• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

عبور از دیوار مرگ (15)


 7-دفع پاتك دشمن

 دقیقاً ساعت 0900 صبح به علت بالا آمدن آفتاب و گرم شدن هوا، مه از بین رفت و که اولین پاتک دشمن شروع شد. ما به سربازان آموزش داده بودیم، چون در داخل کانال‌های پشت سنگرهای خط مقدم دشمن قرار دارید و زمان کافی هم برای ایجاد جان‌پناه در جلوی کانال‌ها را ندارید، درصورت پاتک و حمله زمینی دشمن، به‌صورت نیروی انسانی و پیاده سعی کنید فقط لوله‌های تفنگ را روی لبه کانال بطرف دشمن بگیرید و رگباری تیراندازی کنید و سر خود را از کانال یا سنگر تا زمانی که دشمن به شدت تیراندازی می‌کند بالا نیاورید. 

دفاع مقدس، جنگ تحمیلی، معارف جنگ، شهید صیاد شیرازی، شهدای جنگ تحمیلی، امام خامنه ای، دفاع مقدس، جنگ تحمیلی ، ارتش جمهوری اسلامی ایران، خاطرات دفاع مقد

زمانی که تیراندازی دشمن کم شد، خیلی با احتیاط و از لبه کلاه آهنی جلو را نگاه کنید و سریع سر خود را پایین بکشید. نکته بسیار جالب از انضباط و آموزش نیروهای عراقی این بود که پاتک آن‌ها بصورت پیاده و در خط دشتبان و در گروه‌های 40 تا 50 نفره بودند، سربازان عراقی کلاه آهنی به سر نداشتند و فقط یک کلاشینکف داشتند و بصورت هجومی (در این حالت تفنگ زیر بغل سرباز و لوله آن بطرف جلو و یک دست سرباز روی ماشه و یک دست زیر لوله تفنگ قرار دارد.) بطرف نیروهای ما که در داخل کانال مستقر بودند می‌آمدند در روی لباس‌هایشان یک جلیقه پوشیده بودند که در داخل جیب‌های آن خشاب‌هاي کلاشینکف حداقل 4 خشاب 30 تیری وجود داشت و آن‌ها اصلاً ترس نداشتند و بصورت تمام قد ایستاده و با تیراندازی رگباری بطرف سربازان می‌آمدند و سربازان ما فقط سعی می‌کردند بدون بلند شدن یا بالا آوردن سر از داخل کانال فقط بصورت رگباری بطرف آن‌ها تیراندازی کنند. من هر چند لحظه برای کنترل منطقه به جلو نگاه می‌کردم و می‌دیدم که تعدادی از سربازان عراقی در اثر تیراندازی سربازان ما روی زمین می‌افتادند، حالا چه زخمی و چه کشته توسط بقیه سربازان عراقی زیر بغل آن‌ها را گرفته و در پوشش تیراندازی تیم‌های دیگر به عقب برده می‌شدند. پس از 20 دقیقه تا نیم ساعت یک گروه دیگر مجدداً پاتک خود را به همان صورت شروع می‌کردند.

تا ساعت 1200 ظهر چند پاتک توسط نیروهای عراقی انجام شد که با آتش شدید نیروهای تکاور دفع شد. ما متوجه شدیم دشمن با استفاده از مه غلیظ صبحگاهی مجدداً روی رودخانه دویرج پل زده و نیروهای پاتک‌کننده از آن طرف رودخانه سازمان‌دهی می‌شدند و پس از عبور از روی رودخانه، پاتک می‌کردند، لذا به داود اطلاع دادم دشمن مجدداً در روی رودخانه دویرج پل زده و از آن طرف رودخانه نیروهای پاتک‌کننده را می‌فرستد. داود فوراً دستور اجرای آتش پشتیبانی را صادر کرد و آتش‌ها به خوبی اجرا شد، ولی چون محل پل بطور دقیق مشخص نبود، نمی‌دانستیم پل روی رودخانه از بین رفته یا نه. لیکن عبور از رودخانه بصورت پراکنده بود. نیروهای تأمینی جلو گزارش دادند که: به علت تیراندازی توپخانه پل از بین رفته و دشمن با استفاده از کابل و طناب نفرات و تجهیزات خود را از رودخانه عبور می‌دهد و پس از تجمع در ساحل رودخانه، پیشروی خود را انجام می‌دهد.

