• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.

توپخانه در سد  و تثبیت متجاوز (23)


(نقشۀ شماره2- دیدگاه شماره6- برآفتاب)

با راهنمایی ستوان آقایی از طریق بی‌سیم و کدهای قراردادی، از وی خواستم تا بلافاصله دیدگاه سراوان را ترک کند و به ما ملحق شود. این اقدام انجام و او در دیدگاه جدید مستقر شد.

جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ

با وجود جسارت این جوان لرستانی، از وی خواستم تا در صورت احساس خطر، به‌ویژه در شب، به غار پناه ببرد و با اعلام کد قراردادی، آتشبار را در جریان قرار دهد تا با چند شلیک روی دیدگاه، نفوذ احتمالی عناصر گشتی دشمن سرکوب و منهدم شود. همچنین پنج سرباز توانمند به‌عنوان کمک دیده‌بان و تأمین، در کنار او مستقر کردم تا از هر جهت ایمن باشند و بتوانند از خود دفاع کنند.

این روند ادامه یافت، اما به‌رغم عدم حضور یگان رزمی در گیلانغرب و احتمال خطر برای آتشبار، بر آن شدم تا به‌منظور ازدیاد برد آتشبار و پوشش عمق منطقۀ دشمن، آتشبار را یک خیز به جلو جابه‌جا کنم. در این شرایط نگرانی از محاصره شدن آتشبار توسط یگان تانک، عملیات شبانه و یا هلی‌برن دشمن در موضع جدید متصور بود. بنابراین ضمن شناسایی یک موضع مناسب در حدود دو کیلومتر جلوتر وسمت راست گیلانغرب، تصمیم بر این شد که آتشبار در آغاز روز به موضع جدید عزیمت و پس از اجرای مأموریت و در پایان روز، به موضع اولیه (سراوان) برگردد.

هم‌زمان با تلاش­های همه‌جانبۀ آتشبار در این محور عملیاتی، اخبار غیررسمی حاکی از محاصرۀ آتشبار دوم گردان در نفت‌شهر بود که از اواسط مردادماه در آنجا اجرای مأموریت می‌کرد. چند روز قبل از تهاجم عمومی ارتش عراق، فرمانده وقت گردان، سرهنگ‌دوم محمود پژمان (شادروان)، برای سرکشی و بازدید این آتشبار به نفت‌شهر عزیمت کرده بود و برابر اخبار واصله، در هنگام تعرض اولیۀ ارتش عراق به نفت‌شهر، او فرماندهی یگان سوارزرهی لشکر مستقر در نفت‌شهر و آتشبار توپخانه را شخصاً عهده‌دار شده بود. او با هدایت صحیح عملیات پدافندی و وارد کردن ضربات کوبنده به متجاوزان، آنان را با شکست مواجه و مجبور به عقب‌نشینی کرده بود. او و افرادش حدود 50 نفر از افراد دشمن را به اسارت گرفته بودند، ولی روز بعد دشمن با یورش پرجم و به‌کارگیری تانک و مسدود کردن دو جادۀ منتهی به نفت‌شهر، آن منطقه را محاصره کرده بود. بنابراین یگان‌های خودی با شلیک آخرین مهمات موجود و نهایت مقاومت در برابر دشمن، چون امکان عقب‌نشینی یا تأخیر را نداشتند، با تدبیر و تصمیم شادروان پژمان و با هدف حفظ نیروی انسانی موجود، با انهدام تجهیزات سنگین و وارد کردن آخرین ضربه‌ها به دشمن و از دست دادن چند افسر، درجه‌دار و سرباز و به اسارت رفتن دیده‌بان و معاون آتشبار (ستوان‌دوم لطفی) و جمعی از درجه‌داران و سربازان (حدود 12 نفر)، در عین خستگی مفرط با همراه داشتن حدود 25 نفر اسیر، از طریق ارتفاعات سخت‌گذر (داروان، چشمه میل و سیاه‌خور)، به‌صورت پیاده، به سمت گیلانغرب عقب‌نشینی کرده بودند. به فکر چاره‌ای بودم تا شاید به آنان دسترسی پیدا کنم. همان روز یکی از درجه‌داران آتشبار که برای خرید به گیلانغرب رفته بود، در بازگشت نزد من آمد و گفت: در گیلانغرب شایع است که سرهنگ پژمان، ستوان پورکند و همراهان او به حوالی گیلانغرب رسیده­اند. بنابراین من مترصد شدم تا خودم به استقبال آنان بروم. لحظاتی نگذشته بود که شادروان پژمان و چند نفر از درجه‌داران آتشبار دوم به همراه حدود 25 نفر اسیر عراقی به موضع وارد شدند. لحظه‌ای به‌یاد ماندنی بود، اما آنان به‌علت اینکه چند روز بدون غذا راهپیمایی کرده بودند، کاملاً فرسوده و تکیده به نظر می­رسیدند. بنابراین تنها خودرو در دسترس خودم، یعنی تخلیه‌کن اغتنامی را آماده کردیم و شادروان پژمان در کنار راننده و اسرای عراقی در اتاق بار سوار شدند و راهی کرمانشاه شدند. البته من موفق نشدم ستوان پورکند را ملاقات کنم و بعد متوجه شدم او در گیلانغرب با وسیله نقلیۀ عمومی به همراه جمعی از کارکنان، عازم کرمانشاه شده است.

