• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)

ضربه سنگین نیروی هوایی بر پیکره ارتش عراق


 

متن سخنان امیر سرتیپ 2 خلبان خلیلی

جنگ 8 ساله ی تحمیلی عراق بر علیه ایران در ساعت 14 سی و یک شهریور ماه سال 1359 با تجاوز هواپیماهای جنگنده ی دشمن به اکثر پایگاه های نیروی هوایی آغاز شد. در آن زمان من ستوان یکم خلبان در پایگاه  تبریز بودم و در هواپیمای اف-5 خدمت می کردم. وقتی که ما در ناباوری شاهد پدیدار شدن هواپیمای سوخو20 نیروی هوایی عراق در آسمان تبریز بودیم، و باز در کمال ناباوری شاهد بودیم...

ضربه سنگین نیروی هوایی بر پیکره ارتش عراق

که این 8فروند جنگنده که به پایگاه تبریز حمله کردند به اضافه ی جنگنده هایی که به پایگاه های دیگر ما به صورت همزمان حمله کرده بودند هر یک بمب هایشان را در پایگاه ما رها کردند. بمب های عراقی ها از سیستمی روسی برخوردار بود و برای اینکه هواپیما در ترکش بمب خودش قرار نگیرد می بایستی این بمب ها با تأخیر نسبت به پرواز هواپیما عمل کنند. سیستم روسی به این صورت بود که این بمب ها توسط چتر فرود می آمدند و از دور مانند چتر باز دیده می شدند اما دقایقی بعد صدای انفجار این ها حاکی از آن بود که این ها چتر باز نبوده اند بلکه بمب هایی بوده اند که عمل کرده اند.

آن چیزی که برای من جالب بوده و در طی دوره های علمی نظامی من را در جهت طی کردن این دوره ها بیشتر علاقمند کرده است، این مطلب است که در ساعت 14 آن روز هیچ کسی آژیر احضار پرسنل را نزد. در آموزش های نیروی هوایی بیش از 48 طرح وجود دارد که می توان از آنها در هنگام تمرین استفاده کرد، اما در آن زمان هیچ کسی درخواست طرح ترمیم باند فرودگاه را نکرد، هیچ کس در خواست مهمات گیری هواپیماها را نکرد، هیچ کس درخواست آماده کردن هواپیماها را نکرد و هیچ کس درخواست تأمین اقدامات حفاظتی را نکرد. در ساعت 14 آن روز هیچ کسی به دنبال ترک آن مکان نبود و حتی به دنبال ناهار هم نمی رفتند. هر شخص بر سر پست خود مستقر شد و آماده به انجام خدمت شدند.

با تلاش افراد ما توانستیم پس از یک ساعت و نیم هواپیماهای مان را برای اولین پرواز و دفاع از آسمان تبریز آماده کنیم. غافلگیر شدیم به این علت که ما در ساعت 14 آن روز حتی یک گلوله هم به سمت آنها شلیک نکردیم و به بیانی دیگر حتی می توانیم بگوییم که غافلگیر نشدیم به این علت که در آن حمله بنا بر اصل حمله غافلگیر کننده آنها می بایستی نیمی یا حتی بیش از این تعداد از هواپیماهای ما را نابود می کردند که نتوانستند. در جنگ اسراییل با مصر، اسراییل این کار را انجام داده بود و در همان اولین حمله بیش از 70 درصد از نیروی هوایی مصر را از بین برد. روزهای آغازین جنگ بود که شهید بزرگوار اردستانی که در مرخصی به سر می برد متوجّه هواپیماهای عراقی که در حال پخش کردن چف در آسمان بودند شده بود. این کار می تواند باعث کور شدن رادار شود. البته مردم به اشتباه در این تصور بودند که این هواپیماها خودی هستند و حتی از روی کنجکاوی آن ها را دنبال می کردند. این شهید بزرگوار که به علت گرفتاری خانوادگی در مرخصی به سر می برد خود را به پایگاه تبریز رساند و این در حالی بود که آن حمله 140 فروندی با درایت شهید فکوری انجام شده بود. شهید اردستانی این سوال را می پرسد که در حال حاضر در چه منطقه ای خطر بیشتر است که شهید فکوری می گوید در پایگاه چهارم دزفول. شهید اردستانی به همراه 3 نفر دیگر هواپیماهایی را در اختیار گرفتند و ابتدا به همدان رفتند و سپس به دزفول رفتند تا از آنجا در مقابل حمله های هوایی و زمینی دشمن دفاع را آغاز کنند. من خاطره هایی را در صدا و سیما دیده ام که دوست دارم مجدداً پخش شود. هفته ی اول جنگ شده بود و خبر شیرین حمله ی نیروی هوایی بود که حمله ی دشمن را دفع کرده است. اما خبر بعدی این بود که عراق تا قبل از کرخه آمده بود و هدف بعدی هم گرفتن پایگاه دزفول و سایت دهلران بود.

