نیرو و تجهیزات سنگرسازی و خاکریزی داشتیم که جای سؤال داشت.

دفاع مقدس، جنگ تحمیلی، معارف جنگ، شهید صیاد شیرازی، شهدای جنگ تحمیلی، امام خامنه ای،جنگ تحمیلی ، ارتش جمهوری اسلامی ایران، خاطرات دفاع مقدس، خاطرات فر

بعد از عملیات رمضان

بعد از عملیات رمضان، همه چیز عوض شد. روال گذشته به گونه‌ای تغییر کرد. من این تغییرات را که در حقیقت راهبرد دشمنان ما بوده است در سه حوزه عراق، نظام بین‌المللی و ضدانقلاب به طور مختصر و فهرست‌وار ارائه می‌کنم.

  • در حوزه عراق:

   اولین فعالیت مشهود عراق حمله هوایی به شهرهای ایران است. در مورخ 23/4/1361 شهر خرم‌آباد، در مورخ 25/4/1361 شهر همدان، برای اولین بار حمله موشکی یا موشک اسکاد بی به دزفول، در تاریخ 27/8/1361 انجام گرفت.

دومین فعالیت مشهود دریافت تجهیزات و مهمات از شوروی و اروپا است که قبلاً به تخلیه تسلیحاتی از بنادر عربستان و اردن و کویت اشاره کردم. در همین راستا، باید به سفر پنج روزه طارق عزیز (وزیر امور خارجه عراق) در اسفندماه 1361 را به فرانسه و خرید سی فروند هواپیمای میراژ، صد دستگاه تانک MX، سی فروند موشک اگزوسه، توپ‌های155 میلی‌متری، بالگرد و موشک ضد‌تانک اشاره کنم، به طوری که در همین سال 1361، عراق معادل سیزده میلیارد دلار از فرانسه خرید تسلیحاتی دارد.

سومین مطلب اینکه عراق در مورخ 21/5/1361 شمال خلیج فارس را تا عمق 65 کیلومتری آن سوی جزیره خارک، منطقه جنگی اعلام می‌کند.

  • در حوزه نظام بین‌المللی:

اول: ارسال سلاح و مهمات از شوروی و کشورهای اروپایی به عراق.

دوم: اعزام نیروی انسانی از سودان و سنگال به عراق.

سوم: ارتباط مستقیم عناصر اطلاعاتی آمریکا با بغداد و تحویل مستقیم اطلاعات ماهواره‌ای از ایران به عراق.

چهارم: صدور قطعنامه‌522 سازمان ملل در مورخ 12/7/1361.

پنجم: تشکیل دومین نشست اجلاس وزیران دفاع شورای همکاری خلیج فارس برای هماهنگی و همکاری فعالیت‌های نظامی علیه ایران.

ششم: راهبرد جدید آمریکا با اهداف:

- تقویت بنیه اقتصادی عراق.

- ایجاد محدودیت در منابع ارزی ایران.

- ایجاد محدودیت در استخراج و صدور نفت ایران.

- اقدام و اجرا در جلوگیری از فروش سلاح به ایران (طرح استانج).

هفتم: واگذاری اعتبارات و واوم‌ها از طریق کشورهای عرب منطقه و دولت‌های اروپایی به عراق.

هشتم: ادامه میانجیگری دولت الجزایر برای برقراری صلح.

نهم: شکست تلاش‌های عربستان برای نزدیک کردن سوریه و عراق و نیز ایده جنگ عرب و عجم که هر دو کشور عراق و عربستان به دنبال آن بودند.

در حوزه فعالیت‌های ضدانقلاب در مناطق کردنشین ایران باید گفته شود ظرف دو ماه دی و بهمن سال 1361 بیش از 250 برخورد نظامی از انواع مختلف بین نیروهای نظام جمهوری اسلامی ایران، با نیروهای مسلح معاند غیرقانونی رخ داده است. یعنی روزانه بیش از چهار مورد درگیری که در نتیجه 519 شهید و 358 نفر مجروح و 170 نفر به گروگان گرفته شدند.

