• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

پژواکی از خاطره ها (1)


تصويري از عمليات ثامن الائمه(ع)

تاريخ اجرا: پنجم الي ششم مهرماه 1360

 

انقلاب پيروز شده بود، ارتش در حال خانه تکاني بود، توازن قدرت بر حسب ظاهر در منطقه به نفع عراق برهم خورده بود.

جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ

صدام حسين ديکتاتور بد فرجام عراق که اجراي عدالت در قرار داد 1975 الجزاير[1] را تحقيري براي خود و رژيم خودکامه اش مي دانست، فرصت را غنيمت شمرده با تشّبث به روشهاي زورگويانه ديکتاتورها که چون خود را قادر مي بينند، صاحب نيز مي پندارند، سر از اجراي آن باز زد و براي فراهم نمودن زمينه عدم اجراي قرار داد مزبور در  تاريخ 17 دسامبر سال 1980 ميلادي در مجلس ملي عراق چنين گفت:

«من در برابر شما اعلام مي کنم که موافقت نامه مارس 1975 از نظر ما کان لم يکن تلقي مي شود. بنابراين وضعيت حقوقي شط العرب[2] (اروندرود) بايد به وضع قبل

از مارس 1975 برگردد. اين رودخانه با تمام حقوقي که از حاکميت مطلق عراق بر آن ناشي مي شود جزء تماميت عربي عراق است. همان‌طور که در سرتاسر تاريخ و واقعيت چنين بوده است.»

و باز در پيامي ديگر پس از آغاز تجاوز خود، که شايد هم هدف از آن توجيه تجاوز باشد، به فرمانده لشکر3 زرهي که مأموريت تصرف خرمشهر و آبادان به وي داده شده بود، چنين دُرافشاني مي نمايد:

«همانا از مهمترين اهداف ما در تهاجم به دشمن خُرد نمودن و نابودي امکانات نظامي او و در نتيجه وادار نمودن او به از دست دادن عزمش در ادامه جنگ و اقرار به حقوق ملي و قومي ماست که از ما غصب نموده، از جمله اعتراف به حاکميت کامل بر شط العرب (اروندرود) و ديگر اراضي غصب شده عراقي!!...»

آيا واقعاً چنين بود؟ اگر کشوري با همياري تعدادي از دُوَل استعمارگر جهان در شرايطي، حق يک کشور همسايه را از رودخانه مشترک ناديده بگيرد، اين عدالت است؟

 يا اگر در برهه اي از زمان و با شرايطي جديد، سازمان يا مجموعه خير انديشي بتواند قبل از بکارگيري قدرت توسط کشور مورد ظلم واقع شده حق از دست رفته اي را صلح آميز به صاحبش برگرداند، آيا واژه  غصب را مي توان در اين مورد به کار برد؟!

مطمئناً خوانندگان عزيز مي دانند که اين احقاق حق، همان مفاد قرارداد 1975 الجزاير است که با وساطت سرهنگ بومدين رئيس جمهور فقيد الجزاير، البته در شرايطي که ارتش ايران قدرت باز پس گيري حق خود را توسط نيروي قهريه داشت، بين دو کشور برقرار و در آن زمان ديکتاتور عراق با رغبت کامل نسبت به پذيرش آن اقدام نمود.(اسفند 1353)

اما چه مي شود کرد؟ در طول تاريخ، عموم جنگ ها و کشت و کشتارهاي انسانها زائيده افکار خودپسندانه ديکتاتورهاي فردي و جمعي بوده است! که خود را در مسند قدرت می ديده اند.

لذا، صدام حسين نيز با يک تحليل غير واقع بينانه اي که توسط ستاد فرماندهي‌اش و يا عناصر استکبار جهاني به منظور سدّ حرکت انقلابي ايران انجام داد، تصميم به حمله‌اي برق آسا به ايران گرفت و بدين گونه در ساعت 11:00 روز 31 شهريور ماه 1359 با دست نامبارکش اولين گلوله توپ تانك T 72 را بسوي خاک مقدس ما شليک نمود و آتش جنگ 8 ساله را بين دو ملت مسلمان شعله ور نمود که نتيجه آن به جاي گذاردن صدها هزار کشته و صدها هزار معلول و ... بوده است.

بطوري‌که ملاحظه مي شود، تجاوز عراق در زماني به کشور عزيزمان صورت گرفت که انقلاب سرگرم تغییر شکل دادن ساختارها و سازمان هاي رژيم شاهنشاهي به رژيم جمهوري اسلامي بود.

