• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

مردان آسمان (34)


سرگرد یحیی جان­محمدی(قسمت پنجم)

پانزدهم مهر 1359 طبق روزهای قبلی نام من نیز در لیست ماموریت های روزانه قرار گرفت. بر اساس برنامه ریزی صورت گرفته، یک دسته چهار فروندی باید تاسیسات نفتی العماره را بمبارن می­کرد. من در این دسته پروازی به عنوان لیدر، رهبری سایر خلبانان را به عهده داشتم.

جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ

صبح اول وقت در گردان پرواز برنامه­های مربوط را با سایر خلبانان هماهنگ کردیم. بعد از توجیه برنامه پروازی و خداحافظی با سایر همکاران، سوار بر ماشین شده و به سمت آشیانه­ها رهسپار شدیم. در داخل آشیانه­ها چهار فروند جنگنده اف-5 هر کدام مجهز به چهار بمب و دو موشک هوا به هوا آماده پرواز بودند. بررسی­های اولیه را انجام دادم و پس از استارت و روشن شدن موتورها به سرعت به طرف ابتدای باند پرواز رفتم. سایر جنگنده ها نیز در ابتدای باند پرواز قرار گرفتند و سپس با دستور من، بلند شدیم.

در ارتفاع پایین پرواز می­کردیم تا به وسیله رادارهای عراق شناسایی نشویم و البته از شر موشک­های ضد هوایی برد متوسط و بلند دشمن نیز در امان بمانیم. این روش بسیار خطرناک بود چون هر لحظه کوچکترین تلاطم در هوا یا در فرامین باعث برخورد با زمین و نابودی هواپیما و خلبان می­شد.

از فراز مناطق بیابانی در مرز گذشته و در نزدیکی هدف با علامت مخصوص به سایر خلبانان، آمادگی­های قبل از بمباران را یادآور شدم. به عنوان اولین فروند بر روی تاسیسات نفتی با مهارت های قبلی که آموخته بودم، تمام بمب­ها را رها کردم و پس از گردش به شرق سمت ایران را در پیش گرفتم. لحظه ای در آینه هواپیما به پشت سرم نگاه کردم و زبانه های آتش ناشی از بمباران تاسیسات نفتی را دیدم. پشت بیسیم سایر خلبانان دسته را صدا زده و از سلامت آنها مطمئن شدم.

در مسیر بازگشت از روی سوسنگرد عبور کردیم. در این منطقه درگیری بین نیروهای خودی و دشمن شدت داشت. بعد از عبور از روی سوسنگرد، در حال بررسی موقعیت دسته پروازی بودم که ناگهان مورد اصابت گلوله های پدافند ضد هوایی دشمن قرار گرفتم و هواپیما دچار تکان­های شدیدی شد. تمام چراغ ها و بوق های اخطار روشن شده و پیام خوروج فوری را می­داد.

بلافاصله با پایگاه تماس گرفتم و اوضاع را به آنها اطلاع دادم. دستور دادند در صورت بحرانی بودن وضعیت بیرون

بپرم. در جواب گفتم تا جایی که امکان دارد هواپیما را هدایت می­کنم تا آن را در پایگاه فرود بیاورم. تمام سعی و تلاش خود را به کار گرفتم تا بتوانم هواپیما را تا پایگاه هدایت کنم. در پنج کیلومتری دزفول، فرامین هواپیما به صورت کامل قفل شد و هواپیما به سمت زمین شیرجه زد. درنگ جایز نبود و چون در ارتفاع پایین پرواز می­کردم، زمان کمی برای زنده ماندن در اختیار داشتم. در آخرین لحظات در ارتفاع ده متری از زمین ضامن صندلی را کشیدم و دیگر چیزی متوجه نشدم.

چند ثانیه­ای بیهوش بودم تا این که با احساس درد شدیدی در ناحیه کمر، حواس خود را بازیافتم. در اثر پرش که با سرعت و ایجاد فشار بالایی صورت گرفت، مهره های کمرم دچار آسیب جدی شده بود. چون در ارتفاع پایین از هواپیما بیرون پریدم، زمان فرود با چتر کوتاه بود و به دلیل درد شدید در بدن امکان کنترل چتر برایم بسیار دشوار شده بود. در آنجا چند هدف را به صورت سیبل های بزرگ جهت تمرین تیراندازی و بمباران جنگنده ها قرار داده بودند که از بخت بد هنگام فرود با یکی از آنها برخورد کردم و محکم به تخته سنگ بزرگی در کنار آن کوبیده شدم. درد بدنم تشدید شد. در حالی که روی زمین افتاده و از درد به خودم می­پیچیدم، ناگهان خود را در احاطه مردم محلی دیدم. آنها با دیدن صحنه فرود من به خیال این که عراقی هستم جهت دستگیری ام به سمت من دویده و حالا در اطرافم قرار داشتند. یکی از آنها با صدای بلند گفت:

این خلبان عراقیه، باید دستگیرش کنیم.

دیگری می­گفت:

نه باید اول کتکش بزنیم.

فرد دیگری هم پی در پی فریاد می­زد:

این ها همان هایی هستند که بر سر خانواده های ما بمب می­ریزند و زن و بچه های بی­گناه را می­کشند. باید همینجا اعدامش کنیم.

منبع: مردان آسمان،محسن شیرمحمد، 1391، آفرینه، قم-تهران

 

1398/1/24 11:53:33 515 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
تویضیحات در موتور جستجو
سرگرد یحیی جان‌محمدی(قسمت پنجم) پانزدهم مهر 1359 طبق روزهای قبلی نام من نیز در لیست ماموریت های روزانه قرار گرفت. بر اساس برنامه ریزی صورت گرفته، یک دسته چهار فروندی باید تاسیسات نفتی العماره را بمبارن می¬کرد. من در این دسته پروازی به عنوان لیدر، رهبری سایر خلبانان را به عهده داشتم.
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015