• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

خاطرات سربازیم(17 و پایانی)


خاطره‌اي از عمليات محرم

 

اين حقه عراقي‌ها، تجربه‌اي شده بود براي ما در عمليات بعدي يعني عمليات محرم، با اتمام مرحله اول عمليات محرم بود كه پشت رودخانه چم‌سري ميان تپه‌ها و ارتفاعات موازي جاده، در شرايط مشابهي زمين‌گير شده و منتظر مرحله دوم عمليات بوديم. عراقي‌ها با خمپاره‌ها آن هم از نوع 60، شروع كردند به كوبيدن وجب به وجب جايي كه مستقر بوديم. من و دلاور شهيد سرباز سيروس فرخ‌كيش كه در مرحله دوم عمليات محرم در پاسگاه زبيدات در مقابله با تانك‌هاي دشمن شهيد شد، داخل يك جان‌پناه بوديم، وقتي جايمان را تغيير مي‌داديم، جاي گلوله‌ها همراه با تغيير جاي ما عوض مي‌شد. بقيه بچه‌ها داد و فرياد مي‌كردند و قسم و آيه مي‌دادند كه سمت آن‌ها نرويم!

جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ

من آن روز به شوخي به سيروس گفتم: سيروس جان، قطب نما همراهت هست؟ او فكر كرد من چاره و تدبيري انديشيدم، گفت: نه، ندارم. مي‌خواهي چه كار؟ گفتم: هيچي برادر، فكر كردم تو گرا مي‌دي و عراقي‌ها جاي من و تو را مي‌زنند! آن روز عمليات فتح‌المبين را به ياد آوردم، با دستور جناب سروان دقيق احمدي، اول چند گلوله آرپي‌جي شليك كرديم و بعد با حركت يك گروه به سمت جلو، وانمود كرديم كه جاي شليك خمپاره‌ها را پيدا كرديم و قصد تصرف آن را داريم كه شرّ خمپاره‌ها خيلي زود از سر ما كنده شد.

 

ادامه خاطرات عمليات فتح‌المبين

در عمليات فتح‌المبين بعد از زدن خاكريز روي جاده آسفالته، فردوس ديگر پيدايش نشد و آمار و خبري از او به دست نيامد. فردوس آب شد و در زمين فرو رفت. حتي بعد از اتمام عمليات نزديك به دو ماه، تمام آن‌جايي كه براي آخرين بار او را ديدم، مثل عين خوش و دور و اطراف تپه‌هاي 202 را زير و رو كرديم كه شايد اثري از فردوس پيدا كنيم، اما نتوانستيم. با فرا رسيدن شب، من و نادر و مرتضي براي پوشش از سرماي شب، يك پتو سبز رنگ عراقي را روي‌مان انداخته بوديم. همين‌كه پلك‌ها روي هم مي‌رفت، خوابمان مي‌برد، در حالي‌كه گوش به زنگ بوديم، من هر چند دقيقه يكبار از جايم بلند مي‌شدم، جلو خاكريز را نگاه مي‌كردم و يا از سنگر بيرون مي‌آمدم و پيش بچه‌هايي كه بيدار پشت خاكريز نشسته بودند، مي‌رفتم و دوباره برمي‌گشتم جاي خودم پيش مرتضي و نادر الهياري كه خيلي خسته بودند و خوابشان مي‌برد. آن‌ها از من مي‌خواستند كمي بخوابم و يا چرتي بزنم، من در چرت و بيداري و ترس از اين‌كه به ما حمله شود يا غافلگير شويم، صدايشان مي‌زدم: مرتضي، نادر، بيداريد؟ نخوابيد، با هم حرف بزنيد، همين‌كه صدايشان قطع مي‌شد، من دوباره حرفم را تكرار مي‌كردم با هم حرف بزنيد. تا اين‌كه بعد از دو شبانه‌روز خواب مرا چنان ربوده بود كه بعد از دو ساعت با روشن شدن هوا، چشمانم را باز كردم. چند ثانيه‌اي نمي‌دانستم در چه زمان و مكاني هستم، احساس مي‌كردم در حال بيرون آمدن از حالت بي‌هوشي و ورود به هوشياري هستم، وقتي بيدار شدم نادر و مرتضي كنارم نبودند، فقط صداي آن‌ها را مي‌شنيدم كه بيرون از سنگر پاي خاكريز نشسته بودند و با هم حرف مي‌زدند تا من داخل سنگر راحت استراحت كنم.

روز چهارم، دشمن از پس گرفتن مواضع از دست رفته‌اش نااميد شده بود و از فشار دشمن بر روي ما به خاطر شكست در محور شوش – فكه كاسته شد. اندك نيروهاي مانده در پشت خاكريز بعد از سه روز نبرد سخت و بي امان، خسته و كوفته و بي‌خواب زير گلوله‌هاي توپ و خمپاره، هنوز انتظار رسيدن نيروي كمكي را داشتيم. كمكي كه فرمانده تيپ جناب سرهنگ بيرانوند از روز قبل در جنگ تن به تن با دشمن قولش را به فرمانده ما جناب سرگرد نقدي داده بود، «مقاومت كنيد، نيروي كمكي در راه است».

