• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

حصرشکنان-13


شهيد فلاحي[1] در نامه­هايش سختي اوضاع در غائله‌ کردستان و منطقه‌ پاوه را چنين توصيف مي­کند: «مهاجمان وارد بخشي از شهر پاوه شده بودند. [آنها] پزشکان و حتي بيماران را سر بريده بودند. سر يک پاسدار را با موزاييک از گردنش جدا کرده بودند و شهر در آستانه‌ سقوط بود.»

آزادسازي پادگان و شهر مهاباد نيز با حضور فعال نیروی زمینی، ژاندارمری و سپاه با پشتیبانی کامل نیروی هوايی و هوانیروز در مورخ 12/6/58 انجام مي­گيرد و رزمندگان اسلام بدون تحمل هیچ‌گونه تلفات و با پشت سرگذاشتن موانع به شهرستان مهاباد وارد و کنترل کامل شهر را به­عهده می‌گیرند

 

جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ

و پادگان مهاباد را آزاد می­سازند. در مجموع، حدود 30 عمليات پاكسازي منطقه، 23 عمليات آزادسازي، 28 عمليات بازگشايي محور و 23 عمليات برقراري تأمين محورهاي آزادشده از سوي رزمندگان اسلام(ارتش و سپاه) براي برقراري امنيت منطقه‌ غرب كشور صورت گرفت.

بروز و وقوع اين حوادث، در وضعيتي بود كه ابتدا، اصلي­ترين علت تن در دادن حكومت بعث عراق به قرارداد الجزاير، رهايي از جنگ و درگيري با احزاب كرد آن كشور بود؛ در ثاني، مدت زمان زيادي از انعقاد و اجرايي نمودن اين قرارداد نگذشته و حداقل طرف عراقي به­طور كامل از مفاد آن مطلع بود و به تعهّدات طرفين اشراف داشت. در همين ارتباط، بند سوّم از اصول اصلي قرارداد الجزاير به روشني به اين مهم پرداخته و اشعار مي‌دارد: «طرفین متعهد مي­شوند که در مرزهاي خود کنترل دقیق و مؤثري به منظور قطع هرگونه رخنه و نفوذ که جنبه‌ خرابکارانه داشته باشد، اعمال کنند.» ولي ما شاهد آن هستيم كه در فاصله‌ زماني كوتاهي از اين واقعه، گروهك­ها و احزاب آنارشيستي ديگري در اين حوزه سربرافراشته و در صحنه‌ سياسي كردستان ظهور یافتند كه عموم آنها داراي گرايشات چپي اما با هر دو قطب سياسي جهان در ارتباط بودند.

اين احزاب و گروهك‌ها كه هويت نظام را نمي‌پسنديدند و تنها به­دليل مشروعيت وسيع نظام جديد، به پذيرش آن تن داده بودند، در نبود قدرت مسلح مركزي كه داراي اقتدار و مشروعيت لازم و كافي براي برقراري تام و تمام حاكميت جديد باشد، زمينه‌ای مناسب براي تحرك و توسعه‌ مخالفت خويش يافته و خيلي زود و با تحريك كشور عراق، گرايش و هويت «نظامي» را به دعاوي و مشخصه‌ سياسي خود افزودند و تهديدات جدي را به­خصوص در حوزه‌ نظامي متوجه دولت انقلابي و نوپاي ايران اسلامي نمودند. تهديدها و ضعف‌هاي اشاره شده، ظرفيت انقلابي وافر هواداران نظام جديد و نيرومندي و قوت مشروعيت انقلاب را در پي داشت. اين قوت، در سطح كشور و در بخش‌هاي مختلف، مشكلات متعدد حكومت انقلاب اسلامي را حل مي‌كرد، اما در مناطقي چون كردستان و در حد كمتر آذربايجان­غربي، خوزستان و گنبد، شرايط ويژه و انقلابي حاكم بر كشور با وضعيت خاص محلي تركيب شده و بحران‌هايي پديد آورد كه اولين فشارها و بحران‌ها و تجربه‌هاي نظام جمهوري اسلامي ايران براي بقا و تثبيت محسوب مي‌گردند.

