• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

فرماندهان صدام (7)


ارتش عراق همچنین دانشکده ممتازی برای فرماندهانش داشت که با دانشکده نظامی ارتش بریتانیا برابری می کرد. بسیاری از فرماندهان در سطح لشکر نیز افراد برجسته بودند. در عراق، طبیعت فرماندهی نظامی به گونه ای است که تسلیم رهبری سیاسی می شود. وقتی افسران اشاره می کنم، منظورم این نیست که انها افرادی بی عیب و نقص بودند.

ارتش عراق همچنین دانشکده ممتازی برای فرماندهانش داشت که با دانشکده نظامی ارتش بریتانیا برابری می کرد. بسیاری از فرماندهان در سطح لشکر نیز افراد برجسته

حمدانی: یادم می اید درست پس از جنگ 1991م بود که در گفت و گو با قصی به او گفتم: "اگر دایی­تان عدنان خیرالله زنده بود، جنگ کویت اتفاق نمی افتاد." اگرچه اعتراف به این مسئله برای قصی سخت بود ولی با تکان دادن سرش حرف مرا تایید کرد. خیرالله در 5 می 1989م جان خود را از دست داد. در ان زمان، او که با خانواده اش به شمال عراق سفر کرده بود، مجبور شد سفرش را نیمه تمام رها کرده و با یک هواپیمای آلمانی برگردد. اما هواپیمایش در جنوب اربیل دچار سانحه شد و در منطقه ای که اکنون العدنانیه نامیده میشود، سقوط کرد. ارتش و بسیاری از مردم عراق با مرگ او سوگوار شدند. در واقع، دو حادثه مردم عراق را به شدت تکان داد: نخست، زمانی که ملک فیصل در آوریل 1939م درگذشت و دوم، زمانی که ژنرال عدنان خیرالله در می 1989م کشته شد. این دو شخصیت دوست داشتنی از بسیاری جهات شبیه هم بودند.

وودز: در غرب این سوءظن وجود دارد که صدام مرگ عدنان خیرالله دست داشته است. شاهد و مدرکی هم در این زمینه وجود دارد، با این تنها یک شایعه است؟

حمدانی: این شایعه است. صدام علاقه شدیدی به عدنان خیرالله داشت. شاید شک و تردیدهای موجود در مورد دخالت حسین کامل در این حادثه به واقعیت نزدیک تر باشد. صدام عاشق عدنان بود، اما کامل می خواست دایره نفوذش را بر صدام گسترش دهد. بنا به گفته سرتیپ عمر الکبیسی پزشک معالج عدنان خیرالله، حال او یک هفته تا ده روز پیش از مرگش چندان مساعد نبود و می خواست در خانه استراحت کند. ژنرال الکبیسی می گفت: "رفتم وضعیت ژنرال خیرالله را بررسی کنم و مطمئن شوم حالش خوب است. او را درحالی که برروی تخت دراز کشیده بود، معاینه کردم و چون دوست و پزشک معالجش بودم به شوخی به او گفتم که خودش را به بیماری زده و هیچ مشکلی ندارد." فکر می کردم او هم مانند سربازان تظاهر به بیماری میکند. تا مرخصی استعلاجی بگیرد. عدنان با اشاره به عکس صدام که پشت سرش آویزان بود و سر حسین کامل نیز دیده میشد پاسخ داد: "نه، واقعا مریضم" با تعجب پرسیدم: "صدام؟" اوگفت: "نه، کسی که پشت سرش است." یاز پرسیدم: " حسین کامل؟" و عدنان پاسخ داد: "او وزیر دفاع آینده است." اگر این داستان واقعیت داشته باشد، نشان می دهد که حسین کامل با مرگ عدنان مرتبط بوده است.

مورای: درباره حسین کامل صحبت کردید. او که در سال 1995م به اردن گریخته و آن همه اسرار نظامی را برملا کرده بود، چرا به عراق بازگشت؟

حمدانی: همان حماقتی که ابتدا سبب شد به اردن فرار کند، اورا به عراق بازگرداند.