در اين ميان، ارتش از بقيه ارگان ها با سرعت بيشتري در حال تغيير بود. احتمالاً خوانندگان عزيز مي‌دانند که مهمترين عامل کاربردي قدرت در ارتش، سيستم کنترل و فرماندهي آن مي باشد. بديهي است اين سيستم شامل سلسله مراتب فرماندهي، انضباط (ديسيپلين)، بوروکراسي اداري و از همه مهمتر احترام به سلسله مراتب فرماندهي و رعايت ضوابط آن است.

ارتش در برخورد با انقلاب، اين عنصر اصلي را از دست داد. تعداد زيادي از فرماندهان به دلائل عديده از بدنه ارتش جدا شدند. سلسله مراتب به هم ريخت. احترامات و مقررات صوري نظامي به طنز گرفته شد. آموزش به فراموشي سپرده شد. بالطبع سيستم تعمير و  نگهداري نيز منسوخ گرديد. از همه مهمتر اينکه با ورود ايسم هاي مختلف، در هر پادگان تعدادي از پرسنل زير کار دررو، رهبري جمعي را با تفكري كاذب به عهده گرفته و روزها به عوض پرداختن به آموزش پرسنل سرباز گروه گروه با پرچمهاي گوناگون در نقاط مختلف پادگان مثل: آمفي تأتر، مسجد، باشگاه ورزشي، سالن غذاخوري و ... جلسات سخنراني تشکيل داده و هر کدام با توجه به ايسمي که تبعيت از آنرا داشتند به نظريه پردازي مي پرداختند. فرماندهان هم که آن موقع با انتصاب زير مجموعه ها منصوب مي شدند، قادر به کنترل اين گروه ها نبودند.

در عين حال مسئولين تلاش تدريجي خود را براي رفع اين معضلات و بي‌نظمي‌ها که نتيجه آزادي بي حد و حصر بعد از پيروزي انقلاب در پادگان ها بود، آغاز نمودند. نمونه آن اگر خوشبينانه به مسئله نگاه کنيم تقليل مدت خدمت سربازي به نصف و در نتيجه ترخيص تعداد زيادي از سربازان و تخليه پادگان ها يکي از روش هايي بود که مي توانست به تدريج نظم از دست رفته را مجدداً به سرباز خانه ها باز گرداند.

با توجه به اين شرايط بود که تحليل گران و استراتژِیست هاي عراقي با محاسبه بسيار غلط خود زمينه را براي تسويه حساب هاي گذشته مناسب ديدند. اما غافل از اينکه حمله به يک کشور انقلابي که فرد فرد انقلابي آن، خود را در مقابل ساختار جديدي که ايجاد کرده بودند مسئول مي دانستند، سرانجامي جز شکست و ناکامي در بر نخواهد داشت.

بدين ترتيب بود که تجاوز سراسري ارتش عراق در طول مرزهاي زميني در 31 شهريور 1359 به خاک مقدس جمهوري اسلامي ايران آغاز گرديد.

با همه نارسائي هاي ذکر شده، ارتش دلير ايران و فرماندهان موجود آن با فداکاري و از جان گذشتگي فراوان توانستند در مدت زماني محدود پس از تجاوز دشمن، با کمک نيروهاي ژاندارمري، شهرباني و همکاري فرزندان جوان انقلابي و دلاور ايران، جلوي پيشروي بي‌شرمانه متجاوز را گرفته و آماده درهم کوبيدن آنان شوند.

تجاوز دشمن در جنوب استان خوزستان، توسط لشکر3 زرهي از سپاه سوم عراق که با نيروهاي ديگري از همان سپاه تقويت شده بود از مرز شلمچه با هدف تصرف 3 روزه خرمشهر و در نهايت يک هفته اي  آبادان آغاز گرديد.

در همان آغاز تجاوز دشمن با مقاومت مرزداران غيور ايران، نيروهاي ژاندارمري که با نيروهاي ارتشي[3] و نيروهاي مردمي تفنگ به دست آميخته شده بودند مواجه گرديد.

گرچه نيروهاي متجاوز حمله خود را با بمباران سنگين هوائي و زميني با استفاده از انواع سلاح هاي مهلکي که در اختيار داشتند آغاز نمودند. ليکن با تمام تلاش، نه تنها موفق به عبور از پل نو[4] و تصرف سه روزه خرمشهر نگرديدند، بلکه مدت 34 روز از بدو تجاوز در پشت دروازه هاي اين شهر مقاوم، گرفتار نيروهاي مسلحي گرديدند که به تصورشان در اثر انقلاب از هم پاشيده شده بودند.

