• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

توپخانه در عملیات های آفندی و ویژه (8)


پس از آنکه با مشقت فراوان به بالای دکل رفته و با دوربین 120 در 20 (نوعی دوربین با بزرگنمایی بالا) کل منطقه را تا مسافتی حدود 6 کیلومتر به خوبی رؤیت کردیم، از او پرسیدم: چگونه هر روز در این منطقه مستقر می‌شوید؟ پاسخ داد: من یک روز در میان صبح‌ها ساعت 6 به بالای دکل می‌آیم و تا فردا ساعت 6 صبح نه پایین می‌روم و نه می‌خوابم و در ساعت مقرر، دیدگاه را به دیدبان دیگری تحویل می‌دهم. در آن شرایط روحیۀ این افسر با شرف برایم بسیار ارزشمند جلوه کرد.

دفاع مقدس، جنگ تحمیلی، معارف جنگ، شهید صیاد شیرازی، شهدای جنگ تحمیلی، امام خامنه ای، عملیات های آفندی و ویژه ، عملیات ثامن‌الائمه(ع)،  ارتش جمهوری اسل

 

خاطرات تعدادی از رزمندگان شرکت‌کننده در عملیات ثامن‌الائمه(ع)

خاطره‌ای از سرتیپ دوم توپخانۀ ستاد عظیم ازگمی 

فرمانده توپخانۀ لشکر77 پیاده درعملیات ثامن‌الائمه(ع)(1)

در اوایل مهرماه 60، در حالی که مشغول تهیۀ مقدمات کار برای اجرای عملیات ثامن‌الائمه(ع) بودیم، تلفن به صدا درآمد. از آن سوی خط گفتند: تیمسار ظهیر نژاد (فرمانده وقت نزاجا) در دفتر فرماندهی لشکر تشریف دارند و جنابعالی را احضار فرموده‌اند. در آنجا حضرت آیت‌الله اردبیلی، آقای مهندس تولایی (استاندار وقت خوزستان)، شهید نامجو، شهید کلاهدوز، شهید فکوری و سرهنگ جوادی (فرمانده لشکر) حضور داشتند. مرحوم ظهیرنژاد مرا به آقای اردبیلی معرفی کرده، فرمودند: این افسر را همگی در لشکر قبول دارند. از ایشان بپرسید چرا در اجرای عملیات تأخیر شده است؟ من در جواب حاج آقای اردبیلی اظهار داشتم: با توجه به تجربیات عملیات دارخوین، مهمات مورد نیاز برای پشتیبانی آتش [از عملیات] کم داریم و تأخیر در اجرای عملیات، شاید همین کمبود مهمات بوده باشد که ستاد لشکر منتظر رفع این نقیصه است. پس از رفع شبهه، ایشان به مهندس تولایی دستور دادند که اقدامات لازم را جهت رفع این مشکل به عمل آورند. خوشبختانه با توجه به ورود یک کشتی حامل مهمات و تخلیۀ آن در بندرعباس در همان روز و روز بعد، نسبت به رفع کمبود مهمات اقدام و پس از اعلام آمادگی توپخانۀ لشکر، تدبیر لشکر جهت اجرای عملیات [در یک دقیقۀ بعد از نیمه شب پنجم مهرماه] صادر شد و بدین ترتیب است که خدمت هم گاهی زیر سایه‌ای از توهم قرار می‌گیرد.

در عملیات غرورآفرین ثامن‌الائمه(ع) و پیشروی یگان‌های عمل‌کننده در منطقه اشغالی دشمن در شرق رودخانه کارون، امکان تیراندازی واحدهای توپخانه بدون درخواست دیدبانان جلو نبود. چون تقریباً واحدها مشغول جنگ تن به تن و گرفتن اسیر بودند. حدود ساعت 09:30 صبح فرمانده گردان163 پیاده تیپ1 (زنده یاد سرگرد حق‌شناس)، با ستاد عملیاتی لشکر تماس تلفنی گرفت و از من درخواست کرد که به علت محاصره شدن یک گروهان توسط دشمن بعثی، از آنها پشتیبانی آتش توپخانه به عمل آوریم، ولی چون تداخل یگان‌های خودی با دشمن بود، اجرای این درخواست منطقی نبود. از اینرو با افسر تطبیق آتش توپخانه لشکر در قرارگاه عملیاتی توپخانه مشورت و موضوع گردان163 پیاده را مطرح کردم. با توکل بر خدا و امام رضا(ع) یک شلیک آتش پشتیبانی روی هدف‌های ثبت شده توسط گردان389 توپخانه 203م‌م اجرا کردیم. چون واحدهای عراقی از صدای انفجار هویتزرها وحشت داشتند، به محض اجرای اولین شلیک واحد توپخانه، فرمانده گردان163 زنده یاد حق شناس تلفنی اعلام کردند: آتش‌بس! چون از وحشت ترکش‌های گلوله‌های مربوطه دشمن بعثی دست‌ها را بالا آورده و خود را آماده تسلیم شدن کرده‌اند و واحد محاصره شده خودی به جمع‌آوری اسرا اقدام کردند.