بروز درگيري­ها در كردستان باعث شد تا در شروع تهاجم حكومت بعث عراق به ايران اسلامي در 31 شهريور ماه 1359، از هشت لشكر و سه تيپ مستقل نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران كه كمتر از پنجاه درصد استعداد سازماني خود را داشتند، حدود چهار لشكر در كردستان درگير جنگ داخلي شده باشند.[2] حمله به پادگان‌های نظامی و کاشت مین در سر راه نیروهای نظامی، ترور و ارعاب افراد بومی و غیر بومی، به آتش کشیدن امکانات دولتی و گرفتن مالیات از مردم، تجاوز به ناموس مردم و... از جمله اقدامات حزب دموکرات و دیگر احزاب وابسته به ضد انقلاب كردي در کردستان بود. جنایات حزب دموکرات و اشرار درکردستان به­حدی وحشتناک و غم‌انگیز بود که امام خمینی(ره) از تاریخ 27/5/58 تا 16/6/58 یعنی طی 20 روز 24 حکم، پیام و سخنرانی مربوط به کردستان داشتند.

در قالب چهارمين يا آخرين موضوع نيز، يادآوري اين مطلب الزامي به‌نظر مي­رسد كه تمامي حركات اين احزاب و گروهك­هايي كه در منطقه‌ غرب كشور به شرارت مشغول بودند، با هماهنگي مستقيم و در راستاي تأمين خواسته­هاي حكومت بعث عراق بودند. به‌عنوان يكي از مهم­ترين سندها و مصاديق آشكار در اين حوزه مي­توان به بمباران هوایي «زندان دولتو» در تاريخ 17 ارديبهشت 1360 كه براساس هماهنگي­هاي انجام شده ميان گروهك دموكرات كردستان و حكومت بعث عراق انجام شده است، اشاره كرد.[3]

به اين ترتيب، حکومت بعث عراق كه خلاف معاهده‌ الجزاير، از اوایل سال 1358 حمایت گسترده‌ خود را از فعالیت گروه‌های سیاسی مخالف جمهوری اسلامی ایران آغاز نمود، اين خواسته‌ خود را در خوزستان و به­خصوص در خرمشهر به­صورتي واضح و مشخص، مشهود ساخت. از جمله گروه‌هایی که از اوایل سال 1358 علیه حکومت مرکزی ایران دست به اقدامات خرابکاری و تبلیغات ضدّ دولتی و براندازی زدند، گروه‌های چپ‌گرای خوزستان بودند که مرکز فعالیت خود را در شهر خرمشهر قرار داده و کنسولگری عراق در خرمشهر با استفاده از همه‌ امکانات خود از گروه‌های ضددولتی پشتیبانی می‌کرد، گرچه از نظر دیپلماسی سعی می‌شد روابط بین دو کشور به­صورت حسنه باقی بماند.

در اوایل خردادماه همان سال، حجت­الاسلام دعایی، سفیر ایران در عراق، اعلام کرد زیارت عتبات عالیات برای مردم ایران آزاد است و روابط ایران و عراق را خوب توصیف کرد؛ اما در جهت مقابل، دولت عراق خارج از قواره‌های دیپلماسی نسبت به حرکت انقلاب اسلامی در ایران و سایر کشورهای مسلمان احساس نگرانی کرد و روحانیون شیعه را در تنگنا و مضیقه گذاشت، به­طوری که شهید آیت‌الله محمدباقر صدر تصمیم گرفته بود از آن کشور خارج شود.

همان­گونه كه اشاره شد، يكي از كانون­هاي مورد توجه ضد انقلاب براي بحران، استان خوزستان بود. در دهم خردادماه 1358 فعالیت گروه‌های مخالف حکومت جمهوری اسلامی ایران در خوزستان شدت گرفت.[4] تظاهرات و اقدامات شدیدی علیه دولت مرکزی از طرف مخالفان ابراز شد و نیروهای امنیتی به مقابله برخاستند و درگیری خونین در خرمشهر اتفاق افتاد و طی آن دو نفر کشته و 76 نفر مجروح شدند. این مخالفان، اعضای کانون خلق عرب بودند كه از طرف عراق حمایت می‌شدند. حادثه‌ی خونین خرمشهر سبب شد تا دولت ایران تعدادی نیروی انتظامی به خرمشهر و آبادان اعزام و امنیت را در آن منطقه برقرار كند، اما دولت عراق رفتار نامناسبی در تقابل با این کار در پیش گرفت و پاسگاه‌های مرزی آن منطقه را با نیروهای نظامی بیشتری تقویت کرد (باقري، عسگري، 91:1388).