پس از 19 روز تلاش در تهاجم پياپي و بي وقفه، فرماندهان نيروهاي متجاوز چون نتوانستند خرمشهر و مدافعانش را به زانو درآورند، براي فرار از اين چالش بزرگ از چاله به سوي چاه به حرکت درآمدند. بدين معني که تصميم گرفتند خرمشهر را از شمال در محاصره گرفته با عبور از رودخانه کارون و قطع خطوط مواصلاتي        اهواز – آبادان و سپس آبادان – ماهشهر به طرف جنوب حرکت، از رودخانه بهمنشير در منطقه ذوالفقاريه عبور کرده، وارد آبادان شوند، سپس حرکت خود را در آبادان به طرف رودخانه اروندرود و تصرف آن ادامه داده، بدين ترتيب خرمشهر و آبادان را به يکباره به تصرف درآورند. اينجاست که ضرب المثل: «فلاني را به ده راه نمي دادند، سراغ خانه کدخدا را مي گرفت»، در تصورات واهي اين نادانان مصداق می یابد.

اين همان اشتباه بزرگي بود که در نتيجه آن، کمتر از 9 ماه بعد کمر نيروهاي متجاوز عراق و اراده فرماندهانشان را در خاک مقدس ما در شرق کارون در هم شکست.

عبور از رودخانه کارون، قطع خطوط مواصلاتي اهواز – آبادان، آبادان – ماهشهر علي الظاهر زنگ خطري بود براي مسئولين مملکت که دورنماي آن مي توانست سقوط بندر امام و تغيير در مسير جغرافيايي مرز و به ثمر نشاندن استراتژیِ صدام  باشد.

اما ارتش دلير ايران از همان آغاز با بازيابي اقتدار نسبي، کنترل و فرماندهي خود که با پشتيباني قاطع رهبر کبير انقلاب همراه بود به دست گرفته، ضمن بازسازي و به کارگيري نيروهاي موجود، با استفاده از وجود جوانان انقلابي[5] پيشروي متجاوز را در جاي جاي جبهه متوقف و طراحي خود را براي نابودي دشمن در خاک مقدس ايران آغاز نمود، تا سرانجام باز هم به تاريخ بگويد که اين سرزمين، سرزمینی جاوید و مقدس و گوری دسته جمعی براي متجاوزان است!

قطع خطوط مواصلاتي، پشتيباني‌هاي لجستيکي، نيروهاي موجود در خرمشهر و آبادان را با مشکل مواجه ساخت. دشمن نيز با استفاده از انواع سلاح‌هاي مرگبار خود، منجمله بمب هاي دوهزار پوندي، تانک هاي T72 و توپخانه‌های سبک و سنگین خرمشهر را از سه جهت  آماج حملات خود قرار داده و سرانجام در روز چهارم آبان ماه 59، پس از آنکه خرمشهر عزيز به خونين شهر مبدل شد، براي مدتي از مام ميهن جدا گرديد.

متجاوز سرمست از اين پيروزي نه، بلکه از اين پيشروي بدون مانع، پس از سقوط خرمشهر، آهنگ حرکت از شرق کارون به طرف جنوب به منظور عبور از رودخانه بهمنشير و ورود به آبادان و ادامه حرکت تا تسلط بر اروندرود را نمود.

اما بر خلاف انتظار، اين بار مواجه با گردان 153 پياده از تيپ2 لشکر77 به فرماندهي سرهنگ2 منوچهر کهتري که چند روز قبل، براي مقابله با دشمن در خرمشهر از استان خراسان با هواپيماهاي ترابري ارتش به آبادان اعزام شده بود، گرديد.

در اين مقابله که از تاريخ 8 تا 11 آبان ماه به طول انجاميد، متجاوز به سختي شکست خورد، بطوري‌که با بجا گذاشتن اجساد زيادي از نيروهاي خود و همچنين ابزار مهندسي و پل گذاري در ساحل شمال بهمنشير در میان نخلستان ها مبادرت به فرار نمود. از جاده ساحلي بهمنشير در شمال تا حاشيه خور دورق تن به عقب نشيني داد.

گردان 153 ضمن تعقيب دشمن از رودخانه عبور نموده و در مقابل دشمن به صف آرايي پرداخت.

