• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

سخنرانی شهید صیاد شیرازی درباره جهاد سازندگی در جنگ


سنگرسازان بی سنگر در کلام سپهبد شهید على صیاد شیرازى

تا آنجایى که خاطرم می آید تولد جهاد به عنوان یک نهاد انقلابى، در اوایل انقلاب بوده است که در تمام زمینه ها آغاز بکار کرد و تلاش و فعالیت خویش را شروع نمود، آن هم تلاش و فعالیتى در حد ایثار. تمام این تلاش ها را به صورت اخبار و اطلاعات می شنیدیم و از آنجایى که به انقلاب اسلامى و پیشرفت آن عشق داشته و داریم، با شنیدن این اخبار خود به خود محبتى از این برادران و ایثارگران در قلب ما واقعاً بوجود آمده بود.

سخنرانی شهید صیاد شیرازی درباره جهاد سازندگی در جنگ،جنگ،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق

تا اینکه ما در عملیات کردستان که در آنجا مسئولیت و ماموریتى داشتیم، من از نزدیک و به خوبى با کار جهاد آشنا شدم. آن هم در بعدى که براى ما خیلى حیاتى بود و آن بود که در کردستان ما مجبور بودیم، براى تامین راه ها و جاده ها و خطوط ارتباطى منطقه پایگاه خوبى داشته باشیم که ضد انقلاب نتواند رزمندگان اسلام را مورد تهدید قرار دهد؛ خصوصا با فرا رسیدن فصل سرما که می بایست هم خود را با جو وفق داده و هم با ضد انقلاب مبارزه کنیم. در این رابطه خود به خود نیاز به کمک داشتیم و امکانات ما در سطح ارتش و در سطح منطقه از نظر کشورى بسیار بسیار محدود بود علاوه بر اینکه امکانات موجود هم به صورت فعال و چشمگیر به کار گرفته نمی شد.
تا اینکه برادران جهاد مراجعه نمودند و حتى قبل از اینکه تصمیم گیرى کرده و کارى کنیم، دیدیم آغاز به کار کردند و من هر وقت یادم می آید واقعا در حد خود نمی بینم که متناسب با تلاش هاى آنها تقدیر و ستایش بکنم. ارزش این حرکت را در این می دانم که موجب شد ما بتوانیم حاکمیت جمهورى اسلامى را با قدرت نمائى رزمى ارتش جمهورى اسلامى و سپاه پاسداران در مقابل ضد انقلاب نشان دهیم.
در هر صورت، من الان لازم نمی بینم که بیش از این صحبت کنم ولى اگر خواهران و برادرانمان در مملکت گذرشان به جاده هاى کردستان افتاد حتماً سرى به محل پایگاه بزنند و ببینند که هر پایگاه به صورت پایگاه مستحکم و بسیار بسیار موثرى براى پاسدارى و حفاظ تکردن شده است. در طول این مدت، یک ویژگى که در برادران جهاد دیده می شد این بود که بسیار خوب در جهت سازندگى حرکت می کردند در حالى که در کنار این حرکت جانشان هم در خطر بود و چه شهداى عزیزى در این راه دادند. در شرایطى که ما مسلح بودیم و از سنگر براى مقابله با دشمن استفاده می کردیم، این برادران به این مسائل توجهى نداشته و هیچ ترس و خوفى در خود احساس نمی کردند، همه جا ظاهر می شدند و تا دهى پاکسازى می شد فوراً براى کار کردن به سوى آنجا می شتافتند. تا از این طریق برکات زیاد جمهورى اسلامى را به آن مردم مستضعفى که مظلوم واقع شده بودند، نشان دهند. این ویژگى را من در آنجا که انشاءالله خدا حفظشان کند، بسیار موثر دیده ام. در عملیات جبهه ها هم که مسئولیت ما به صورت فرمانده نیروى زمینى در آمده، شب و روز با برادران جهاد در ارتباط بودیم. مثلاً می خواهیم در امدادهاى