انتشار برخی از اخبار نشان می‌دهد عراقی‌ها طرح‌های گسترده‌ای را در این منطقه در نظر داشتند و حتی پیشنهاد همکاری رهبران گروه‌ها را پذیرفتند. چنان که عراقی‌ها بختیار را قبل از تهاجم، به عراق دعوت کردند و در «کودتای نقاب» قول همکاری و پشتیبانی به­ وی دادند. بعدها محمد مشیری، معاون بختیار، در دوره‌ نخست­وزیری وی در پاریس به احسان نراقی می‌گوید: «بختیار مبلغ 40میلیون دلار از صدّام حسین قرض گرفته بود.»

بختیار پس از تجاوز عراق به ایران اعلام کرد برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی آماده است به عراق کمک کند و هفته‌ گذشته در عراق بوده است.[5] انتشار برخی اخبار مبنی بر این که ارتشبد آریانا ارتش آزادی­بخش تشکیل داده و کمیته‌ای در لندن برای اجرای کودتا به­وجود آمده است و بختیار در مصاحبه‌ای با تلویزیون فرانسه اعلام کرد، می‌خواهد یک دولت ایرانی در تبعید تشکیل دهد و با چند کشور اروپایی تماس‌هایی داشته است، بر این بحران می‌افزود (دفتر ادبيات انقلاب اسلامي،1388:20).

تمامی اینها بخشی از یک سناریو بود و قرار بود بختیار در خوزستان مستقر شود و در آذربایجان و کردستان با همکاری قاسملو و حزب دموکرات و همکاری پالیزبان برای تصرف تهران اقدام کنند. پاره‌ای از اخبار نشان می‌دهد عراقی‌ها امیدوار بودند پس از تصرف استان خوزستان با فراخواندن بختیار و سایر گروه‌های ضدّ انقلاب، دولت در تبعید ایجاد کنند.[6] بنی­صدر در همین زمینه در کتاب خاطرات خود درباره‌ حمله‌ نظامی عراق به ایران و نقش بختیار می‌گوید: ««طرح اصلی حمله‌ عراق به ایران این بود که در ضربه اول و حمله اول بخشی از کشور سقوط می‌کرد و حکومت آقای بختیار در این بخش سقوط شده، مستقر می‌شد.» وی اضافه می‌کند: «این طرحی بوده است که عراقی‌ها به بختیار داده‌اند، حال آن که صدّام تجزیه ایران به پنج جمهوری را دنبال می‌کرد. به­نظر می‌رسد بختیار این اطمینان را به­دست آورده بود که برخی از کشورهای اروپایی از این دولت حمایت می‌کنند و بعد از مدتی امریکا نیز حمایت خود را اعلام می‌کند، ولی ناکامی عراق در تصرف خوزستان مانع از اجرای این سناریو شد.» (دروديان، 50:1384)

سازمان مجاهدين، معروف به منافقين نيز در اين حوزه بي­كار نبودند و به­رغم تعامل ظاهري كه در برخورد با مسئولان جمهوري اسلامي از خود نشان مي­دادند، اما در واقع در راستاي براندازي نظام حركت مي­كردند. يكي از مهم­ترين حركت­ها و رفتار شناخته شده‌ آنها، دعوت به اعتصاب عمومي و حاضر نشدن در مدارس، آن­هم در اولين روز مهرماه سال 1359 بود كه خوشبختانه به منصه‌ ظهور نرسيد. گفتني است كه اين گروهك در فاصله‌ زماني كمتر از يك سال، چهره پليد و واقعي خود را نشان دادند و در مسير تحقق اهداف سردمداران بعثي عراق قدم برداشتند و در طول هشت سال دفاع مقدس نيز به اصلي­ترين مهره و ابزار دست صدّام مبدل گرديدند.

 

منبع: حصرشکنان، عسگری، شاداب، 1392، سوره سبز، تهران

 


1. امير سرلشكر شهيد ولي فلاحي، در کشاکش درگيري با گروهک­هاي مسلح، از هجمه‌ انقلابي نماها نيز مصون نماند. اين اتهامات هنگامي به او نسبت داده شد که مشغول سازماندهي نيروي زميني، براي مقابله با نيروهاي مسلح کردستان بود. فلاحي در قسمتي از نامه­اش به هادوي- دادستان وقت انقلاب- در پاسخ به اتهامات چنين نوشت: «تاريخ انقلاب ايران و ملت حق شناس و کبير ايران، درباره‌ سرتيپ ولي فلاحي بعد از او قضاوت خواهد کرد و سرانجام قضاوت نهايي در رستاخيز الهي و با رأي خدا اعلام خواهد شد...» اين هجمه عليه فلاحي با نسبت دادن اتهاماتي چون ضد انقلابي برانداز و... و بيان جملاتي چون «کارنامه‌ سياه و مشکوک تيمسار فلاحي» ادامه پيدا کرد تا اين‌که او قاطعانه در ارديبهشت 1359 پاسخي به مطبوعات داد و با صلابت و پرشکوه نوشت: «با اراده‌ ملت و رهبر انقلاب خدمت را      پذيرفته ام و در اين راه نه از مرگ هراسي دارم و نه از سرزنش­هاي اهل زمان.»