در روز 4/7/1359 حوالی بعدازظهر، در حالی که در موضع جلو، تیراندازی آتشبار را نظاره می‌کردم، ستوان آقایی که هنوز در دیدگاه برآفتاب حضور داشت، با پیامی اضطراری اعلام کرد عناصری از دشمن در قالب یک ستون چرخ‌دار (احتمالاً عناصر مقدم دشمن) از تنگ حاجیان گذشته و در حال پیشروی به سمت شهر گیلانغرب هستند. بنابراین مقرر شد با تمام توان و دقت لازم ستون مذکور را زیر آتش قرار دهند و بی‌درنگ با سپردن آتشبار به ستوان طاهری عازم محور گیلانغرب به تنگ حاجیان شدم. از دور چند خودرو ایفا را روی جاده مشاهده کردم که به شهر نزدیک می­شدند. توپخانه با اجرای آتش روی ستون موتوری دشمن، منطقه را زیر آتش انبوه قرار داده بود و در حدود یکصد متری شهر، هم‌زمان با اصابت گلوله­های توپخانه روی جاده، چند خودرو دشمن مورد اصابت قرار گرفت و ستون متوقف شد. بلافاصله نفرات دشمن پیاده شدند و پا به فرار گذاشتند. خودروی بعدی نیز به آتش کشیده شد و چند خودرو نیز به عقب برگشته و به‌سرعت عقب‌نشینی کردند. دو خودرو آیفا نیز به غنیمت گرفته شد.[1] نتیجه اینکه دو سرباز عراقی سرنشینان اولین خودرو، به هلاکت رسیدند و توسط اهالی بومی در همان‌جا و کنار جادۀ آسفالته دفن شدند و یک سرباز پیمانی دشمن هم به اسارت ما درآمد که پس از هدایت او به آتشبار، روز بعد توسط یکی از کارکنان پایور یگان به لشکر منتقل شد. بنابراین می­توانم اذعان کنم که این تلاش، آخرین تلاش مذبوحانه دشمن در این محور و با حالت تهاجمی بود. پس از آن دشمن ناگزیر به استحکام خط دفاعی در دشت گیلانغرب و حوالی روستای گورسفید شد؛ مکانی که هیچ‌گونه تناسبی با موضع پدافندی اصولی نداشت و ارتش متجاوز عراق به‌ناچار آن را پذیرفت و تلفات و ضایعات  بسیار  بعدی را نیز در این خط پدافندی  تقبل کرد. زیرا از سه جهت زیر دید و تیر یگان‌های ما قرار داشت.

شادروان پژمان پس از رسیدن به کرمانشاه و دریافت دستور عزیمت گردان به منطقۀ گیلانغرب، ستاد گردان و آتشبار ارکان را بلافاصله جمع‌آوری و حدود پنج روز بعد در حوالی روستای کاسه‌گران گیلانغرب مستقر شد و هدایت تنها آتشبار عملیاتی گردان در این محور؛ یعنی آتشبار یکم را برعهده گرفت. هم‌زمان با حضور ستاد گردان در ارتفاعات کاسه‌گران، آتشبار یکم با شناسایی منطقه، به محلی در حوالی جادۀ ویژنان به سومار جابه‌جا و مستقر شد.