پزشکى عملیات کار کنیم، می بینیم برادران جهاد به صورت پیشتاز و فعال هستند. در قسمت جاده سازى می بینیم که برادران جهاد حضور فعال دارند. در قسمت پل سازى نیز همین طور در پیشروى در دشت چیزى که بسیار لازم است، این است که ما هر کجا را که می گیریم بلافاصله باید خاکریز بزنیم تا از تیر مستقیم دشمن مصون باشیم، و تنها در روحیه برادران جهاد، آن قدرت و جسارت و تحول هست که بتوانند از دستگاه هاى مهندسى استفاده کنند و حتى از شهید شدن و زخمى شدن هم نهراسند و همچنان در کنار رزمندگان اسلام و در خط مقدم جلو رفته و خاکریزها را براى پوشش نیروهاى رزمى به وجود بیاورند. این یک بعد کار بسیار وسیع و مهمى بود که براى ما در پیشرفت کارمان جنبه حیاتى دارد و پروژه هایى را که جهاد در این مدت اجرا کرد کار هر کسى نبود. در عملیات بیت المقدس جاده هایى را که جهاد ایجاد کرد به صورت آثارى از این ایثارگرى می تواند در تمام تاریخ اسلام، چه آینده و چه در گذشته به عنوان الگو تلقى شود و استفاده شود. در عملیات طریق القدس در شمال بستان این جاده و بسیار حیاتى بود براى ما و می توانیم بگوییم کلید موفقیت بود که به وسیله برادران جهاد در مدت بسیار کوتاهى زده شد. در عملیات فتح المبین تلاش جهادگران بسیار سازمان یافته بود و این بار جهاد دست در دست مهندسى ارتش و سپاه به تحولى دست زد که براى عملیات بسیار مؤثر بود. در آنجا هم علاوه بر جاده سازى، خاکریز می زدند و پیشرفت می کردند. پروژه جاده سازى در تنگه زلیجان کوى میشداغ یکى از بهترین کارهاى جهاد محسوب می شود. در این مورد مهندسى می گفت که حدوداً پنج یا شش ماه وقت لازم است تا ما بخواهیم این جاده را درست کنیم؛ ولى بعد از پانزده روز که من رفتم، خودم گیج شدم که این تنگه عوض و جایش جاده زده شده بود. این جاده هم کلید موفقیتى در تنگه رقابیه بود. شروع کار جهاد ضمن اینکه فرمان امام بود، چون هر کسى نمی توانست فرمان امام را پیاده کند، به دست کسانى بود که در سر لوحه مشخصاتشان تقوى و حرکت بر اساس عقیده بود و در این حرکت از جان و مالشان دریغ نکردند. آن هم تقوایى که روز به روز تکامل پیدا می کند. این تقوا به عنوان یک ویژگى اساسى براى پرسنل جهاد، این ایثارگران می تواند سرلوحه همه چیز باشد و همین تقواست که مصونیت از انحراف را باعث می شود و مانع از شکاف و تفرقه بر اساس اختلاف سلیقه ها است و این تقوا است که باعث می شود جهادگران دستخوش سیاستى که غیر سیاست ولایتى امام است، نشوند. ما شاهد بودیم که جهاد اگر خودش مستقلاً کارى را شروع کرد و در آن کار و برنامه توانست پدیده هایى را بوجود بیاورد که نمونه و الگو باشد براى هر سازمانى که بخواهد آن کار را خودش به تنهایى انجام دهد و اگر در کنار سازمانى کار کرده آن سازمان را به حرکت انداخته است. جهاد را باید به عنوان یک پدیده الهى تصور نمود و انشاءا...  روزى برسد که همه احساس جهادى بودن بکنیم. براى رسیدن به چنین حالت ایده آلى، بایستى برنامه ریزى کرد. الحمدا...  جهاد همچنان نقش خودش را در این ترکیب مقدسى که ما داریم، در جبهه ها به نحو بسیار کامل و رو به تکامل حفظ کرده و بنابراین در تمام قسمت ها چه در قسمت خاکریز زدن، چه براى پل سازى، جاده سازى و چه براى امدادگرى مثل سایت سازى که پدیده جدیدى شده براى جهاد و ما را از این نظر مطمئن کرده براى رسیدن