2. وضعيت نهاد تازه تأسيس سپاه پاسداران بهتر از وضعيت ارتش نبود و نيروهاي آنها نيز در كردستان، گنبد، سيستان و بلوچستان و خوزستان در كنار ارتش، نيروهاي مردمي و يگان­هاي انتظامي مشغول دفاع از انقلاب اسلامي بودند.

3. زندان دولتو در منطقه‌ عمومي سردشت و در جنگل­هاي آلواتان، در محلي نزديك به روستاي دولتو، واقع شده بود. در زندان دولتو، زندانيان متشكل از رزمندگان ارتش و سپاه، اكراد غيور انقلابي و مردم كه به دست ضد انقلاب و به­ويژه حزب منحله‌ دمكرات اسير شده بودند، مورد شکنجه‌های قرون وسطایی جسمي و روحی و اعمال غیرانسانی توسّط مزدوران حزب دموکرات و گروه‌هایی همچون منافقین، چریک‌های فدایی خلق و... واقع مي­شدند. وادارکردن زندانیان به بیگاری آن­ هم با آن بدن‌های ضعیف، شکنجه‌ زندانی‌ها در آب رودخانه با دمای 20 درجه زیر صفر، آوردن چوب از جنگل، توهین به مقدسات دینی و فحش‌های ناموسی از جمله اين شكنجه­ها بودند. در اين فاجعه از 200 نفر اسير زندانی، حدود 130 نفر از آنان به شهادت رسیدند و بقیه مجروح و روانه‌ عراق شدند و اسارت آن عدّه ادامه داشت تا این‌که عاقبت به آغوش وطن بازگشتند.

4. شیخ شبیر خاقانی يكي از روحانيون عرب زبان خرمشهر بود كه با تأسيس مرکز مجاهدین عشایر و تأکید افراطی بر هویت و نمادهای عربی در اوایل فروردین ماه 1358 زمينه‌ بحران در استان خوزستان را به­وجود آورد. بازرگان در 29 اسفند 1357 و پس از ملاقات با شیخ شبیر خاقانی، سخنرانی در این شهر انجام داد. همچنين، برای کنترل اوضاع شهر، دریادار مدنی(فرمانده‌ نیروی دريايي دولت موقت) را با حفظ سمت به استانداری خوزستان معرفی کرد. با تشديد اوضاع، گروهی 30 نفره با نام هیئت اعزامی خلق عرب مسلمان ایران با اعضای دولت موقت و آیت­الله طالقانی مذاکراتی کرده و خواسته­های 12گانه‌ی خود را از جمله اعتراف دولت به ­وجود ملیت خلق عرب و درج آن در قانون اساسی کشور بیان داشتند. وضعیت خرمشهر از نیمه‌ دوم اردیبهشت 1358 بحرانی و خطر تجزیه به ­شدت منطقه را تهدید می­کرد.  طرفداران شیخ به شهربانی حمله و آنجا را به اشغال درآورده و خلع سلاح نمودند. برای پایان دادن به اوضاع متشنج شهر ، دولت تصمیم گرفت قاطعیت به­خرج دهد. از این رو اعلام شد که ساختمان­های سیاسی و کانون فرهنگی خلق عرب باید تخلیه شود و تمامی سازمان­ها و گروه­های سیاسی و نظامی هم موظفند سلاح خود را تا 4 خرداد ماه 1358 به فرمانداری تحویل دهند. سازمان سیاسی خلق عرب در اطلاعیه­ای که در 31 اردیبهشت 1358 منتشر شد، با تخلیه‌ ساختمان­های خود مخالفت و اعلام کرد زمانی شرایط خلع سلاح را می­پذیرد که در تمامی ایران خلع سلاح انجام گیرد.