(نقشۀ شماره1- موضع شماره 10- سه‌راه ویژنان)

در این وضعیت، آتشبار دوم گردان در سربازخانه مشغول دریافت توپ و تجهیزات از دست رفته و سازماندهی کارکنان و جایگزینی افراد به اسارت رفته و به شهادت رسیده بود. آتشبار سوم نیز در سرپل‌ذهاب با تحمل آسیب  بسیار ، در حال دفاع از آن منطقه بود؛ اما به‌لحاظ کسری آتش در محور گیلانغرب، پس از چند روز به محور گیلانغرب جابه‌جا و در کنار آتشبار یکم، در حوالی جادۀ ویژنان مستقر شد. در همان روزها ستاد گردان 285 تانک، جمعی تیپ2 بیستون، همراه چند دستگاه تانک به منطقه وارد شد و دوباره خط پدافندی در حوالی شهر گیلانغرب ایجاد شد.[2] پس از مدتی آتشبار دوم گردان به منطقۀ گیلانغرب وارد شد و در قسمت شرق ارتفاع برآفتاب و غرب ارتفاع سنبله مستقر شد. افزون بر آن، یک آتشبار 175م‌م خودکششی از گردان 386 توپخانه گروه 11 مراغه به فرماندهی ستوان‌یکم پولاد یوسفی به منطقه اختصاص و ضمن استقرار در شرق گیلانغرب و دامنۀ ارتفاع سنبله (در قسمت عقب آتشبار دوم)، زیر امر گردان 317 توپخانه قرار گرفته و به اجرای مأموریت پرداخت.

(نقشۀ شماره3- نمایش استقرار آتشبار یکم، آتشبار دوم و آتشبار سوم گردان 317 توپخانه و آتشبار 175م‌م خودکششی گروه11 مراغه و دیدگاه­های توپخانه در خط پدافندی)

اینک در دهۀ سوم مهر 1359 قرار داشتیم و وضعیت پدافند از منطقه، هر لحظه رو به بهبود بود. درواقع به‌‌رغم بی‌بضاعت بودن یگان زرهی از نظر تجهیزات، تانک و کارکنان؛ چون دارای کادر فرماندهی عالی و افسران شایسته بود، یک پوشش نسبی رزمی را ایجاد کرده بود. از طرفی، گردان 317 توپخانه نیز با کادر فرماندهی عالی و افسران کارآمد[3] و به پشتوانۀ درجه‌داران شجاع، بادانش و باتجربه که گروهی از آنان درگیری­های مرزی ایران و عراق طی سال‌های 1350 و 1351 را نیز با همین آتشبار در تجربه جنگی خود داشتند و سربازانی که واقعاً سرآمد بودند و توصیف قدر و منزلت آنان در این نوشتار مختصر حق مطلب را ادا نخواهد کرد، بسیار خوب درخشید. افزون بر آن، آتشبار 175م‌م گروه 11 مراغه که عموماً افسران و درجه‌داران آذری را در اختیار داشت و آنان دارای انضباط عالی، همبستگی بی‌نظیر و مدیریت قابل تحسین بودند، همواره مانند یک آتشبار کمک مستقیم، آمادۀ رزم و پشتیبانی آتش بود که عملیات ضد آتشبار را در برد زیاد برای محور گیلانغرب اجرا می‌کرد. به این ترتیب، گردان 285 تانک از پشتیبانی آتش گردان 317 توپخانه و آتشبار 175م‌م گروه 11 توپخانه برخوردار بود. در این شرایط و با وجود نابرابری طرفین متخاصم و برتری بدون چون و چرای دشمن، متجاوزان عراقی پذیرفته بودند که با نیرویی بیش از 10 برابر نیروی مقابل، در خط پدافندی نامناسب متوقف شوند[4] و جبهۀ خودی به‌سرعت در تکاپوی تکمیل و تجهیز نسبی خط پدافندی بود. بنابراین هماهنگی‌های عملیاتی و مشورتی به‌کرار انجام می‌شد و فرماندهان درصدد بودند تا شرایط منطقه را به تمام معنا تثبیت و از توقف قطعی دشمن اطمینان حاصل کنند. در این روزها که به ماه آبان وارد شده بودیم، دوباره تعدادی دانشجوی افسری دوره‌دیدۀ توپخانه به گردان واگذار شدند. ازجمله آنها، دانشجو خسرو پرتافته بود که به آتشبار یکم واگذار شد و پس از توجیه و آشنایی با منطقه، به دیدگاه اعزام شد تا جایگزین ستوان آقایی شود که اینک بیش از یک ماه بود در دیدگاه دیده‌بانی می‌کرد.

