• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

حصرشکنان-2


به شهادت تاريخ، هيچ منطقه‌اي بعد از جنگ جهاني دوم تاكنون به اندازه‌ خاورميانه،‌ صحنه‌ بي‌ثباتي‌، جنگ‌هاي داخلي و منطقه‌اي، دگرگوني‌هاي سياسي نبوده است. خاورميانه غني‌ترين منابع نفتي جهان را در اختيار دارد؛ از نظر منابع گاز كشف شده نيز مقام دوم را در جهان داراست، به‌طوري كه روزانه در حدود 90درصد نفت وارداتي ژاپن، 60درصد نفت وارداتي اروپا و 38درصد نفت وارداتي امريكا از خليج‌فارس تأمين مي‌گردد.

جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ

 

ارتش و انقلاب اسلامي

مقدمه

 بررسي تاريخ انقلاب اسلامي ايران گواه آن است كه در مسير پيروزي انقلاب و به ثمر رسیدن آن اقشار مردم و عوامل و عناصر فراوانی نقش داشتند که هر کدام به نوبه‌ خود مهم و تأثیرگذار بودند. اما در این میان، عوامل و عناصر کلیدی و سرنوشت‌سازي همانند رهبری بي‌بديل حضرت امام خميني(ره)، حضور قوي روحانیت در راهبري صحنه‌ انقلاب و نقش حساس و تعيين‌كننده‌ ارتش در تأسي از حضرت امام(ره)، داراي كاركرد و تأثيري مضاعف و متمايز است.

رژیم ستم شاهی که ارتش به ‌ظاهر مقتدر و متمدن آن روز را توسط زبده‌ترین نیروهای خارجی و با پیشرفته‌ترین سلاح‌ و جنگ افزارها برای بقاي سلطنت و حفظ منافع آمريكا در منطقه‌ خاورميانه، سازمان‌ و آموزش داده بود، در وضعيتي كه به‌ شدت به وفاداری و حمایت این نیروی عظیم از حكومت پهلوي اطمينان داشت، با اين واقعيت روبه‌رو گرديد كه فطرت پاك آحاد كاركنان ارتش، تحت تأثير رهنمودها و نصایح حضرت امام خميني(ره) بيدار شده و به‌ همين دليل به رژیم و حامیانش پشت کرده و در همراهي با ملت شهيد پرور ايران، تاریخ را به ‌نام و یاد خود رقم زده‌اند.

در همين راستا و با هدف تبيين نقش ارتش در پيروزي انقلاب اسلامي، الزامات ايجاب مي‌کند تا ابتدا اهميت راهبردي خاورميانه مشخص گردد، تا از اين طريق ميزان ارزشمندي عملكرد كاركنان ارتش در همياري ملت غيور ايران براي محقق ساختن فرامين و تدابير حضرت امام خميني(ره) در مسير سرعت بخشيدن به پيروزي انقلاب اسلامي ايران واضح و مشخص‌تر گردد، سپس به رويدادهاي آن مقطع زماني اشاره شود.

 

خاورميانه

شبه جزيره‌ جنوبغربي آسيا که از سال 1902 به خاورمیانه مشهور گردیده، منطقه‌اي است كه كشورهاي تركيه، ايران، فلسطين اشغالي و تمامي كشورهاي عربي واقع در شرق كانال سوئز و شمالشرقي درياي سرخ را در برگرفته و يكي از مناطق مهم راهبردي موجود در جهان است. اين منطقه‌ راهبردي كه همواره در طول تاريخ از حساسيت و اهميت ويژه‌اي در صحنه‌ رقابت‌هاي سياسي ـ نظامي حوزه بين‌الملل برخوردار بوده، بعد از جنگ جهاني دوم تاكنون، نقش تأثيرگذاري در صحنه‌هاي تعاملات سياسي و نظامي جهان ايفا كرده است.