به آن تسهیلاتى که داریم، با سرعت می توانیم آن تسهیلات را به جاى دیگر منتقل بکنیم. اینها همه فعالیت هایى است که جهاد همیشه داشته است.(1) بیان نقش جهاد و تلاش هایى که این ایثارگران واقعى راه خدا در جبهه هاى نبرد انجام داده اند، محتاج وقت زیادى است؛ ولى اگر ما چکیده اى از آن فعالیت ها را بخواهیم و بدانیم؛ می توانیم به تاریخچه جنگ مراجعه کنیم. ما در هر عملیاتى می بینیم که جهاد بر خلاف دیگر ارگان هاى درگیر جنگ، نقشش فقط در طول عملیات نیست، بلکه هم قبل از شروع عملیات و هم در حین و هم بعد از عملیات، به صورت جدى تلاش می کند. حتى دیده شده است که بعضى از مواقع آن فعالیت ها و تلاش هایى که جهاد قبل از عملیات انجام می دهد، علاوه بر اینکه تلاش هاى فشرده و گسترده اى بوده، نقش بسیار حساس هم براى موفقیت آن نبرد داشته که نمونه بارز آن جاده اى بود که جهاد در عملیات طریق القدس در زمین هاى رملى احداث کرد و رزمندگان توانستند از طریق این جاده، دشمن را دور بزنند و از پشت به دشمن حمله و در ظرف چند ساعت، تیپ 26 عراق را که تا بن دندان غرق در اسلحه و امکانات بود؛ با تمام قرارگاه فرماندهیش تسخیر کنند و همین طور در عملیات فتح المبین، جاده هایى که جهاد در قسمت ارتفاعات دالپرى و... احداث کرد، موجب شد که ما نیروهای خودمان را در عمق 60-70 کیلومتری در جناحین دشمن متمرکز کنیم. هم چنین جهاد در اجراى پروژه هاى پیچیده، نقشى بسیار حیاتى در طول نبردها داشته و نقش خود را خوب ایفا کرده و در حین عملیات هم دوش به دوش رزمندگان ما با وسائل سنگین خودشان آمادگى داشته اند که علاوه بر اینکه به فعالیت هاى قبلى خودشان ادامه می دهند، تأسیسات جدیدى را براى رزمندگان ایجاد بکنند؛ مثل زدن خاکریز، پل و پر کردن کانال ها و... و بعد از عملیات هم براى تشکیل مواضع و استحکامات، تلاش جهاد همیشه انجام می شده است. بنابراین ما به طور کلى در هر سه مرحله از عملیات می بینیم که جهاد به وسیله ایثارگران خودش که مشتاق رسیدن به خدا هستند، واقعاً نقش بسیار اساسى داشته است. در عین حال که ما جهادگران را بیشتر در بین رزمندگان می بینیم، می دانیم که اینها قادرند بسیارى از تسهیلات و امکانات را براى رزمندگان به وجود آورند و به خاطر اخلاص و روحیه ایثارگرى که دارند، ما احساس می کنیم با حضور این ایثارگران، انقلاب اسلامى و جبهه هایمان از یک برکت ویژه اى برخوردار می شود. در هر صورت ما اگر بخواهیم در همین حد بسنده کنیم، هرگز نمی توانیم حق مطلب را ادا کنیم و بهتر است که بگذاریم محققین و آن کسانى که می آیند تا این حقایق را به رشته تحریر درآورند؛ چه براى نسل کنونى و چه براى نسل هاى آینده این کار را بکنند. خداوند نیز روز به روز این چهره هاى روحانى را در بین ما بیشتر کند تا آنها را ببینیم و به جهادگران آن توفیق را بدهد که در جبهه ها حضور داشته باشند و همچنان به خدمات صادقانه خویش ادامه دهند.(2)