شهید اردستانی در دنیا همانند ندارد. او کسی است که بیش از 800 ساعت پرواز دارد و صحبت درباره ی او نیاز به یک کلاس دو ساعته دارد. ایشان کسی بود که در یک روز 12 عملیات انجام داد. ایشان در آن مصاحبه می گوید: که از همسرم عذرخواهی می کنم. شنیده ام که فرزند دوم من را هم وضع حمل کرده اند. اما چون که اسلام و ایران به من احتیاج دارد من نتوانستم به دیدنتان بیایم. از همین جا دستتان را می بوسم و برایتان آرزوی موفقیّت می کنم. از افراد قهرمان دیگر می توان به لشگری اشاره کرد که 4 روز قبل از شروع جنگ به اسارت نیروهای عراقی در آمد و پس از 9 سال زمانی که می خواست با آزاده های دیگر آزاد بشود دوباره او را گرفتند و شکنجه کردند که تو باید بگویی که ایران جنگ را آغاز کرده و تو هم خلبانی هستی که در هنگام حمله به ما اسیر شده است. اما او این کار را نکرد و 9 سال دیگر هم در اسارت باقی ماند. اما بر می گردیم به حمله ی دشمن. نیروی هوایی در صدد بوجود آوردن آمادگی جهت دفاع از مواضع بود نیروی زمینی که تنها یگان آموزش دیده و منظم در آن زمان بود این عملیات هایی که توسط نیروی هوایی و هوانیروز انجام شد را مدیریت و حمایت کرد. ابتدا دشمن را در پشت کرخه متوقّف کرد و در نهایت موضع خود را تثبیت کرد. در این زمان بود که نیروی زمینی با کمک و هماهنگی هایی که با نیروی هوایی و هوانیروز داشت توانست در عملیات های مختلف به پیروزی برسد که در بین این عملیات ها می توان به مهمترین آنها که فتح خرّمشهر و فاو بود اشاره داشت. در این حال ابر قدرت ها به این نتیجه رسیده بودند که نیروی زمینی عراق توان شکست دادن نیروی زمینی را ندارد و بنابراین عراق را به هواپیماهایی مجهّز ساختند که تأسیسات ما را از دورتر مورد هدف قرار دهند. من هم در آن زمان به ابتکار شهید بابایی خلبان هواپیمای اف-14 بودم. ایشان با تدابیر عاقلانه ای که داشت توانست در بین هواپیماهای اف-14 یکپارچگی را ایجاد کند که پایگاه هوایی در شیراز را تعطیل کرد و هواپیماها را به اصفهان منتقل کرد که همه این کار او را عاقلانه قلم داد نمی کردند اما از آنجا که سیستم به ایشان اعتماد داشت ایشان کار خود را نه از طریق مراجع قانونی بلکه به صورت مخفیانه انجام داد. این به آن دلیل بود که در آن زمان هر فعّالیّتی که از طریق قانونی می خواست که انجام شود افشا می شد و نیروهای عراقی از آن با خبر می شدند. ایشان این کار را انجام داد و 4 فروند از هواپیماها را به بوشهر منتقل کرد و زمان نیم ساعته ی آماده شدن اف-14 را از نیم ساعت به 5 دقیقه کاهش داد. حال دیگر ما در بوشهر 4هواپیما داشتیم که می توانستند ظرف مدت کوتاهی آماده شوند و جلوی دشمن را بگیرند. در دی ماه سال 66 من با یکی از ستوان های جدید در حال کار بودیم که او در حال رادارگیری بود و به رادار داشتیم اطّلاع می دادیم که رادار را زدند. در آن زمان شهید اردستانی و ستاری در حال بررسی این موضوع بودند که من به شهید اردستانی گفتم: که لطفاً دست ما را باز بگذارید تا ما قدرت مانور بیشتری را در مقابله با نیروی هوایی عراق داشته باشیم. ایشان به من گفتند: که خلیلی اگر اتّفاقی برایت بیافتد می توانی جواب شهید بابایی را در روز قیامت بدهی؟ که من گفتم: که بله. من این صحبت را جایی مطرح نکرده بودم تا اینکه ایشان در سال 73 به شهادت رسیدند. برای عملیات جدیدی آماده می شدیم که زنگ اخطار به صدا در آمد و ما آماده ی پرواز شدیم. در آن لحظه هم ما موشک فونیکس را در اختیار نداشتیم و به ابتکار نیروی هوایی از موشک های هواپیماهای اف-4 استفاده کردیم. در این عملیات ما با دو فروند هواپیمای عراقی درگیر شدیم. این در حالی بود که زمانی که آنها در برد موشک فونیکس قرار می گرفتند بر می گشتند. اما آنها این کار را نکردند و به راه خود ادامه دادند. با هواپیمای اول درگیر شدیم و توسط موشک راداری آن را مورد هدف قرار دادیم. ولی من می دانستم که این پایان کار نیست و حتماً گروه دیگری هم در راه است. طولی نکشید که 2 فروند دیگر را مشاهده کردیم و در این زمان بود که ما به سمت آنها چرخشی را انجام دادیم و آنها هم به همان سمتی که برای من ایده آل بود گشتند. داشتم خود را برای زدن آنها آماده می کردم که ناگهان یکی از آنها با انجام دادن مانوری خود را در جایی قرار داد که بهترین نقطه برای زدن من بود و در این لحظه بود که من از موشک حرارتی استفاده کردم و آن را توسط موشک های حرارتی که داشتم مورد اثابت قرار دادم و به پایگاه برگشتم. در این زمان بود که گروهی برای مصاحبه آمده بودند و ما هم در حال توضیح دادن بودیم که آژیر خطر دوم به صدا در آمد و ما دوباره آماده ی پرواز شدیم. در آن زمان کشتی ها به صورت کاروانی حرکت می کردند که ما بتوانیم از آنها دفاع کنیم. رادار به ما می گفت که خطری نیست و می توانید در اختیار خود باشید. در این گیر و دار بود که از راه دور، نزدیک به کشتی ها دیدم که چیزی شبیه به مگس ظاهر شد. با خود گفتم: که اگر این هواپیمای عراقی است چرا آن را در رادار نداریم. آنها نقاط کور ما را می دانستند. با خود گفتم: به سمت آن می روم و اگر خودی بود که هیچ اما اگر دشمن باشد آن را مورد هدف قرار می دهم. در همین حال که من در حال رفتن به سمت آن هواپیما بودم و خود را برای شلیک به سمت این هواپیما آماده می کردم کمکم از عقب این فریاد را زد که ما ساندویچ شدیم. این در حالی بود که من موشک را به سمت آن هواپیما شلیک کرده بودم. خلاصه ما مانور را انجام دادیم و متوجّه اصابت یا عدم اصابت موشک نشدم. رادار باورش نمی شد اما بعد از آنکه رادار توانست آن موقعیّت را برای ما پیدا کند ما را به سمت آن منطقه راهنمایی کرد و ما توانستیم ببینیم که هواپیمای دشمن مورد اصابت موشک ما قرار گرفته است.

1391/8/27 1456 0
قسمت ارائه دهنده: پایگاه اطلاع رسانی
برای عضویت درکانال سایت هیئت معارف جنگ شهید صیاد شیرازی اینجا کلیک کنید
تویضیحات در موتور جستجو
ضربه سنگین نیروی هوایی بر پیکره ارتش عراق
برچسب ها
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015