خاورميانه در محل تلاقي سه قاره‌ آسيا، اروپا و آفريقا واقع شده است كه حلقه‌ اتصال خطوط مواصلاتي و ارتباطي دريايي، هوايي و زميني را بين اين سه قاره برقرار مي‌سازد. به‌ عبارتي ديگر، اقيانوس هند را از طريق درياي سرخ و كانال سوئز به درياي مديترانه و اقيانوس اطلس متصل مي‌سازد و كوتاه‌ترين مسير ارتباطي دريايي شرق و غرب است و هزينه‌هاي حمل و نقل را بين 40 تا50 درصد كاهش مي‌دهد. كشورهاي اين منطقه از نظر مواد غذايي، صنعت و فناوري به‌شدت به كشورهاي توسعه‌يافته وابسته هستند. اين كشورها، عموماً با ناهمگوني‌هاي قومي، نژادي، زباني و عقيدتي مواجه بوده و در نتيجه‌ افكار واگرا و عملكرد نيروهاي گريزاننده از مركز، بسيار بي‌ثبات‌اند و به‌همين دليل در برابر بازي‌هاي سياسي، توطئه‌ها و اقدامات خائنانه‌ دولت‌هاي توسعه يافته و قدرت‌هاي استعماري آسيب‌پذيرند.

به شهادت تاريخ، هيچ منطقه‌اي بعد از جنگ جهاني دوم تاكنون به اندازه‌ خاورميانه،‌ صحنه‌ بي‌ثباتي‌، جنگ‌هاي داخلي و منطقه‌اي، دگرگوني‌هاي سياسي نبوده است. خاورميانه غني‌ترين منابع نفتي جهان را در اختيار دارد؛ از نظر منابع گاز كشف شده نيز مقام دوم را در جهان داراست، به‌طوري كه روزانه در حدود 90درصد نفت وارداتي ژاپن، 60درصد نفت وارداتي اروپا و 38درصد نفت وارداتي امريكا از خليج‌فارس تأمين مي‌گردد. از آنجايي كه محصولات صنعتي توليدي از نفت روز به روز در حال افزايش است، نفت به‌عنوان يك منبع توليدي، ارزشي فراتر از يك منبع انرژي يافته است. بيشتر مبادله‌هاي تجاري كشورهاي منطقه‌ خليج‌فارس از تنگه‌‌ هرمز صورت مي‌گيرد، نفت و گاز مورد نياز كشورهاي صنعتي جهان با استفاده از خطوط كشتيراني خليج ‌فارس به‌ خارج حمل و در ازاي آن مواد خام، مواد غذايي، فناوري و كالاهاي صنعتي و مصرفي وارد بازارهاي پررونق و پرمصرف منطقه مي‌شود. از اين رو، خليج فارس و تنگه‌‌ی هرمز در رونق مبادله‌هاي تجاري منطقه و جهان نقشي حياتي دارند.

 

جایگاه ایران در خاورميانه

ايران از ديرباز از يك موقعيت بسيار حساس ژئوپليتيكي برخوردار بوده است. از دوران باستان، ايران به‌واسطه‌ حضور در منطقه‌ خاورميانه و تسلط بر خليج‌فارس، محل تلاقي فرهنگ‌هاي بزرگ زمان خود بوده و چهارراه ارتباطي شرق و غرب به شمار مي‌رفته است. اين موقعيت ويژه، ارتباط تنگاتنگي با عرصه‌ بين‌المللي داشت كه از سوي دولت‌هاي بزرگ اروپايي به‌ويژه بريتانيا و روسيه رهبري مي‌شد.

كشف نفت ايران در سال 1284هـ .ش/ 1905م و متعاقب آن در ساير كشورهاي حوزه‌ خليج‌فارس، رقابت قدرت‌هاي بزرگ در جنگ جهاني اول و همچنين انقلاب ماركسيستي1917م، كه قطب ضدسرمايه‌داري را در همسايگي ايران به‌وجود آورد، موجب افزايش اهميت بيش از پيش ايران در خاورميانه شد. اين جايگاه ويژه، بسته به ميزان توجه و نحوه‌ استفاده از آن، گاهي نعمت و سعادت و گاهي هم نقمت و فلاكت براي ايرانيان به بار آورد و موجب تجزيه‌ سرزمين‌ها و به يغما رفتن منابع آنان شد. رقابت خارجي شديد و تلاش ايران براي فرار از اين موقعيت موجب شد كه در برهه‌هاي مختلف رو به ‌سوي نيروي سومي بياورد. گرايش به روسيه، انگليس، فرانسه،‌ آلمان و امريكا در دوران پادشاهي قاجار و پهلوي از نمونه‌هاي بارز اين سياست بود.