پیام ما جز تشکر و اعلام محبت قلبى چیز دیگرى نمی تواند باشد. پیام من همان محبتى که خداوند در قلبمان نسبت به جهادگران ایجاد کرده است این محبت به ایثارگرانى که اینقدر موثر هستند براى پیشبرد حرکت رزمى ما. این محبت هر چند با این کلمات قابل بیان نیست، ولى چون صادقانه می گوییم و واقعاً از صمیم قلب تشکر خودمان را ابلاغ می کنیم. این تذکر را هم براى برادران جهادگرمان داریم که همچنان که براى ایثارگرى در راه خدا با هم رقابت می کنند این رقابت هاى فردى به رقابت هاى ارگانیکى تبدیل شده و رقابت مقدس است. براى حفظ این تقدس، فراموش نکنند که اگر می بینند که موفقیت هاى زیادى دارند در کمک هایى که بر دوششان محول می شود و انجام می دهند و در پیروزی ها سهیم می شوند این ها تمامش از جانب خداست.(2)
***
شهدا از درجات مختلفى برخوردارند، که این درجات را خدا می داند و ما انسان ها تنها قادریم به اندازه تحقیق و کاوش خودمان چهره آنان را بشناسیم، ما اگر در چهره یک شهید قبل از شهادتش عمیق شویم، در زنده بودن جسمى او هم می توانیم نور شهادت را از چهره اش تشخیص دهیم و از حالات آنها بهره بگیریم، تا ما نیز بتوانیم چون آنان به تکامل برسیم و با روحى متعالى به سوى خدا برویم، و مساله دیگرى که در رابطه با شهدا موجود است، اینکه آنها هر کدام افتخار این را داشته اند که در نهاد و یا نهادهایى باشند و در آنجا خدمت کنند، و چقدر با شکوه است هنگامى که این نهاد و سازمان جهاد سازندگى باشد.
جهاد سازندگى که اگر تاریخ امروز بخواهد ایثارگری ها و فداکاری هاى او را مطالعه کند، تنها به اندازه اى است که با آن سر و کار داشته و یا در حدى است که توان شنیدن آن را داشته است و بیش از این قادر نیستند و اکنون قدرت تاریخ نویسان آنقدر نیست که بتوانند در مورد انقلاب اسلامى و نهادهاى جوشیده از بطن انقلاب ما، همه چیز را تحلیل کرده و بنویسند و منتشر کنند و این مسئله بر دوش خود نهادها و خصوصاً جهاد سازندگى است که در مورد آن مطالعه کنند و بنویسند تا جهانیان پى به عظمت انقلاب و نهادهاى ما ببرند. اگر کسى بخواهد پى به عظمت انقلاب ما ببرد، مستلزم آن، آگاهى داشتن از مبانى مکتب اسلام است. هم اکنون تاکتیک هایى که رزمندگان ما در صحنه نبرد به کار می برند، تاکتیک هایى است که تنها افراد معتقد به مکتب اسلام می توانند آن را درک کنند، غیر مسلمانان اگر این تاکتیک ها را بدانند و مطالعه نیز بکنند، چون اعتقادى به مبانى ما ندارند، چیزى از آن نمی فهمند و نمی توانند از آن بهره بردارى کنند و برایشان قابل اجرا نیست و همین تاکتیک هایى که ما اکنون در صحنه هاى نبرد به کار می گیریم؛ دشمن با تمام قدرت و امکاناتى که دارد نتوانسته است در برابر آن اقدامى کند. ما همیشه در جلسات خودمان به نقش مهم جهادگران اشاره و سعى می کنیم قدر و منزلت این نهاد انقلابى را بدانیم و به آنها گوشزد کنیم که جدا شدن آنها از ما حتى براى یک لحظه هم ممکن نیست. جهاد در آن زمان و موقعیت حساس کردستان، براى ما دور تا دور این منطقه، سنگر و پایگاه درست می کند. این پایگاه ها به عنوان سندى معتبر تا قرن ها خواهند ماند. من این مسئله را مکرراً خواهم گفت که ما بعد از خداوند در صحنه هاى نبرد، تنها به نیرو و ایثار جهادگران متکى هستیم.