فعالیت دیگر، پیوند سازمان مجاهدین خلق (منافقین) با دولت عراق است. در مورخ 19/10/1361، طارق عزیز به محل سکونت مسعود رجوی در فرانسه رفت که در این ملاقات، آقای هانی‌الحسن از رهبران جنبش فلسطین و مشاور یاسر عرفات هم حضور داشت. نتیجه این ملاقات و دعوت، حمایت صدام از رجوی و حمایت رجوی از صدام بود.

توضیحات مختصری در مورد عملیات والفجر مقدماتی که به نظر من شروع اختلاف نظر بین ارتش و سپاه بود می‌دهم.

برادرمان آقای محسن رضایی در مصاحبه پنجشنبه 3/7/1393 در شبکه‌1 صدا و سیما (در برنامه سطرهای ناخوانده) می‌فرماید: «بعد از بیت‌المقدس با عدم موفقیت‌ها روبه‌رو شدیم. دشمن فرمول ما را شناخت. فرمول این بود که ما ابتکارات و نوآوری‌ها را بستری می‌کردیم که اعتقادات روی آن بستر حرکت کند. اگر این کار را نمی‌کردیم، همان حرف برادران ارتش ما می‌شد. یعنی جنگ کلاسیک. یک تانک با یک تانک. پس جنگ انقلابی چه می‌شد؟ جنگ انقلابی ترکیبی بود از جنگ پارتیزانی با کلاسیک. پس اگر انقلابی عمل نمی‌کردیم، باید کلاسیک عمل می‌کردیم.» من به این نظریه سردار محسن رضایی کاری ندارم. ضمن اینکه جای بحث دارد که جایش اینجا نیست.

واقعیت در مراحل طرح‌ریزی عملیات والفجر مقدماتی (البته بعد از عدم‌الفتح، والفجر مقدماتی نام گرفت) این بود که ما ارتشی‌ها با عمل در منطقه غرب ارتفاعات میشداغ مخالف بودیم. دلایل ما هم که در زیر اشاره می‌کنم علت مخالفت ما بود. چندین جلسه شور ستادی مشترک با برادران سپاه تشکیل شد و چون به توافق نرسیدیم، در جلسه شورای عالی دفاع هم به نتیجه نرسیدیم، بحث را به حضرت امام(ره) ارائه کردیم که تصمیم بگیرند. ایشان در جواب توصیه به اتحاد و وحدت فرمودند و بالأخره تصمیم به اجرا گرفته شد. چون از نظر شورایِ عالی دفاع طرح سپاه پای کار بود و طرح پیشنهادی ما (ارتش) که بعدها والفجر1 نامیده شد و در مورد آن کمی مشروح‌تر صحبت خواهم کرد، مستلزم وقت و زمان بود که مواجه با برگشت بسیجی‌های رزمنده به شهرها و آبادیهایشان می‌شد و در نهایت، به طرح سپاه گردن نهادند.

آنچه ما می‌گفتیم و منطبق با آموخته‌های ما در مدارس نظامی بود، یعنی همان که برادران به آن جنگ کلاسیک می‌گویند، اینها بود:

اول: در مورد هدف یا اصل هدف. هدف تعیین شده پل غُزیله شهر حلفائیه و بعد شهر عماره، مرکز استان میسان عراق تعیین شده بود که بسیار دور از دسترس بود، بویژه که نیروهای ما پیاده بودند. هدف در عمق هفتاد کیلومتری که درحدود ده کیلومتر اول آن تپه‌های رملی عَمقر و بعد از خط مرز تا حلفائیه زمین باز و بدون پوشش به طول سی کیلومتر و بعد از آن یعنی سی کیلومتر از حلفائیه تا عماره حرکات فقط محدود به یک جاده که در دو طرف آن آبگرفتگی وجود داشت بود.

مجسم کنید اگر می‌خواستیم این همه نیرو را فقط به صورت راهپیمایی و نه جنگ و نه بمباران از تپه‌های عمقر در یک شب (منظور در تاریکی که روش جنگیدن ما بود یعنی همان فرمول) عبور دهیم و یا از جاده حلفائیه – عماره عبور دهیم. امکان داشت؟

تازه به فرض رسیدن به حلفائیه و پل غُزیله برای نگهداری آن در یک خط تماس حداقل نود کیلومتر نیاز به نیرو و تجهیزات سنگرسازی و خاکریزی داشتیم که جای سؤال داشت.