 

خاطره‌ای از سرتیپ دوم توپخانه ستاد مهدی تکلو

معاون آتشبار یکم گردان315 توپخانۀ لشکر77 پیاده در عملیات ثامن‌الائمه(ع)(2)

آتشی که نسوزاند

آتشبار یکم گردان315 توپخانه که فرماندهی آن را سروان حسین مهرآرا به عهده داشت و من افتخار جانشینی او را داشتم، آتشباری متشکل از یک آتشبار155 میلیمتری، یک آتشبار 105 میلیمتری و دو قبضه هویتزر 203 میلیمتری بود که در عملیات ثامن‌الائمه(ع)، کمک مستقیم تیپ3 در منطقۀ دارخوین بود. با توجه به تنوع کالیبر در سه موضع مستقر شدیم. آتشبار 155 میلیمتری سمت چپ جادۀ اهواز ـ آبادان در مقابل آن مستقر شد و سمت راست جاده، آتشبار 203 میلیمتری و توپ‌های 105 میلیمتری که مسئولیت آن را من به عهده داشتم، در نخلستانی که به خط مقدم خیلی نزدیک و دارای استتار خوبی هم بود، در یک آبادی به نام محمدیه (چسبیده به رودخانۀ کارون) استقرار یافت. قرارگاه تاکتیکی تیپ3 به فرماندهی جناب سرهنگ فرمنش نیز در جوار ما بود. از آنجایی که به خط مقدم نزدیک و در برد خمپاره‌اندازهای سبک دشمن بودیم، تلاش کردیم بیشترین استفاده را از زمین در جهت پوشش و اختفای تجهیزات، مهمات و همچنین نیروها ببریم.

انتظار به پایان رسید و در ساعت یک دقیقۀ روز پنجم مهرماه 60 عملیات آغاز شد. از آنجایی که هدف اجرای عملیات رعایت اصل غافلگیری بود، در ابتدا مبادلۀ آتش به صورت پراکنده انجام می‌شد؛ ولی پس از درگیر شدن رزمندگان و کشف تک، اجرای تیراندازی ما شدت گرفت. آنچنان غرق درگیری بودیم که از حوادثی که در اطراف ما اتفاق می‌افتاد، اطلاعی نداشتیم.

 ارتباط با سیم ما با مرکز آتشبار قطع و نفس کشیدن برای ما سخت شده بود و دود غلیظی همه جا را فرا گرفته بود، اما هیچ‌کدام از اینها مانع اجرای مأموریت ما نمی‌شدند. تا اینکه به یکباره آتش عظیمی قسمت راست منطقۀ ما را فرا گرفت.(3) این اتفاق آنچنان برق‌آسا بود که به یکباره قدرت تفکر را از ما گرفت. فرمانده تیپ و عناصر ارکان ستاد را دیدم که بی‌سیم به دست از سنگر مرکز عملیات بیرون آمده، ضمن هدایت عملیات، به دنبال جای امنی می‌گشتند. به سرعت توپ یکم را از سنگر خارج و به محل امنی منتقل کردیم. آتش دشمن را خاموش کرده بودیم، اما آتشی که از سمت راست خودی می‌آمد، در حال سوزاندن ما بود.

با این حال، نیروهای حاضر با ایثار و رشادت، زیر آتش دشمن و شعله‌های آتشی که از سوی رودخانه به سمت ما می‌آمد، همچنان در حال تیراندازی بودند. تصمیم گرفتیم سایر توپ‌ها را هم جابه‌جا کنیم که به یک‌باره اتفاق دور از ذهنی افتاد. این اتفاق تغییر ناگهانی سمت باد و تغییر سریع سمت آتش بود که در عرض چند دقیقه به وقوع پیوست و معجزه‌ای رخ داد که آن را به چشم دیدم.