برادران جهادگر ما در حمله طریق القدس، در عرض 15 روز در کنار گوش دشمن، در داخل رمل ها یک جاده 15 کیلومترى زدند، به طورى که دشمن متوجه نشد و رزمندگان ما توانستند شبانه از پشت، دشمن را غافلگیر کنند و تا صبح عملیات، با وجود نیاز مبرمى که به مهمات داشتیم، تنها با پنج گلوله توپ توانستیم بر دشمن پیروز شویم، اینان تأسیسات ما را فراهم کردند. این مسائل ممکن است از دیدگاه ما که معتقد به امدادهاى الهى و بعدهاى معنوى قوى هستیم، درکش آسان تر باشد. جهاد در تأسیسات سازى در دنیا رکوردى عظیم ایجاد کرده است. آمریکائیها با تمام امکاناتى که دارند؛ براى ایجاد یک سایت رادار، شش ماه وقت صرف می کنند، ولى ما عملاً دیدیم که جهادگران، این کار را در زیر آتش گلوله هاى دشمن در عرض یک هفته انجام دادند و در تمام عملیات، خاکریزها و سنگرهایى ایجاد کردند که بیشتر پیروزی هایمان را در عملیات، مدیون این جهادگران هستیم. مسئله مهم تر و بارزى که درجهادگران و رزمندگان ما هست، روحیه شهادت طلبى آنهاست که باید قدر آنها را بدانیم، زیرا همین برکت خون شهید است که ما را در انجام مبارزه تقویت و در اداى مسئولیتمان تشویق و ترغیب می کند. یکى از مسائل مهم در مورد عملیات مسلم بن عقیل، خوب گزارش نشدن این عملیات به ملت مسلمان و مبارز ماست، در حالى که انعکاس آن با تمام تحریفات، در خارج از کشور بیشتر بوده است. عملیاتى که در آن برادر شهید حسین ناجیان، مدیریت مهندسى رزمى را در خطوط مقدم جبهه به عهده داشتند و در همان خطوط نیز به شرف شهادت نایل آمدند. این عملیات یکى از پرشکوه ترین عملیاتى بود که روح معنویت به شکل هماهنگى در تمام رزمندگان و جهادگران در آن جلوه کرد. ما مکرراً برادران را به مسئله »یومنون بالغیب« گوشزد می کنیم و معتقدیم که در ترکیب مقدس جنگى ما در صحنه نبرد، تنها لشکریان انسانى نیستند و دست خداوندى براى یارى ما در کار است و هم اوست که ما را به پیروزى می رساند: »ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمى... «همیشه در صحنه می گویم که این روح معنویت تنها در شب عملیات و حمله به وجود نمی آید، بلکه زمینه قبلى دارد و باید از همان قدم اول که نیت براى حرکت است، ما به توکل خداوند مسلح شویم و او را همواره ناظر و شاهد بر اعمال خودمان بدانیم و براى او خالص شویم و حرکت کنیم و به مبارزه علیه ظلم و ستم و ظالمان ادامه دهیم و براى حرکت خودمان نیز به اصلى که خداوند با لشکریان غیبش همیشه با ما و در کنار ما خواهد بود.(3)
در همین عملیات مسلم بن عقیل، ما یک روز قبل از انجام عملیات در فکر بودیم که آیا این عملیات را شروع کنیم و یا مدتى را صبر کنیم تا زمینه بهترى ایجاد شود. در این رابطه مسئله مهمى بود که چند روز قبل از انجام عملیات تعدادى از برادران گروه تخریب براى باز کردن میادین مین رفته بودند که با دشمن درگیر می شوند و متاسفانه یکى از برادران پس از بازگشت آنان جا می ماند، برادران دیگر می گویند او شهید شده است، ولى ما روى حساب خودمان گفتیم اگر احیاناً