حاصل تصمیم‌های انجام شده در سطح منطقه (هماهنگی فرماندۀ گردان توپخانه و فرماندۀ گردان تانک)، همگان را مجاب کرد که به‌منظور أخذ تماس نزدیک با دشمن و برداشتن آخرین قدم­های تثبیت متجاوز (در بدترین و آسیب‌پذیرترین خط پدافندی)، فاصلۀ تماس موجود را که بیش از چهار کیلومتر عمق داشت، کاهش داده و دشمن را به‌طور جدی در دید نزدیک و تیر مستقیم جنگ‌افزارهای یگان رزمی قرار دهند. بنابراین ضمن طرح‌ریزی لازم در یگان تانک، مقرر شد آتشبار دوم در محل استقرار فعلی، کماکان طرح‌ریزی و اجرای آتش کند. آتشبار یکم و سوم نیز با جابه‌جایی شبانه و عبور از خط تانک‌ها، حدود دو کیلومتر جلوتر از آنها مستقر و در ساعت 2400 همان روز با اجرای آتش انبوه (همانند آتش تهیه) با گلوله‌های سوختار شدید، دودانگیز و فسفر سفید، دید دشمن را محدود و فرصتی ایجاد کنند تا یگان‌های تانک با عبور از توپخانه، تا حد امکان خود را به دشمن نزدیک کرده و خط پدافندی مناسب‌تری را اتخاذ و تحکیم موضع کنند. خوشبختانه این عملیات به‌درستی اجرا شد و تا ظهر روز بعد، تیراندازی توپخانه استمرار یافت. این تبادل آتش باعث شد تعدادی افراد آتشبار سوم مجروح شوند.

 پس از اجرای این مأموریت، آتشبارهای یکم و سوم به محل اولیه مراجعت و کماکان به پشتیبانی آتش یگان در خط ادامه دادند. به‌منظور تسلط بیشتر بر منطقه عملیات، قرارگاه تاکتیکی گردان 285 تانک به اطراف روستای آوزین، در قسمت چپ محور گیلانغرب به قصرشیرین، جابه‌جا و بلافاصله در نقطه­ای نزدیک به آن، دیدگاه توپخانه، با عنوان دیدگاه آوزین فعال و عملیاتی شد. فرماندهان یگان تانک نیز عموماً برای بررسی خط پدافندی خودی و دشمن، از این دیدگاه استفاده می‌کردند. اکنون دو دیدگاه برآفتاب و آوزین، در دو طرف محور گیلانغرب، توسط دیده‌بان­های گردان 317 توپخانه عملیاتی شده و آتشبارها به‌نوبت رسدهای دیده‌بانی خود را در آن دیدگاه­ها مستقر می‌کردند. همچنین دو رسد دیده‌بان نیز در اختیار یگان‌های در خط قرار گرفت و دشمن از زوایای مختلف در زیر دید و تیر یگان‌های خودی، به‌ویژه توپخانه که اینک با 18 قبضه توپ 155م‌م خودکششی و چهار قبضه توپ 175م‌م خودکششی و کادری قدر اجرای مأموریت می‌‌کردند، قرار داشت.

حدود 10 روز از آمدن دانشجو پرتافته سپری شده بود که با پیامی ناخوشایند، مرا از مجروح شدن و احتمالاً شهادت او در دیدگاه برآفتاب مطلع کردند. با فوریت همراه یک رسد دیده‌بان جدید (از کارکنان وظیفه) به دیدگاه رفتم. خوشبختانه جراحت وی احتمال خطر مرگ را در پی نداشت، اما سر تا  پا غرق در خون بود و حتی وضعیت روحی غیرعادی داشت. بنابراین به عقب تخلیه شد و پس از چند ماه مداوا، دوباره به یگان برگشت.

