• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

افسر مخابرات(3)


فرماندهی و کنترل یکی از عناصر اصلی رزم در میدان نبرد است و موفقیت در این میدان بستگی تام و تمام به عملکرد این عنصر حیاتی دارد. ایجاد یک سامانه فرماندهی و کنترل کارآمد و شایسته نیز وابسته به وجود ارتباط لازم و کافی بین فرماندهی و عناصر اجرایی است که این مهم توسط یگان های مخابراتی جامه عمل می پوشد. معمولاً هیجانات و احساسات ناشی از مشاهده رزم نزدیک رزمندگان با دشمن، سبب می شود تا نقش یگان های پشتیبان رزم که مخابرات از جمله آنهاست، کمتر دیده شود. سرهنگ مخابرات امیر قلی زارع، در این کتاب تلاش کرده است ضمن بیان خاطرات خود، اهمیت و تلاش های یگان های مخابراتی در دوران دفاع مقدس را تشریح نماید.

جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ

دوران طفولیت و کودکی

به هر سو و هر مدرسه‌ای رفتم، به علت نداشتن سواد و مدرک در مدرسه من را قبول نمی‌کردند، در فاصله چند کیلومتری منزل دو تا محل را مشاهده کردم که بچه‌های هم سن و سال من و حتی در یکی از آن‌ها بزرگ‌تر از خودم را دیدم ولی این‌جا نرفتم. به جای دیگر رفتم که بچه‌های هم سن و سال من بودند، در وسط محل زیلو پهن کرده و شاگردان نشسته بودند و مرد مسنی هم با چوب بلندی که در دست داشت به آن‌‌ها درس می‌داد و حتی چیزهایی هم با گچ روی تخته سیاه می‌نوشت، من هم وارد آن‌جا شدم، سلام دادم و اجازه خواستم، معلم از من پرسید چه کار داری؟ گفتم آقا من آمده‌ام درس بخوانم، گفت بنشین و نشستم، پس از چند دقیقه صحبتش برای شاگردان تمام شد و سراغ من آمد. (از من سؤال کرد می‌توانی بخوانی و بنویسی؟ گفتم آقا من اصلاً بلد نیستم و از اول می‌خواهم شروع کنم، این اولین روزی است که پیش شما آمده‌ام. او کتابی از دست یکی از بچه‌ها گرفت و گفت از این کتاب که کتاب اول است بخر، مداد، مداد پاک‌کن هم بخر و فردا صبح بیا تا به تو درس بدهم منتها فردا ساعت 8 این‌جا باشید. و من‌ هم پیش مادرم رفتم و داستان را برایش تعریف کردم و او هم خیلی خوشحال شد (خداوند قرین رحمتش فرماید) .

همان لحظه رفتیم کتاب فروشی و آن وسایل را برایم خرید و فردا صبح هم من را با خودش به مکتب برد و خیلی به معلم در مورد من سفارش کرد و رفت منزل و تا کودک بودم در مورد درس خواندن من دقت می‌کرد، که همه کارهایم را انجام دهم و بارها به مکتب می‌آمد و از من سرکشی و به آقا سید (معلم) سفارشم را می‌کرد. یکی دو سال پیش آقا سید بودم و درس خواندم، یک روز به من گفت برو کتاب فروشی یک عم‌جزء بخر و بیا تا به تو قرآن خواندن یاد بدهم. من‌هم رفتم عم‌جزء را که قبلاً دست بچه‌ها دیده بودم خریدم، چون خواندن و نوشتن را کمی یاد گرفته بودم در منزل مشغول خواندن آن شدم و کلاً صحیح یا غلط آن را خواندم ،ضمناً مدیر کتاب فروشی به من گفت پسر جان اگر می‌خواهی عم‌جزء را خوب یاد بگیری این کتاب که نامش نصاب‌الصبیان است را خوب بخوان تا بتوانی قرآن را هم یاد بگیری، من هم خریدم و هر دو کتاب را پیش معلم بردم و به او نشان دادم و او گفت کار خوبی کردی خریدی و برای یاد گیری آن‌ها دستوراتی داد، و من هم وقتی به منزل رفتم آن کتاب را خواندم، پس از چندین بار خواندن آن‌ها، به خوبی قرآن را می‌توانستم بخوانم و سر کلاس قرآن را درس می‌دادند، من هم چون علاقه به خواندن قرآن داشتم ظرف مدت کمی قرآن را کاملاً و به تنهایی می‌خواندم و کاملاً به خواندن آن آشنا شدم و حتی چند سوره کوچک را حفظ کردم، اکنون حدود 10 سال دارم. روزی از معلم سؤال کردم شما مگر مدرک درس خواندن را نمی‌دهید؟ گفت نه من اصلاً مدرک نمی‌توانم بدهم. گفتم پس من چکار باید بکنم؟ گفت شما باید بروی مدرسه ثبت نام کنی و در آن‌جا درس بخوانی و آخر سال هم به تو مدرک می‌دهند. با این صحبت آقای معلم، یک روز اکثر مدارس ابتدائی کرمانشاه را گشتم ولی هیچ کدام نام من را که هیچ گونه مدرکی نداشتم ثبت نام نکردند. خیلی خیلی از این وضعیت نگران شدم و با خودم گفتم دیگر اسم من را در مدرسه نمی‌نویسند و مدرک هم نمی‌دهند، پس با این اوضاع و احوال هیچ راهی برای مدرسه رفتن نداشتم، زیرا در وضعیتی بودم که نه مدرک داشتم نه راه به مدرسه پیدا کردم. لذا با نا امیدی به مکتب برگشتم و دوباره از آن آقای معلم راهنمایی خواستم که چکار باید بکنم؟ او بعد از کمی تفکر گفت شنیدم مدرسه جدیدی به نام جامعه تعلیمات اسلامی در شرق کرمانشاه‌ در تکیه معاون‌الملک درست شده امکان دارد شما را قبول کند.

 

1398/1/21 11:34:38 316 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
تویضیحات در موتور جستجو
فرماندهی و کنترل یکی از عناصر اصلی رزم در میدان نبرد است و موفقیت در این میدان بستگی تام و تمام به عملکرد این عنصر حیاتی دارد. ایجاد یک سامانه فرماندهی و کنترل کارآمد و شایسته نیز وابسته به وجود ارتباط لازم و کافی بین فرماندهی و عناصر اجرایی است که این مهم توسط یگان های مخابراتی جامه عمل می پوشد. معمولاً هیجانات و احساسات ناشی از مشاهده رزم نزدیک رزمندگان با دشمن، سبب می شود تا نقش یگان های پشتیبان رزم که مخابرات از جمله آنهاست، کمتر دیده شود. سرهنگ مخابرات امیر قلی زارع، در این کتاب تلاش کرده ا
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015