شهید نشده باشد ممکن است به هر صورتى که شده از او اقرار بگیرند و از نقشه ما اطلاع پیدا کنند. بنابراین ما عملیاتى که قرار بود در شب عید قربان انجام شود را انجام ندادیم و چند شب بعد حمله را شروع کردیم، که آن عملیات در یک شب شروع و صبح تمام شد. در بین اسرایى که گرفته بودیم یکى از فرماندهان بعثى اقرار کرد که: یکى از سربازان شما که در میادین مین اسیر شده بود، به ما گفت شب عید قربان حمله می کنید، ما نیز در شب عید قربان آماده و هوشیار بودیم، وقتى دیدیم حمله نشد، روز بعد را هم صبر کردیم ولى باز هم حمله نشد. ما هم وقتى دیدیم که روز بعد نیز حمله نشد، اکثر سربازان را به مرخصى فرستادیم.(3)
***
الحمدالله جهاد همچنان نقش خودش را در این ترکیب مقدسى که ما داریم در جبهه ها به نحو بسیار کامل و رو به تکامل حفظ کرده و بنابراین در تمام قسمت ها چه در قسمت خاکریز زدن، چه براى پلسازى، جاده سازى و چه براى امدادگرى مثل سایت سازى که پدیده جدیدى شده براى جهاد که ما را از این نظر خیلى مطمئن کرده است و براى رسیدن به آن تسهیلاتى که داریم با سرعت می توانیم آن تسهیلات را به جاى دیگر منتقل بکنیم. اینها همه فعالیت هایى است که جهاد همیشه داشته، براى بهتر شدن این فعالیت ها، ما همیشه به تمام رزمندگان این توصیه را کردیم و باز هم می کنیم. این توصیه بیشتر متوجه مسئولین منطقه است، از ارتشی ها گرفته از سپاهى گرفته و از جهادگران گرفته و از روحانیتمان گرفته، همه، هر چه که درجه مسئولیت در این منطقه نبرد بالاتر باشد، به این توصیه بیشتر باید توجه بشود، که بایستى هر کدام در حد خودشان مسئولیتشان را براى اتصال و پیوند مقدسى که بین رزمندگان هست بکار ببرند که این مسئولیت باید شناخته بشود و به اجرا در بیاید، به عنوان یک اصل. زیرا که رعایت این اصل موجب این تداومى می شود که خداوند به ما داده و ما را هم در یک صف آهنى قرار داده و این تداومش هم این است که تضمین است براى پیشرفت انقلاب اسلامى در همه سطوح مخصوصا ًدر جهت مبارزه با کفار و ظلم و استکبار جهانى که ما بایستى براى آینده این ترکیب مقدس را درس بدهیم براى سایر مسلمانان.
این است که در این مورد هم برادران جهادگرمان و مسئولین آن این چنین نقشى را دارند. به سادگى نباید از میدان بدر بروند به خاطر اینکه بعضى وقت مشکلاتى براى خودمان فراهم شده، مشکلاتى که دارند، همچنان که ایثارگرانه تلاش و فعالیت می کنند، باید در رفع نارسائی ها نیز خیلى کوشا باشند، که این خیلى بیشتر براى ما می تواند موثر باشد، براى کار بیشتر جهاد و سایر ارگان هایى که نقش دارند در جبهه هاى نبرد.(4)
***
گاهى می گوئیم که فلان چیز پل پیروزى است. حال اگر خود این موضوع، پل(خیبر) باشد، چه باید بگوئیم؟ یقیناً باید تأکیدى درباره ی آن داشته باشیم. پس از عملیات خیبر و بدر که پدیده ى پل خیبر وارد صحنه هاى کارزار شد. متوجه شدیم که این پدیده صرفاً وسیله اى نیست که دو سوى ساحل را به هم وصل می کند، بلکه بسیارى از شگفتی هاى دفاع مقدس را با خود همراه دارد.