در اينجا جادارد از فداکاري مردم شريف منطقه و نيروهاي انتظامي که اين گردان را در رویارویی با دشمن ياري نمودند، حق شناسانه قدردانی به عمل آيد.

با اولين شکست مفتضحانه دشمن در کوي ذوالفقاريه گرچه رؤياي تصرف آبادان و رسيدن به اروندرود از اين طريق با ناکامي مواجه گرديد، ليکن شهر آبادان از طريق خشکی در محاصره قرار گرفت. اين محاصره مي‌توانست در نهايت مخاطره انگيز بوده و بي توجهي به آن و يا به عبارت ديگر توجه فرماندهان به جبهه‌هاي ديگر، استراتژِي صدام را در مورد تغيير در جغرافیایی مرزي منطقه عملي سازد. از اين جهت رهبر کبير انقلاب پس از دريافت واقعيت‌ها، در پيامي که در روز چهاردهم آبان ماه 1359 براي مردم و فرماندهان نيروهاي مسلح دادند، در بحث جنگ دو نکته را به خوبي روشن نمودند. اول، اينکه توجه مسئولين نظامي صرفاً بايد به رفع حصر آبادان معطوف شود، دوم با نگرش آگاهي که از درون نيروهاي مسلح داشتند توصيه به اطاعت از فرماندهان نظامي را به کليه آحاد مردم که در جبهه و جنگ شرکت دارند وظيفه شرعي دانسته و آنان را مکلف نمودند.

صدور اين فرمان به صورت بسيار ملموسي، در شرايط جنگی و انسجام نيروها مؤثر واقع گرديد.

در ساير جبهه‌ها بر خلاف تصور فرماندهان عراقي، ارتش جمهوري اسلامي ايران با بازسازي يگانها و کمک گرفتن از نيروهاي مردمي داوطلب هر روز بر مقاومت خود مي افزودند. کليه واحدهايي که منطقه مسئوليت آنان غرب کشور بود از همان روزهاي نخستين تجاوز، با دشمن بعثي درگير و ساير يگانها مثل لشکر77 پياده خراسان و لشکر 88 زاهدان[6] که منطقه استحفاظي‌شان شرق کشور بود، به کمک ساير برادران سرباز خود به مناطق شمالغرب، غرب و جنوب شتافتند و سرعت تجاوز دشمن را به تدريج کند و سرانجام متوقف نمودند.

به منظور اجراي فرمان رهبر کبير انقلاب، در رده عالي فرماندهي ارتش (ستاد مشترک) تصميم گرفته شد که لشکر77 پياده را که در جوار بارگاه هشتمين امام شيعيان افتخار مجاورت داشت، براي اجراي اين مهم برگزيده شود. اين در حالي بود که تقريباً تمام يگان هاي رزمنده اين لشکر به‌صورت پراکنده درگير رزم با دشمن در پشتيباني از يگانهاي شمالغرب، غرب و جنوب بودند.

ولي به هرحال تصميم گرفته شده بود، لذا در نيمه دوم اسفند ماه59، قرارگاه و ستاد فرماندهي لشکر با بدرقه اي بسيار گرم و شور انگيز از سوي مردم و مسئولين شهرستان مشهد به سوي منطقه آبادان – خرمشهر حرکت نموده و در نيمه اول فروردين ماه 1360 مسئوليت منطقه را به عهده گرفتند. ستاد عملیاتی لشکر به محض ورود به منطقه دشمن را ارزيابي کرده و با رزمندگان مردمي که در منطقه و در اجراي اوامر رهبر انقلاب، تفنگ به دست حضور يافته بودند آشنا گرديد. اين بار ديگر نه ريسک مورد نظر بود نه اضطرار در کار، «حصر آبادان بايد شکسته شود». فرماندهي و ستاد لشکر 77 با توجه به آموزه هاي نظامي خود، هيچ مسئله ديگري جز اجراي مأموريت و انهدام دشمن متجاوز را مد نظر نداشتند.

طراحي عمليات آغاز گرديد، يگان هاي تابعه يکي پس از ديگري به منطقه وارد و تحت امر قرارگاه های مربوطه قرار گرفتند. حضور نيروهاي بسيج مردمي سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در قالب يگان هاي لشکر علاوه بر آنکه کمبود نيروهاي رزمنده را بر طرف نمود، عطر دل انگيز وحدت بين پرسنل سرباز و جوانان داوطلب و عاشق شهادت سراسر منطقه را معطر ساخت.