وودز: پیش از این، در مورد برخی افسران تند و خشن از یک سو و برخی افسران حرفه ای صحبت کردیم. افسران دیگری در دوران جنگ ایران وعراق در زمره افسران ارشد حرفه ای شایسته مطرح شدند، بگویید. پس از سال 1988م باز هم بین این دو گروه متفاوت از افسران چالش هایی وجود داشت؟

حمدانی: ارتش عراق تعداد زیادی فرماندهان برجسته در اختیار داشت که در فضای سیاسی حاکم در آن زمان هیچ فرصتی برای عرض اندام نداشتند؛ فرماندهان ممتازی مانند ژنرال سلطان هاشم، ژنرال ایاد فاید الراوی فرمانده پیشین گارد ریاست جمهوری که هردو اکنون در زندان هستند؛ ژنرال ایاد خلیل زکی که اکنون در عمان است و افراد دیگری مانند ژنرال عبدالقادر، ژنرال سالم العلی، ژنرال کعبی و ژنرال عبوسی. ارتش عراق همچنین دانشکده ممتازی برای فرماندهانش داشت که با دانشکده نظامی ارتش بریتانیا برابری می کرد. بسیاری از فرماندهان در سطح لشکر نیز افراد برجسته بودند. در عراق، طبیعت فرماندهی نظامی به گونه ای است که تسلیم رهبری سیاسی می شود. وقتی افسران اشاره می کنم، منظورم این نیست که انها افرادی بی عیب و نقص بودند. هیچ کس کامل نیست، اما فرماندهان ممتازی به شمار می امدند. فرماندهان شایسته دیگری وجود داشتند ولی تا نقظه معینی ارتقا یافته، متوقف شدند؛ فرماندهانی مانند ژنرال حمید فتحی و ژنرال طارق توفیق.

من در محضر اساتید و فرماندهان بزرگی شاگردی کرده ام. اولین کسی که از او چیزهای زیادی آموختم، ژنرال طارق توفیق بود. پس از فراغت از تحصیل در سال 1970م در واحدی نزدیک مرز اردن مستقر شدم. در آن زمان، طارق توفیق فرمانده تیپ8 مکانیزه بود که در واقع قدیمی ترین و بهترین تیپ مکانیزه ارتش عراق به شمار می آمد. این تیپ از تیپ های زیر امر لشکر سوم بود که در آن زمان مرکز آموزش نظامی نیروی زمینی بود. او برایم الگو بود؛ زیرا با سواد، با درک کاربردی بالا و پایبند به اصول اخلاقی بود.

یادم می آید وقتی هنوز ستوان بودم در جلسه ای برای بررسی وضعیت نیروی زمینی برخی کشورها شرکت کرده بودم. در آن جلسه عموماً معتقد بودند که نیروی زمینی بریتانیا از نیروی زمینی آمریکا بهتر است ولی ژنرال توفیق که با این مسئله موافق نبود قاطعانه گفت: "نه، این درست نیست" و در تایید نظرش برایمان توضیح داد زمانی که در دوره­ای آموزشی در آمریکا شرکت کرده چگونه تحت تاثیر انضباط سربازای آمریکایی قرار گرفته است. ولی چون ما در آن زمان عمدتاً پیرو رویکرد نظامی انگلیسی­ها بودیم، آهسته او را "ژنرال طارق توفیق آمریکایی" خطاب می­کردیم.

یک بار هم ژنرال توفیق از واحد زیر امر من که در آن زمان به منطقه­ای رابردی مامور شده بودم، بازدید کرد و متوجه شد کتاب­های نظامی مرتبط با جنگ زرهی و خاطرات سپهبد برنارد مونتگومری (Bernard Montgomert) را مطالعه میکنم. در آن زمان چون خود را برای جنگ با رژیم صهیونیستی آماده می­کردیم، به­طور دائم مشغول بررسی زمان بندی­ها و برنامه­های جنگی و مواردی از این دست بودم. ژنرال توفیق سوال­های زیادی پرسید که به همه پاسخ دادم و چون دید همه پاسخ ها درست است، گفت: "ستوان رعد اگر همین­طور پیش بروی، روزی فرمانده خوبی خواهی شد." سپس آرایش تاکتیکی واحدم را اصلاح کرد و ضرب المثل عربی را به من یادآور شد:"اگر دشمنت مورچه است، تو نخواب و مانند مورچه باش." من همه موفقیت­هایم را مدیون ژنرال توفیق میدانم.