از مشخصات فنى پل خیبر، شناور بودن آن است. آن روزها هنوز جاده ى سیدالشهدا احداث نشده بود و براى نیروهاى اسلام، امکان عبور دادن توپخانه و رساندن آن به جاى مناسب نبود و مجبور بودیم از این سوى ساحل تیراندازى کنیم که البته آن هم همیشه امکان نداشت و برد توپخانه نسبت به اهداف ما، بسیار کمتر بود. در نتیجه، رزمندگان ما در جزایر مجنون فاقد پشتیبانى آتش درستى بودند. تنها راهى که وجود داشت، ویژگى دوم این طرح، پل های خیبر، بود این ها را به هم متصل کردیم و ضمن تثبیت و استقرار توپخانه در آنها توانستیم رزمندگان را پشتیبانى کنیم.
در عملیات بدر هم این پل ها را به هم متصل کردیم به طورى که حدود هفت کیلومتر از مسیر را رزمندگان می توانستند حتى با تویوتا رفت و آمد نمایند و در واقع در صورت نبودن این پل در عملیات بدر، قریب به بیست هزار نفر از نیروها دچار مشکل تردد می شدند. به کمک پل خیبر بود که این نیروها به جاى امنى رسیدند و سازماندهى شدند و توانستند در عملیات شرکت کنند.
درباره ی پل بعثت و یا پل هاى دیگر که بصورت متحرک استفاده می کردیم و به آنها "پل خضری" می گفتند، باید بگویم که از خلاقیت هاى ذهنى برادر جهادیمان "پورشریف" بود. مورد دیگرى که یادآورى آن لازم است، اتصال رودخانه بهمنشیر و اروند است.
قبل از عملیات والفجر8، قرار بود عملیات والفجر7 اجرا شود که بنا به دلایلى نشد. بعد از عملیات والفجر8 متوجه شدیم که عدم اجراى والفجر7 از الطاف الهى بوده و شرایط پیش آمده، در واقع زمینه ساز عملیات والفجر8 شد. برادران جهادى در مدت یک هفته توانستند بهمنشیر را به اروند، متصل و مقدمات مهندسى عملیات را آماده کنند. اجراى این طرح ها در شرایط دشوار جغرافیایى و جنگى واقعا دشوار بود. ساخت پل بعثت، محاسبه جزر و مد و مسائل دیگر، مثل لوله گذارى و نحوه ى عمل جهادگران، آن قدر طاقت فرسا بود که فقط با توکل به خدا، امکان ساخت پلى به طول 1100متر و آسفالت یک مترى آن وجود داشت. من در جبهه ها هیچ آیه اى را به اندازه "والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا" تحقق یافته ندیدم. یک طرف اخلاص و کار و از سوى دیگر تحقق هدایت و دستگیرى خداست. البته خداوند این معادله را این طور به هم میزند که درمقابل یک قدم بنده اش، چند برابر قدم برمی دارد، ویژگى دیگر جهاد، مردمى بودن، یعنى از متن مردم بودن آن است. یکى دیگر از خصوصیات جهاد، روحیه ى ولایتى بودن آن است. جهادگر وظیفه اش را در محور ولایت فقیه انجام می دهد و براى رسیدن به اهداف انقلاب تلاش می کند. طبق زمانبندى ساخت سکوهاى پدافند هوایى، زمان ساخت سکوى پرتاب موشک هاگ، 6 ماه پیش بینى شده است ولى از آنجا که در جنگ تحمیلى هیچ کارى طبق قاعده معمول انجام نمی شد، برادران جهادگر قول دادند که در مدت یک ماه، سایت را آماده کنند؛ ولى جالب این است که این کار در مدت یک هفته به اتمام رسید و آتشبار هاگ
آماده شد. کار جالب دیگرى که به خاطر دارم، جاده اى است که در شرایط بسیار استثنایى احداث شد. در عملیات طریق القدس عده اى از برادران جهادگر به ما مراجعه کردند و گفتند که اگر اجازه بدهید از این تپه هاى رملى برایتان جاد ه اى میزنیم. بنده که مسئول آن ناحیه بودم با اینکه حس می کردم این کار عملى نیست و جاده حتى اگر هم احداث شود، پس از یک طوفان شن، محو خواهد شد. وقتى چهره مصمم و با اخلاص آنها را دیدم، نتوانستم اجازه ندهم؛ ولى در دلم از سادگى آنان متعجب بودم.