استاندار خوزستان در دیدار با شیخ شبیر خاقانی و جمعی از مقامات محلی آبادان و خرمشهر گفت: «هرکس نغمه‌ تجزیه­طلبی در این استان ساز کند، به­شدت او را سرکوب می‌کنیم.» پس از آن فرماندار خرمشهر اعلام کرد تعدادی از واحدهای پاسداران انقلاب وارد خرمشهر شده­اند و به­زودی تعدادی دیگر نیز وارد خواهند شد. علاوه بر این اعلام شد که ­صد نفر از تكاوران ارتش نیز برای حفظ نظم و مقابله با هر نوع عمل ضد انقلابی به خرمشهر آمده­اند. همچنین، استاندار خوزستان در مصاحبه با روزنامه‌ی آیندگان گفت: «هر نیرویی را که ضد انقلابی بود، درهم می­شکنیم و هیچ حوصله‌ی تلاش­های ضد انقلابی را نخواهیم داشت… خلع سلاح را ما در خوزستان به این صورت عمل می­کنیم که سلاح را از دست آدم­های غیر مسئول در بیاوریم و آن­را فقط در اختیار کسانی که پاسداران انقلاب اسلامی و مؤمن به انقلاب اسلامی هستند، می­گذاریم.» همچنین افزود: «به منظور برقراری آرامش در خرمشهر حدود ­صد نفر از افراد نیروی دریایی به این شهر اعزام شده­اند.»

در روز 9 خرداد 1358 عملیات نظامی سازمان خلق عرب شروع شد و مسجد جامع، فرمانداری، دخانیات، پست و تلگراف، پایگاه دریايی، پاسگاه­های نظامی و انتظامی در خرمشهر و نیز ساختمان شرکت نفت در آبادان مورد حمله قرار گرفت. رویاروی نهایی در تیرماه همان سال رخ داد. در این روز به مناسبت سومین روز شهادت پاسداران اعزامی از خرم­آباد به منطقه، مراسمی در مسجد شهر (مسجد جامع) برگزار شد. در خلال مراسم، نارنجکی به درون مسجد پرتاب شد که تعدادی کشته و مجروح بر جای گذاشت. جمعیت وحشتزده از اوضاع آشفته‌ شهر به خیابان­ها ریختند و تیراندازی نگهبانان مسلح خانه‌ شیخ شبیر به آنها، باعث محاصره‌ منزل وی توسّط مردم شد. تكاوران نيروي دريايي و پاسداران به­شدت درگير شدند. هواپيماهاي جنگنده ی دزفول بر فراز شهر به نشانه ی قدرت دولت مركزي به پرواز درآمدند. سرانجام، نگهبانان منزل شیخ خلع سلاح شدند و ايشان نیز دستگیر و به قم فرستاده شد. فرماندار خرمشهر با ارسال نامه­اي به وزارت كشور از عملكرد خوب و قوي تكاوران نيروي دريايي ارتش در مقابله با غائله‌ خرمشهر قدرداني نمود. شيخ شبير در سی‌ام تیرماه با انتشار اعلامیه­ای هرگونه نژادپرستی و تجزیه­طلبی را محکوم کرد. (http://alahwazian.blogfa.com) 

5. بنی­صدر در جلد دوم کتاب خاطرات خود ( ص790) به­نقل از نشريه‌ «نامه‌ مردم» مورخ 31/02/1359، می‌نویسد: «شاپور بختیار در اواسط اردیبهشت 1359 با صدّام حسین دیدار کرد. خبر این ملاقات از طریق حزب کمونیست عراق در اختیار کیانوری، دبیر اول حزب توده قرار گرفت. بختیار پس از بازگشت از عراق در مصاحبه با نشریه پاری مارچ فرانسوی گفت: «عراقی‌ها خواستار ذره‌ای از خاک ایران نیستند.»

6. ساندی تایمز به نقل از منابع موثق مخالف عراق می‌نویسد: «طرح اصلی عراق در تعرضش به ایران پیش روی سریع نیروهای عراقی و پیوستن آنان به قبایل محلی ایران بود تا آنها دست به قیام بزنند و پس از آن نواحی آزاد شده با عنوان جمهوری آزاد ایران اعلام شود.» (اسناد تجاوز به روايت مطبوعات خارجي، 107:1359)

1398/3/28 11:38:25 455 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
تویضیحات در موتور جستجو
شهيد فلاحي در نامه¬هايش سختي اوضاع در غائله‌ کردستان و منطقه‌ پاوه را چنين توصيف مي¬کند: «مهاجمان وارد بخشي از شهر پاوه شده بودند. [آنها] پزشکان و حتي بيماران را سر بريده بودند. سر يک پاسدار را با موزاييک از گردنش جدا کرده بودند و شهر در آستانه‌ سقوط بود.»
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015