وودز: چه اتفاقی برای ژنرال توفیق افتاد؟

حمدانی: چون فرمانده خوب و لایقی بود، جریان بعثی حاکم در سال 1978 اورا از فرماندهی لشکر 3 زرهی عزل و بازنشسته کرد. در واقع، ارتش اورا از دست داد، زیرا سیاست از بر امور نظامی غالب شده بود.

مورای: حزب بعث بسیاری از افسران ارشدی را که در ارتش­های کشورهای خارجی از جمله انگلستان، آمریکا یا فرانسه آموزش دیده و تجربه کسب کرده بودند، کنار گذاشت. از سال 1970 به بعد، حزب بعث دیگر مایل نبود افسران عراقی را برای آموزش و کسب تجربه بیشتر به ]دانشکده­های نظامی[ فورت لیون­ورث (Fort Leavenworth) یا کمبرلی(Camberley) اعزام کند. ممکن است درباره علت این تصمیم و مشکلات احتمالی ناشی از آن صحبت کنید؟

حمدانی: دو دلیل سیاسی و عملی برای این تصمیم وجود داشت. درسال 1976 رهبر سیاسی کشور می­خواست ارتش عراق از نظر فرهنگ نظامی از انگلیس فاصله بگیرد و به اتحاد شوروی نزدیک شود ولی فرماندهان نظامی موافق نبودند. مشکل نظامیان این بود که صدام به شدت تحت تاثیر رهنامه نظامی شوروی بود و همین امر منجر به تغییراتی بنیادین گردید. ایدئولوژی بعثی در واقع نسخه عربی ایدئولوژی مارکسیستی بود و برهمین اساس صدام فکر می­کرد رهبران سیاسی می­توانند نیروهای نظامی را هدایت کنند.

بزرگترین اشتباه صدام در جنگ 2003 نیز این بود که اجازه داد رهبران سیاسی اداره جنگ را برعهده گیرند. حضور افسران سیاسی در ارتش پدیده­ای برگرفته از ساختار ارتش شوروی بود که صدام آن را در ارتش عراق به کار گرفت. صدام قصد داشت خط مشی­های سیاسی شوروی را بی کم و کاست اجرا کند. اما این طرح­ها همه غلط از آب درآمد و شکست خورد.

منابع آموزشی ما عمدتاً منابع ارتش انگلیس بود که در آنها اطلاعات چندانی در مورد ارتش آمریکا وجود نداشت. پس از جنگ 1991 مطالعه در زمینه عملیات مشترک به شیوه آمریکایی و همچنین اندازه و استعداد ارتش آمریکا و قواعد درگیری­اش را آغاز کردیم و با بررسی دقیق کتابچه­های رهنامه این ارتش دریافتیم که کاملا با رهنامه ما که بر رهنامه انگلیسی­ها و شوروی­ها استوار بود متفاوت است و از طرفی، برخلاف جنگ‌افزارهای آمریکایی که به‌کارگیری آنها در ارتش عراق به علت سطوح بالای فنی که نیاز داشتند دشوار بود، جنگ‌افزارهای ساخت شوروی برای استفاده ارتش ما مناسب­تر بودند، زیرا سربازان ما دانش فنی بالایی نداشتند و از این نظر همانند روستاییان یا کارگران شوروی بودند. باوجود همه این مسائل، وضعیت مارا به‌سختی می­شد با ایدئولوژی شوروی تطبیق داد.

منبع: جنگ ایران و عراق از دیدگاه فرماندهان صدام، عبدالمجید حیدری، 1393، مرزوبوم، تهران

 

1398/3/27 11:27:2 611 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
تویضیحات در موتور جستجو
ارتش عراق همچنین دانشکده ممتازی برای فرماندهانش داشت که با دانشکده نظامی ارتش بریتانیا برابری می کرد. بسیاری از فرماندهان در سطح لشکر نیز افراد برجسته بودند. در عراق، طبیعت فرماندهی نظامی به گونه ای است که تسلیم رهبری سیاسی می شود. وقتی افسران اشاره می کنم، منظورم این نیست که انها افرادی بی عیب و نقص بودند.
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015