حدود پانزده روز از این موضوع گذشت و من کلا ساخت این جاده را فراموش کردم. باز همان برادر جهادگر به سراغمان آمد و بى مقدمه گفت که جاده آماده است! گفتم کدام جاده؟ گفتند همان جاده اى که قرار بود از میان تپه هاى رملى عبور کند. با حیرت و تعجب به بازدید جاده رفتم. نماز ظهر و عصر را به شکرانه این موفقیت، روى جاده اقامه کردیم. آن روز دانستیم که چقدر از قافله ى متوکلین عقب هستم. اجراى طرح بسیار استثنایى بود. طرفین جاده را با حصیر پوشانده بودند تا در طوفان هاى شن، جلوى شن هاى روان گرفته شود. روى زمین هم شفته آهک ریخته بودند و بسیارى زحمات دیگر را متحمل شده بودند تا اینکه این جاده که جاده نبود پل پیروزى بود؛ آماده شود.
وجود همین جاده 9 کیلومترى موجب شد که در شب اول عملیات طریق القدس، هجده کیلومتر نفوذ کنیم و پیشروى خودمان را به طرف تنگه چزابه و بستان انجام دهیم، این هم از خصوصیات جهاد است که همیشه امور نشدنى را شدنى کرده است. از مشخصات دیگر این عزیزان این بود که کارشان رنگ و بوى مادى نداشت. من تعلقات دنیوى در آنها ندیده ام. اگر بدون آشنایى با آنها در جایى روبرو می شدى؛ هیچ گاه نمی دانستى ایشان دکترند یا مهندس یا فوق لیسانس. خاکى بودند، خاکى، اما افلاکى!(5)
پى نوشت ها :
1.  مجله جهاد، سال دوم، شماره 34 و 42.  ص 14 و 15
2.  مجله جهاد، سال سوم، شماره 48، ص 11
3.  مجله جهاد، سال دوم، شماره 40، ص 12
4.  مجله جهاد، سال دوم، شماره 42، ص 10 و 11
5.  مصاحبه مرکز حفظ و نشر آثار دفاع مقدس وزارت جهاد با تیمسار صیاد شیرازى، سال 73.

1393/4/18 7010 0
قسمت ارائه دهنده: پایگاه اطلاع رسانی
تویضیحات در موتور جستجو
سنگرسازان بی سنگر در کلام سپهبد شهید على صیاد شیرازى تا آنجایى که خاطرم می آید تولد جهاد به عنوان یک نهاد انقلابى، در اوایل انقلاب بوده است که در تمام زمینه ها آغاز بکار کرد و تلاش و فعالیت خویش را شروع نمود، آن هم تلاش و فعالیتى در حد ایثار. تمام این تلاش ها را به صورت اخبار و اطلاعات می شنیدیم و از آنجایى که به انقلاب اسلامى و پیشرفت آن عشق داشته و داریم، با شنیدن این اخبار خود به خود محبتى از این برادران و ایثارگران در قلب ما واقعاً بوجود آمده بود.
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015