امريكا به خليج‌فارس به ديده‌ راهبردي مي‌نگريست؛ زيرا اگر اين منطقه زير سلطه‌ دشمن غرب مي‌غلتيد، آنگاه خسارت جبران‌ناپذيري به همه‌ بلوك غرب از جمله خود امريكا و متحدين اروپايي و ژاپني‌اش، كه به‌شدت نيازمند واردات نفت خليج‌فارس بودند، وارد مي‌شد. با وجود اين در دوره‌ رياست ‌جمهوري نيكسون، وی به‌ دليل درگيري در ويتنام، تصميم گرفت از كشوري در منطقه كه نزديك‌ترين روابط را با امريكا دارد و بيشترين نفع را براي حفظ امنيت منطقه مي‌برد، براي خزانه داری منطقه دعوت كند و ايران هم از اين فرصت براي ايفاي نقش قدرت بزرگ منطقه و این کار در خليج‌فارس استقبال كرد.

دلايل اولويت ايران نسبت به عربستان سعودي در تصدي اين مسئوليت به اين شرح است: ايران اهميت زيادتري داشت چرا كه همسايه‌ اتحاد جماهير شوروي سابق بود و مرزهاي مشترك طولاني با آن كشور داشت، حايل و حلقه‌ متصل‌كننده‌ سيتو[1] و ناتو و هم‌پيمان سنتو بود. ایران بر سراسر سواحل شمالي خليج‌فارس تسلط داشت و از جمعيت مناسبی نیز برخوردار بود و بعضي از مشكل‌هايي را كه حكومت عربستان سعودي مي‌توانست براي امريكا و در ارتباط با رژیم صهيونيستي به‌وجود آورد، دارا نبود.

 بنابراین، در دهه‌ 1970 حكومت شاه يكي از پايه‌های‌ دوگانه‌ ره‌نامه‌ نيكسون در جنوبغربي آسيا بود و نقش ژاندارمي و پليس منطقه‌اي شاه نيز از همین ره‌نامه نشأت مي‌گرفت. براساس اين ره‌نامه، امريكا نبايد دیگر خود را درگير جنگ مستقيم با كشورهاي جهان سوم به ‌خصوص آسيايي‌ها نماید، بلكه اين آسيايي‌ها هستند كه بايد با آسيايي‌ها به نيابت از امريكا و در جهت تأمین اهداف منطقه‌ای آنهاا بجنگند.[2]

كيسينجر، وزیر امور خارجه‌ سابق آمریکا و از نظريه‌پرداز‌های کاخ سفید، پيرامون حكومت پهلوي و شاه ايران عنوان مي‌دارد: «كمك به اروپاي غربي در دوران بحران اقتصادي در دهه‌ 1970، حمايت از ميانه‌روهاي افريقا عليه تهاجم نيروهاي مشترك شوروي و كوبا و بالأخره پشتيباني از سادات، در مراحل بعدي ديپلماسي خاورميانه‌اي امریکا قرار داشت. شاه، نيرو و انرژي همسايگان عرب تندروی خود را تحليل مي‌برد تا نگذارد آنها حكومت‌هاي ميانه‌رو در عربستان، اردن و حاشیه‌ خليج‌فارس را مورد تهديد قرار دهند. او بدون قيد و شرط به ناوگان‌هاي ما سوخت مي‌رساند و هرگز از سلطه‌ خود بر منابع نفتي براي اعمال فشارهاي سياسي استفاده نمي‌كرد. وي هرگز به تحريم نفتي عليه غرب يا حكومت صهيونيستي نپيوست. ايران در زمان شاه يكي از بهترين، مهم‌ترين و وفادارترين دوستان ما در جهان بود. (عسگري،36:1388)

از سوي ديگر، سياست ژاندارمي در منطقه، منافع زيادي براي امريكا در برداشت؛ زیرا ايران در طول سال‌های 1347 تا 1357 نزديك به 23ميليارد دلار براي خريد يا انعقاد قرارداد خريد اسلحه به امريكا پرداخت و با هزينه‌اي معادل هشتصد ميليون دلار، ساخت بندر نظامي چابهار را آغاز كرد. اسناد و مدارك فراواني وجود دارد كه نشان مي‌دهند چگونه حكومت شاه نقش «ژاندارمي منطقه» و هم‌چنين «حافظ منافع امريكا بودن» را ايفا مي‌كرده است. از جمله در يك سند «سرّي» سفارت امريكا متعلق به سال 1978 (1357) با موضوع «ارزيابي اطلاعات درباره‌ ايران» چنين آمده است: «نيرو‌هاي مسلح ايران علاوه بر ياري رساندن به دولت عمان در دفاع از خود عليه شورشيان- ظفار در حراست از غرب به‌منظور دسترسي به عرضه‌كنندگان نفت مثمرثمر بوده‌اند.» (همان:39)

