• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

پیشگامان صنعت رادار در ایران-22


من تقریباً به جواب رسیدم و عیب را می‌دانم. از من نخواهید که دستگاه را به حالت اول برگردانم. من تا دو ماه دیگر اتمام پروژه را با موفقیت اعلام می‌کنم. پس از گریه‌های من، امیر بدون توجه به نظرات و گفته‌های معاونین و متفکرین دستور دادند بروید و به کارتان ادامه دهید. آن روز روز نجات و ثمره دادن زحمات من بود. خوشحال شدم و با اراده محکم‌تر به کار مشغول شدم و تصمیم گرفتم مشاوره و تحقیقات مجددی در تهران انجام دهم. 

 وقتی چنین دیدم رو به قبله در کف برج روی روغن‌ها سجده کردم و خدا را فریاد زدم، از ته قلبم و با تمام جودم خدا را شکر کردم. منت و رحمت خداوند متعال بر من جاری بود. اشک‌هایم جاری شده بود. در همین موقع، آیفون رادار در برج به صدا در‌آمد. گفتند کی اون بالاست؟ گفتم فقط من هستم، غفاری مگر چه شده؟ گفتند با رادار چکار کردید؟ همه چیز عالیست، اکوها تغییر پیدا کرده و به تعداد آنها اضافه شده است.

دفاع مقدس، جنگ تحمیلی، معارف جنگ، شهید صیاد شیرازی، شهدای جنگ تحمیلی، امام خامنه ای

من پس از بررسی پارامترهای فنی لامپ جدید و مقایسه آن با لامپ قدیمی LC35 به این نتیجه رسیدم که با جایگزین کردن تعدادی از قطعات می‌توان این پروژه را انجام داد، ولیکن کار آسانی نیست، چون کار بر روی فرستده با ولتاژ 120 کیلوولت بسیار خطرناک بود و با یک غفلت کوچک، امکان از دست دادن زندگی بود و از طرفی، در سال 1375 هنوز کسی در سطح نیروی هوایی ساخت و سازی انجام نداده بود، علاوه بر اینکه لامپ فینال آمپلی فایر بسیار گران و بالغ بر میلیون‌ها تومان بود. با وجود خطر و قیمت قطعه، من می‌ترسیدم، نه از جانم بلکه از قیمت لامپ که ممکن است از بین برود و دادگاهی شوم و یا خطرات پیش بینی نشده ایجاد گردد. با این وضع، آمادگی خود را جهت اجرای پروژه اعلام کردم، به شرطی که کسی مسئولیت آن را بپذیرد و این مسئله را با امیر د‌ر میان گذاشتم.

امیر بزرگوار با شنیدن عرائض من و نگرانی‌هایم گفتند به خدا توکل کن و مواظب خودت باش. چند برگه سفید امضا کردند و به من دادند و فرمودند کار را شروع کنید و هر اتفاقی  افتاد در این کاغذ بنویسید که من دستور دادم. از نحوه برخورد امیر و پشتیبانی و حمایت ایشان به این صورت پشت گرم و امیدوار شدم و کار را با دلگرمی آغاز کردم. وقتی رَک‌های بزرگ و ا‌نباشته از قطعات آمریکایی را یکی پس از دیگری از مدار خارج می‌نمودم، هر بیننده‌ای هم افتخار می‌کرد و اگر مسئول بود می‌ترسید که آیا اگر پروژه جواب نداد، دوباره می‌توان این همه رک و کابل و سیم‌کشی را به حالت اولیه در‌آورد یا خیر.

روزی امیر غلامی به اتفاق جناب سرهنگ تاجیک که در مقام فرماندهی حفاظت اطلاعات نیروی هوایی بودند، از روند پیشرفت کار پروژه بازدید می‌کردند،که جناب سرهنگ در حضور امیر غلامی ضمن قدر‌دانی و تمجید فرمودند: شما اگر بدانید چه کاری می‌کنید و دست به چه کاری زدید، شب‌ها هم نمی‌خوابید و به کار ادامه می‌دهید.

در شروع کار، از همکارانم هشت نفر به من پیوستند و چون کار به طول انجامید (حدود یک سال و نیم) و بارها در تست گرم جواب نداد، دوستانم بنا به مصلحت خودشان یکی یکی از پروژه و من جدا شدند و من تنها ماندم. گاهی اوقات با خواهش و تمنا از همکارانم که عهده‌دار شیفت آن روز یا آن شب بودند، استفاده می‌کردم.