اگر چه نيروي كمكي‌اي در كار نبود، ولي بعد از شهيد شدن فرمانده گردان‌مان جناب سرگرد نقدي، فرمانده تيپ 84 به اتفاق فرماندهان سپاه و بسيج، به ديدن نيروهاي پشت خاكريز آمدند. حضور فرماندهان در خط مقدم، ما را خيلي خوشحال كرد. آن‌ها با همه ما دست دادند و روبوسي كردند. ما از ديدن فرمانده تيپ خودمان جناب سرهنگ بيرانوند در خط مقدم خيلي خوشحال شديم. آن روز سر و وضع من و مرتضي نظري خاكي و پيراهن من خوني و سر زانوهاي شلوارم پاره شده بود. جناب سرهنگ خطاب به من و با اشاره به الهياري كه لباس عراقي غنيمتي به تن داشت و كنار من ايستاده بود، گفت: شما چرا لباست را مثل اين سركار عوض نكردي؟ جواب دادم: اين لكه‌هايي كه مي‌بينيد، خون دوستان زخمي و شهيد ما است. جناب سرهنگ اصلاً گوش نكرد چه جوابي دادم و اهميت نداد من چي گفتم، ولي واقعيت همان بود. اول اين‌كه دلم نمي‌آمد لباس عراقي‌ها را بپوشم (هيچ‌وقت هم نپوشيدم) و از طرف ديگر، لكه‌هاي خون هم مربوط به همرزمان و دوستانم، آراسته، محمود رفيعي، دهقان، خوئيني‌ها و مسلم  بود كه هنگام زخمي و شهيد شدنشان روي لباسم ريخته بود. ولي بيشتر بچه‌ها، لباس‌هاي فرسوده و پاره خودشان را (دو دوست لباس سازماني رنگ و رو رفته شلوار و پيراهن بيشتر نداشتيم، يك دست كه تن ما بود، در دو سه روز عمليات پاره شده بود) با شلوار، پيراهن، زيرپوش، پوليور و اُوِركت دست نخورده و آكبند عراقي‌ها كه از جنس و پارچه‌هاي بسيار محكم و مرغوب و در هر سنگر عراقي چند دست موجود بود، عوض كرده بودند. من و مرتضي نظري با هزار خواهش و التماس، نادر الهياري را كه با داشتن رنگ پوست تيره و پوشيدن لباس عراقي، كاملاً به شكل عراقي‌ها درآمده بود، راضي كرديم كه لااقل بلوزش را عوض كند و حرف انوش را به يادش آورديم كه قبل از عمليات مي‌گفت: «نادر، تو را اشتباهي جاي عراقي‌ها مي‌كشن».

روز پنجم، جز آثار به جا مانده جنازه‌ها و سنگرها و ادوات منهدم شده دشمن، خبري از تحركات و نفرات دشمن نبود، منطقه عملياتي را سكوت فرا گرفته بود، گويا اصلاً نه نبردي بود و نه جنگي و نه حمله‌اي، دستور آمد به سمت جلو حركت كنيم، به دستور فرمانده گروهان، در عين خوش تا تپه‌هاي موازي تنگ ابوغريب جلو رفتيم و به دستور جناب سروان يادگاري روي تپه‌هاي شني پدافند كرديم در حاليكه در مقابل ما هيچ اثري از دشمن نبود و ...

در آغاز سال 1361، در عمليات فتح‌المبين، در شوش، كرخه و فكه، در تپه‌هاي 202، دشت عباس و عين خوش، در پشت خاكريز جاده آسفالته، فرزندان واقعي ايران زمين نه در شعار و خواري و خفت و ...، بلكه در حماسه‌اي پايدار و نبردي جاويدان، با خون خود اين سرود را نوشتند:

اي ايــران اي مـــرز پـــرگــهر

 

اي خـــاكـت سـرچــشمه هـــنر

دور از تــــو انــــديشه بــــدان

 

پـايــنده مـانــي تــو جــــاودان

اي دشمن ار تو سنگ خاره‌اي من آهنم

 

جـان من فـداي خـاك پـاك ميـهنم

مــــهر تــو شـد چــون پيــشه‌ام

 

دور از تـــو نيــست انـــديـشه‌ام

در راه تو كي ارزشي دارد اين جان ما

 

پـــاينده باد خـــاك ايــران مـــا

سنـگ كــوهت دُرّ و گـوهــر اسـت

 

خـــاك دشتـت بهتــر از زر اسـت

مهـــرت از دل كـي بـــرون كنـم

 

بـر گـو بي مهـــر تو چــون كـنم

تا گردش جهان و دور آسمان به پاست

 

نــور ايــزدي هميشه راهنماي ماست

مــــهر تــو شـد چــون پيــشه‌ام

 

دور از تـــو نيــست انـــديـشه‌ام

در راه تو كي ارزشي دارد اين جان ما

 

پـــاينده باد خـــاك ايــران مـــا

ايـــران اي خــرّم بــهشت مــــن

 

روشـــن از تـــو ســرنوشت مــن

گـــر آتـــش بــارد بـه پيـــكرم

 

جــز مهــــرت در دل نپــرورم

از آب و خاك و مهر تو سرشته شد گلم

 

مهــر اگـر بـرون رود تـهي شود دلم

مــــهر تــو شـد چــون پيــشه‌ام

 

دور از تـــو نيــست انـــديـشه‌ام

در راه تو كي ارزشي دارد اين جان ما

 

پـــاينده باد خـــاك ايــران مـــا

 

منبع: خاطرات سربازی ام،فرضعلی محمد زاده، 1392، ایران سبز، تهران

1398/1/18 10:30:52 251 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
تویضیحات در موتور جستجو
اين حقه عراقي‌ها، تجربه‌اي شده بود براي ما در عمليات بعدي يعني عمليات محرم، با اتمام مرحله اول عمليات محرم بود كه پشت رودخانه چم‌سري ميان تپه‌ها و ارتفاعات موازي جاده، در شرايط مشابهي زمين‌گير شده و منتظر مرحله دوم عمليات بوديم. عراقي‌ها با خمپاره‌ها آن هم از نوع 60، شروع كردند به كوبيدن وجب به وجب جايي كه مستقر بوديم.
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015