در اوايل شهريور ماه، يگان ها به صورت منسجم در منطقه حضور پيدا كردند و در نيمه اول اين ماه طرح عمليات ثامن الائمه(ع) با همه ظرافت در تکنيک و تاکتيک و انعطاف لازم طرح ريزي و پس از ارائه آن به رياست ستاد مشترک، جهت تقديم به فرماندهي کل قوا و تصويب ايشان آماده اجرا گرديد.

در ساعت يک دقيقه روز پنجم مهرماه 1360، رزمندگان لشکر77 پياده اين مجاورين حضرت رضا(ع)، از سه سو دشمن متجاوز را در شرق کارون مورد تهاجم قرار دادند و کمتر از 48 ساعت با انهدام لشکر تقويت شده 3 زرهي در شرق کارون، کمر اراده فرماندهان عراق را به سختي در هم شکسته و شرق کارون را گورستان ابدي نيروهاي متجاوز ساختند.

اين عمليات  نقطه عطفي در تاريخ جنگ بود.

بديهي است با اجراي موفقيت آميز اين عمليات، ارتش جمهوري اسلامي ايران با همکاري رزمندگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي توانست تا در مراحل مختلف بعدی ضربات سهمگيني بر پيکر رو به زوال ارتش عراق فرود آورده و او را مجبور به فرار از خاک کشور عزيزمان بنمايد.

 

 

منبع: پژواکی از خاطره ها، : روح‌الله سُروري ، 1387، ایران سبز، تهران

 


[1] - سالها مهم‌ترین اختلاف ایران و عراق، مرز آبي دو کشور در رودخانه اروندرود بود، زیرا دولت عراق برابر هماهنگی های انجام شده با تعدادی از کشورهای استعمارگر مانند روس و انگلیس، مدعی تسلط کامل بر رودخانه اروندرود بود که رودخانه مشترک بین دو کشور مي‌باشد. این اختلاف پس از سال‌ها تیرگی در روابط دو کشور سرانجام در اسفند ماه 1353 مطابق مارس 1975 در قرار دادی به همین نام در کنفرانس سران کشورهای اسلامی در الجزیره با احقاق حق ایران برطرف گردید. بدین معنی که خط مرز آبی دو کشور متکی بر خط تالوگ یا خط القعر یعنی خطی که از عمیق ترین نقاط رودخانه می گذرد تعیین کردید. در نتیحه بهره برداری از این رودخانه بصورت مساوی برای هر دو کشور تدوین شد.

[2]- شط العرب از الحاق دو رودخانه دجله و فرات در آبادی القرنه واقع در کشور عراق به وجود آمده است. این رودخانه پس از مشروب ساختن منطقه وسیعی از جنوب عراق و عبور از بصره در حوالی خرمشهر با شعبه دوم رودخانه کارون که از ارتفاعات زاگروس واقع در ایران سرچشمه گرفته، تلاقی نموده، مجموعاً به طرف جنوب شرقی جریان پیدا می‌کند و پس از حدود یکصد کیلومتر و تشکیل جزایر آبادان و مینو از طریق دلتای فاو، وارد خلیج فارس می گردد.

    بدیهی است رودخانه اخیر که از ترکیب دو رودخانه شط العرب و شعبه دوم کارون به وجود آمده دیگر نمی تواند شط‌العرب باشد، بلکه به مناسبت عبور از منطقه "اروندان"، اروندرود نامیده می شود.     

[3] - لشکر92 زرهی که مسئولیت سرزمینی منطقه را به عهده داشته و منطقه سوم نیروی دریایی مستقر در خرمشهر.

[4] - پل نو، پلی است روی نهر عرایض  و در مسیر شلمچه - خرمشهر ، ضمناً  می توان  این پل را دروازه ورودی به خرمشهر دانست.

[5] - داوطلبين غير نظامي كه در آغاز جنگ با اندك آموزشي كه در پادگان‌ها و يا مساجد مي ديدند در غالب گروه‌ها و سازمان‌هاي مختلف رزمي در جبهه‌ها حضور پيدا مي‌كردند.

[6] - این لشکر در آغاز سازماندهی بود و استعداد قابل توجهی در آن زمان نداشت.

1398/3/8 12:13:26 770 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
تویضیحات در موتور جستجو
تصويري از عمليات ثامن الائمه(ع) تاريخ اجرا: پنجم الي ششم مهرماه 1360 انقلاب پيروز شده بود، ارتش در حال خانه تکاني بود، توازن قدرت بر حسب ظاهر در منطقه به نفع عراق برهم خورده بود.
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015