در این شرایط و به برکت برقراری خط پدافندی و اطمینان نسبی از مقابله با تک غیرقابل پیش‌بینی دشمن، پس از پیشنهاد به گردان و شناسایی منطقۀ جلو، دو آتشبار یکم و سوم به منطقۀ روستای شیخ سرخ‌الدین جابه‌جا و در دو شیار مجاور مستقر شدند. چون دو موضع مذکور با فرصت و سنجیده انتخاب شده بودند و پوشش مناسب در مقابل دید و تیر مستقیم دشمن داشتند، به‌‌رغم مأموریت­های بی‌وقفه و آتشباری مکرر علیه دشمن، به‌ندرت مورد شناسایی دشمن قرار گرفتند؛ زیرا از ناحیۀ چپ محور (رشته ارتفاعات چرمیان) محفوظ بودند و به‌علت ارتفاعی بودن منطقه، دیده‌بانان دشمن در منطقۀ راست محور (تنگ کورک – تنگ قاسم‌آباد) و خط مقدم دشمن نیز تسلطی بر آن منطقه نداشتند. بنابراین دو آتشبار مذکور با فرصت موجود و شرایطی که آرامش و امنیت را به همراه داشت، از هر فرصت استفاده کرده و در محدودۀ استقرار توپ­ها، کلاس­های آموزش را برپا و بازآموزی آموزش برای کارکنان قدیمی و تکمیل آموزش­های تخصصی را برای کارکنان وظیفه جدید را آغاز کردند. همچنین در ساعات صبح و قبل از طلوع آفتاب که معمولاً تیراندازی توپخانۀ طرفین به‌حداقل می­رسید، ورزش­های صبحگاهی و کوه‌پیمایی که گاهی اوقات تا نزدیک دیدگاه آوزین ادامه می­یافت، برنامۀ روزانه آتشبارها را پر می‌کرد تا از کسالت و روزمرگی ممانعت شده و با اجرای ورزش­های رزمی و آموزش­های تخصصی، خود را برای بیرون راندن و تنبیه متجاوز آماده کنند.

اینک آتشبار یکم به‌شکرانه سربلندی در یک رویارویی نابرابر و شکست راهبرد بلندپروازانۀ صدامیان، به سهم خود در این محور عملیاتی و توقف دشمن در سرزمین پدافندی نامناسب و ممانعت از دسترسی دشمن به شهر گیلانغرب، بر این باور بود که شرمندۀ پیشگاه خداوند بزرگ و ملت سرافراز ایران‌زمین نیست. اما اگر گذشت زمان یا مصلحت­های دنیایی این رخداد ماندگار را تحت‌الشعاع قرار دهد، بیگمان شهدای والامقام آتشبار که خود شاهد و خالق جان‌فشانی آتشبار در دفاع از گیلانغرب بوده­اند، خواهند گفت که ما بی­پشتوانه، اما با توکل به قدرت لایزال الهی، قدرتمند و چون یک ملت در مقابل خصم ایستادیم و به آنان درس عبرت دادیم.

آری سراوان (کوه)، سرکش (کوه)، سنبله (کوه)، بازی‌دراز (کوه)، برآفتاب (کوه)، چرمیان (کوه)، داربلوط (کوه)، شیاکوه، در آن روز خواهند گفت که فرزندان خلف این سرزمین، تنهای تنها و بدون آنکه کسی به آنها امر کند و یا نظاره‌گر آنان باشد، در شرایطی که از دریچۀ هیچ دوربینی مشاهده نمی‌شدند تا نقشی مورد پسند را ایفا کنند، تا سرحد جان ایستادند. آنان در آخرین لحظات، در عین نابرابری، باز هم حرکت دشمن را به جلو متوقف کردند، از آنان اسیر گرفتند، آنان را به هلاکت رساندند و در خاک دفن کردند تا متجاوزان عبرت بگیرند و دیگر بار رؤیاهای جاهلانه در سر نپرورانند.

 

کارکنان پایور آتشبار یکم گردان317 توپخانه

1 – فرمانده آتشبار                                 ستوان‌یکم خیرالله همتی

2 – معاون فرمانده آتشبار                         ستوان‌دوم علی‌محمد طاهری

3 – دیده‌بان آتشبار                                ستوان‌سوم ولی‌الله آقایی

4 – دیده‌بان آتشبار                                ستوان‌سوم خسرو پرتافته

5 – سرگروهبان آتشبار                           ستوان‌یار حسین مرادیان

6 – رئیس رسد ارتباط و مخابرات               ستوان‌یار محمد خراسانی (شهید)

7 – رئیس رسد توپ یکم                        ستوان‌یار حسین باقری   

8 – رئیس رسد توپ دوم                         استوار علی میری

9– رئیس رسد توپ سوم                         ستوان‌یار عباس زنده‌زبان

10 – رئیس رسد توپ چهارم                   استوار منصور اکبرزاده

11 – رئیس رسد توپ پنجم                     استوار احمد عابدکوهی

12 – رئیس رسد توپ ششم                    استوار  جعفر عبدالله‌زاده

13 - رئیس رسد موتوری یگان                  ستوان‌یار اسدالله کریم‌پور

14 - رئیس هدایت آتش یگان                   گروهبان‌یکم هادی ظریف

15 – راننده                                          گروهبان‌یکم رضا حمزه‌ای

 16 – راننده                                         گروهبان‌یکم زنگنه

17 – راننده                                          گروهبان‌یکم  هوشنگ رزده

18 – راننده                                          گروهبان‌یکم  قیاسی

19 – راننده                                          گروهبان‌یکم نعیمی

20 - راننده                                          گروهبان‌یکم پرورش 

21 - راننده                                          گروهبان‌یکم ناصر باقری

22 – راننده                                          گروهبان‌یکم بدربانی

23 - راننده                                          گروهبان‌یکم سلطان‌مرادی

 