یادم هست پروژه در 14ماه کار در قسمت گرم جواب نداد. امیر دستور فرمودند به تهران بروم. جلسه‌ای در تهران تشکیل شده بود و در آن جلسه، مغزهای متفکر و اندیشمند و معاونت‌های پدافند هوایی شرکت داشتند و همه یک صدا مخالف ادامه کار بودند و عقیده داشتند این کار امکان‌پذیر نیست و بنا به گفته شهید امیر عدالت‌نژاد آمریکایی‌ها هم نتوانستند و ما هم نمی‌توانیم.  بعضی‌ها تئوری مچینگ مدارات را مطرح می‌کردند. بعضی‌ها حتی اعلام می‌کردند که سیستم منفجر خواهد شد. خلاصه همه در جلسه به نوعی مخالف بودند، ولی امیر سکوت کرده بودند. من بر خلاف باور شرکت‌کنندگان در جلسه فکر می‌کردم و با اشراف کاری که داشتم، 90درصد به جواب رسیده بودم. تمام مدارات جانبی طراحی شده جدید کار می‌کرد‌ند و با پارامترهای فنی لامپ جدید همخوانی کامل داشتند. نمی‌خواهم به بحث فنی بپردازم، ولی مسئله خیلی پیچیده بود. علت جواب ندادن سیستم (کار نکردن) puls-trans former)(FPS-100 و عدم تولید 120 کیلوولت مناسب برای لامپ بود. ناگفته نماند وقتی به سیستم با دستگاه وریک ولتاژ داده می‌شد، تا 60هزارولت را تحمل می‌کرد و بالای 60 هزار ولت جرقه می‌زد و خاموش می‌شد. این مسئله برا‌ی من بسیار امیدوار‌کننده بود و نشانگر این بود که تمام مدارات جانبی، از جمله مدارات حفاظتی و زنجیره حفاظتی فرستنده رادار به نحو عالی کار می‌کنند. توضیح اینکه وریک دستگاهی است که ولتاژ را به مقدار دلخواه نفر استفاده‌کننده به صورت آرام و به مرور به سیستم اعمال می‌کند. می‌توان با وریک از 1ولت تا 220ولت به سیستم ولتاژ داد.

اجازه بدهید به جلسه برگردم. من باور داشتم که جواب خواهم گرفت و البته باور علمی به دلیل همین باور بود و خیلی سعی کردم نظر جلسه را عوض کنم، ولی نشد. امیر همچنان در سکوت بودند. من یک لحظه فکر کردم که مبادا امیر نیز نظر جلسه را تأیید کنند. از طرفی هم می‌دانستم که اگر امیر چنین نظری داشتند، اینقدر سکوت نمی‌کردند. با خودم می‌گفتم امیر با من است. بعد از جلسه به خاطر کشورم، به خاطر آبروی امیر و به خاطر زحمات شبانه‌روزی و به خاطر پدافند هوایی با صدای بلند شروع کردم به گریه کردن و التماس به امیر که تیمسار خواهش می‌کنم آبروی مرا حفظ نمایید و به نظر جلسه توجه نفرمایید.

من تقریباً به جواب رسیدم و عیب را می‌دانم. از من نخواهید که دستگاه را به حالت اول برگردانم. من تا دو ماه دیگر اتمام پروژه را با موفقیت اعلام می‌کنم. پس از گریه‌های من، امیر بدون توجه به نظرات و گفته‌های معاونین و متفکرین دستور دادند بروید و به کارتان ادامه دهید. آن روز روز نجات و ثمره دادن زحمات من بود. خوشحال شدم و با اراده محکم‌تر به کار مشغول شدم و تصمیم گرفتم مشاوره و تحقیقات مجددی در تهران انجام دهم.

ابتدا لازم است نکته‌ای را عرض کنم. وقتی در بندر عباس بودم و دستگاه جواب نمی‌داد و همکاران از پیش من رفته بودند  و من تنها بودم، خیلی سختی‌ها کشیده بودم، هم روحی و هم جسمی و از نظر مالی هم خیلی ضرر کرده بودم. مغازه‌ای که در بندر عباس داشتم واگذار کرده بودم و فقط و فقط به پروژه می‌اندیشیدم. شب و روز وقتی فکر می‌کردم مبادا سیستم جواب ندهد، دیوانه می‌شدم و به حسی رسیده بودم و به خدا می‌گفتم خدایا من حاضرم خودم در ایل تانک به جای پالس ترانسفورمر قرار بگیرم و در آنجا بمیرم، برای اینکه دستگاه جواب دهد. در خلوت خود، زیاد به خدا التماس می‌کردم و کمک می‌خواستم. وقتی به عیب واقف شدم، جهت رفع عیب به دانشگاه شریف نزد دکتر ساداتی رفتم و مسئله را با وی در میان گذاشتم، که جهت کار منظم و نوسان پالس ترانس، می‌خواهم 12ولت را از میان ده هزار ولت عبور دهم، به طوری که بهم جرقه (ARK) نزنند. باید بگویم دکتر ساداتی کسی بود که می‌گفتند ایشان با ناسا همکاری دارد و من خیلی به ایشان امیدوار بودم، ولیکن د‌ر جواب من گفتند چنین کاری د‌ر دنیا انجام نشده. من نقشه آمریکایی را جلو ایشان گذاشتم. پس از مشاهده و بررسی زیاد از من عذرخواهی کردند و گفتند من نمی‌توانم کمکتان کنم. تصمیم گرفتم از پالس ترانس FPS-100 صرف نظرکنم و به جای آن از PulsTransformer رادارGPS-11 استفاده کنم. برای تکمیل اطلاعات خود و مشاوره با پرسنل قدیمی و کلیدی رادار ‌GPS-11 بهترین شخص را جناب سرهنگ غلامرضا اینانلو می‌دانستم. پیش ایشان رفتم و عرض کردم که می‌خواهم از پالس ترانس GPS-11 استفاده کنم.