پس از تقریباً یک ساعت مجدداً پاتک‌های دشمن افزایش یافت و این موضوع نشان می‌داد سرعت انتقال نیروی دشمن زیاد شده و احتمالاً دشمن توانسته پل روی رودخانه را برقرار نماید. ساعت 1 بعدازظهر بود. مه کاملاً تمام شده بود و دید بسیار عالی بود و به همین دلیل دشمن یک گردان تانک را در روی ارتفاع مقابل هدف در آن طرف رودخانه مستقر کرد و باتوجه به دیده‌بانی خوب آتش‌باری خود را با تانک و توپخانه شروع کرد. تیراندازی دشمن به قدری شدید و حجیم بود که سربازان ما نمی‌توانستند به راحتی سر خود را از کانال‌ها و سنگرها بیرون بیاورند و دشمن هم نیروی پیاده خود را از رودخانه عبور داده تا خط و سنگرهای از دست داده خود را بازپس بگیرند. وقتی نیروهای پیاده پاتک‌کننده دشمن نزدیک خط کانال‌ها وسنگرهای تکاوران ما قرار می‌گرفتند آتش توپخانه و تانک دشمن قطع یا بلند می‌شد و پشت سر ما را می‌زد که همین باعث شده بود که تلفات ما در پشت هدف بیشتر از روی هدف گردد متأسفانه به علت شدت تیراندازی‌ها و افزایش پاتک‌ها و از بین رفتن هوای مه‌آلود امكان اعزام یگان پیاده‌ای که قرار بود جایگزین گردان تکاور در روی هدف بشود مقدور نبود.

تکاوران به محض قطع تیراندازی یا بلند شدن تیراندازی سلاح‌های سنگین دشمن متوجه می‌شدند که نیروهای پیاده دشمن برای پاتک نزدیک شده‌اند و بلافاصله سر تفنگ‌ها و تیربارها را از کانال بیرون می‌گذاشتند و بصورت رگباری تیراندازی می‌کردند و دشمن با کشته و مجروح شدن تعدادی از نفرات خود، عقب‌نشینی می‌کرد.

توپخانه‌های نیروهای خودی با توجه به ثبت تیرهای قبلی با حجم گسترده‌ای تیراندازی می‌کردند تا جلوی فشار و تیراندازی دشمن را بگیرند. لیکن به علت موقعیت ویژه و تقریباً استراتژیک هدف، دشمن ضمن وارد عمل کردن نیروهای احتیاط از سایر یگان‌های دیگر خواسته بود تا سریعاً خود را به منطقه درگیری برسانند (البته این اطلاعات از طریق پست‌های شنود اطلاعاتی که در منطقه مستقر بودند به داود و سپس به من اطلاع داده می‌شد)

داود از حسین می‌خواست لحظه به لحظه وضعیت نیروهای خودی و چگونگی پاتک نیروهای دشمن را گزارش کنم. وقتی متوجه شد که دشمن دیوانه‌وار در حال تیراندازی در سطح منطقه است به من اعلام کرد باتوجه به وضعیت پیش‌آمده گردان تکاور باید مثل یک گردان پیاده هدف را نگهداری کند. داود در این فکر بود که چه تصمیمی باید بگیرد. آیا صحیح بود به مأموریت گردان تکاور خاتمه دهد؟ چون مأموریت اصلی گردان تکاور که یک گشتی رزمی بود فقط ضربه زدن به دشمن و جمع‌آوری اطلاعات برای اجرای یک عملیات کلاسیک در منطقه وسیع‌تری بود. در شرایط مناسب یک یگان پیاده دیگر باید جایگزین گشتی رزمی می‌گردید. لیکن به دلیل حجم زیاد آتش دشمن گردان پیاده جایگزین در منطقه عملیات زمین‌گیر شده و به پای کار آوردن یگان جایگزین در آن شرایط علاوه بر زمان‌گیر بودن، تلفات را افزایش می‌داد و با توجه به وسعت منطقه عملیات فعلی که حدود 30 کیلومترمربع بود لازم بود یک تصمیم صحیح و منطقی گرفته شود.

پایان دادن به مأموریت گردان تکاور در روز و زیر آتش دقیق و روبه افزایش دشمن به هیچ عنوان صلاح نبود. چون از همه طرف آتش سلاح‌های سنگین و کالیبر کوچک دشمن بر روی سر گردان تکاور در روی منطقه هدف ریخته می‌شد و سربازان ما محکم در کانال‌ها و سنگرهای دشمن مقاومت می‌کردند.

پاتک‌های دشمن در بعدازظهر با نفرات بیشتری از نیروهای پیاده و آتش‌های توپخانه و تانک‌ها رو به افزایش بود و نیروهای خودی با توجه به دستور مقاومت و دفاع از هدف ایثارگرانه و با خوشحالی بطرف دشمن پیاده که برای تصرف هدف می‌آمد تیراندازی می‌کردند.