در اين راستا، پس از ديدار شاه از امريكا و مذاكره با كارتر، رئيس‌جمهور امريكا با قاطعيت تأييد كرد: «امريكا نيازهاي نظامي ايران را تأمين مي‌كند. اتحاد نظامي ايران و امريكا خلل‌ناپذير است. ما خواهان يك ايران نيرومند تحت رهبري شاهنشاه هستيم. ایران جزیره‌ ثبات است.» و دیگر موارد مشابه. شاه نيز در برابر این رفتارها با قراردادن پول فروش نفت در بانک‌های امریکا تا مقطع بهره‌برداری، خرید اسلحه و تجهیزات و سایر نیازمندی‌های ارتش و کل کشور از آنها، کنترل میزان صدور نفت و کنترل و تثبيت قيمت نفت و همچنین تأمین نیاز‌های سوختی رژیم صهیونیستی موافقت و آنها را اجرايی ‌نمود.

 

منبع: حصرشکنان، عسگری، شاداب، 1392، سوره سبز، تهران

 

1. در سال 1333ش (1954م)، پيمان دفاع جمعي آسياي جنوب شرقي، در مانيل پايتخت فيليپين بين كشورهاي آمريكا (كارگردان اصلي پيمان)، استراليا، پاكستان، زلاندنو، تايلند، فيليپين، فرانسه و بريتانياي كبير به امضا رسيده و تشكيل پيمان سيتو رسماً اعلام مي‌گردد. اين پيمان از يك طرف نشات گرفته از سياست «سد نفوذ» آمريكا (در دوره‌ی ترومن رئيس‌ جمهوري وقت) در قبال شوروي سابق بود كه فضاي سياسي- راهبردي منطقه را كانون توجه تعاملات بين‌المللي و قدرت‌هاي بزرگي مانند آمريكا، شوروي، چين و ژاپن قرار مي‌داد و از طرف ديگر، جزء مناطق ژئوپليتيك است و توسط پيمان سنتو (در سال 1959م به‌عنوان جانشين پيمان بغداد به‌وجود آمد و جز عراق ديگر اعضا مانند ايران، پاكستان، تركيه و انگلستان در آن حضور داشتند، اما آمريكا عضو آن نبود؛ ولي بر آن نظارت مي‌كرد) به پيمان ناتو كه در آن اروپاي غربي در برابر اروپاي شرقي (ورشو) قرار داشت، پيوند داده مي‌شد و از پاكستان شروع و به اندونزي ختم مي‌شد. بنا بود كه اين سه پيمان نظامي شوروي و اقمارش را محاصره كنند. (نوروزي،16:1382)

2. در دهه 1970، بر مبناي بر‌نامه‌ی نيكسون قدرت‌هاي منطقهاي تقويت شدند و مسئوليت حفظ ثبات و امنيت مناطق به آن‌ها واگذار گرديد. در منطقه‌ی خليج فارس، دو کشور ايران و عربستان سعودي، دو ستون قدرتمند منطقه، ساختار و تعادل قدرت را عهدهدار شدند. نقش مسلط نظامي به لحاظ جمعيت و ارتش قوي به ايران واگذار شد و عربستان سعودی به يك قدرت اقتصادي پرنفوذ مبدّل گشت. الگوي موفق سياست منطقهاي آمريكا در خليج فارس از بروز بحران‌هاي شديد منطقهاي جلوگيري كرد و تداوم جريان نفت به‌سوي غرب را تضمين نمود. ايران با تقويت سياسي و نظامي آمريكا و در اجراي اين خط مشي به ايفاي نقش ژاندارمي پرداخته و ضامن اصلي ثبات در منطقه محسوب گرديد. از اين رو، «جزیره‌ی ثبات» نام گرفت. (عسگری، 1388 :11)

1398/3/11 12:3:49 289 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
تویضیحات در موتور جستجو
به شهادت تاريخ، هيچ منطقه‌اي بعد از جنگ جهاني دوم تاكنون به اندازه‌ خاورميانه،‌ صحنه‌ بي‌ثباتي‌، جنگ‌هاي داخلي و منطقه‌اي، دگرگوني‌هاي سياسي نبوده است. خاورميانه غني‌ترين منابع نفتي جهان را در اختيار دارد؛ از نظر منابع گاز كشف شده نيز مقام دوم را در جهان داراست،
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015