 

 

 

منبع: توپخانه در سد و تثبیت متجاوز، نجفی راشد و هکاران، محمد، 1396، ایران سبز، تهران

 

 

 

 

 

 

 


[1] - هم‌زمان با هدف واقع شدن ستون موتوری دشمن به‌وسیله آتشبار یکم، تعدادی از جوانان گیلانغرب به همراه تیربار و سلاح سبک و احتمالاً آرپی‌جی7 به ستون دشمن هجوم بردند و نفراتی از نیروهای دشمن را مجروح و به هلاکت رسانیدند. این افراد از عشایر روستاهای اطراف شهر گیلانغرب بودند. از این اهالی جوان، شجاع، پرشور و با نشاط؛ نام یک نفر تحت عنوان مرجانی را به‌یاد دارم.

[2] - ستاد گردان285 تانک در اولین قدم و هم‌زمان با حضور در گیلانغرب، در حوالی شهر مستقر شد و هدایت عناصر تحت امر را  برعهده  گرفت. در این زمان فرماندهی این یگان با سروان مجید مردان‌پور (آخرین سمت او با درجه سرتیپی، فرمانده قرارگاه عملیاتی غرب بود) و معاون گردان سروان عبدالعلی پورشاسب بود. (او بعدها با درجه سرتیپی به فرماندهی نزاجا و ریاست ستاد مشترک ارتش منصوب شد.) ریاست رکن سوم گردان نیز به‌عهده سروان شمس‌الدین زعفری بود. (او نیز بعدها به فرماندهی لشکر 88 زرهی زاهدان و معاونت جهاد خودکفایی نزاجا رسید.)

[3] - فرمانده گردان، شادروان سرهنگ‌دوم محمود پژمان (آخرین سمت، فرمانده پشتیبانی منطقه1 کرمانشاه- سرتیپ‌دوم بازنشسته)

- معاون گردان سرگرد هوشنگ امیری (آخرین سمت، رئیس ستاد قرارگاه عملیاتی غرب-  سرتیپ‌دوم بازنشسته)

- رکن سوم گردان سرگرد محمدعلی فیروزان (آخرین سمت، فرماندهی قرارگاه لشکر81 زرهی–  سرهنگ بازنشسته)

- فرمانده آتشبار یکم ستوان‌یکم خیرالله همتی ( آخرین سمت،  مدیر آموزش نیروی زمینی ارتش-  سرتیپ‌دوم بازنشسته)

- فرمانده آتشبار دوم، ستوان‌یکم سعدی پورکند (آخرین سمت، رئیس ستاد لشکر81 زرهی-  سرتیپ‌دوم بازنشسته)

- فرمانده آتشبار سوم، ستوان‌یکم فریدون رئیسیان (آخرین سمت، استاد دانشکدۀ پدافند هوایی اصفهان- سرهنگ بازنشسته)

- رئیس رکن یکم، سروان ابراهیم رحیمی (آخرین سمت، فرمانده حفاظت اطلاعات نیروی زمینی ارتش-  سرتیپ‌دوم بازنشسته)

[4] - در این مقطع زمانی، گردان285 تانک با کمتر از دو گروهان تانک و استعداد رزمی غیرقابل قبول، با پشتیبانی آتش گردان317 توپخانه و آتشبار 175 م‌م گروه11 توپخانه، در مقابل لشکر4 (-) پیادۀ دشمن با پشتیبانی تیپ6 زرهی و نیروی مخصوص + هوانیروز و توپخانه‌های سازمانی لشکر (حداقل چهار گردان) قرار گرفته بود.

 

1397/8/12 10:22:5 22 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
برای عضویت درکانال سایت هیئت معارف جنگ شهید صیاد شیرازی اینجا کلیک کنید
تویضیحات در موتور جستجو
(نقشۀ شماره2- دیدگاه شماره6- برآفتاب) با راهنمایی ستوان آقایی از طریق بی‌سیم و کدهای قراردادی، از وی خواستم تا بلافاصله دیدگاه سراوان را ترک کند و به ما ملحق شود. این اقدام انجام و او در دیدگاه جدید مستقر شد.
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015