ایشان که بسیار مسلط بودند، پذیرفتند و با تقدیر و قدردانی از من و توضیح مسائل فنی، توصیه فرمودند که هنگام استفاده از این پالس ترانس، حتماً از قطعه سچریبل ریکتور saturable reactor استفاده نمایم، تا ترانسفورمر در محدوده نرمال و خطی کار کند. لذا درخواست‌های خود را خدمت امیر غلامی بردم و ایشان دستور دادند هم پول خرید قطعات و هم قطعات درخواستی در اختیار من قرار گیرد. من به بندرعباس مراجعه نمودم و با توکل بر خدا شروع به کار نمودم. یک ماه و نیم از قولی که به امیر داده بودم گذشته بود.

 شبی ساعت دو و نیم دستگاه را بدون وریک روشن کردم و خروجی آن را به مصرف‌کننده (Damy Load) دادم. رادار با 2مگاوات پاور ایستاد و کار کرد. زانوهایم می‌لرزید. در برج رادار تنها بودم.  بدون اجازه از MCC و عملیات مبادرت به تعویض کانال رادار کردم و انرژی کانال جدید را از طریق آنتن به فضا فرستادم. جان تن و قلبم می‌لرزید. به SCOP (نشان‌دهنده) هواپیما نگاه کردم. دیدم تصویر هواپیمای عبوری بسیار قوی‌تر و شفاف‌تر از رادار قدیمی است.

 وقتی چنین دیدم رو به قبله در کف برج روی روغن‌ها سجده کردم و خدا را فریاد زدم، از ته قلبم و با تمام جودم خدا را شکر کردم. منت و رحمت خداوند متعال بر من جاری بود. اشک‌هایم جاری شده بود. در همین موقع، آیفون رادار در برج به صدا در‌آمد. گفتند کی اون بالاست؟ گفتم فقط من هستم، غفاری مگر چه شده؟ گفتند با رادار چکار کردید؟ همه چیز عالیست، اکوها تغییر پیدا کرده و به تعداد آنها اضافه شده است.

گفتم بله الآن چانل جدید در مدار است. حدوداً ساعت 3 نیمه شب بود، به منزل امیر زنگ زدم، چون خودشان فرموده بودند هر ساعتی که دستگاه جواب داد، به من اطلاع بده. این یک دستور بود و من هم اطاعت امر کردم. امیر گوشی را برداشتند و من با ذوق وصف‌ناپذیر و چشمان پر از اشک و با وجودی پر از هیجان همه چیز را به امیر عرض کردم و خواهش کردم که با عملیات تماس بگیرند و وضعیت را از آنها سوال نمایند. هنوز صدای امیر در ذهنم هست که در آن موقع فقط و فقط خدا را شکر می‌کردند. مدام تکرار می‌کردند: خدا را شکر، خدا را شکر.

 

منبع: پیشگامان صنعت رادار در ایران، غلامی، براتعلی، 1397، ایران سبز، تهران

1398/7/17 11:38:46 85 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
تویضیحات در موتور جستجو
من تقریباً به جواب رسیدم و عیب را می‌دانم. از من نخواهید که دستگاه را به حالت اول برگردانم. من تا دو ماه دیگر اتمام پروژه را با موفقیت اعلام می‌کنم. پس از گریه‌های من، امیر بدون توجه به نظرات و گفته‌های معاونین و متفکرین دستور دادند بروید و به کارتان ادامه دهید. آن روز روز نجات و ثمره دادن زحمات من بود. خوشحال شدم و با اراده محکم‌تر به کار مشغول شدم و تصمیم گرفتم مشاوره و تحقیقات مجددی در تهران انجام دهم.   وقتی چنین دیدم رو به قبله در کف برج روی روغن‌ها سجده کردم و خدا را فریاد زدم، از ته قلبم
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015