خاطره‌ای از سرتیپ دوم توپخانۀ ستاد ناصر مهرانفر؛ افسر رکن سوم توپخانۀ لشکر در عملیات ثامن‌الائمه(ع) (4)

دیدبانی بر فراز دکلی با ارتفاع 93متر (دکل ابوذر)

پس از رها شدن از منطقۀ کردستان، به توپخانۀ لشکر77 پیاده که به منطقۀ عمومی آبادان و خرمشهر تغییر مکان داده بود، ملحق شدم. شغلم افسر عملیات توپخانه در رکن سوم توپخانۀ لشکر بود. بلافاصله پس از ورود، به بازدید از یگان‌های آتش و دیدبانان پرداختم. در یکی از این بازدیدها که به منظور اطمینان از طرح‌ریزی آتش و ابزارهای اجرایی آن در معیت فرمانده توپخانۀ لشکر (سرهنگ ازگمی) از آتشبارها و دیدگاه‌های آنها به عمل می‌آوردیم، ستوان دوم پایور عباسعلی خدابنده را به عنوان دیدبان در فراز دکلی با ارتفاع 93متر در فاصله‌ای نه چندان دور از رودخانۀ کارون مشاهده کردیم.

پس از آنکه با مشقت فراوان به بالای دکل رفته و با دوربین 120 در 20 (نوعی دوربین با بزرگنمایی بالا) کل منطقه را تا مسافتی حدود 6 کیلومتر به خوبی رؤیت کردیم، از او پرسیدم: چگونه هر روز در این منطقه مستقر می‌شوید؟ پاسخ داد: من یک روز در میان صبح‌ها ساعت 6 به بالای دکل می‌آیم و تا فردا ساعت 6 صبح نه پایین می‌روم و نه می‌خوابم و در ساعت مقرر، دیدگاه را به دیدبان دیگری تحویل می‌دهم. در آن شرایط روحیۀ این افسر با شرف برایم بسیار ارزشمند جلوه کرد.

مدتی بعد برای اجرای یک مأموریت بسیار خاص دیدبانی، از او دعوت کردم که به قرارگاه بیاید. مسیری که برای او در نظر گرفته شده بود، کانال شادگان- سلمانیه بود و مأموریت او دیدبانی یکی از پل‌ها و مواضع دشمن بود که برای اجرای درست آن، راهی جز نزدیک شدن به دشمن نبود. او این مأموریت را با حُسن استقبال انجام داد و کار را با موفقیت به انجام رسانید.

 [او در عملیات آفندی ثامن‌الائمه] در آخرین ساعات روز ششم مهرماه در حالی که [مأموریت] تنظیم آتش توپخانۀ خودی علیه مواضع عقب دشمن را به عهده داشت، در اثر اصابت ترکش گلوله‌های دشمن به درجۀ رفیع شهادت نائل آمد.

مزار این سرباز گرانقدر در بهشت ثامن‌الائمه(ع)، صحن نو سابق، قرار دارد و هر وقت که من به زیارت علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) مشرف می‌شوم، از مرقد مطهر این شهید عزیز نیز با خواندن فاتحه دیدار می‌کنم. روانش شاد و یادش گرامی باد.

 

منبع: توپخانه در عملیات های آفندی و ویژه ، سرتیپ دوم توپخانۀ ستاد محمد نجفی‌راشد، 1397، ایران سبز، تهران

1398/6/16 12:2:49 85 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
تویضیحات در موتور جستجو
پس از آنکه با مشقت فراوان به بالای دکل رفته و با دوربین 120 در 20 (نوعی دوربین با بزرگنمایی بالا) کل منطقه را تا مسافتی حدود 6 کیلومتر به خوبی رؤیت کردیم، از او پرسیدم: چگونه هر روز در این منطقه مستقر می‌شوید؟ پاسخ داد: من یک روز در میان صبح‌ها ساعت 6 به بالای دکل می‌آیم و تا فردا ساعت 6 صبح نه پایین می‌روم و نه می‌خوابم و در ساعت مقرر، دیدگاه را به دیدبان دیگری تحویل می‌دهم.
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015