آخرین پاتک دشمن نیز دفع شد. ولی دیده‌بان‌ها گزارش دادند ستون‌های پیاده و سواره دشمن بطرف منطقه هدف سرازیر شده‌اند. با همین اطلاعات، توپخانه‌های خودی آن‌ها را در دورترین نقطه زیر آتش گرفتند. دیده‌بان‌ها از تلفات نیروها و توقف تانک‌ها و خودروهای دشمن گزارش می‌دادند. برابر اطلاعات دریافتی، یک لشکر در حال رسیدن به منطقه عملیات بود. تیپ86 کماندو منهدم شده بود و تیپ‌های 51 و 66 ارتش عراق نیز سعی داشتند مجدداً هدف را تصرف کنند. ساعت 5 بعدازظهر بود. پاتک مجدد دشمن در حال شکل‌گیری بود که دیده‌بان‌های خودی با هدایت آتش توپخانه‌ها و خمپاره‌اندازهای سنگین شروع به تیراندازی کردند و نیروهای دشمن را منهدم و متفرق می‌کردند و تیربارها و تفنگ‌های نیروهای تکاور از داخل کانال‌های، دشمن را مثل برگ خزان روی زمین می‌ریختند. تعداد زیادی از آن‌ها در داخل میدان مین پشت هدف افتاده بودند، تعداد زیادی در داخل رودخانه غرق شده بودند که جنازه آن‌ها چند کیلومتر پایین‌تر توسط نیروهای گشتی خودی مشاهده و به لشکر  اطلاع داده شده بود.

هوا رفته رفته تاریک می‌شد. نیروهای گردان تکاور حدود 11 ساعت بود که بیشتر از مدت طراحی شده روی هدف مانده بودند و با توجه به ویژگی‌ها و مقاومت جسمانی که داشتند به خوبی از هدف نگهداری کردند و تلفات سنگینی به دشمن وارد می‌کردند. لیکن همان‌طور که گفتم هرچه بطرف تاریکی و شب می‌رفتیم، حجم آتش خودی کمتر می‌شد و حجم آتش دشمن، بویژه خمپاره‌اندازهای منور دشمن بیشتر، و این باعث نگرانی من و داود شده بود. با توجه به این‌که دشمن کاملاً راه‌های ورود به هدف را می‌شناخت، این احتمال وجود داشت آن‌ها با استفاده از تاریکی شب و با جنگ تن به تن ضمن بازپس‌گیری هدف کلیه نیروهای ما را در روی هدف شهید یا اسیر نمایند.

ساعت 1830 بود که ناگهان پیامی مخابره شد که همه فرماندهان و مسئولان را به تعجب واداشت!! آن پیام این بود که «ستوان قهوه‌چی افسری که در راه عقیده و ایمانش و در راه عظمت اسلام و سربلندی جمهوری اسلامی ایران شجاعانه جنگید و هدف اصلی را تصرف کرد در خون گرمش درغلطید و به ملکوت اعلی پیوست». او افسری بود که در قلب هدف با کمک نیروهایش، چندین پاتک دشمن را دفع کرد، درود بر پدر و مادر و تمامی خانواده‌اش که چنین فرزند و افسری شجاع را تحویل جامعه دادند.

با شهادت قهوه‌چی، داود از من سوال کرد آیا کسی را داری که فرماندهی نیروهای قهوه‌چی را به عهده بگیرد و من گفتم جبار پس از این‌که اسرا را تحویل نقوی داد و نیروهای خود را سامان‌دهی کرد، مجدداً برای کمک پیش من آمده  که پس از شهادت قهوه‌چی به او ابلاغ کردم به عنوان فرمانده مسئولیت نیروهای تحت امر شهید قهوه‌چی را به عهده بگیرد و ایشان به سرعت خود را به بی‌سیم‌چی شهید قهوه‌چی رساند و من هم در سیستم شبکه گروهان قهوه‌چی، ضمن اعلام شهادت ستوان قهوه‌چی به فرماندهان دسته ابلاغ کردم از این لحظه ستوان جباری به عنوان فرمانده گروهان جانشین شهید قهوه‌چی شده است.

داود خوشحال شد که شهادت قهوه‌چی باعث متزلزل شدن نیروهای تحت امر او نخواهد شد و ضمن تشکر گفت خیالم راحت شد. تیم‌های امدادی جنازه شهید قهوه‌چی را به جای امنی بردند تا در موقع مناسب به عقب تخلیه شود.

 منبع: عبور از دیوار مرگ، سرتیپ2 پیاده ستاد حسین انصاری ، 1394، ایران سبز، تهران

1398/8/11 11:52:22 215 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
تویضیحات در موتور جستجو
 7-دفع پاتك دشمن  دقیقاً ساعت 0900 صبح به علت بالا آمدن آفتاب و گرم شدن هوا، مه از بین رفت و که اولین پاتک دشمن شروع شد. ما به سربازان آموزش داده بودیم، چون در داخل کانال‌های پشت سنگرهای خط مقدم دشمن قرار دارید و زمان کافی هم برای ایجاد جان‌پناه در جلوی کانال‌ها را ندارید، درصورت پاتک و حمله زمینی دشمن، به‌صورت نیروی انسانی و پیاده سعی کنید فقط لوله‌های تفنگ را روی لبه کانال بطرف دشمن بگیرید و رگباری تیراندازی کنید و سر خود را از کانال یا سنگر تا زمانی که دشمن به شدت تیراندازی می‌کند بالا نیاور
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015