دوم: در مورد غافلگیری یا اصل غافلگیری که باز یکی دیگر از اجزای همان فرمول است، فقط اشاره به صحبت صدام در مصاحبه مورخه 6/11/1361 یعنی یازده روز قبل از اجرای عملیات والفجر مقدماتی می‌کنم: «حمله قطعی ایران در منطقه عماره و آمادگی کامل عراق برای دفع آن و اظهار امیدواری بر اینکه بعد از این شکست ایران زمینه‌های خاتمه جنگ فراهم می‌شود.»

در همین رابطه اشاره می‌کنم به آنچه خودم در آخر روز 18/11/1361 از تلویزیون استان میسان در برنامه صور‌المعرکه دیدم. در این شب، مراسم جشنی به مناسبت شکست ایران در عملیات عماره، با حضور مدعوین و خانواده‌ها برپا بود که در آن سرود مهیج "عماره عماره" خوانده شد. معنی این کار این است که آنها آن‌قدر به خودشان اطمینان داشتند که برای این جشن، شعر و آهنگ و مجریان و تمرینات و بالأخره دعوت مردم به سالن و اجرای نمایش را پیش‌بینی کرده بودند.

در اینجا به عوامل از دست‌رفتن غافلگیری رزمندگانمان اشاره‌ای ندارم.

سوم: برتری هوایی دشمن در یک دشت باز به مساحت 2500 کیلومترمربع شرق عماره، بدون هیچ‌گونه اختفاء و جان‌پناه.

چهارم: عدم امکان دسترسی به جناحین یعنی همان مطلبی که برادران در طرح‌ریزی‌های خود از آن به عنوان نقطه قوت عملکرد خود بیان می‌کنند (قسمتی دیگر از همان فرمول).

پنجم: عدم وجود عقبه و یا جاده‌های مناسب از خط تماس (امتداد ارتفاعات میشداغ) یا منطقه تجمع ما، تا رسیدن به اولین خط دشمن (لجمن دشمن) که در امتداد خط مرز بود برای پیشروی، برای آمادرسانی و برای تخلیه مجروحان و غیره، به علت وجود همان جنگل و تپه‌های عَمقر.

ششم: عدم امکان پشتیبانی مناسب و ضروری توپخانه (حداقل برای خاموش‌ کردن آتشبازی دشمن) به علت وجود مناطق رملی و موانع مین پراکنده در این منطقه.

هفتم: وجود حداقل 16 رده موانع (بجز جنگل عمقر) از خط لجمن دشمن در امتداد مرز تا رده سوم دفاعی آنان مشتمل بر سیمخاردار، میدان مین، خندق‌ها و کانال‌ها.

هشتم: دفاع در عمق دشمن از خط مرز تا هدف درگیری با احتیاط‌های زرهی دشمن از روز بعد از حمله، آن هم در صورتی که ما آماده به رزم به خط لجمن دشمن رسیده باشیم.

منبع: بازخوانی جنگ تحمیلی ، سرتیپ2 پیاده ستاد عبدالحسین مفید ، ۱۳۹۸، ایران سبز، تهران

1398/7/30 13:36:33 111 0
قسمت ارائه دهنده: پایگاه اطلاع رسانی
تویضیحات در موتور جستجو
مجسم کنید اگر می‌خواستیم این همه نیرو را فقط به صورت راهپیمایی و نه جنگ و نه بمباران از تپه‌های عمقر در یک شب (منظور در تاریکی که روش جنگیدن ما بود یعنی همان فرمول) عبور دهیم و یا از جاده حلفائیه – عماره عبور دهیم. امکان داشت؟ تازه به فرض رسیدن به حلفائیه و پل غُزیله برای نگهداری آن در یک خط تماس حداقل نود کیلومتر نیاز به نیرو و تجهیزات سنگرسازی و خاکریزی داشتیم که جای سؤال داشت.
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015